دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد : متن كامل سخنان مهم دكتر احمدي نژاد در جمع طلاب و روحانيون + تصاوير
یکشنبه، 31 خرداد 1394 - 12:29 کد خبر:75425
با بسياري از كساني كه به زعم آنان مي توانسته اند با امام زمان (عج) ارتباطي داشته باشند تماس گرفته و با آنها مصاحبه و اطلاعاتشان را تخليه كرده اند. به قول دوستي مي گفت پرونده امام زمان (عج) را تكميل كرده اند و براي دستگيري اش بسته اند، تنها عكسش را كم دارند. آنها مي دانند كه تنها خطر مبنايي و اساسي براي امپراطوري چند صد ساله آنها امام عصر (عج) است.

به گزارش دولت بهار، جمعي از طلاب و روحانيون به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان با دكتر محمود احمدي نژاد ديدار كردند. متن كامل سخناني مهم رئيس جمهور سابق كشورمان در اين ديدار به شرح زير است:

خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت شما عزيزان را عنايت فرمود، از خداوند مي خواهم همه ي ما را مشمول عنايات پيامبر عزيز و رحمت واسعه ي خودش قرار دهد.

بازخواني خط امام، مهم ترين كار فرهنگي در ايران و جهان

مقام معظم رهبري در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني (ره) فرمودند كه خط امام بايد بازخواني  و مجدد معرفي شود. من هم عميقا معتقدم كه اين كار مهم ترين كار فرهنگي است كه بايد در كشور و دنيا انجام شود. اگر شيطان موفق شود راه و انديشه هاي امام را كنار بزند يا تحريف كند، ديگر چيزي باقي نخواهد ماند. چرا كه بناي انقلاب بر انديشه هاي امام (ره) است كه همان انديشه هاي اسلام ناب محمدي (ص) است.
 

امام عصر (عج) زيربنا و ستون فقرات انديشه ي امام خميني (ره)

باور به امام عصر (عج) روح حاكم بر تمام انديشه هاي امام است. انچه كه به اين انديشه ها روح و اثر مي دهد باور به امام عصر و نقش ايشان در عالم است. امام معتقد بود كه درعالم همه چيز در اختيار امام و همه ي سنت هاي الهي در جهت اراده ي امام عصر است. همه ي خوبي ها و همه ي خيرات به امام برمي گردد. امام (عج) واسطه فيض الهي است.

علما و روحانيوني كه در ماه مبارك يا زمان هاي ديگر در تبليغ هستند. دو كار را در حين تبليغ انجام مي دهند. اين دو كار اول هدايت و دوم تربيت جامعه است.

كه البته اين همان كار خداوند و پيامبران است. هدايت يعني راه نشان داده شود. خداوند انسان ها را خلق كرده كه كمال پيدا كنند. موجودات بدون هدف خلق نشده اند و بر اساس برنامه اي منظم و جامع در جهت كمال پيش مي روند. شناخت اين مسير و معرفي آن مي شود هدايت.

و تربيت يعني شكوفا كردن استعدادهايي كه خداوند در وجود انسان قرار داده است.

مردم را بايد به چه و كجا هدايت كرد؟ روشن است كه همه بايد به سمت خداوند برگشته و در مسير الهي حركت كنند. براي هدايت بايد مقصد معرفي شود. به كجا مي خواهيم برويم؟ مي خواهيم به خداوند برسيم. خداوند كجاست؟ چگونه مي توان خداوند را شناخت و به او رسيد؟ آيا راهي جز شناخت امام (عج) براي رسيدن و شناختن خداوند وجود دارد؟ از آنجا كه نمي توانيم به ذات خداوند دسترسي پيدا كنيم لاجرم بايد به سراغ صفات و اسما برويم، اين صفات و اسماء در كجا متجلي است؟ آيا غير از اين است كه حد اعلاي تجلي اين صفات در وجود مبارك امام (عج) است. پس اگر مي خواهيم خدا را بشناسيم بايد امام (عج) را بشناسيم.

فرموده اند: من عرف نفسه فقد عرف ربه . براي شناخت خدا بايد خود را شناخت. خود حقيقي انسان چيست؟ معلوم است كه خود حقيقي انسان جز وجود انسان كامل و امام (ع) نيست پس بايد امام (ع) را شناخت. چقدر خود حقيقي را مي شناسيم؟ چقدر در اين مسير جلو رفته ايم؟ همانقدر كه خدا را مي شناسيم و چقدر خدا را مي شناسيم همانقدر كه خودمان را شناخته ايم و چقدر خودمان را مي شناسيم همانقدر كه امام (ع) را مي شناسيم. همه يكي است. شناخت امام (ع) هم شناخت خود است و هم شناخت خداوند است.راهي جز معرفت امام (عج) براي شناخت خدا وجود ندارد. البته مي شود خدايي استدلالي تعريف كرد كه نقشي در زندگي ندارد و با انسان ارتباط برقرار نمي كند. 

و به علاوه قرار است استعدادهاي الهي امانت گذاشته شده در حقيقت انسان به شكوفايي برسد. معيار اين شكوفايي چيست؟ روشن است معيار كسي است كه به طور كامل شكوفا شده است. شما مي خواهيد مردم را تربيت و شكوفا كنيد. اين تربيت جهت مي خواهد كه خداوند است و معيار اين تربيت و شكوفايي امام (عج) است. جز امام (عج) معياري وجود ندارد.

قرار است انسان ها تربيت شوند. هر انساني به همان اندازه اي تربيت مي شود كه با امام (عج) سنخيت پيدا كند. پس امام (عج) هم معيار هدايت است و هم معيار رشد و تربيت است. شما مي خواهيد مردم را هدايت كنيد. آيا جز معرفي امام (عج) كاري مي توان كرد؟ بنابراين بزرگترين ماموريت، معرفي امام (عج) به عالم است. بايد دست مردم را به دست امام (عج) داد و دلها و جانها را به او نزديك كرد.

امام راحل ما عميقا به اين حقايق باور داشت و تمام زندگي اش را بر پايه ي باور عميق به وجود و نقش امام عصر (عج) در عالم تنظيم كرده بود. امام راحل ما تمام زندگي اش همين بود. هم هدايت شده بود و هم شكوفا شده بود. امام سال 57 و سال 42 با يكديگر خيلي فرق مي كند. در يك راستا هستند اما سطح آنها با يكديگر فرق مي كند. امام در سال 68 كه از دنيا رفتند از امامي كه سال 57 انقلاب كرد خيلي متفاوت و بالاتر بودند، چون تربيت شده يعني رشد يافته بود. صفات مختلفي از جمله عمق معرفت، شجاعت، اراده، كشف حقايق، ايمان كامل و استقامت در وجودش شكل گرفته و رشد پيدا كرده بود. در بسياري از توطئه هاي دشمن تقريبا همه ي مسئولين كشور فريب مي خوردند اما امام  راحل با دو جمله نقشه ي دشمن را نقش بر آب كرده و عمق توطئه را با زبان ساده به مردم نشان مي داد. همه اين ها براي آن بود كه امام راحل (ره) در يك سطح بالاتري قرار گرفته و هدايت شده و رشد يافته بود.

سخنراني و منبري كه آخر آن و روح آن امام عصر (عج) نباشد چه چيز مهم ديگري مي خواهد داشته باشد؟ حرفهاي قشنگي در عالم وجود دارد، اگر متصل به امام (عج) نشود تاثير تكاملي و هدايتي ندارد. ما براي شناخت خداوند بايد امام (عج) را بشناسيم. نقطه ي اوج تجلي صفات خداوند امام (عج) است. اگر وجود اميرالمومنين (ع) نبود چگونه عدل خداوند را درك مي كرديم؟ البته احتمالا يك تعريف كتابي وجود داشت كه بايد بر سر عباراتش دعوا مي كرديم. وقتي محبت الهي در وجود نازنين پيامبر (ص) متجلي مي شود مفهوم رافت و محبت الهي را مي فهميم.

امسال مقام معظم رهبري فرمودند كه بايد ويژگي هاي امام راحل بخشي از كارها، سخنراني ها و منبرها باشد و اين البته معرفي همان اسلام است و فرقي با هم ندارند. بعضي از دوستان يادشان هست كه 40 سال پيش مستكبران چه مي كردند. ابرقدرت ها جايي براي انسان و انسانيت باقي نگذاشته بودند. در تفكر انقلابيون و آزادي خواهان آن دوران نمي گنجيد كه در مقابل ابرقدرت ها بايستند. باور عمومي اين بود كه براي نجات و استقلال از يك قدرت بايد به ديگري متكي بود و راه نجات ديگري وجود ندارد. اما امام راحل با توكل بر خدا و تحت عنايات امام عصر(ع) محكم در مقابل همه ي ابرقدرت ها ايستاد و راه جديدي را براي زندگي متعالي و آزاد به بشريت معرفي كرد.

براي هدايت و تربيت بايد نكات مهمي را مد نظر قرارداد كه به برخي از آنها اشاره مي نمايم:

1. هدايت تنها بر بستر محبت اتفاق مي افتد.

بالاخره اگر بنا باشد هدايت و تربيتي اتفاق بيافتد، آن فردي كه مي خواهد اين كارها را بكند بايد ويژگي هايي داشته باشد. هدايت تنها بر بستر محبت اتقاق مي افتد. كلامي كه در جوهر آن محبت وجود نداشته باشد تاثيري نخواهد داشت. بايد مردم را و خلق خدا را دوست داشت. همانطور كه پيامبر (ص) مردم را دوست داشت. خداوند خطاب به پيامبر (ص) مي گويد چرا خودت را براي هدايت مردم به سختي و مشقت سنگين مي اندازي؟ علي القاعده هميشه بايد برعكس باشد كه خداوند بگويد چرا كم كار كرديد، چون بنا بر اين است و بالاخره هركاري انجام دهيم نمي توانيم شكر خداوند را بجا بياوريم. چرا پيامبر (ص) خودش را براي مردم به زحمت مي اندازد؟ چون عاشق مردم است. اگر وجود رحمتي پيامبر (ص) نبود محال بود كه بتواند بر دنيا اثري بر جا بگذارد. او عاشق مردم و همه خلق خدا بود. امام راحل ما هم عاشق مردم بود. بايد وجود مالامال از عشق خداوند باشد تا كلام اثر كند.

امام راحل در آداب نماز بعد از مقدمات نماز به سوره ي حمد مي رسند. در وجه تسميه ي رحمان و رحيم داستان حضرت موسي و فرعون را نقل مي كنند. فرعون از بدترين انسان هاي عالم است. چرا كه در مقابل خدا ايستاده است. براي خداوند كه نابود كردن فرعون كاري نداشت، اگر خداوند اراده مي كرد معدوم بود، نه اينكه متلاشي شود بلكه انگار كه از اول در عالم نبوده است. خداوند آن چيزي را كه خلق كرده دوست دارد و مي خواهد همه هدايت شوند، نه اينكه عده اي حتما جهنمي شوند. خداوند يكي از بهترين بندگان خودش را انتخاب مي كند تا فرعون را هدايت كند. خدا در وصف حضرت موسي مي فرمايند تو را براي خودم آفريدم و برگزيدم، موسي كليم الله بود. اما براي هدايت فرعون خداوند روز اول به موسي نگفت كه همين اول براي هدايت فرعون برو و اگر قبول نكرد با او برخورد كن، بلكه حضرت موسي را در مسير رشد و تربيت و رحماني شدن قرار داد. او را در درياي سختي ها انداخت و حتي كارش به كارگري كشيد. سالها براي پيامبر ديگري كارگري كرد تا جايي كه دلش مالامال از رحمت شد. وقتي دلش پر از رحمت شد پيامبر ديگري را هم كنارش قرار داد تا تنها نباشد. آنگاه او را مامور هدايت كرد و فرمود به سوي فرعون برويد و فرمود وقتي به فرعون رسيديد با زبان نرم با او سخن بگوييد و بگوئيد آيا مي خواهي تزكيه و هدايت شوي. بنا نيست خط كشي كنيم و عده اي را آن سمت قرار بدهيم. اين كار شيطان است. بناست همه ي بشريت اين سمت باشند و شيطان سمت ديگر. امام راحل در آداب نماز و تفسير سوره ي حمد نتيجه گيري مي كند كه امر به معروف و نهي از منكر يعني همان هدايت بايد از دل رحماني اتقاق بيافتد و چه بسيار منكراتي كه از امر به معروف و نهي از منكري كه از دل رحماني سرچشمه نگرفته به وجود مي آيد. بايد بدانيم كه هدايت از ناحيه خداوند است.

2. احترام به شان و جايگاه انسانها

ما بايد همه انسانها را مهم و ارزشمند و بهتر از خودمان حساب كنيم. حكومت هاي مستكبر توده هاي مردم را اصلا انسان حساب نمي كنند. البته دور و بر ما هم هستند كساني كه اصلا براي مردم شاني قائل نيستند. نفر به نفر انسان ها مهم هستند. اينكه بگوئيم از هفت ميليارد انسان روي زمين اگر 10 ميليون هم ريزش كرد مهم نيست حتما اشتباه است. يك نفر هم مهم است و بايد تلاش كرد هيچ كس ريزش نكند. البته هدايت با زور و اكراه نيست. هدايت بايد همراه با آگاهي و انتخاب آزاد انسانها اتفاق بيفتد.

همه بايد پاي پرچم توحيد و عدالت بيايند. هنر همين است كه همه باشند. رفتار اميرالمومنين (ع) در جنگ چگونه است؟  وسط جنگ صحبت و بحث و نصيحت مي كند و به راحتي از انسان ها نمي گذرد. تا اخرين تلاش را نكند برخورد نمي كند. چند نفر را مي گذارد و عبور مي كند و بعدي را مي زند. همه بايد به سمت خداوند بيايند. بعضي مواقع ما گزينش هاي سخت مي گذاريم كه اصلا كسي اينطرف نيايد. مي گوييم اصلا چرا بيايد اين سمت؟! در حالي كه كسي نبايد به جهنم برود. خيلي بايد خراب شده باشد كه آن سمت بيافتد. بايد باور كنيم كه سيطره اي بر مردم نداريم و صرفا تذكر دهنده هستيم. پيامبر خاتم(ص) نيز فقط تذكر دهنده بود و هدايت فقط از ناحيه خداوند است.

3- تكيه بر نقاط مثبت انسان ها و فطرت الهي انسان ها

در تربيت بايد بر نقاط مثبت تكيه كرد، تكيه بر ويژگي هاي منفي هيچ فضاي مشتركي درست نمي كند. مثلا مي خواهيم ايران را اداره كنيم. آيا اگر به هم نگاه كرده و بر ضعف هاي يكديگر تاكيد كنيم آيا مي توانيم جامعه را اداره و هدايت كنيم؟ آيا وحدتي اتفاق مي افتد؟ عاملي كه وحدت درست مي كند تكيه بر ويژگي هاي مثبت ديگران است.

معرفي خط امام، معرفي خط پيامبر اعظم (ص)

امروز معرفي خط امام (ره) در واقع معرفي خط پيامبر (ص) است. چرا كه شيطان آمده است تا اسم امام (ره) را از دنيا پاك كند. نمي دانيد كه چقدر فيلم، داستان، سريال و مقاله سرشار از دروغ منتشر مي كنند تا همه را به اين باور برسانند كه امام (ره) شكست خورد، يا امام (ره) تمام شد و يا امام (ره) خيلي انسان بدي بود و هيچ دستاورد و خوبي نداشت. اقدامات امثال بنده را هم به حساب امام راحل مي گذارند.       

اما در پاسخ به سئوال شما چند جمله درباره راهبردهاي بلند مدت مستكبرين در منطقه عرض مي كنم.

مسائل منطقه را مي توان در چند سطح تحليل كرد. يك سطح اين است كه جزيي تحليل كنيم كه فلاني چه گفت و چه نگفت و مثلا در سوريه آيا دعوا بر سر پست و مقام بود و اگر اين پست ها را تحويل مي دادند مشكل حل مي شد. يا دعواي عربستان و يمن بر سر مسائل مرزي و يا يك فرد است؟ 

يك تحليل بالاتر اين است كه ما بايد اين حوادث را در چارچوب راهبردهاي بلند مدت مستكبرين در خصوص جهان و منطقه ببينيم. از صدها سال پيش مي دانستند كه هركس بر منطقه ي ما مسلط شود قدرت اول جهان است و بهتر مي تواند جهان را اداره كند.  بعد هم كه نفت كشف شد اين باور را تقويت كرد. امپراطوري انگليس مديون همين نفت ارزاني است كه از اين منطقه بدست اورد. معلوم است كه بايد منطقه را بهم بريزند و كشورها را تكه تكه و ضعفيف كنند تا ملت ها نتوانند كاري بكنند و آنان حاكم كامل بشوند.

يك تحليل ديگر وجود دارد كه نظام سلطه و شيطان در افق بلندتري مسايل را مي بينند و تحليل مي كنند. بيش از آن كه ما دنبال امام زمان (عج) باشيم آنها دنبال امام زمان (عج) هستند. انقدر در دانشگاه هاي علوم انساني آمريكا راجع به امام زمان (عج) تحقيق كرده­اند كه اگر من بگويم هزاران برابر مجموع كار حوزه هاي علميه قم و نجف و مشهد، زياد نگفته ام، بلكه كمتر گفته ام كه شما باور كنيد. با بسياري از كساني كه به زعم آنان مي توانسته اند با امام زمان (عج) ارتباطي داشته باشند تماس گرفته و با آنها مصاحبه و اطلاعاتشان را تخليه كرده اند. به قول دوستي مي گفت پرونده ي امام زمان (عج) را تكميل كرده اند و براي دستگيري اش بسته اند، تنها عكسش را كم دارند. آنها مي دانند كه تنها خطر مبنايي و اساسي براي امپراطوري چند صد ساله آنها امام عصر (عج ) است.

حكومت آمريكا حكومت شيطان است. اين تعبيري كه امام (ره) بكار برد يك تعبير عيني و واقعي است نه يك تعبير سياسي و تبليغاتي. واقعا حكومتي است كه شيطان براي جلوگيري از رسيدن به خداوند و امام(عج)، برپا كرده است. ظاهرش هم خيلي زيبا و فريبنده است. اين حكومت شيطان مي داند كه اگر امام زمان (عج) بيايد كارش تمام است. بعضي ها در ايران به اين حرفها مي خندند. كسي كه هفتاد سال از عمرش گذشته و يكبار دل به امام زمان(عج) نداده بايد هم بخندد. ممكن است اين فرد سالها هم به نام دين حرف هم زده باشد ولي اينها ملاك نيست. اينها اگر در راه امام (عج) بود كه همه اش نور مي شد. اينطور نيست كه همه ي افرادي كه جلوي حركت پيامبر (ص) و اهل بيت ايستاده اند انسان هاي بي سواد و بدون علم و مدعي بي ديني  بوده اند. بسياري از اينها به ظاهر دانشمند و عالم هم بوده اند و بزرگترين ضربات از ناحيه مدعيان دين داري وارد شده است.

ظاهرا آنها مي خواهند بيايند منطقه را بگيرند و حوادث را مديريت كنند. همه ما نشانه هاي ظهور را خوانده­ايم، يكي از نشانه ها جريان غير انساني سفياني است. يكي از دوستان ما كه انسان فاضلي است مي گفت و البته احتمال مي داد كه چه بسا حكومت شيطان تصميم گرفته است كه خودش جريان سفيايي را راه بياندازد تا دست خودش باشد و البته ايشان اين را هم اضافه كرد كه خداوند هم نقشه دارد و همه در نقشه ي خدا هستند و چه بسا خداوند آن سناريو را نوشته تا به دست اينها اجرا شود. شيطان خيال مي كند كه جريانات را كنترل مي كند در حالي كه در حقيقت اراده ي الهي را حاكم مي كند.

معلوم است كه اگر بخواهند مسلط شوند بايد اسم امام عصر (عج) را از بين ببرند. آقاي كلهر مي گفتند كه من جدا معتقدم كه اسم داعش را طوري انتخاب كرده اند كه به شيعه نزديك باشد. براي ما تفاوت اين دو مشخص است اما براي كسي كه در آمريكاي لاتين اين دو كلمه به گوشش مي خورد خيلي بهم نزديك است. با برنامه مي خواهند كاري كنند كه ديگر كسي جرات نكند به دين داري و امام (عج) فكر كند. البته بسيار قوي عمل مي كنند. نبايد فراموش كرد كه در جريانات منطقه غفلت برخي از نيروهاي ديني و انقلابي نيز موثر بوده است. خيلي ها غفلت كرده اند با وجود اينكه بعضي ها هشدار داده بودند و گفته بودند كه توطئه در كار است و اين مسائل اتفاقي نيست.

آيا اگر كسي صحنه ي انتحاري و يا سربريدن يك كودك يا انسان را كه به نام پيروي اسلام انجام مي شود، بييند به دنبال اسلام مي آيد؟ آن هفت ميليارد جمعيتي كه مي خواهد با توجه به اين صحنه اينده را انتخاب كند آيا به دنبال اسلام خواهد آمد؟ يك طراحي خيلي پيچيده و شيطاني دركار بوده است تا جايي كه آن اول كار بعضي از دوستان ما هم كف مي زدند. مارك و برچسب كسي كه جلوي دوربين بچه اي را سر مي برد به هركس و هرچيزي بخورد آن چيز منفور خواهد شد. حالا ما بايد در دنيا راه بيافتيم و بگوييم ما با آنها فرق داريم.  كار خيلي سخت خواهد شد.     

وزير خارجه ي سابق آمريكا خودش گفته بود كه براي خاورميانه طرح جديد داشته اند. آنها آمدند در مقابل انقلاب اسلامي يك جريان بدل راه انداختند. چرا كه انقلاب اسلامي يك جهشي به سمت حكومت جهاني امام عصر (عج) ايجاد كرده است. او گفته كه مي خواهند يك خاورميانه ي جديدي متولد كنند كه همانند زايمان سخت و دردناك است و كشتار دارد.

آن خانم وزير خارجه قبلي نوشته و اخيرا منتشر كرده كه كارها درست پيش مي رفت تا زماني كه در ايران يك دولتي سركارآمد و مانع ايجاد كرد. مجبور شديم وقت و هزينه بگذاريم تا آن دولت را تخريب و از سرراه برداريم. او مي گويد الان برگشتيم به مسير قبلي. آنها مي خواهند نگذارند آن اتفاق يعني ظهور كامل واقع شود. انقدر كه امام زمان (عج) براي شيطان جدي است براي من و شما جدي نيست. به چه كسي اين درد را بايد گفت؟ آنها تمام برنامه هايشان را بر اين اساس تنظيم كرده اند.

اما جملات آخرم بشارت است. شيطان دست و پاي خودش را مي زند اما همه تلاش هايش در نقشه ي خداوند است. هر موقع ديديد كه شيطان بيشتر دست و پا مي زند بدانيد كه به آخر كارش نزديك شده است. امروز شيطان تمام قدرت و نيروهايش را به منطقه ما آورده تا نابودي خودش را به عقب بياندازد. اما امروز يك بيداري عظيم در تمام جهان در حال وقوع است و هركس در دنيا پرچم عدالت و توحيد و امام زمان (عج) را بلند كند مردم از او استقبال كرده و دورش جمع مي شوند و او محبوبيت پيدا مي كند. چرا كه امر امام(ع) فطري و در درون انسانهاست. البته شياطين صدماتي مي زنند و بعضي ها هم در منطقه و حتي در ايران هم اشتباه كرده و به اين نقشه كمك كردند، اما شيطان به جايي نخواهد رسيد و به فضل الهي كارش تمام است. آينده نزديك متعلق به حقيقت و راه خدا و ملتهاي مومن، آزاديخواه و موحد است.

IMG_9948 copyIMG_9950 copyIMG_9946 copyIMG_9939 copyIMG_9943 copyIMG_9940IMG_9953 copy