دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : احمدي‌نژاد و مفهوم "رهبري سياسي"
جمعه، 13 مرداد 1396 - 17:12 کد خبر:417694
علي ابوطالبي


از ديروز، «انتقادها»ي برخي هواداران دكتر احمدي‌نژاد از حضور ايشان در مراسم تنفيذ بالا گرفته، و مثل تمام بحث‌هايي از اين قبيل — كه طي چند سال اخير به‌كرات شاهدش بوده‌ايم — از يك امر حكايت مي‌كند:

درك ناقص يا واژگونه اين طيف از مفهوم «رهبري سياسي».

كساني كه كار سياسي را از بنيان آموخته‌اند مي‌دانند كه اولاً، «رهبري» يك جريان سياسي و اجتماعي، امري‌ست عيني؛ و نمي‌توان كسي را به آن منصوب يا از آن عزل كرد.

واقعيت عيني در جامعه امروز ما اين است كه محمود احمدي‌نژاد ليدر خط سوم در سپهر سياسي «جمهوري اسلامي» است. (جريان‌شناسي سپهر سياسي «انقلاب اسلامي» مقوله‌اي‌ست عليحده، كه در جاي ديگر بايد به آن هم پرداخت.) نقد عالمانه يا جاهلانه منتقدان احمدي‌نژاد‌، اعتراض محترمانه يا غرغر و نق‌نق آن‌ها، و اسائه ادب و گستاخي احتمالي، تغييري در اين واقعيت مسلم نمي‌دهد.

ثانياً، رهبري سياسي هر جريان، نه‌فقط نماد و شاخص آن، كه «محور» و «پيش‌ران» جريان محسوب مي‌شود و ديناميسم سياسي آتي جريان را در تعامل با بدنه فراهم مي‌كند. به‌عبارت ديگر، چنانچه بخشي از بدنه نخواهد يا نتواند اين محوريت را بپذيرد يا «تعامل» بدنه و رأس را صرفاً «حرف‌شنوي رأس» از خود تلقي كند، خيلي زود خود را «خارج از جريان» خواهد يافت.

ثالثاً، تبعيت از رهبري هر جريان يا جنبش سياسي و اجتماعي مستلزم درجاتي از اعتماد و اطمينان، و البته عقلانيت و محاسبه‌گري است. براي اين‌كه يك فعال سياسي بتواند كنش و واكنش خود را در چارچوب جرياني كه خود را به آن منتسب مي‌داند تنظيم كند صرفاً عشق و علاقه و احساسات‌گرايي كافي نيست.

با اين تفاصيل، جا دارد به مصاديق انتقادات تندروانه و كج‌روانه‌اي بپردازيم كه طي چند سال اخير شاهدش بوده‌ايم.

پيش از آن‌كه به «…معاشي» و «…بسندگي» متهم شوم تأكيد مي‌كنم نه‌تنها با نقد و انتقاد مخالف نيستم، كه آن را لازمه بلوغ و اعتلاي جنبش عدالت‌خواهي مي‌دانم.

كساني كه با مفهوم «سانتراليسم دموكراتيك» آشنا هستند، به‌خوبي درك مي‌كنند كه ابراز مخالفت آزادانه درون هر جريان سياسي درعين پايبندي به چارچوب فعاليت و موضوعيت آن جريان، تا چه حد به غناي نظري و كارآمدي عملي آن جريان يا سازمان سياسي ياري خواهد رساند.

و اما مصاديق:
طي سال‌هاي اخير شاهد بوده‌ايم برخي تصميمات آقاي دكتر احمدي‌نژاد تا چه حد موج توهين و طعنه و نوميدي را در ميان برخي «هواداران» ايشان برانگيخته؛ از شركت در راهپيمايي ۲۲ بهمن گرفته تا شركت در انتخابات و اخيراً هم حضور در مراسم تنفيذ. اين دسته از منتقدان، بدون اين‌كه درك صحيحي از توازن قواي سياسي در كشور داشته باشند، احمدي‌نژاد را «دون‌كيشوت»‍ي مي‌بينند كه بايد بي‌محابا به «آسياب»هاي غول‌پيكر حمله كند.
از ديد اينان، قرار است احمدي‌نژاد با عصايي جادويي، يك‌شبه طومار حيات ظالمان را درهم بپيچد و به چشم‌برهم‌زدني، ايران را گلستان كند.

گروهي ديگر هم هستند كه احمدي‌نژاد را «كاتاليزور»ي براي براندازي مي‌بينند؛ و طبعاً خواهان اقدامات «براندازانه» او هستند.
نكته آخر:
كساني كه صادقانه به دكتر احمدي‌نژاد علاقه‌مندند اما مشي سياسي ايشان را نمي‌پسندند و اصطلاحاً «از ايشان عبور كرده‌اند»، به‌راحتي مي‌توانند با اندكي جست‌وجو ميان گروه‌ها و گروهك‌هاي برانداز، در چارچوب جريان سياسي ديگري فعاليت كنند: حداقل فايده‌اش اين است كه وقت خودشان و ما را تلف نمي‌كنند.