دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : روايت ضرغامي از مديريت و زندگي احمدي نژاد
سه شنبه، 8 مرداد 1398 - 14:14 کد خبر:485733

به گزارش دولت بهار، عزت الله ضرغامي در مصاحبه با سازندگي گفت:

➖ آقاي احمدي‌نژاد بسيار پركار بود و چون وقت زيادي مي‌گذاشت و به خصوص در سطح ملي و استان‌ها خودش ورود مي‌كرد در جريان جزئي‌ترين مشكلات كشور بود، لذا خيلي از دستوراتي كه به‌موقع صادر مي‌كرد باعث رفع مشكلات مي‌شد. روحيه او روحيه كار و اجرا و تشخيص درست بود. برخلاف آقاي روحاني كه پروتكل‌هاي زيادي براي خودش دارد؛ احمدي‌نژاد اينطور نبود و اين به او كمك مي‌كرد. مثلا من با ايشان يك سفر خارج رفتيم. سفر طولاني بود و چند ساعت در هواپيما بوديم. همه حرف‌هايمان را گفتيم و تصميماتمان را گرفتيم. بعد ايشان خسته شد و مي‌خواست بخوابد. به من گفت شما نمي‌خوابيد؟ گفتم نه. خودش يك پتو گرفت و همانجا زير صندلي دونفره ما و در كف هواپيما پتو را انداخت و خوابيد. خوابش هم عميق بود. هرازگاهي غلت مي‌خورد و زير پاي من مي‌آمد؛ من پايم را جمع مي‌كردم كه سر رئيس‌جمهور را لگد نكنم. (خنده) او واقعاً مردمي بود، به همين اندازه كه مي‌شنويد راحت بود. در همان چند ساعت پرواز كه كنار من نشسته بود، بدون واسطه هرچه حرف داشتيم به هم گفتيم. اين حسن يك رئيس‌جمهور است. آقاي احمدي‌نژاد چون مقيد به پروتكل نبود، كارهايش خيلي راحت جلو مي‌رفت. در سفرهاي استاني يا ارتباط با مردم و وزرايش راحت بود.

 ➖ اما چه دوراني كه ايشان رئيس ‌جمهور بود و چه دوران بعد از رياست‌جمهوري ‌اش اين حواشي ادامه پيدا كرد. محور اصلي اين حواشي هم آقايان مشايي و بقايي بودند. من آخرين باري كه با ايشان صحبت كردم حرفم اين بود كه براي انتخابات رياست‌جمهوري وقتي رهبري از شما خواست كه وارد انتخابات نشويد نبايد وارد مي‌شديد. من دليل اين مخالفت را مي‌دانستم و به ايشان هم گفتم.  البته ارتباط ما در حد سلام و عليك و تلفن ادامه دارد. حتي من چند وقت پيش منزل ايشان رفتم. خانم ايشان شام درست كرد و خورديم. در همان منزل كوچك ايشان كه اگرچه بازسازي كرده اما خيلي كوچك بود و يك زندگي كاملا معمولي مشابه طبقه فرودست جامعه داشت. يك آشپزخانه كوچك كه مثل خانه‌ هاي قديمي با پرده جدا شده بود؛ در مدتي كه آنجا بودم همسر ايشان در آشپزخانه بود و مي‌خواست كتلت درست كند؛ دو ساعت سروصداي پخت و پز و جلز و ولز روغن در ماهي‌تابه مي‌آمد و بوي كتلت در اتاق پيچيده بود. اين زندگي احمدي‌نژاد است و اينها ارزشمند است.