دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : آيا تحريم نفت ايران لغو مي شود؟
چهارشنبه، 15 خرداد 1398 - 20:11 کد خبر:484968
محمد حسين اديب


نود و نه درصد ايرانيان، بدون توجه به تغييرات در اقتصاد جهاني، رويدادهاي سياسي ايران را تفسير مي كنند و اين باعث  نتيجه گيري هاي نادرست و غلط مي شود.

نود و نه درصد ايرانيان بدون توجه به تغييرات گسترده در اقتصاد نفت، در يك كشور نفتي، تحليل سياسي مي كنند، تحليل سياسي در يك كشور نفتي بايد متكي به اقتصاد نفت باشد.

تحريم نفت ايران را بايد با توجه به تغيير در بازار مصرف نفت، ارزيابي كرد.

نظر به اينكه آمارهايي كه در اين تحليل طرح مي شود نتايج تكان دهنده دارد از پنج منبع معتبر هر آمار، راستي آزمايي شده و صحت آن تاييد شده است.

واردات نفت در جهان با ۱۵ ميليون بشكه كاهش از ۶۵ ميليون بشكه در سال ۲۰۰۵ به ۵۰ ميليون بشكه در سال جاري رسيده است.

پانزده ميليون بشكه كاهش واردات نفت بايد از سهيمه چه كشورهايي كسر شود؟ چه كشورهايي بايد كمتر توليد كنند؟

توليد نفت آمريكا از ۷.۶ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۰۵ به ۱۲.۳ ميليون بشكه رسيده است. به عبارت ديگر، نزديك به ۵ ميليون بشكه به توليد نفت آمريكا اضافه شده است.

توليد نفت عراق هم از ۲.۱ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۰۵ به ۴.۷ ميليون بشكه در روز افزايش يافته است. افزايش توليد نفت عراق ۲.۶ ميليون بشكه در روز بوده است.

جمع بندي 

واردات نفت نسبت به سال ۲۰۰۵ بالغ بر ۱۵ ميليون بشكه و توليد نفت آمريكا و عراق ۷.۶ ميليون بشكه افرايش داشته است. اين دو فقره نرديك به ۲۳ ميليون بشكه در روز اختلاف ايجاد مي كند.

اين ۲۳ ميليون بشكه در روز چگونه بايد تقسيم شود؟ يك سري كشورها بايد كمتر توليد كنند! آيا كشورهائي كه بايد كمتر توليد كنند ايران، ونزوئلا، نيجريه و ليبي هستند؟

آيا تحريم نفت ايران فقط به اين سبب نيست كه براي اضافه توليد آمريكا و عراق ظرفيت ايجاد شود؟

تحريم نفت ايران اگر اتفاق نمي افتاد بايد سهم توليد يك سري از كشورهاي ديگر كم مي شد. اگر ايران كمتر توليد نكند بايد بقيه توليد كنندگان نفت كمتر توليد كنند. قضيه با ايران هم حل نمي شود، خيلي كشورهاي ديگر هم بايد كمتر توليد كنند.

سياسي كردن حذف ايران از بازار نفت، پاك كردن صورت مسئله است. غير از ايران و ونزوئلا خيلي از كشورهاي ديگر هم بايد توليد خود را كم كنند. اما چرا اين گونه شد؟ 

براي مدت ۱۵ سال قيمت نفت بالا تعيين شد و كشورهاي فاقد نفت به سراغ راه هاي جايگزين براي نفت رفتند و اين تقاضا براي نفت را به شدت كاهش داد.

واردات نفت در اتحاديه اروپا از ۱۸ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۰۱ به ۱۱.۵ ميليون بشكه در ماه قبل كاهش يافته است كاهش ۶.۵ ميليون بشكه اي مصرف اروپا به حذف نسبي ايران و ونزوئلا و نيجريه از بازار نفت انجاميده است. مصرف نفت ژاپن هم ۲ ميليون بشكه نسبت به سال ۲۰۰۵ كاهش داشته است. 

حتي اگر تحريمي هم در كار نبود، ايران بازار صادراتي نفت خود را از دست مي داد. حضور ايران در بازار نفت مستلزم كاهش نقش آمريكا، عراق، روسيه و عربستان در بازار نفت است. 

آنهايي كه تحريم نفت ايران را تنها به روابط سياسي ايران و امريكا محدود مي كنند و از منظر تغيير در باشگاه صادركنندگان نفت و وارد كنندگان نفت، به مسئله ورود نمي كنند، درك درستي از آنچه روي مي دهد ندارند. حتي اگر تحريم لغو شود، سهم ايران از بازار نفت به رقابت بين اين كشورها مربوط مي شود. 

اقتصادداناني كه مي گفتند بالا ماندن طولاني قيمت نفت، مصرف كنندگان را به سمت كالاهاي جايگزين و بهينه سازي مصرف مي برد و بالا ماندن طولاني مدت نفت فقط يك بازنده دارد و آن كشورهاي نفتي هستند، اشتباه نمي گفتند.