دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : امام عصر (عج) با يك اقليت محض قيام مي كند / طوفان در راه است، اينطور نمي ماند
شنبه، 18 آبان 1392 - 12:26 کد خبر:2083
دولت بهار: حزب اللهي هاي دو آتشه اي مثل حجربن عدي داغ مي كردند كه آقا چرا كوتاه آمدي؟ آقا مي فرمود من براي خودتان كوتاه آمدم. يك فورجه اي مي خواهيم براي بازسازي آن روز موعود كه آن روز موعود عاشورا بود.

دولت بهار/ متن كامل سخنراني حجت الاسلام والمسلمين مسعود شفيعي كيا در هيئت منتظران بهار (عج) در ادامه آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم
خداي بزرگ را شاكرم كه توفيق حضور در چنين جمع صميمي و مخلصي را نصيب من كرد؛ حضور در جمع مردان و زناني كه وقتي حق ياري طلبيد، ايستادند چون قلبشان زنده و بهاري است. حتما مي دانيد كه ياران امام زمان (عج) اكثرا ناشناخته اند. من در يك برنامه راديويي مي شنيدم كه يك روحاني مي گفت خيلي از بزرگان و چهره هاي شناخته شده ياران حضرت هستند. نه خير! اين حرف ها نيست. كربلا چطوري بود؟ چندتا صحابه يار حضرت اباعبدالله (ع) بودند؟ فكر نكنم بيشتر از 2-3 تا صحابه حضور داشت. يكي حضرت مسلم ابن عوسجه بود و ديگري  حضرت حبيب ابن مظاهر. صحابه آن هايي هستند كه در ركاب رسول الله بوده اند، به اصطلاح استوانه هاي نظام هستند. تابعين  كساني هستند كه بعدها انقلابي شدند و در جنگ ها شركت كردند. آقا ابا عبدالله 700 نفر از اين ها را در خيمه بزرگي جمع كرد براي اتمام حجت. اما هيچكدام نماندند. زندگي نامه افرادي كه در ركاب حضرت بودند را بخوانيد، آدم هاي مشهوري نبودند به جز چند نفر. مشهور دنيوي نبودند كه بگويند ايشان از استوانه هاست و همه به تشييع جنازه شان بروند!

شما از امثال من خيلي جلوتريد، حقيقتش من آمدم اينجا كه از شما روحيه بگيرم. واقعا در اين خط بودن خيلي جاي شكر دارد، به خصوص با آن امتحانات نفس گيري كه يكي دوسال پيش شد. من اينجوري مي فهمم كه  اين امتحانات خيلي از سرنوشت ها را معين كرد. يعني ما ديگر منتظر تحقق سرنوشت ها هستيم. اللهم ثبتني قدم صدق عندك مع الحسين (ع). ثبات قدم مهم است. در روايات هست كه امام عصر (عج) به كساني بيشتر توجه مي كند كه ذكر آقا اباعبدالله (ع) را داشته باشند. مجرب هم هست و آنهايي كه بيشتر با امام حسين (ع) ارتباط داشتند بيشتر توانسته اند خدمت امام عصر (عج) برسند. گستره عبرت هاي عاشورا مي رسد به مقدمات ظهور. تا ما مثل ياران اباعبدالله (ع)، سربازاني پا به ركاب امام عصر (عج) نداشته باشيم، آقا نمي آيد. حتما شنيديد كه آقا امام زمان (عج) به مجلسي كه ذكر حضرت عباس (ع) باشد بيشتر عنايت دارد. چون امام عصر (عج) آنقدر غريب است كه به دنبال ياوري مي گردد مثل حضرت عباس (ع). غربت امام خيلي زياد است.

من غريب ترين مرد روي زمينم
يك عالم بزرگواري از سادات نجف خيلي دوست داشت محضر امام (عج) برسد. خب مي دانيد كه بالاسر قبر امام حسين (ع) يكي از جاهايي است كه دعا مستجاب است. اين شخص از نجف راه افتاد به سوي كربلا به اين نيت كه بالاي مزار حضرت اباعبد الله (ع)  دعا كند براي ملاقات با امام عصر(عج). خودش مي گويد وقتي دعا مي كردم ديدم يك سيد نوراني و جوان كه هرگز نديده بودمش به من نزديك شد. وجناتش نشان مي داد فاضل است. شروع كردم به بحث هاي علمي. سوالات زيادي پرسيدم، سوالات پيچيده اي كه مراجع وقت هم نمي توانستند جواب بدهند، ايشان به راحتي پاسخ دادند. آخرين سوالم از ايشان اين بود كه شما چه كسي هستيد؟ ايشان فرموده بودند من غريب ترين و مظلوم ترين مرد روي زمينم. من در ذهنم فكر كردم لابد ايشان يكي از علماست كه مقلد ندارد! دوزاري ام نيفتاد. ناگهان ديدم كه ديگر نيست. تازه فهميدم كه من دعا كردم و مستجاب شد. نكته اينجاست كه آقا خودش را مظلوم ترين مردم زمين معرفي مي كند.

اين مسائلي كه پيش آمد در اين يكي دو سال و درگيرش شديم نشان داد كه خيلي فاصله داريم با آن شرايط. منظور فاصله زماني نيست، اشتباه نشود. در روايات هست كه از ايران حدود 10 هزار نفر به همراه سيد خراساني مي روند براي ياري امام عصر (عج). اين نيست كه فكر كنيم همه بايد راه بيفتند. امام عصر (عج) بايك اقليت محض قيام مي كند و حتي آنقدر وضع بر ايشان سخت مي شود و در محاصرات عجيبي قرار مي گيرند كه مردم زمين مي گويند اين جوان خود و يارانش را تلف كرد. انقدر اوضاع سخت مي شود كه مردم با اينكه مي دانند، او انسان حق گويي است، مي گويند خودش را تلف كرد و همه دنيا سر او ريختند. چون حضرت در هيات جوان كمتر از 40 ساله ظهور مي كنند. در آن روزها چه كساني مي ايستند؟ آنهايي كه در مكتب امام حسين (ع) پرورش يافته اند.

چرا احمدي نژاد مي گويد حوصله كنيد؟
يك وجه اهميت صلح امام حسن (ع) اين است كه زمان خريد براي اينكه ياران اباعبدالله (ع) جمع شوند. من يك موقع هايي مي بينم بعضي از دوستان سوال مي كنند كه آقا چه بكنيم و دكتر احمدي نژاد مي گويد حوصله كنيد. يك فصلي مي گذرد كه امتحانات انجام شد، ديگر بايد شروع كنيم به تقويت داخلي خودمان . چون به هر ترتيب روزگار مكر سر مي آيد. اين نيست كه مكاران بتوانند هميشه بمانند. به هر ترتيب اهل حق اقبال مي بينند. مي بينيد ديگر، هنوز چيزي نشده به محض اينكه متوجه شدند محبوبيت دكتر در حال افزايش است، دوباره شروع كردند به شايعه ساختن و دروغ ساختن. اما سنت خداست كه اين ورق برگردد. و ان شا الله اين ورق در زمان ظهور برگردد. ان شالله اين علائم، علائم ظهور باشد. ولي به هرترتيب چه باشد چه نباشد براي ما و اهل حق بالاخره فرصت هايي در راه است. پس بايد خودمان را بازسازي كنيم. امتحانات سخت تري در پيش است.

گوشه هايي از جنگ رواني معاويه عليه اميرالمومنين (ع)
وقتي معاويه حاكم مي شود به قول رهبر عزيز انقلاب نرمش قهرمانانه حضرت مجتبي (ع) صورت مي گيرد، اين نرمش براي اين بود كه تتمه بهاري هاي آن زمان كه مانده اند، قلع و قم نشوند. خود حضرت مجتبي (ع) اين معنا را فرمودند. حزب اللهي هاي دو آتشه اي مثل حجربن عدي داغ مي كردند كه آقا چرا كوتاه آمدي؟ آقا مي فرمود من براي خودتان كوتاه آمدم. يك فورجه اي مي خواهيم براي بازسازي آن روز موعود كه آن روز موعود عاشورا بود. نرمش قهرمانانه يعني اينكه يكجا كيل امتحانات پر مي شود و هركس خودش را نشان مي دهد. در اين 2 سال اخير من اينجوري فهميدم كه هركس خودش را نشان داد كه چه كسي است و چه چيزي است، آن هايي كه رفتند معلوم شدند، آنهايي كه ماندند معلوم هستند، حالا بايد بازسازي و پردازش كنيم. جذب كنيم، شرايطي كه در زمان امام حسن (ع) پيش آمد اينطوري بود. معاويه زد زير حرفش در عهدنامه و منابر لعن علي (ع) را راه انداخت. حتي برخي از روايات هست كه مي گويد به بچه ها بره مي دادند، بچه ها با اين بره ها بزرگ مي شدند و عياق مي شدند، بعد ماموران معاويه با لباس مبدل مي آمدند اين بره ها را مي دزديدند و مي گفتند علي (ع) اين كار را كرد! چنين جنگ رواني جريان داشت كه همين الان هم شيعيان عراق به دزد مي گويند علي بابا! ريشه اين افسانه در همان جنگ رواني عليه اميرالمومنين (ع) است.

حسين (ع) جز انحراف كار ديگري بلد نيست!
در تاريخ داريم يك روز شخصي آمد در مسجد النبي، ابن عباس نشسته بود، ابن عباس از صحابه بزرگي است كه اهل سنت نيز قبولش دارند. امام حسين (ع) هم در گوشه ديگر مسجد نشسته بودند. شخصي مي آيد از ابن عباس مي پرسد تكليف شرعي من در اين مسئله چيست؟ ابن عباس  اشاره مي كند به سيد الشهدا (ع)، مي گويد از ايشان بپرس، ايشان ملا تر است، پسر پيغمبر است. بالاخره شيعه هم نيستي ايشان ملا تر است. اين شخص بي ادب كه نمادي از تفكر حاكم بر جامعه است، گفت اين ها كه جز قدرت طلبي و انحراف كار ديگري بلد نيستند! ابن عباس برافروخته شد و گفت علمي كه پيغمبر (ص) براي آن ها گذاشته براي هيچكس نگذاشته. مظلوميت اهل حق خيلي زياد بود ولي خودشان را بازسازي كردند. من نمي خواهم بگويم قرار است كربلا تكرار شود. منظور اين است كه روز تبلور حق فرا خواهد رسيد. حالا آن زمان به خاطر در اقليت بودن، تبلور حق به شيوه كربلايي صورت پذيرفت. كربلا تظاهرات حق و حق گويي بود. ساعت ها بايد صحبت كنيم كه چقدر روي افرادي كه حتي به اهل بيت (س) ارادت ندارند اثر گذاشت، در جهان اثر گذاشت.

ببينيد اگر حضرت اين سكوت را نمي شكستند و بعد از معاويه اين كار را نمي كردند حركت هاي اموي مي شد جزو حركات انقلاب. مي گفتند تراز يك حكومت انقلابي جناب معاويه رحمت الله عليه است. شما خطبه هاي معاويه را ببينيد پر از آيات قرآن است. كسي باور نمي كرد كه اين با اصل اسلام مشكل دارد. معاويه مرتب به خانواده شهداي جنگ هاي اسلام سر مي زد، به آن ها مي رسيد. مردم را تا موقعي كه معاويه بود نمي توانستي حاليشان كني كه مخالف پيغمبر (ص) است. بايد يك يزيدي مي آمد و اين دور عوض مي شد. حركت، حركت رهايي بخش بود. 

در نهايت تبختر مي گويد من در راس امورم!
يك نكته اي هست كه رهبر معظم انقلاب رويش تاكيد دارند، و ما هم اگر روي آن مانور بدهيم و تمركز رسانه اي داشته باشيم، هم تنش كم مي شود هم اثرگذاري مناسبي دارد، و مي توانيم مبنايي قرار دهيم براي دور كردن حملات عليه دكتر احمدي نژاد و بهاري ها. مسئله اين است كه ما تفكر امام را به تبلور برسانيم. اگر اين تبلور پيدا كند در جامعه ديگر كسي نمي تواند بگويد امام اگر بود اين كار را مي كرد. امام راهش روشن است. شما صحيفه امام  را بياييد با تاريخ تطبيقي انقلاب مطابقت بدهيد ببينيد امام كجا اين حرف را زد. چرا اين حرف را زد؟ امامي كه فرمود اگر ديديد مجلسي ها بالاشهر نشين شدند، فاتحه انقلاب را بخوانيد. وقتي اين جا افتاد ديگر كسي نمي آيد در نهايت تبختر بگويد من در راس امورم! نه آقا جان! راس اموري كه امام مي گفت، مدرس بود، حميد ديالمه بود، مرحوم ابوترابي سيد آزادگان بود كه حقوق مجلسش را هم نمي گرفت. بعد ديدند مروحوم ابوترابي مرخصي گرفته و مجلس نمي آيد، ديدند رفته در منزل يك جانباز آزاده در روستاهاي اطرف ساوجبلاغ عملگي مي كرد. حتي منسوبان مرحوم ابوترابي بعد از ايشان شبيه ايشان نبودند. وقتي معيارها آشكار مي شد، معلوم مي شود كه انحراف جاي ديگري است كه به ديگران نسبت مي دهند.

در اوج فتنه 88 به ما خبر دادند فلان شخصيت اصولگرا در فلان سالن عروسي فرمانيه، 180 ميليون هزينه عروسي پسرش شده، 90 ميليون پول لندكروزي بوده كه هديه داده شده. در همان مراسم آقايي كه جك ميگفته و مجلس عروسي را گرم مي كرده، جلوي چشم همين رجالي كه خود را آخر اصولگرايي معرفي مي كنند، احمدي نژاد را مسخره مي كرده، درباره احمدي نژاد جك مي گفته و همه مي خنديدند. همان موقع بچه هاي ما در شهرك غرب تو سرشون پاره آجر مي خورد! حالا هي مي گويند فلاني تراز نيروهاي انقلاب است. تراز ما اين ها نيستند. تراز ما احمدي نژاد است كه اينجوريش كرديد. همه كارهاي احمدي نژاد را مي توانيم تطبيق بدهيم با نامه اميرالمومنين (ع) به مالك اشتر، با سخنان حضرت امام، با فرمايشات رهبر عزيز انقلاب. وقتي ملاك ها عوض ميشود، امام حسين (ع) هم كه سخن بگويد موثر نمي افتد.

چرا نبايد به حاكميت بازگرديم؟
محله امام زاده يحيي تهران يك محله قديمي و فقير نشين است. آقاياني كه 30 سال پيش آنجا زندگي مي كردند رسيدند به جايي كه عروسي بچه هايشان با اين وضع برگزار شود. يكي از هيئيتي هاي قديم تهران براي من تعريف مي كرد كه فلاني يك فولكس قورباغه اي داشت و ما شب هاي عيد دلمان مي سوخت برايش ميوه و برنج مي خريديم، الان كاخ هايش را نمي شود شمرد. چكار بايد كرد؟ بعد الان بايد دلِ نازك همين ها را بدست بياوريم كه مبادا ناراحت بشوند، مبادا اصولگرايي ضربه بخورد، انحراف بوجود بياد... به كجا مي برند؟ دانشجوها يك بار به حضرت آقا گفتند ما هر كاري مي خواهيم بكنيم، هر انتقادي بكنيم مي گويند فلاني منسوب رهبري است، مورد عنايت آقاست و ... آقا فرمودند نه خير! ما بايد مصلحت ها را ببينيم. رهبري بايد در قالب مصلحت كند. شما كار خودتان را بكنيد. رهبر عزيز انقلاب مي گويند شما بايد آرمانگرا باشيد. آرمان گرايي ما اين بود كه تا آخر پاي بهار ايستاديم. وظيفه ما آرمانگرايي است. ما كاملا به اصول مردمسالاري پايبنديم و مثل كساني كه سال 88 مفتضحانه بازي در آوردند نيستيم. هر چند همان ها بعدها آمدند در شرايطي كه رقيب اصلي از صحنه حذف شده بود، با فاصله اي بسيار كم بالا آمدند، حالا بايد اندكي مردمسالاري ياد بگيرند. اين چند صباحي كه روي كارند ما كنار مي آييم. معارض اصلي شان هم ما نيستيم. چون ما بحثمان اين چيزها نيست. بحث ما انقلاب است. بعضي از رفقا الان نارحت هستند، مي گويند چرا دكتر احمدي نژاد و نزديكانش مي گويند ديگر برنامه اي براي بازگشت به حاكميت نداريم. اصلا در مرام شيعه نبايد اين برنامه باشد. ما برنامه براي خدمت داريم. وقتي كه ساختار خراب است وقضيه طوري برمي گردد كه اهل حق متهم مي شوند، خب اين ساختار بايد درست شود.

بحث ما اين است كه بايد برگرديم به اصولمان. امام حسين (ع) براي چه حركت كرد؟ انحراف پيش آمده بود، انحراف واقعي! الان تا بحث امر به معروف مي شود باز مي آيند چندتا نماد از منكر نشان مي دهند مي گويند مقابله كنيد. اصلا شما نگاه كنيد نمي خواهيم بگوييم حالا منكر نيست، بحث بر سر اولويت بندي است. كدام يك از ياران امام حسين (ع) گشت ارشاد درست كردند؟ سفره اين زن و مرد را با ربا آلوده كرده ايم و مي خواهيم با حجاب باشند؟ خود بانكدار ها  مي گويند هيچكدام از قواعد بانكداري اسلامي رعايت نمي شود.  آمديم فساد را نهادينه كرديم، يك نفر مي خواهد كار اقتصادي كند مجبور است به رشوه تن دهد، خب چه انتظاري مي توان داشت؟ يكي از كارهاي ما اين است كه اين منكرات را نشان بدهيم. كسي برود در كاخ بنشيند منكر است! كاخ نشيني مسئولان منكر است! آقازاده بازي منكر است! بايد تببين كنيم.

واردات گاو توسط جريان انحرافي
يكي از نمايندگان مجلس سال 88 كمسيون آموزش بود، 3000 اسم از آقازاده هايي كه بورسيه شدند در انگليس را افشا كرد. اين ها نه تنها بورسيه انگليس شدند بلكه متن پايان نامه هايشان مسائل محرمانه نظام بود كه از پدرانشان كف مي رفتند يا گرا مي گرفتند و  مي فرستادند آنجا. چه كسي پيگيري كرد؟ ناگهان ديديم سر و صداي انحراف بلند شد. يك بار من در يكي از همين سايت هاي امنيتي - نظامي خواندم، نوشته بود جريان انحرافي گاو وارد كرده است! تا اينجا جلو رفتند! اين آقازاده ها چه شد؟
 
يكي از دوستان ما در پاريس بود، تعريف مي كرد. يكي از ديپلمات هاي مرتبط با همين جريان حاكم كه البته چيزي بهش ندادند، در پاريس ماموريت داشت، آقازاده هايش در يكي از دبيرستان هاي كالج سلطنتي انگليس درس مي خوندند، شنبه ها و يكشنبه ها با هواپيماي اختصاي مي آمدند پاريس، چون ايشان در پاريس اقامت داشت! خب اين آقازاده ها با اين تشكيلات فردا مي شوند مسئول من و شما. شما را كه راه نمي دهند. وقتي آقاي احمدي نژاد را اينجوري مي كنند يعني كسي خارج از اين دايره نبايد وارد شود.

چيزي كه ما از عاشورا ياد گرفتيم حفظ شور و شعور است. انقلاب ما از عاشورا شروع شد، قيام 15 خرداد 42. در همين ايام محرم شكل گرفت. حركت براساس اصلاح طلبي و اصولگرايي واقعي بود، خط و جناح بازي هاي سبك انگليس و آمريكا نبود. اصلا جناح در كشور معنا ندارد. بايد همه خادم باشند. اين بلند گوهاي خيابان انقلاب كه سخنراني هاي راهپيمايي 22 بهمن را پخش مي كند، مال 30 سال پيش است، آقايان مي گويند اگر عوض كنيم اسراف مي شود. بلندگو ها مال 30 سال پيش است، البته احتمالا امسال ديگر عوض كنند! در حالي كه منزل اقايان از امام زاده يحيي رفته فرمانيه! اين ها با انقلاب نمي سازد. سال 82 كه رهبر معظم انقلاب تشريف آوردند قم، آقاي نوري همداني تعريف مي كرد كه آقا خيلي ناراحت بودند. گفتيم چرا؟ گفت رهبر انقلاب فرمودند آن آقايي كه هيچي نداشت، امروز خانه 1 ميليارد توماني در قم معامله مي كند. ما بايد حرف رهبري را بزنيم، ايشان مصلحت ها را مي بيند.

ما در زندگي مان با اين مداحاني كه حالا مشكل ساز شده اند، ارتباط داشتيم، رفاقت و صميميت داشتيم اما اين محافل صميميت و اخلاصش خيلي بيشتر است. چون اينجا پي ياري حق هستند. طوفان در راه است. اينجوري نمي ماند.