دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : حضور و سخنراني دكتر احمدي نژاد در جمع مردم انقلابي فندرسك استان گلستان + تصاوير
دوشنبه، 7 مرداد 1398 - 18:04 کد خبر:485728
دولت بهار: دكتر محمود احمدي نژاد روزدوشنبه 7 مرداد 1398 ضمن حضور و سخنراني در مراسم بزرگداشت ميرفندرسكي در زادگاه ايشان در منطقه فندرسك استان گلستان، در جمع پرشور و انقلابي مردم طي سخناني ضمن اشاره به اينكه هر نوع محدوديت در آزادي انتخاب انسانها، محدوديت در انسانيت آنها و نقطه مقابل فلسفه وجودي آنها است، با بيان اين موضوع كه آزادي در انتخاب نيازمند آزادي در تفكر و انديشه است و تأكيد بر اين نكته كه هر نوع محدوديت در انديشه، محدوديت در انتخاب را به دنبال دارد كه خلاف فلسفه وجودي انسان است ؛ با بيان اين موضوع كه مهم‌ترين ماموريت پيامبران، آزاد كردن انسانها به ويژه انديشه آنها از همه اسارت‌ها است ؛ گفتند: «ميرفندرسكي به لطف خودسازي معنوي و تفكر و عشق به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) او به ويژه امام عصر(عج) از اسارت هاي انديشه آزاد شده بود و به مراتب بالاي كمال انساني دست يافته بود.»


به گزارش دولت بهار، متن كامل سخنراني دكتر احمدي نژاد در جمع مردم انقلابي فندرسك استان گلستان به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

-  خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت شما مردم مومن، انقلابي و فداكار را عنايت فرمود.

-    مردم گرگان و گلستان و راميان و خانبدين و منطقه فندرسك و روستاي جعفرآباد نامتلو همواره مردمي پاك، تلاشگر، مفيد براي جامعه و پاسدار ارزشهاي الهي و حافظان ايران عزيز بوده اند.

-    اين سرزمين ديار نشو و نماي علمي بزرگ از جمله ميراماد و ميرفنرسكي است.

-    سپاس بي‌كران خداوند منان را كه فرصت درك جلسه تجليل از يك عالم فرزانه، عارف نامي و متفكر بزرگ را تقدير فرمود.

عزيزان من؛

-    سخن گفتن از فيلسوف، زاهد و تلاشگر بزرگ عرصه علم و انديشه، حكيم ابوالقاسم ميرفندرسكي، كار آساني نيست.

-    براي شناخت و معرفي بزرگاني چون ايشان ناگزير بايد به شناخت و معرفي انسان، فلسفه خلقت او و ماموريت او در اين عالم بپردازيم.

-    اگر خالقي باشد و مخلوقي نباشد، وجه خالق بودن بي‌معنا مي‌شود يا لااقل امكان شناخت خالق و فهم و درك صفت خالق بودن به وجود نمي‌آيد.

-    موضوع اصلي خلقت جهان، ظهور حق و سير از غيب به شهود و از ظاهر به باطن است.

-    خداوند منان، عالم را خلق كرد تا ظرف ظهور او و بستر معرفت مخلوقات نسبت به او باشد.

-    در اين سير، همه مخلوقات آيه و نشانه اند و به نوعي و در يك سطحي، صفتي از خالق را معرفي مي‌كنند.

-    واضح است كه از اين منظر، خلق انسان از جايگاه بالاتري نسبت به ساير مخلوقات برخوردار است.

-    انسان تنها موجودي است كه داراي ظرفيت نامحدود و بي‌نهايت است و مي تواند همه اسماء و صفات الهي را در حداكثر ممكن در خود بروز دهد و معرف تمام آنها در عالم خلقت باشد.

-    انسان بر پايه فطرت و نفخه روح الهي خلق شده است و اين وجه امتياز او بر ساير مخلوقات است.

-    مهم‌ترين تفاوت انسان با ديگر موجودات عالم، برخورداري از قدرت تعقل و انديشيدن و در نتيجه اختيار و قدرت انتخاب آزاد است.

-    معلوم است كه اگر تعقل يعني توانايي درك حقيقت و تشخيص درست از نادرست و حق از باطل در انسان نباشد، تفاوتي با ديگر موجودات ندارد.

-    اما اگر همين انسان داراي قدرت انديشيدن و تفكر نباشد، تعقل معنايي ندارد.

-    عقل زماني به كار مي آيد كه انديشه و تفكر در كار باشد و عقل معيار درستي يا نادرستي آن را ارائه نمايد.

-    اگر انديشه‌اي نباشد، عقل به كار نمي آيد. بنابراين تفاوت اصلي انسان با ديگر موجودات، قدرت انديشيدن است.

-    انساني را تصور كنيد كه قدرت انديشيدن ندارد و يا از قدرت انديشه استفاده نمي كند، در آن صورت تفاوت او با ديگر موجودات چه خواهد بود؟

-    اصل وجود انسان، انديشه او است و الا جسم او كه از خاك است و به خاك بر مي‌گردد.

-    اگر انديشه اي نباشد، انسانيتي نيست و ماندگاري وجود انسان موضوعيت پيدا نمي‌كند.

-    در حقيقت از انسان فقط انديشه او باقي مي ماند ولاغير.

-    از بزرگان نقل شده است كه "تفكرُ ساعهٍ افضل من عباده سبعين سنهٍ"

-    يك ساعت تفكر از هفتاد سال عبادت بالاتر است.

-    روشن است كه عبادت اگر با انديشه و معرفت همراه نباشد فاقد عنصر كمال‌آفريني است و براي انسانها سعه وجودي و رشد ايجاد نمي‌كند.

-    آنچه كه براي انسان گسترش وجودي، كمال و ظرفيت بروز و ظهور اسماء و صفات الهي ايجاد مي‌كند همان انديشه و معرفت است.

عزيزان من؛

-    انسان يعني انديشه ولاغير

-    جناب مولانا فرمود؛

اي برادر تو همه انديشه‌اي    مابقي خود استخوان و ريشه‌اي

-    اما يك انديشه زماني مفيد و موثر است كه صاحب او بتواند انتخاب كند.

-    اگر انتخاب نباشد، انديشه رشد نمي كند و اصولاً معنايي پيدا نمي‌كند و آثار بيروني و وجودي نخواهد داشت.

-    به همين دليل خداوند منان به انسان قدرت انتخاب و اختيار داده است.

-    اما همين انتخاب اگر آزاد نباشد، ارزشي ندارد و كمالي نمي آفريند و حتي ثواب و عقابي ندارد و اموري مانند مسئوليت، حق و باطل، ثواب و عقاب، خير و شر، بهشت و جهنم، عدالت و حتي معاد بي‌معنا مي‌شود.

-    اگر تحت فشار، انتخابي انجام و حتي كار درستي انجام شود، فاقد ارزش است و رشدي به دست نمي آيد و اگر كار نادرستي هم انجام شود فاقد عقاب و مجازات است.

-    پس انتخاب بايد آزادانه انجام شود، چراكه در غير اين صورت معنا و مفهوم سازنده‌اي در هستي ايجاد نمي كند.

-    هر نوع محدوديت در آزادي انتخاب انسانها، محدوديت در انسانيت آنها و نقطه مقابل فلسفه وجودي آنها است.

-    خداوند انسان را آزاد آفريده است و به او قدرت تفكر، تعقل و انتخاب داده است تا با اراده خود راه حقيقت، كمال و رسيدن به خدا را انتخاب نمايد.

-    اصلاً زيبايي كار خدا در همين امر نهفته است و الا اگر خداوند قادر مطلق، موجوداتي خلق كند كه بدون اراده معرف او باشند و در مدار اراده او و بي اختيار نقش‌آفريني كنند، نمي توانند آنطور كه شايسته است، معرف خداوند و اسماء و صفات باشند.

-    در اين صورت اصلاً خلق انسان و مباهات به آن چه جايگاهي مي‌تواند داشته باشد؟

-    آزادي در انتخاب نيازمند آزادي در تفكر و انديشه است.

-    خصلت انديشه سير در بي نهايت است چراكه خداوند و اسماء و صفات او وجه نامحدود و بي‌انتها دارند.

-    هر نوع محدوديت در انديشه، محدوديت در انتخاب را به دنبال دارد كه خلاف فلسفه وجودي انسان است.

-    انديشه بايد آزاد باشد تا در فضاي بي‌نهايت به پرواز درآيد.

-    اگر انديشه حقيقتاً از تمام اسارت ها آزاد شود جز حق و حقيقت نخواهد يافت و به نسبت آزاد شدن به حقيقت خواهد رسيد.

-    چراكه در عالم آنچه هست و وجود مي‌يابد حقيقت و حق است و ناحق وجود ندارد و وهم است.

-    مهمترين مشكل انسانها، قيد ها و اسارت هاي در انديشه است كه بالاترين اسارت است. اسارت جسم نمي تواند خدشه‌اي به مقام انسانيت انسان وارد كند.

-    انديشه با انديشه جنگ ندارد. آنچه مي جنگد وهم و خودخواهي و خودبرتربيني و اسارت ها است.

-    مهم‌ترين ماموريت پيامبران، آزاد كردن انسانها به ويژه انديشه آنها از همه اسارت‌ها است.

-    خداوند فرمود: وَيَضَعُ عَنهُم إِصرَهُم وَالأَغلَالَ التِي كَانَت عَلَيهِم

-    اميرالمومنين فرمود: «لا تَكُن عَبدَ غَيرِكَ و قد جَعَلَكَ اللهُ حُراً»

-    اي انسان بنده ديگري مباش چراكه خداوند تو را آزاد قرار داده است.

عزيزان من؛

-    اصل وجود انسان انديشه و تفكر است و انديشه زماني ارزش و وجود پيدا مي كند كه آزاد باشد و بتواند به آزادي در انتخاب و اراده منجر شود.

-    هر نوع محدوديت در انديشه به هر ترتيب و بهانه اي امري باطل و ضد فلسفه وجودي انسان است.

-   خداوند خطاب به پيامبر خاتم حضرت محمد ابن عبدالله(ص) مي‌فرمايد: «فَذَكر إِنمَا أَنتَ مُذَكرٌ * لَستَ عَلَيهِم بِمُصَيطِرٍ »

-    يعني پيامبر(ص) فقط يادآوري كننده و هدايت‌گر است و حق ندارد سيطره پيدا كند و يا تحميل و محدوديتي ايجاد نمايد.

-    بنابراين آزادي انديشه و سپس آزادي انتخاب و اراده انسان بالاترين وديعه و لطف الهي و موجب رشد و كمال و تامين فلسفه خلقت انسان است.

-    عظمت كار انسان و خالق او اين است كه انسان در كمال اختيار و آزادي، خدا را انتخاب مي‌كند، راه او را مي‌پيمايد، جلوه صفات و اسماء او مي شود و در اين راه فداكاري مي كند.

-    در اين صورت است كه معناي "فتبارك الله احسن الخالقين" و "اني اعلمَ ما لا تَعلَموُن" آشكار مي شود.

-    ريشه هر نوع محدود كردن دايره انديشه و انتخاب انسانها از خوي برتر جويي و استكبار است.

-    اگر كسي خود را برتر از ديگران نپندارد هرگز نظر و اراده خود را بر آنان تحميل نمي‌كند و براي انديشه و آزادي عمل آنان محدوديتي ايجاد نمي‌كند.

-    هيچ پيامبري نداريم كه كوچكترين امري را به كسي تحميل كرده باشد. هنر پيامبران اين بود كه با آزاد كردن انسانها از اسارت‌ها به آنان در تشخيص و انتخاب راه حق كمك كرده اند.

-    پيامبران قدرت انديشه و تشخيص انسانها را بالا مي بردند و موانع را بر‌مي داشتند.

-    اصولاً گناه بزرگ و مشكل اصلي شيطان، استكبار يا خودبرتربيني است.

-    هر كس به هر اندازه خود را برتر از ديگران بپندارد به همان اندازه خود را تحميل مي‌كند و عمل او به همان ميزان شيطاني است.

-    برخي با اين اعتبار كه خود را حق مي‌دانند به خود اجازه كوچك شمردن ديگر انسانها و تحميل به آنها را مي دهند. چنين افرادي علت اصلي تمام مشكلات و جنگ‌ها و درگيري‌ها هستند.

-    هيچ پيامبر و انسان وارسته اي هيچگاه خود را از هيچ بنده‌اي بالاتر و برتر نپنداشته است. تواضع در ذات انسانهاي بزرگ و الهي است.

-    اگر خودبرتربيني نباشد و انديشه آزاد باشد، وحدت حاصل مي‌شود و تمام انسانها در برادري و محبت و عدالت با هم زندگي مي‌كنند.

-    خودبرتربيني صفتي شيطاني و موجب تفرقه و جدايي انسانها از يكديگر است.

-    شيطان به دنبال ايجاد و گسترش كينه، بدبيني، دشمني و درگيري بين انسانها است و در اين راه حد و مرزي هم نمي‌شناسد.

-    حتي به نام دين بين انسانها تفرقه و جنگ درست مي‌كند.

-    دين براي دوستي، مهرباني و وحدت بين انسانها و از بين بردن نفرت و جنگ آمده است اما شيطانيان به نام دين هم دشمني درست مي‌كنند.

-    شيطان به نام آيين هاي گوناگون، مسيحيت و اسلام، به نام يهوديت و مسيحيت و اسلام، به نام حتي گروهي از مسلمانان با گروه ديگر مي خواهد دشمني ايجاد كند.

-    اين در حالي است كه خداوند انسانها را از يك مرد و زن آفريده و شعوب و قبائل انسانها، فقط براي شناخت و تعامل است.

-    مقصد اصلي و فطري همه انسانها، يكي است و محور تعامل و وحدت ابناء بشر، توحيد و كمال انساني است.

-    امروز اگر فقر و تبعيض هست، اگر جنگ، تجاوز و اشغال هست، همه محصول خودبرتربيني عده اي معدود است.

-    خودبرتربيني موجب از كار افتادن عقل، سقوط از مرحله خليفه‌اللهي و ورود به جرگه شيطان است.

-    امروز عده‌اي خودبرتربين در داخل و در سطح جهاني با انحصار ثروت و محروم كردن اكثريت مردم از ثروت طبيعي و فرصت‌هاي اجتماعي، فقر و بيماري و جنگ و مشكلات را بر بشريت تحميل كرده‌اند.

-    ثروت طبيعي به طور مساوي متعلق به همه انسانها است. ليكن با انحصار و احتكار آن اكثريت را در محروميت كامل قرار داده‌اند.

اما عزيزان؛

-    جناب سيد جليل القدر، ابوالقاسم حسيني موسوي ميرفندرسكي، موحدي مومن، رياضي‌دان و انديشمندي يگانه، متخلقي مردمي، حقيقت جويي خستگي ناپذير، دلداده‌اي صادق و عالمي حليم و متواضع و اديب بود.

-    او به لطف خودسازي معنوي و تفكر و عشق به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) او به ويژه امام عصر(عج) از اسارت هاي انديشه آزاد شده بود و به مراتب بالاي كمال انساني دست يافته بود.

-    او شيفته كشف اسرار آفرينش و حقيقت انساني خود و با درك درست از توحيد در تمام عمر در پي كمال انساني بوده است.

-    هر كجا انديشۀ برتري مي‌يابد براي فهم و پذيرش آن رنج سفر را بر جان مي خرد.

-    او تجلي‌گري اسماء الهي در وجود انسان را در خدمت به مردم و خلق خدا مي يابد و از تلاش در اين مسير هرگز كوتاهي  نمي‎‌كند.

-    او با ايمان كامل به ظهور حقيقت انسان، عمر خود را در مسير رسيدن به انسان كامل صرف كره است.

-    او از اشرافيت سياسي و اقتصادي كه در آن دوره بين علماء و بزرگان مرسوم بود، به دور است و آن را مايه ضايع شدن حقيقت انسان و موجب مشكلات جامعه انساني مي‌شمارد.

-    به همين دليل طي مسيرهاي سخت و طولاني تا هند را آسانتر و تحمل پذيرتر از عبور از سراي برخي بزرگان و حاكمان آلوده به اشرافيت مي داند.

-    مي گفت؛ تحمل سفر به هند به اين پهناوري و انديشه‌هاي گوناگون برايم آسان تر از تحمل عبور دالان ورودي كاخ‌ها و ديدن بزرگاني است كه به اشرافيت آلوده شده‌اند.

-    او در دوره خود منادي وحدت جامعه انساني بوده است.

-    از آنجا كه آن زمان هند سرزمين اديان، انديشه‌ها و نگرش هاي گوناگون و تعاملات آزادانه و صلح آميز آنان بود بارها به آن ديار سفر كرد و تلاش كرد همه انديشه‌ها را بشنود و بهترين راه را انتخاب نمايد.

-    نقش او در ايجاد تعامل بين انديشه ورزان، بسيار مهم و موثر بود. او به دنبال ايجاد فضاي مناسب براي آزادي انديشه و تعامل و گفتگو بين انديشمندان بود.

-    او بسيار مردمي و متواضع بود و در بين مردم و بسيار عادي زندگي مي‌كرد و از متن مردم و سطوح پايين اجتماعي مردم خبر دار بود.

-    نقل است كه او در بازار و در بين مردم رفت و آمد مي‌كرد و آن زمان خروس بازي يك از تفريحات مردم بود. او نيز مي ايستاد و در كنار مردم در حال و هواي آن‌ها قرار مي گرفت.

-    ظاهراً شاه صفوي از شنيدن اين ماجرا ناراحت مي شود و در جلسه‌اي با حضور علما و بزرگان، به كنايه مي‌گويد؛ شنيده‌ام كه عده اي بيكاره در ميادين شهر به كار عبث خروس بازي مي پردازند و متاسفانه برخي بزرگان و علماء و طلاب نيز در اين اجتماعات حاضر مي‌شوند.

-    مير بزرگ و عزيز پاسخ مي دهد كه شما نگران نباشيد، من خودم آنجا هستم و اين افرادي را كه مي‌فرمايد آنجا مشاهده نكرده‌ام.

-    بدين ترتيب هم ارتباط خود با مردم را اعلام مي‌كند و هم اشرافيت دور از مردم را مورد انتقاد قرار مي‌دهد.

-    نقل است روزي در معبدي با بت پرستان بحث مي‌كرد و آنان دليل حقانيت خود را استحكام معابد خود و خرابي زودهنگام مساجد عنوان كردند.

-    سيد فرمود؛ علت اصلي اين است كه در مساجد ذكر حقيقي گفته مي‌شود و در معابد چنين نيست.

-    قرار شد سيد در معبد آنان عبادت كند و اگر خراب نشد درستي آيين آنان پذيرفته شود.

-    سيد يك شب عبادت كرد و فردا روز با گفتن اذان مناره‌هاي آن معبد لرزيد و سپس با نماز سيد در معبد كل آن فرو ريخت و ديگر هرگز در آن محل معبدي بنا نشد.

-    اينها همه اوصاف بزرگان است.

-    اجازه دهيد يكي از اشعار معروف او كه مبين توحيد ناب و فهم عميق او از حقايق هستي است را قرائت نمايم؛

چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستي

صورتي در زير دارد هرچه بر بالاستي

صورت زيرين اگر با نردبان معرفت

بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستي

اين سخن را درنيابد هيچ فهم ظاهري

گر ابونصرستي وگر بوعلي سينا ستي

صورت عقلي كه بي‌پايان و جاويدان بود

با همه هم بي‌همه مجموعه و يكتاستي

مي تواني گر ز خورشيد اين صفتها كسب كرد

روشن است و بر همه تابان و خود تنهاستي

جان عالم خوانمش گر ربط جان داني به تن

در دل هر ذره هم پنهان و هم پيداستي

عقل كشتي، آرزو گرداب و دانش بادبان

حق تعالي ساحل و عالم همه درياستي

خواستي اندر جهان هر خواستي را در پي است

خواستي بايد كه بعد از وي نباشد خواستي

كاش دانايان عالم مي‌بگفتندي تمام

تا خلاف ناتمامان از ميان برخاستي

عزيزان من؛

-    اگر بخواهيم جناب ميرفندرسكي را در يك كلام تعريف كنيم، بايد بگوييم او فردي بهاري و به دنبال حضرت بهار بود.

-    امروز جهان بشري به انديشه ها، منش و اخلاق او بسيار نيازمند است.

-    اگر اين انديشه ها جاري شود جامعه وحدت نظر و وحدت هدف پيدا مي‌كند. كينه ها و اختلافات كنار مي‌رود و زمينه امنيت، آزادي، عدالت، رفاه و برادري فراهم مي شود.

-    با تشكر از دست اندركاران برگزاري مراسم، ياد امام و شهيدان را گرامي مي داريم.

-    اي خداي بزرگ امام زمان(عج) ما را برسان.

-    عشق و معرفت او را در دلها سرشار بگردان.

-    توفيق زيارت او و همراهي و سربازي او را به همه ما عنايت بفرما.

-    او را به خواست و دست مردم بر قله مديريت جهان مستقر فرما.

-    خدايا شهيدان ما را با شهيدان كربلا محشور بگردان.

-     راه نوراني آنان را مستدام بدار.

-    ملت ما و جوانان ما و رهبر ما را حفظ بفرما.

-    همه ملت ها را نجات عنايت بفرما.

-    همه بي‌گناهان دربند و خصوصاً عزيزان بهاري آقاي مشايي و آقاي بقايي را نجات عنايت بفرما.

-    بدخواهان و مستكبران را منكوب بفرما.

-    باران رحمتت را بر ملت ايران فرو فرست.

سر بلند و عزيز باشيد