کد خبر: 361815صفحه نخست » خبردوسه شنبه، 19 بهمن 1395 - 17:16
در مراسم رونمایی از مجموعه کتاب های “خون خاک”
دکتر احمدی نژاد: ملی شدن نفت کار بزرگی بود اما نفت هنوز به طور کامل ملی نشده و ما در ابتدای این راه هستیم
دکتر احمدی نژاد: ملی شدن نفت کار بزرگی بود اما نفت هنوز به طور کامل ملی نشده و ما در ابتدای این راه هستیم دولت بهار: دکتر احمدی نژاد طی سخنانی در مراسم رونمایی از مجموعه کتاب های “خون خاک”، انرژی را یک کالای حیاتی و استراتژیک در جهان خواند و با ارائه تحلیلی جامع از فرایند تولید و فروش نفت در ایران گفت : این یک دروغ بزرگ است که گفته شود بازار نفت تابع عرضه و تقاضاست. قیمت نفت همیشه تحت تاثیر سیاست بوده است و نفت را تنها کالایی می توان نامید که قیمت آن را نه فروشنده بلکه مشتری تعیین می کند.
  

به گزارش دولت بهار به نقل از مهرمردم، محورهای مهم سخنان رئیس جمهور سابق در این مراسم به شرح زیر است:

• ملی شدن نفت ، کار بسیار بزرگ اما نیمه تمامی بوده است. از آن جهت کار بزرگی بود که تاکیدی بر استقلال ملت ایران محسوب می شد. مهمترین تاثیر نهضت ملی شدن نفت را می توان تاکید بر بیداری و استقلال ملت ایران دانست. در این نهضت زحمات زیادی کشیده شد که درخور تقدیر است اما اشتباهاتی هم وجود داشته است که مانع از جلوه گری عظمت فداکاری های انجام شده نیست .

• انگلیس بعدا انتقام گرفت و دیدیم که چقدر مصدق و آیت الله کاشانی را کوبیدند تا دیگر کسی به دنبال استقلال و نجات از سلطه غرب و بازیابی هویت و اصالت ملت خویش نباشد، لذا ملت ایران را یک میلیارد لیره آن روز جریمه کردند و آن را از حساب های ما برداشتند.

• رفتار انگلیس درقبال ملت ایران تغییر نکرده است. امام خمینی(ره) در برابر مستکبرین ایستاد و گفت ما می توانیم روی پای خودمان بایستیم و به این رابطه یک طرفه پایان دهیم لذا مشاهده می کنیم که چقدر با امام دشمن هستند و علیه او سمپاشی می کنند و با طراحی های بسیار پیچیده ، طرح نسبت های دروغ و تحریف تاریخ ، در جهت تخریب وجهه امام عظیم الشان ما تلاش می کنند.

• ملی شدن نفت کار بزرگی بود اما نفت هنوز به طور کامل ملی نشده است و ما در ابتدای این راه هستیم. قیمت نفت هیچگاه تابع عرضه و تقاضا نبوده است و این یک دروغ بزرگ است که گفته شود بازار نفت تابع عرضه و تقاضاست. قیمت نفت همیشه تحت تاثیر سیاست بوده و می توان گفت نفت تنها کالایی است که قیمت آن را نه فروشنده بلکه مشتری تعیین می کند.

• در هر مقطعی از زمان که سلطه آمریکا و انگلیس با خطر مواجه شده ، قیمت نفت تا حدودی افزایش یافته است که به عنوان نمونه می توان به سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و هشت سال عمر دولت های نهم و دهم اشاره کرد.

• درامد کشورهای بزرگ صنعتی از نفت 2.75 برابر درامد تولیدکنندگان و صادر کنندگان نفت است. کشورهای غربی، ژاپن و کره به سبب ارزان بودن قیمت نفت ، ۶۰ درصد از محل واردات نفت مالیات اخذ می کنند و هنگامی که نفت به سایر کالاها تبدیل می شود ، ۲۵ درصد دیگر نیز از مصرف کنندگان مالیات می گیرند و این در حالی است که اکتشاف ، استخراج ، بیمه ، بازاریابی و کشتیرانی نفت نیز در اختیار همان کشورهاست که ۲۰ درصد هم هزینه آنهاست که از کیسه صادر کنندگان کسر می شود.

• این در حالی است که ما باید خدمات فنی و مهندسی و کالاهای نفتی را نیز از آنها بخریم. ضمن آنکه خریداران نفت پول آن را سه ماه بعد می دهند و هنگامی که آن را پرداخت می کنند به بانکهای اروپایی واریز می شود. این بانکها نیز از پولهای ما اعتبار کسب می کنند و به خودشان وام های کلان ۵۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیارد دلاری کم بهره می دهند. ما که می خواهیم یک میلیارد دلار وام بگیریم ، شروع به بهانه جویی می کنند و وام نمی دهند.

• این فرایند نشان می دهد که ابتدا و انتهای نفت دست ما نیست. آنها به این نیز بسنده نمی کنند و هر از چندگاهی به بهانه های سیاسی درجه ریسک ما را بالا می برند که در نتیجه آن باید پول بیشتری بابت بیمه ، امور بانکی و پیش پرداخت ها بدهیم و شرایط سیاسی سخت تری را تحمل کنیم که همه این ها هزینه ملت ما را بالا می برد.

• نفت برای ما هنوز در عرصه بین المللی ملی نشده است. سئوال این است که کدامیک از کشورهای اروپایی حاضرند کارتعیین قیمت کالاهای تولیدی خود را به دست مشتری بسپارند. ما می خواهیم اتومبیل بنز بخریم ، اجازه داشته باشیم خودمان قیمت آن را تعیین کنیم. چرا قیمت کالای ما را آنها تعیین کنند و ما حق نداشته باشیم روی کالای آنها قیمت بگذاریم؟ در واقع از دید آنها نفت یک کالای اساسی و سیاسی و عامل اقتدار و سیطره بین المللی است.

• فاجعه بسیار عمیق تر از این حرفهاست زیرا آنها تمام ساز و کارهای جهانی را به گونه ای طراحی کرده اند که سلطه آنها بر منابع نفتی و قیمت نفت تثبیت شود.

• واقعیت های غم انگیز مربوط به تولید و فروش نفت ، قابل کشف است اما نظام سلطه ، فضا را به گونه ای می سازد که کسی جرات نکند این اطلاعات را کنار هم بگذارد و با آن مقایسه های لازم را انجام بدهد. بنابراین می توان گفت که نفت در اختیار ملت های دارنده آن نیست بلکه غربی ها خود را مالک نفت می دانند و به ما نیز صرفا حق سرایداری می پردازند.

• با کنار هم قرار دادن ارقام حاصل از درامد نفت برای کشورهای صادر کننده و کشورهای بلوک غرب می توان به تفسیر چرایی پیدایش شکاف عمیق میان کشورهای برخوردار با کشورهای فقیر پرداخت. کشورهای نفت خیز جهان عموما فقیر و درگیر مشکلات اقتصادی هستند در حالی که وارد کنندگان نفت در شرایط مطلوب اقتصادی به سر می برند. اگر به نقطه تعادل در تعاملات نفتی نزدیک شویم و قیمت نفت واقعی شود، حتما وضع کشورهای صادر کننده نفت بهتر از کشورهای وارد کننده آن خواهد شد.

• با مطالعه این اعداد می توان به رمز و راز وقوع جنگ ها و لشکر کشی ها نیز پی برد. امنیت جهان نیازمند هزینه نظامی ۱۵۰۰ میلیارد دلار در هر سال نیست و بسیار راحت تر و ارزانتر می توان امنیت جهان را برقرار کرد.

• با فقط به نفت اشاره کرده ایم و هنوز به بقیه موارد مانند معادن آفریقا ، خلق پول و نظام بانکی که سرگرم غارت ثروت جهانی است ، نپرداخته ایم و این مساله را مطرح نکرده ایم که چرا آمریکا با داشتن ۲۰ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی و ژاپن با ۹ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی می توانند وام دریافت کنند اما ایران که تولید کننده نفت است و فقط شش میلیارد دلار بدهی خارجی دارد نمی تواند وام بگیرد؟

• ملی کردن واقعی نفت ، مستلزم پنجه در پنجه انداختن با شبکه نظام سلطه ، آن هم نه از راه تهدید نظامی بلکه از راه تدبیر و زیرکی و زمین گیر کردن آنها در خانه هایشان است. این کار شدنی است. همانطور که امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آنها را زمین گیر کرد و بعدا نیز در یک دوره دیگر و به اذعان خودشان زمین گیر شدند.

• امیدوارم که روزی برسد که نفت ایران به طور واقعی ملی شود و در اختیار ملت قرار گیرد و مردم بتوانند مدیریت واقعی خود را بر منابع نفتی اعمال کنند و این کالای استراتژیک را با انعقاد قراردادهای عادلانه و قابل قبول به جهان عرضه کنند.

مشروح سخنان دکتر احمدی نژاد در مراسم رونمایی از مجموعه کتاب های خون خاک اثر خسرو معتضد ، پژوهشگر و صاحبنظر تاریخ معاصر متعاقبا مخابره خواهد شد.

یکی از آرزوهای بنده به عنوان یک ایرانی و عضوی از جامعه بشری این بود که مساله نفت و تاریخ آن به نحوی مستند بشود و در اختیار همگان قرار گیرد که استاد معتضد این کار بزرگ را با تلاش های فراوان انجام دادند و اینک در دسترس مردم عزیز ایران قرار گرفته است.

تاریخ و آگاهی از آن بسیار مهم است. از مهمترین طراحی های فرهنگی استکبار و استعمار این است که تاریخ ملت ها را پاک می کنند. تاریخ که پاک شود ، چیزی باقی نمی ماند. خیلی از آداب ، رسوم ، اخلاق و رفتارهای امروز ما ریشه چند هزار ساله دارد. بسیاری از جریانات سیاسی نیز دارای یک عقبه تاریخی هستند و می توان گفت که بریده و بی ریشه نیستند . تاریخ مثل حافظه یک ملت است و نمی توان آن را کنار گذاشت و نادیده گرفت. وقتی حافظه یک انسان از دست برود ، بی هویت و بی اراده می شود. این یک سوال جدی است که چرا هر کتابی از غرب می آید ، فلسفه علم مورد بحث در آن کتاب را به خودشان مرتبط کرده اند. اگر گذشته مهم نیست چرا یک بار نمی نویسند که علم را ابن سینا ، ابوریحان یا رازی پایه گذاری کرد؟ چرا از دانشمندان غیر خودشان اسم نمی برند؟ برای اینکه می خواهند القاء کنند هرچه هست آنجاست و دیگران چیزی نیستند یا تاریخ و گذشته ای ندارند تا از رهگذر آن بتوانند هر بلایی را بر سر ملت ها بیاورند.

انرژی یک کالای مهم ، حیاتی و استراتژیک است و با سایر کالاها و ذخایر زیر زمینی تفاوت دارد زیرا مانند جریان خون در بدن است که فقدان آن در زندگی مادی بشر قابل تصور نیست و به همین دلیل قدرتها و سلطه گران همیشه به دنبال شناسایی منابع انرژی و تسلط بر آن بوده اند. از آنجا که منطقه خاورمیانه مملو از ذخایر غنی انرژی است ، همواره مورد توجه و طمع مستکبرین بوده است که برای مسلط شدن بر آن، پیوسته در حال توطئه و اجرای ترفندهای مختلف شیطانی از جمله ایجاد اختلاف و درگیری میان کشورهای منطقه بوده اند تا ملت ها نتوانند بر منابع انرژی خود تسلط داشته باشند. امپراتوری انگلیس ۵۰ سال آخرش را به طور کامل متکی بر نفت ایران و منطقه بود. علت پیروزی آنها در جنگ اول و دوم جهانی نیز به تسلط انگلیس بر نفت مفت ایران و کشورهای خاورمیانه بازمی گردد. هیتلر شش ماه لندن را بمباران کرد اما نتوانست انگلیس را شکست دهد. به این نتیجه رسید که تا جریان ارزان انرژی به سمت انگلیس روان است نمی تواند کاری از پیش ببرد. بنابراین تصمیم گرفتند انگلیس و روسیه را برای تسلط بر منابع انرژی منطقه دور بزنند اما زودتر از آلمانها ، روس ها از شمال و انگلیسی ها از جنوب وارد ایران شدند و کشور ما را اشغال کردند و مانع از تسلط آلمانها بر منابع انرژی در ایران شدند یا به تعبیر دیگری توانستند جریان نفت رایگان را به سمت خودشان تضمین کنند. بنابراین علت شکست آلمانها را باید در ناتوانی آنها برای تسلط بر منابع انرژی ایران جست و جو کرد. انگلیس پیروزی خود را در جنگ دوم مرهون تسلط بر منابع انرژی ایران می داند و به همین سبب ، ایران را پل پیروزی خود نامیده است .

نکته جالب اینجاست که در زمان اشغال جنوب ایران از سوی انگلیس ، جنگ در آبادان و خوزستان جریان دارد اما به تاسیسات نفتی ایران هیچ آسیبی وارد نمی شود و دلیل آن هم روشن است که می خواهند منابع نفت را غارت کنند.

وقتی استالین ، روزولت و چرچیل برای برگزاری کنفرانس فاتحین به ایران می آیند، استالین به دیدن محمدرضا پهلوی می رود و مطالبی میان آنان رد و بدل می شود که در خاطرات مادر وی آمده است. در آنجا استالین به شاه ایران می گوید که شما زبان انگلیس را خوب می فهمید و او متوجه منظور استالین نمی شود و با خوشحالی می گوید که بله علاوه بر انگلیسی ، با زبان آلمانی و فرانسوی نیز آشنایی دارد اما استالین منظورش را روشنتر بیان می کند و می گوید بله ممکن است شما زبان امپریالیست ها را خوب فرا بگیرید اما هرگز نمی توانید از نقشه های آنان مطلع شوید. آنها به وقتش تو را هم هزینه خواهند کرد، همانطور که پدرت را آوردند و بردند. در آنجا استالین از موضع مارکسیسم که حرفهای به اصطلاح انقلابی می زدند، به شاه توصیه می کند که بساط سلطنت را خودش جمع کند و با رجوع به خواست مردم ، نام نیکی را از خودش برجای بگذارد اما او به اظهارات استالین بی توجهی نشان می دهد و خود را برگزیده مردم ایران می خواند.

زمانی که دارسی ، نفت را به معنای امروزی آن در ایران کشف کرد ، شرکت نفت انگلیس و ایران تاسیس شد که هدف از آن قرار دادن انگلیس در جایگاه مالک و تبدیل ایران به کارگر و کارگزار انگلیس در موضوع نفت بود. در واقع آنچه به ایران پرداخت می شد ، حق الزحمه کارگری بود و اصل نفت به انگلیس تعلق داشت. در این پنجاه سال آنها خودشان نفت را برداشت می کردند، می فروختند و هرچه می خواستند گزارش می دادند و طرف ایرانی، اطلاعات مستقلی از اینکه چه میزان نفت تولید و فروخته شد، در اختیار نداشت و اساس کار مبتنی بر گزارشی بود که انگلیسی ها می دادند. خود آنها گزارش داده اند که دو میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون بشکه نفت از ایران استخراج کرده اند. با فرض اعتماد به این ارقام ، اگر قیمت متوسط هر بشکه را در ده سال اخیر ۷۰ دلار در نظر بگیریم به رقمی بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار می رسیم که یک ششم آن را به ایران داده اند و بقیه اش را خودشان برده اند. به این ترتیب با کسر هزینه های سرمایه گذاری ، برداشت ، انتقال ، فروش و سود شرکت ، دولت انگلیس ۱۴۰ میلیارد دلار به ملت ایران بدهکار است و اگر بخواهیم با تغییر واقعی قیمت ها در نظر بگیریم ، قیمت هر بشکه نفت ۲۰۰ دلار است که بدهی انگلیس به ایران در این صورت به ۴۲۰ میلیارد دلار می رسد.

صورت حساب های ارائه شده از سوی انگلیس، نشان می دهد که ایران از یک کشور استعمارزده هم پایین تر بوده است. برای مثال در سال ۱۹۴۷ میلادی بیست میلیون تن نفت را از ایران برده اند که کل در امد حاصل از آن ۳۳ میلیون لیره انگلیس بوده است. از این رقم فقط هفت میلیون لیره را به ایران داده اند که از آن ۵۰۰ هزار لیره نیز برای دولت انگلیس مالیات کسر شده است!

به نظر من ملی شدن نفت ، کار بسیار بزرگ اما نیمه تمامی بوده است. از آن جهت کار بزرگی بود که تاکیدی بر استقلال ملت ایران محسوب می شد. انگلیسی ها خود را مالک نفت ایران می دانستند و به این واسطه بر همه امور ملت ایران تسلط داشتند تا آنجا که خودشان رضا خان را آوردند و بردند. مهمترین تاثیر نهضت ملی شدن نفت را می توان تاکید بر بیداری و استقلال ملت ایران دانست. در این نهضت زحمات زیادی کشیده شد که درخور تقدیر است اما اشتباهاتی هم وجود داشته است که مانع از جلوه گری عظمت فداکاری های انجام شده نیست . انگلیس بعدا انتقام گرفت و دیدیم که چقدر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی را کوبیدند تا دیگر کسی به دنبال استقلال و نجات از سلطه غرب و بازیابی هویت و اصالت ملت خویش نباشد، لذا ملت ایران را یک میلیارد لیره آن روز جریمه کردند و از حساب های ما برداشتند.

الان هم همین رفتار را درقبال ملت ایران دارند. امام خمینی (ره) در برابر مستکبرین ایستاد و گفت ما می توانیم روی پای خودمان بایستیم و به این رابطه یک طرفه پایان دهیم لذا مشاهده می کنیم که چقدر با امام (ره) دشمن هستند و علیه او سمپاشی می کنند و با طراحی های بسیار پیچیده ، طرح نسبت های دروغ و تحریف تاریخ ، در جهت تخریب وجهه امام عظیم الشان ما تلاش می کنند.

ملی شدن نفت کار بزرگی بود اما نفت هنوز به طور کامل ملی نشده است و ما در ابتدای این راه هستیم. قیمت نفت هیچگاه تابع عرضه و تقاضا نبوده است و این یک دروغ بزرگ است که گفته شود بازار نفت تابع عرضه و تقاضاست. قیمت نفت همیشه تحت تاثیر سیاست بوده و می توان گفت نفت تنها کالایی است که قیمت آن را نه فروشنده بلکه مشتری تعیین می کند. البته در هر مقطعی از زمان که سلطه آمریکا و انگلیس با خطر مواجه شده ، قیمت نفت تا حدودی افزایش یافته است که به عنوان نمونه می توان به سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و هشت سال عمر دولت های نهم و دهم اشاره کرد.

طلا یک کالای جهانی است و از آنجا که بر اساس آن قیمت سایر کالاها تعیین می شود، منطقا ارزش طلا باید پایدارتر باشد. درسال ۱۹۷۳ یک اونس طلا ۳۵ دلار و قیمت هر بشکه نفت ۱۲ دلار بوده است. در حال حاضر هر اونس طلا به ۱۲۰۰ دلار افزایش یافته است در حالی که قیمت هر بشکه نفت ۵۵ دلار است.

با بررسی قیمت های واقعی و اسمی طلا و نفت در مقاطع مختلف زمانی به این نتیجه می رسیم که قیمت واقعی و عادلانه هر بشکه نفت خام در حال حاضر باید ۲۱۰ دلار باشد در حالی که هم اکنون یک چهارم قیمت واقعی است. زمانی که هر بشکه نفت به ۱۰۰ دلار رسید قیمت هر اونس طلا به ۱۸۰۰ دلار افزایش یافت در حالی که این رقم حاکی از عدم تعادل میان قیمت نفت و طلاست . تعادل در این نقطه ، زمانی برقرار می شود که نفت به ازای هر بشکه ۳۰۰ دلار فروخته شود.

درامد کشورهای بزرگ صنعتی از نفت ۷۵/۲ برابر درامد تولیدکنندگان و صادر کنندگان نفت است. کشورهای غربی، ژاپن و کره ۶۰ درصد از محل واردات نفت مالیات اخذ می کنند و هنگامی که نفت به سایر کالاها تبدیل می شود ، ۲۵ درصد دیگر نیز از مصرف کنندگان مالیات می گیرند و این در حالی است که اکتشاف ، استخراج ، بیمه ، بازاریابی و کشتیرانی نفت نیز در اختیار همان کشورهاست که ۲۰ درصد هم هزینه آنهاست و ۱۱ دلار هم به نفع آنها از کیسه صادر کننده کسر می شود و در عمل قیمت هر بشکه نفت برای ما به ۴۴ دلار و برای کشورهای بزرگ صنعتی به ۱۲۱ دلار می رسد. این در حالی است که ما باید خدمات فنی و مهندسی و کالاهای نفتی را از آنها بخریم. ضمن آنکه خریداران نفت پول آن را سه ماه بعد می دهند و هنگامی که آن را پرداخت می کنند به بانکهای اروپایی واریز می شود. این بانکها از پولهای ما اعتبار کسب می کنند و به خودشان وام های کلان ۵۰ میلیارد و ۱۰۰ میلیارد دلاری کم بهره می دهند. ما که می خواهیم یک میلیارد دلار وام بگیریم ، شروع به بهانه جویی می کنند و وام نمی دهند. این فرایند نشان می دهد که سر و ته نفت دست ما نیست. آنها به این نیز بسنده نمی کنند و هر از چندگاهی به بهانه های سیاسی ، درجه ریسک ما را بالا می برند که در نتیجه آن باید پول بیشتری بابت بیمه ، امور بانکی و پیش پرداخت ها بدهیم و شرایط سیاسی سخت تری را تحمل کنیم که همه این ها هزینه ملت ما را بالا می برد. نفت برای ما هنوز در عرصه بین المللی ملی نشده است. سئوال این است که کدامیک از کشورهای اروپایی حاضرند کارتعیین قیمت کالاهای تولیدی خود را به دست مشتری بسپارند. ما می خواهیم اتومبیل بنز بخریم ، اجازه داشته باشیم خودمان قیمت آن را تعیین کنیم. چرا قیمت کالای ما را آنها تعیین کنند و ما حق نداشته باشیم روی کالای آنها قیمت بگذاریم؟ در واقع از دید آنها نفت یک کالای اساسی و سیاسی و عامل اقتدار و سیطره بین المللی است.

من فکر می کنم که فاجعه بسیار عمیق تر از این حرفهاست زیرا آنها تمام ساز و کارهای جهانی را به گونه ای طراحی کرده اند که سلطه آنها بر منابع نفتی و قیمت نفت تثبیت شود. روزانه ۵۰ میلیون بشکه نفت صادر می شود که ۴۰ میلیون بشکه آن را کشورهای بلوک غرب دریافت می کنند. به این ترتیب با فرض فروش هر بشکه به ازای ۵۵ دلار ، در هر سال ۸۰۰ میلیارد دلار عاید صادر کنندگان و ۲۲۰۰ میلیارد دلار عاید کشورهای غربی می شود.

این اطلاعات قابل کشف است اما فضا را به گونه ای می سازند که کسی جرات نکند این اطلاعات را کنار هم بگذارد و با آن مقایسه های لازم را انجام بدهد. بنابراین می توان گفت که نفت در اختیار ملت های دارنده آن نیست بلکه غربی ها خود را مالک نفت می دانند و به ما نیز صرفا حق سرایداری می پردازند. نکته جالب اینجاست که ما در داخل کشورهایمان راجع به این حق سرایداری چقدر دعوا می کنیم؟ دعوا باید بر سر این باشد که چگونه اصل قیمت نفت را دریافت کنیم. یک دولتی در ایران بر سر کار آمد که گفت ما باید قیمت واقعی نفت را دریافت کنیم و آن را به ۱۱۰ دلار رساند اما عده ای با روانه کردن انواع توهین ها و تهمت ها ، صدای اعتراض و مخالفت خود را بلند کردند که چرا درامد نفتی افزایش یافته است ؟

یک دوازدهم بهای مصرف سالانه داخلی نفت و گاز و یک بیستم یعنی پنج درصد کل درامد سالانه نفت کشور را که معادل ۳۰ هزار میلیارد تومان می شود تحت عنوان هدفمندی یارانه ها به مردم دادیم تا خودشان آن را مدیریت کنند. فریادها از اطراف و اکناف کشور بلند شده است که این رقم باعث کاهش راندمان کار دولت و تضعیف مدیریت دولت بر امور کشور شده است. این در حالی است که هیچکس در باره در باره آن ۱۹ بیستم یا ۹۵ درصد هیچ حرفی نمی زند اما همه مدعی هستند که این یک بیستم تمام اقتصاد را نابود کرده است؟!