دولت بهار (سايت قديم) : ذغال بنفش روحاني
دوشنبه، 2 تیر 1399 - 07:05 کد خبر:489326

مهدي جابري در وبلاگ خود نوشت:

Ú†Ù‡ خوب مي‌رقصيديم! دست‌ها در كمرها حلقه بود. حاضر بوديم وسط خيابان ماشين‌ها را خاموش كنيم، ترافيك سنگين بسازيم تا كف Ùˆ سوت بزنيم. مهم نبود اگر يك نفر توي آمبولانس جان مي‌داد. بالاخره تغيير هزينه هم داشت Ùˆ حالا به جهنم كه يك نفر اين وسط مي‌مرد. اصلا ما خاتمي را هم همينطور آورديم بالا! Ùˆ بايد بالا آوردنمان را ادامه مي‌داديم.

ما آن روزها خوشحال بوديم، چون روحاني با بسته‌هاي پيشنهادي كه مهر تائيد فرانسه، گواهي كيفيت انگليس Ùˆ علامت سيب سبز اروپا Ùˆ هويج بنفش كاخ‌سفيد روي آنها خورده بود، داشت مي‌آمد. موتور روحاني با قدرت روشن بود Ùˆ كار مي‌كرد. بعضي‌ها با افتخار مي‌گفتند موتورش آمريكايي است!

يك علامت خط كج با دو تا دايره بزرگ به نشاني حراجي Ùˆ تخفيف ويژه، خورده بود روي در Ùˆ ديوارها. رويش با ذغال بنفش نوشته بودند تدبير Ùˆ اميد!. چهار سال بعد هم ماجرا همين بود، با اين تفاوت كه ذغال‌ها كمرنگ‌تر شده بود Ùˆ فقط ميشد با آنها نوشت: تا Û±Û´Û°Û° با روحاني!

با آمدن روحاني Ùˆ حتي فقط با شعارهايش واقعا داشت بهشت ميشد. همه چيز خودبه‌خود مي‌آمد پايين؛ از آهن تا پيراهن، از دلار تا شلوار!

مدتي گذشت. دلار بالا رفت اما شلوار همان جاي قبلي ماند. آهن‌ هم بالا كشيد اما پيراهن نه! خط كج روحاني كه نشانه تخفيف Ùˆ ملايمت بود، مدام تغيير جهت Ùˆ تغيير شكل ميداد. امروز كه هنوز يكسال به هزار Ùˆ چهارصد مانده، ما مانده‌ايم Ùˆ هزاروچهارصد درد ناگفته Ùˆ ناخوانده! نه جرأتي مانده كه بگوييم Ùˆ نه آبرويي مانده كه بخوانيم. ديگر خبري از رقص نيست. كمرها زير فشار دلار خم شده Ùˆ دست‌هاي بدون پيراهن جايي براي حلقه شدن ندارد. موتور روحاني واقعا آمريكايي بود!

آري، ما در اين بازار شام فعلا فقط دنبال شلوار مي‌گرديم. مايي كه مي‌خواستيم روحاني را به هر قيمت بالا بياوريم، هنوز هم وسط همه ماجراها داريم او را بالا مي‌آوريم. Ú†Ù‡ چيزي بود كه به خوردمان دادند؟! تمام نمي‌شود اين لعنتي.