دولت بهار (سايت قديم) : خاستگاه مردم انقلابي
چهارشنبه، 20 بهمن 1395 - 16:30 کد خبر:362079
مهدي ابوماهيگير


آنچه كه موجب گسترش نهضت امام خميني و در نهايت پيروزي او بر ثروت و قدرتِ سياسي - نظامي شاه با ارتش مجهز و ساواك مخوف و گارد وفادار شاهنشاهي شد چه بود ؟! چه باعث شد تا امام خمينيِ تبعيد شده بي هيچ گماشته و انباشته اي بر ژاندرم منطقه و متحد امريكا فائق آيد ؟! به عقيده من اصلي ترين عامل تبديل اين حركت كوچك به نهضتي بزرگ و جنبشي فراگير و انقلابي فاتح ، مردمي بودن همه ي طبقات ملت بود. ايجاد شبكه اي ارتباطي و تشكيلاتي پيچيده براي مخابره پيام امام خميني از نجف و نوفل لوشاتو به جاي جاي ايران با آن همه خفقان و ارعاب حاصل مردمي بودن صدر تا ذيل آحاد ملت بود.

امام خميني و رهبران نهضت و روشنفكران متعهد از ميان و در شمايل مردم برخاستند و دوشادوش آنان مبارزه كردند و شكنجه شدند و شهيد دادند. مردم وقتي انقلابي شدند كه رهبرانِ نهضت را صادق يافتند و چون خود شناختند. اگر بانگِ قيام سر دادند ، خود قيام كرده و اگر به صبر و استقامت خواندند ، خود صبور و مقاوم بودند. اگر ساده زيستي را تبليغ كردند ، خود زاهد و ساده زيست و اگر به جهاد فرا خواندند خود در صف اول و خط مقدم بودند. بر همين اساس قدرت اجتماعيِ امام خميني چنان فراگير شد كه ديگر هيچ قدرتي - نه شرقي و نه غربي - قادر نبود تا در برابر مردم يكپارچه ي انقلابي بايستد و مشروعيت استبداد را زمزمه كند. امام خميني پيرمردي ساده اما بزرگ بود كه جان را بر كف دست نهاده و در غربت و ظلمت ، حقيقت را فرياد كرده و با همه مخاطرات و تهديدات از پاي ننشست و چنين بود كه مراد مردم و امام امت شد.

حقيقت آن است كه انقلاب - اين ثمره ي شيرين نهضت - صاحبي و مالكي جز آحاد مردم نداشته و هيچ كس نمي تواند خود را قيم و صاحب اختيار انقلاب بداند تا از خوان اين نعمت مبارك سهمي مضاعف طلب كند. آنچه در ذره بين افكار مردم انقلابي و در منظر و مرآي آنان ثبت مي شود ، مشاهده پرسشگرانه و رصد راهبران و مديران پس از انقلاب است كه آيا آينان همچون پيش از انقلاب در ميان اجتماع ساده مردم بيش از همه به تلاش و ايثار و خدمت پرداخته و مفتون كرسي رياست و شهرت و اشرافيگري نمي گردند؟! اين يك اصل كلي است كه هر چه مديران و رهبران ، مردمي تر باشند ؛ مردم انقلابي تر خواهند بود. پشتوانه و خاستگاه مردمِ انقلابي ، مديرانِ مردمي است و مديران اشرافي كه خود را در طبقه اي ويژه قرار مي دهند ، عامدانه يا جاهلانه در تضعيف روحيه ي انقلابي مردم و گسست ميان ملت و دولت مي كوشند. انديشكده هاي امريكايي نيز خوب مي فهمند كه تا پيوند مردم انقلابي و مديران مردمي باقي باشد هيچ گزينه اي جز تلاش براي شكاف ميان آنها جرأت برخاستن از روي ميز را نخواهد داشت.