دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : نامه تاريخي دكتر احمدي‌نژاد خطاب به دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا منتشر شد
چهارشنبه، 5 تیر 1398 - 12:40 کد خبر:485371
دولت بهار: دكتر محمود احمدي نژاد، با ارسال نامه اي تحليلي خطاب به دونالد ترامپ، رئيس جمهور آمريكا، ضمن تشريح ويژگي‌هاي استثنايي، سابقه تاريخي و فرهنگ ديرينه ملت ايران، دولت آمريكا را از زورگويي و اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي بر ملت‌ها و تشديد فضاي تنش و درگيري در منطقه برحذر داشت.


به گزارش دولت بهار، در اين نامه همچنين تاكيد شده است كه ملت ايران در طول تاريخ هرگز چشم طمع به منابع ديگران نداشته و هيچگاه به سلطه اجنبي رضايت نداده است و شروط تحميلي از ناحيه هيچ قدرتي را نيز نپذيرفته و نخواهد پذيرفت.

دكتر احمدي نژاد، در اين نامه تحليلي و تاريخي كه خطاب به دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا نوشت، ويژگي هاي ذاتي و استثنايي و سابقه تمدني و فرهنگي ملت ايران را برشمرد و ضمن تاكيد بر مقاومت تاريخي اين ملت در برابر حاكمان زورگو ، متجاوز و اشغالگر اجنبي ، دولت آمريكا را از تداوم زورگويي و اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي بر ملت ها و تشديد فضاي تنش و درگيري در منطقه برحذر داشت .

دكتر احمدي نژاد همچنين به حفظ هويت، زبان، آيين، سنن و فرهنگ غني و متعالي ايرانيان در گذر زمان و دفع حملات سنگين بيگانگان اشاره كرد و خطاب به رئيس جمهور آمريكا نوشت: به خود آييد كه شما در مقايسه با حاكميت جهاني ايرانيان و مديريت مقتدرانه و در عين حال انساني، عادلانه و بشردوستانه كوروش كبير، علي رغم برخورداري از جنگ افزارها و قواي نظامي هزاران بار قوي تر و مخرب‌تر، منطقاً و عملاً از چه جايگاهي برخورداريد و آگاه باشيد كه ملت فهيم و شريف ايران و نيز افكار عمومي جهان درباره منطق فكري و منش عملي شما چگونه قضاوت خواهند كرد.

متن كامل نامه ايشان به شرح زير مي باشد:

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دونالد ترامپ

رئيس جمهور ايالات متحده امريكا

جنابعالي در تبليغات انتخاباتي به صراحت از قصد خود براي پايان دادن به سياست هاي سلطه طلبانه و يك جانبه گرايانه دولت آمريكا و قطع حمايت از ايجاد و ادامه فعاليت گروه هاي تروريستي خبر داديد.

همچنين اعلام كرديد كه به دنبال صلح، امنيت، عدم دخالت در امور ديگران و پايان دادن به جنگ و درگيري هستيد و وعده داديد كه تلاش خود را بر بهبود امور مردم آمريكا متمركز خواهيد كرد.

اينجانب در پيام تبريك به مناسبت انتخاب جنابعالي، نكات ضروري براي تحقق وعده هاي داده شده را يادآور شدم و براي شما در انجام آنها آرزوي موفقيت كردم.

اما متاسفانه در عمل، جهان رويكرد متفاوتي از دولت آمريكا مشاهده مي كند. در دوره شما، سياست فشار بر ساير ملت‌ها، دست‌اندازي به ثروت آنان و ايجاد تنش در مناطق مختلف جهان با هدف حل مشكلات داخلي آمريكا گسترده‌تر از قبل ادامه يافته است.

بزرگترين قراردادهاي تسليحاتي تاريخ كه نمي تواند هدف و نتيجه‌اي جز ايجاد جنگ، كشتار مردم و تخريب كشورها داشته باشد توسط دولت جنابعالي بر دولت هاي حاشيه خليج فارس تحميل شده است.

شرايط زندگي و امنيت در يمن، سوريه، فلسطين و بخش هايي از آفريقا و آمريكاي لاتين بسيار ناگوارتر شده است و ميليون ها نفر از جمله صدها هزار كودك در معرض انواع آسيب قرار گرفته اند.

برنامه تشديد فشار اقتصادي عليه ايران در حال پيگيري و جنگ رواني و تبليغاتي در اوج است. هشدار مي دهم كه صحنه و ادبيات سياسي به سرعت به آرايش براي درگيري سوق پيدا كرده است و بيم آن مي رود كه در آينده نزديك شرايط از كنترل خارج شود. اين در حالي است كه به عنوان يك اصل انساني همگان بايد تمامي مساعي خويش را در جهت جلوگيري از هر نوع درگيري و تنش به كار بندند. چراكه در غير اين صورت در فرداي نزديك همه در پيشگاه خداوند و مردم مسئول خواهند بود.

به عنوان يك ايراني و قطره اي از اقيانوس بي كران ملت بزرگ ايران، يادآوري چند نكته را لازم مي بينم و اميدوارم كه موثر واقع شود.

۱- ملت تاريخ ساز، تمدن آفرين و فرهنگي ايران، همواره منادي صلح، دوستي، آزادي و عدالت براي همگان و رابطه سازنده و احترام آميز با همه ملت ها بوده است.

ملت ايران هيچ گاه چشم طمع به سرزمين يا منافع ديگران نداشته است و در تاريخ پرافتخار او هرگز تجاوز و تعدي به ديگران مشاهده نمي شود.

وسيع‌ترين، بزرگترين و واقعي ترين حكومت در تاريخ بشري متعلق به ايرانيان و در پرتو حكومت نام‌آورترين حاكم جهان يعني كوروش كبير شكل گرفته است. تاريخ، شهادت مرد و زن، كوچك و بزرگ و دوست و دشمن را درباره اقتدار و حاكميت بلامنازعش بر بخش بزرگي از جهان، به روشني و صراحت و بدون كمترين ترديد به ثبت رسانيده و به عنوان يك افتخار بشري در پيش چشم جهانيان قرار داده است. آن‌چنان كه نه تنها فراز و نشيب هزاره هاي زمان نتوانسته آن را به ورطه فراموشي سپرده و از اذهان آدميان پاك كند، بلكه به موازات رشد و تكامل اجتماعي و سياسي جوامع بشري، شان و جايگاه او هرچه تازه تر و شاداب تر در نزد عموم جهانيان و به ويژه انديشمندان و متفكران نمود و ظهور يافته و مي يابد. بدين ترتيب جريان زلال و ناب انديشه و فرهنگ ايراني، از ديرباز تا كنون، در مسير تاريخي خود، جغرافياي انساني را، به مثابه الگوي درخشان مديريت متعالي و همزيستي مسالمت آميز انساني، روشن ساخته است و به عنوان يك نمونه تحقق يافته و متقن تاريخي ، چراغ اميد را در دل ملل مختلف براي دستيابي به صلحي پايدار در پرتو نظمي مشترك و «همه خواسته»، روشن نگاه داشته و مي‌دارد.

اگر شكوه تمدني پرشيا كه ريشه در عمق انديشه هاي الهي- انساني ايرانيان و تكيه بر دستاوردهاي بزرگ تاريخي پيشين ايراني و بهره‌وري از تعاملات سازنده با اقوام و ملل مختلف آن دوران داشته است، )در نتيجه ضعف و ترس برخي مديريت‌ها و حاكمان و نيز كج‌انديشي، جهالت، قدرت طلبي و روحيه استكباري و ديكتاتوري زنگيان مست( به افول دچار نمي شد و بقا و دوام مي يافت، آنگاه در پرتو صلح و دوستي پايدار جهاني و با تبادل انديشه‌ها و تجربيات و مآلاً رشد سريع علم و فن‌آوري و آنگاه توسعه فهم و درك و تجربه عملي آموزه ها و مفاهيم روشني بخش و حيات آفرين كه اساس تعاليم انبياء الهي و هدف اساسي مردان و زنان آزادي خواه و فداكار تاريخ بوده است، شخصيت جهاني بشر بسيار پيشتر از اين شكل مي‌گرفت.

با بالندگي و رشد بيشتر انساني و در نتيجه نزديكتر شدن آحاد انسانها، زمينه هاي كدورت و خصومت )كه ريشه در ضعف، كوچكي، جهالت، ترس و فاصله و جدايي آدميان از هم دارد( براي هميشه از صفحه حيات بشر پاك مي شد. در اين صورت انتظار تاريخي بشر براي نيل به آرامش دائمي و دستيابي به زندگي شيرين، كه نتيجه طبيعي عبوديت عالمانه و معرفت بنيان است با دميدن روح بهار در كالبد انسان و جهان و هدايت و راهبري انسان كامل، بسيار زودتر به پايان مي‌رسيد.

علاوه بر بعثت انبياء و بروز اولياء الهي، ظهور تاريخي مصلحان بزرگ در بين ملت‌ها طي قرون و اعصار و به ويژه مشعل فروزاني چون كورش بزرگ، نشان داد كه قدرت و اقتدار هيچ رابطه ذاتي با فساد و تباهي ندارد بلكه مولفه بنيادين «عدالت» به مثابه لازمه غيرقابل اغماض و اجتناب ناپذير، براي نفي فساد و تباهي و تحقق سلامت و سعادت جوامع بشري، ضرورت دارد. جمع قدرت، صلابت، نيك‌انديشي و خيرخواهي در اين شخصيت تاريخي و نفوذ او در نفوس به گونه‌اي بود كه آيندگان بر اساس روايت تمجيد و حكايت تكريم شاهدان، در تعالي شان و جايگاه، او را تا سرحد پيامبري رفعت داده اند.

همين ملت بزرگ بارها و بارها، به خاطر ضعف، سستي و بي تدبيري برخي از حاكمان و يا فساد طبقه ممتازه حاكم و نيز طمع دشمنان غدار به سرزمين زرخيز ايران، مورد هجوم، تجاوز و اشغال قرار گرفته است و گاه اين اشغال سده ها طول كشيده است. در تمام اين ادوار، ايرانيان اگرچه به واسطه شرايط حاكم مجال جنگ با متجاوزان و اخراج آنان را نيافتند، اما براي دفاع از سرزمين و حريم ميهن، استقلال و منافع انساني و قانوني خويش تا سرحد امكان با قدرت و صلابت ايستاده و هرگز به سلطه اجنبي رضايت نداده و كوشيده اند تا به هر طريق ممكن هويت اصيل، شريف و بزرگ خود را حفظ و از كيان و فرهنگ عميق خويش از جان و دل حراست كنند.

از اين رو ملت ايران آنجا كه توانسته، با مقابله نظامي و اهداي جان و خون خويش به اين مهم همت گماشت و هرگاه كه با فراست دريافت كه امكان تقابل قهريه ندارد، با كياست و سياست، از تلاش براي ماندگاري سرزمين و حفظ هويت تاريخي هيچ فروگذار نكرده است و با پافشاري بر عهد تاريخي و پيمان الهي خود در دفاع از ناموس و عزت و شرف ايراني، از آزمايشهاي بزرگ تاريخ سرافراز برون آمده است.

در دوره اخير، در جنگ دوم جهاني، ايران عملاً به اشغال قواي متفقين از جمله آمريكا درآمد. گرچه ايران پل پيروزي نام گرفت اما در حالي كه سود جنگ را آمريكا و دوستانش بردند، زيانهاي گسترده جنگ از جمله فقر، دخالت بيگانه، اشغال و چپاول منابع ملي به ايران تحميل شد.

به فاصله يك دهه، ملت بزرگ و تاريخ‌ساز ايران در برابر شرايط، نهضت عظيم و مردمي ملي شدن نفت را به پا كرد تا سلطه اجنبي را از سرزمين خود ريشه‌كن و راه پيشرفت و شكوفايي خود را هموار نمايد.

دولت وقت آمريكا ناجوانمردانه در كنار دشمنان ملت ايران ايستاد و در سال 1332 شمسي و 1953 ميلادي با يك كودتاي سياه، حركت مردمي را سركوب و براي مدتها راه غارت ثروت اين سرزمين را هموار و مسير بالندگي ملت را مسدود كرد.

اما جريان عميق آزادي‌خواهي، عدالت‌طلبي و تعالي جويي ايرانيان ادامه يافت و نهايتاً با پيروزي گسترده‌ترين انقلاب مردمي معاصر در سال 1357 شمسي و 1979 ميلادي، ملت بزرگ ايران يك بار ديگر اراده خود را بر بدخواهان و دشمنانش تحميل كرد.

دفاع قهرمانانه و ايستادگي ملت ايران در جنگ تحميلي 8 ساله صدام و قواي بعثي (كه به تحريك و تشويق و پشتيباني سياسي، نظامي، اطلاعاتي و اقتصادي شرق و غرب و از جمله دولت هاي وقت آمريكا آغاز و ادامه يافت) و نيز مقاومت تاريخي ملت بزرگ ايران در حفظ هويت، زبان، آيين، سنت و فرهنگ غني و متعالي ايراني (كه نتيجه آن زنده نگه داشتن نام عزتمند و سرزمين پر افتخار ايران است) نشان داد كه ملت هوشمند ايران همواره با درك شرايط تاريخي بهترين اقدام ممكن را به عمل آورده و مي آورد.

عظمت حماسه ايرانيان زماني روشن‌تر مي شود كه سرنوشت ديگر كشورهاي بعضاً بسيار بزرگ را در شرايط مشابه مورد توجه قرار دهيم كه چگونه هويت تاريخي ملي و حتي زبان خود را در تندباد حوادث تاريخي از دست داده و يا اساساً مضمحل شده اند.

اين بند را بدين خاطر گفتم تا جنابعالي را با يادآوري عظمت و شكوه تاريخي ايرانيان يك بار ديگر به خود آورده و مطمئن سازم كه ملت بزرگ ايران همانطور كه در طول تاريخ نشان داده است هرگز در برابر ظلم يا تجاوز و يا اشغال سر تسليم فرود نياورده و در مبارزه با حكومت حاكمان مستبد، متكبر، فاسد و نالايق داخلي و يا حاكمان زورگو، متجاوز و اشغالگر اجنبي، راه خود را به سوي صلاح، فلاح، آزادي و رهايي، يافته و همواره خواهد يافت.

و نيز شما به خود آييد و بينديشيد كه شما در مقايسه با حاكميت جهاني ايرانيان و مديريت مقتدرانه و در عين حال انساني، عادلانه و بشردوستانه كورش كبير، عليرغم برخورداري از جنگ افزارها و قواي نظامي هزاران بار قوي تر و مخرب‌تر، منطقاً و عملاً از چه جايگاهي برخورداريد و آگاه باشيد كه ملت فهيم و شريف ايران و نيز افكار عمومي جهاني درباره منطق فكري و منش عملي شما چگونه قضاوت خواهند كرد.

۲- با ملاحظه آنچه كه آوردم به شما تاكيد مي كنم كه دست از اعمال فشار فزاينده اقتصادي بر ملت ايران و سازماندهي سازوكارهاي سياسي زورمدارانه و يك جانبه و همراه كردن مديران و حاكمان ضعيف و زبون برخي از كشورها در اين جنايت خاموش، كه با هدف تضييق در معيشت توده هاي مردم و كاستي در زندگي انجام مي شود، برداريد.

محروم كردن افراد و شهروندان و اخلال در روند زندگي عادي و جاري آنان گناهي نابخشودني است و مستوجب عقوبت سنگين از ناحيه خدا و مردمي است كه در نتيجه اعمال اين سياست‌ها آسيب مي بينند.

همچنين با تاكيد بر اين نكته كه تسليم كردن ملت ايران نه رويا بلكه خواب آشفته حاكمان زورمدار آمريكا است كه هرگز تعبيري ندارد، به شما، به اميد بيدار شدن، تذكر مي دهم كه شما حق نداريد با سوء استفاده از مشكلات اقتصادي و يا اجتماعي و يا سياسي ناشي از كاستي در كياست و فراست حكومت‌ها و دولت ها در اتخاذ درست و به موقع سياست ها و يا ضعف در برنامه‌ريزي و يا اعمال جاهلانه برنامه هاي نادرست، و يا گاه با سوءاستفاده از وجود عناصر وابسته و همراه در حاكميت هاي ملي، بكوشيد نقشه هاي پليد و ضد انساني را عليه ملت ها به اجرا بگذاريد.

در مورد ملت بزرگ ايران نيز به شما به صراحت تمام مي گويم كه شما حق نداريد به بهانه تغيير نظام يا تغيير در رفتار آن و يا به بهانه مخالفت با سياست هاي داخلي، منطقه اي و يا جهاني آن، ملت بزرگ ايران را سپر بلا و وجه المصالحه اهداف خود قرار داده و اعمال هرگونه فشاري را بر او مباح بدانيد. آگاه باشيد كه ملت بزرگ ايران هرگز اين سياست ها و اقدامات را فراموش نخواهد كرد.

۳- بر اين اساس به عنوان فرزند كوچك ملت ايران به جنابعالي اعلام مي كنم و اطمينان مي دهم كه تلاش براي تحميل هر شرطي كه ناقض حقوق ملت ايران باشد، از اساس باطل و بيهوده است و دولت آمريكا و هر قدرت خارجي ديگر بداند كه اگر تحت فشار، چنين شروطي به هر ترتيب و عنوان بر كشور تحميل شود از منظر آحاد ملت بزرگ ايران و از منظر حقوق بين الملل و اصول كلي حقوقي كه مورد احترام همه ملت ها است، از اساس فاقد اعتبار است و ايرانيان هرگز آن را به رسميت نخواهند شناخت.

۴- اطمينان دارم كه مردم آمريكا، در صورت اطلاع، هرگز راضي نخواهند بود كه جنابعالي از طريق تحميل جنگ، كشتار، فقر و ويرانگري به ساير ملت‌ها اوضاع اقتصاد اساساً ورشكسته آمريكا را موقتاً سر و سامان دهيد.

به طور معمول ملت ها از جمله دو ملت بزرگ ايران و آمريكا، هيچ مشكل تاريخي و يا تعارض منافع ندارند و به طور مسلم خواهان روابط و مناسبات دوستانه بر پايه تعاملات سازنده با يكديگر هستند. اين امر يك جريان سازنده طبيعي و فطري است و ريشه در آفرينش الهي و گوهر وجودي انسان دارد.

مشكلات و تعارضات همواره از ناحيه حاكمان قدرتمدار و تجاوزطلب بر ملت ها تحميل مي شود. چنين حاكماني با اتخاذ تصميمات و اعمال سياست ها و اجراي برنامه هايي كه از چنان روحيه اي نشات مي‌گيرد، به منظور ارضاي نفسانيت خود، به مشكلات و تعارضات بين كشورها دامن زده و از اين رهگذر با ايجاد فاصله، قطع و يا محدوديت در روابط بين ملت ها ، آنان را از حقوق و منافع مشترك و گاه اختصاصي محروم مي كنند.

اكنون كه زندگي مردم در سراسر جهان در ارتباط متقابل با هم قرار دارد و آثار تصميمات سياسي و اقتصادي و فرهنگي همگان را تحت تاثير قرار مي دهد، ايجاد فاصله و اعمال محدوديت و يا قطع در روابط، علاوه بر تضييع حقوق و از بين رفتن منافع عموم ملت ها ، موجبات بروز سختي و مشكلات جدي براي آحاد مردم را به همراه مي آورد. اين ظلمي است كه چنين حاكماني بر ملت ها تحميل مي كنند و البته مسئوليت عواقب سوء گسترده آن نيز بر عهده آنان است.

در آينده نه چندان دور، كه نزديك شدن و اتحاد و پيوستگي بين المللي و بين الدولي جهان را در مي‌نوردد، چنين حكمراناني به خاطر نقش منفي و بازدارنده و يا كاهنده آنان در سير تكامل تاريخي بشر، يا به دليل نگاه حقارت آميز عموم انسانها به آنان ، به طور كل از حافظه جوامع حذف و يا به خاطر زياده روي و نقش مخرب آنها، به يادآوري در زدن مثال هاي منفي محدود مي گردند.

امروز حاكمان در سراسر جهان بايد بكوشند با دست برداشتن از سياست‌هاي انفصالي و جدايي طلب و با اتخاذ سياست ها و رويه هاي مثبت و سازنده ، با اصل قرار دادن حق ارتباط و تعامل بين ملت خود با ديگر ملل، عوامل معدّ را تقويت و موانع را از سر راه بردارند. آنان بايد قدر فرصتي را كه در اختيار دارند ، با اولويت دادن به اين امر مهم پاس بدارند و راه يك تاريخ افسوس و حسرت را بر زندگي شخصي و اجتماعي خود ببندند. آنان مي‌توانند باريكه عمر خود را در الحاق به رود خروشان ملت ها و قطره وجودشان را در پيوست به اقيانوس انسان ها عظمت داده و جاودانه كنند.

براي دو ملت بزرگ ايران و آمريكا فرصت ها و راهكارهاي زيادي براي تقريب و تعامل همه‌جانبه سياسي، اقتصادي و فرهنگي وجود دارد كه بايد هرچه زودتر مورد توجه و اقدام قرار گيرد.

اين يك اعتراضيه روشن و بر حذر كننده از ناحيه يكي از آحاد ملت ايران و ديگر ملت‌هاي جهان است كه منتشر خواهد شد تا همگان در جريان امر قرار گيرند.

والسلام علي من اتبع الهدي

رئيس جمهوري اسلامي ايران

 (۱۳۸۴-۱۳۹۲)

محمود احمدي نژاد

۱۳۹۸/۴/۳