دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : سعيد حجاريان به چه مي انديشد؟
دوشنبه، 25 آذر 1392 - 03:28 کد خبر:3441
دولت بهار: آنچه در ذهن حجاريان مي گذرد براي درك راهبردهاي جريان حاكم بر دولت نيز راهگشاست - به توهين هاي او عليه دولت نهم و دكتر احمدي نژاد كاري ندارم چون آن بخش از سخنان توهين آميز وي را بيشتر شبيه فحاشي هاي كاكارستم عليه داش آكل مي بينم كه در غياب پهلوان ، بي هنرانه زبان گشاده ميكرد.

دكتر عبدالرضا داوري در فيسبوك نوشت: مصاحبه سعيد حجاريان با ايسنا بسيار مهم بود و لايه هاي ذهني او را تا حد زيادي روشن مي كند . اينكه سعيد حجاريان به چه مي انديشد از اين زاويه مهم است كه حجاريان را به عنوان مبدع گفتمان مشروطه خواهي مي شناسيم و روحاني را محصول پروژه مشروطه خواهي . بنابراين درك آنچه در ذهن حجاريان مي گذرد براي درك راهبردهاي جريان حاكم بر دولت نيز راهگشاست - به توهين هاي او عليه دولت نهم و دكتر احمدي نژاد كاري ندارم چون آن بخش از سخنان توهين آميز وي را بيشتر شبيه فحاشي هاي كاكارستم عليه داش آكل مي بينم كه در غياب پهلوان ، بي هنرانه زبان گشاده ميكرد.

نكته اول:
پايان چرخش گفتماني در حوزه دولت جمهوري اسلامي ايران

سعيد حجاريان:مردم بايد توجه كنند كه آيا دولت يازدهم آلترناتيوي دارد؟ ممكن است عده‌اي بگويند كه اين دولت هم بايد كنار برود...به نظر من در حال حاضر بديلي براي دولت روحاني وجود ندارد. بايد شخصيت‌هايي كه در بين مردم اعتبار دارند، مثل هاشمي رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي، ناطق نوري و همچنين روزنامه‌نگاران و روشنفكران براي مردم توضيح دهند كه در حال حاضر بديل ديگري وجود ندارد.

توضيح:«اينكه سعيد حجاريان معتقد است كه دولت حسن روحاني آلترناتيو(بديل) ندارد بدان معناست كه او چرخش گفتماني در حوزه دولت جمهوري اسلامي ايران را نفي مي كند . اعتقادي شبيه نظريه پايان تاريخ فوكوياما كه ليبرال دمكراسي را پايان تاريخ اعلام كرد(هرچند بعدا از آن عدول كرد) . يك روي ديگر اين «پايان گرايي» سعيد حجاريان حاوي اين پيام است كه اگر دولت روحاني موفق نشود، جمهوري اسلامي در عرصه دولتداري به بن بست خواهد رسيد.»

نكته دوم:
سياست خارجي كليد حل مشكلات داخلي

سعيد حجاريان:ريل‌گذاري و سمت‌گيري دولت يازدهم صحيح است، اما مشكلات - به دليل گستردگي - به آهستگي حل مي‌شوند … در حال حاضر مشكلات وجود دارد اما سمت‌گيري دولت صحيح است. …مردم هم بايد اين را بدانند و به سمت‌گيري دولت توجه كنند ... روحاني به دنبال اين است كه با باز كردن گره سياست خارجي، سرمايه خارجي را به ايران وارد كند.

نكته سوم:
يكسان انگاري اصلاح طلبان با اعتدال گرايان

سعيد حجاريان: در حال حاضر اصلاح‌طلبان در كابينه دولت يازدهم حضور دارند و پايگاه اجتماعي دولت هم اصلاح‌طلبان هستند؛ بنابراين لازم نيست بين اصلاح‌طلبان و اعتدالگرايان تفكيكي قائل شويم.

نكته چهارم:
تقويت جامعه مدني مساوي است با التهاب در فضاي جامعه

سعيد حجاريان:دولت در حال حاضر در حوزه اقتصادي و سياست خارجي بيشتر اقدام كرده و در حوزه تقويت جامعه مدني كمتر فعال
بوده است…اظهارنظرهاي كمتر دولت و رييس‌جمهور در اين حوزه‌ها به اين خاطر بوده كه دولت نمي‌خواهد فضا «ملتهب» شود…دولت نمي‌خواهد شرايط كشور را «به هم بزند» و «حساسيت» ايجاد كند

نكته پنجم :
ضرورت فعال سازي جامعه مدني سرمايه سالار توسط دولت

سعيد حجاريان: جامعه مدني در زمان رياست‌جمهوري خاتمي در حال شكل‌گيري بود. انجمن‌هاي مختلف، احزاب، مطبوعات و توليدكنندگان خصوصي در حال شكل‌گيري بودند. به نظر من سرمايه‌گذار و توليدكننده خصوصي نيز بخشي از جامعه مدني است … اكنون جامعه مدني در حال جوانه زدن است....مشاركت سياسي در حد راي دادن يا تجمع در فرودگاه براي استقبال از مسئولان كشور، كافي نيست. جامعه مدني بايد سازماندهي شود و دولت بايد شرايط سازماندهي جامعه مدني را فراهم كند و موانع را از ميان بردارد…تقويت بخش خصوصي موجب تقويت جامعه مدني مي‌شود ...اكنون طيف بورژوازي ما هيچ حزبي در اختيار ندارد. بورژوازي بهتر است همانند ساير طبقات جامعه به سمت تشكيل احزاب پيش برود

نكته ششم:
ايجاد درگيري و ترور در جامعه در صورت مشوش شدن اوضاع اقتصادي كشور

سعيد حجاريان: هشت سال گذشته مردم را پخته كرد … «درگيري و ترور» در جامعه بوجود نمي آيد، مگر اينكه اوضاع اقتصادي كشور «مشوش» شود.

نكته هفتم:
توصيه حجاريان براي «فشار از پايين»: ايجاد دوقطبي مردم-ضد مردم با ابزار افشاگري

سعيد حجاريان:دولت بايد ببيند كه مردم در حال حاضر و در آينده چه مي‌خواهند. دولت بايد پيگير «مطالبات مردم» باشد و به بحث‌هاي «خلاف مطالبات مردم» توجه نكند… طرح برخي موضوعات در مجلس برخلاف روند حركت دولت است … اگر نمايندگان بر خلاف خواسته مردم حرف بزنند و عمل كنند و بعد آن وقت ببينند آيا مردم حوزه‌هاي انتخابيه‌شان آنها را به شهرشان «راه مي‌دهند»؟ اگر اين كار را بكنند مردم آنها را حتي به شهرهايشان «راه نمي‌دهند». من معتقدم حتي اگر قرار باشد قانون اساسي «عوض» شود، بايد شرايطي فراهم شود تا مانند بسياري از كشورها، دولت بتواند مجلس را «منحل» كرده و انتخابات «زودهنگام» برگزار كند تا مردم مجدداً راي دهند و سيستمي «هماهنگ» پديد آورند. البته چنين چيزي در اين كشور عملاً امكان‌پذير نيست؛ چراكه «آقاي جنتي» خود را هم بالاي سر دولت و انتخابات آن مي‌داند و هم بالاي سر مجلس… دولت با «افشاگري» مي‌تواند پيگير مطالبات مردم باشد … به طور مثال در قضيه سازمان تأمين اجتماعي بايد مشخص شود كه چه «نمايندگاني» پول گرفته‌اند؛ البته اين «شفاف‌سازي» بايد با «تدبير» انجام شود… تا زمان انتخابات آتي مجلس زمان زيادي باقي است اما من معتقدم بايد مجلس دهم شبيه مجلس پنجم شود يعني اقليت قوي و تأثيرگذار از اصلاح‌طلبان وارد مجلس شوند و با توجه به شرايط موجود، چنين چيزي قابل قبول و راضي‌كننده خواهد بود. … هم‌اكنون در شوراي شهر هم نيروهاي اصلاح‌طلب خوبي حضور دارند كه «حاكميت» بر روي آنها «حساسيت» نداشت. آنها اصلاح‌طلبان جواني بودند كه مورد حمايت شخصيت‌هاي «محبوب» اصلاح‌طلب هم قرار گرفتند. در انتخابات مجلس هم مي‌توان بر «نيروهاي جوان اصلاح‌طلب» سرمايه‌گذاري كرد و با «حمايت» رهبران جريان اصلاح‌طلب آنها را به مجلس بعدي «فرستاد».

در اين رابطه بازهم خواهم نوشت