تلکس دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد: شورش هاي اجتماعي در مشهد، اسلامشهر، زنجان و اراك محصول سياست هاي رفسنجاني بود / سكوت نمايندگان در قبال توقف مسكن مهر تعجب آور است / نظر احمدي نژاد درباره تراكتورسازي تبريز
چهارشنبه، 21 مرداد 1394 - 18:23     کد خبر: 125781

در آذربايجان شرقي آقاي رئيس جمهور توصيه هايي در خصوص مسكن مهر داشت كه بنده مكلف به انجام آن ها شدم. متاسفانه اين طرح وضعيت خوبي در استان نداشت و دليل آن هم محدوديت زمين داخل تبريز بود. اولين كار من پيش بيني واگذاري زمين هاي دولتي براي توسعه شهرجديد سهند بود كه پروژه هاي مسكن مهر را در آن اجرا نماييم كه بفضل الهي امروز شاهد سكونت دهها هزار خانواده در مسكن مهر سهند هستيم.

به گزارش دولت بهار گفت و گوي پايگاه خبري ديلك با احمد عليرضا بيگي، استاندار سابق آذربايجان شرقي را در ادامه مي خوانيد: 

به عنوان سوال اول مختصري از خودتان برايمان بگوييد. متولد چه سالي هستيد؟كجا؟

به نام خدا بنده احمدعليرضا بيگي متولد بيست و دوم بهمن ماه ۱۳۴۲ در اروميه، خداوند رفتگان شما را بيامرزد، پدرم اهل ديزج شيخ مرجان شبستر و مادرم تعلق به روستاي كندوان اسكو دارد. من در هفده سالگي درس خود را نيمه تمام رهاكردم و درگير موضوعات انقلاب، رويارويي با گروهكهاي ضد انقلاب و حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شدم.

در سال ۶۰ در حاليكه جواني هجده ساله بودم فرماندهي كميته شاهين دژ كه آن زمان از نقاط نا امن محيوب مي شد را برعهده داشتم و در سال ۶۲، شش ماه قبل از عمليات والفجر ۲ مسئوليت كميته انقلاب اسلامي پيرانشهر به من سپرده شد تا مقدمات امنيت منطقه و حضور لشكرهاي سپاه و ارتش ايجاد شود. پايان پاكسازي اين منطقه در واقع آغاز عمليات والفجر ۲ محسوب مي شد.

بعدها در بخش هاي آموزشي كميته انقلاب اسلامي در تهران مشغول شدم و در سال ۶۴ ديپلم خود را اخذ نمودم و در سال ۶۵ در دوره كارشناسي مديريت پذيرفته شده و در سال ۷۲ نيز دوره كارشناسي ارشد را به پايان رساندم.

photo_2015-08-12_00-29-37

در عين حال با ادغام نيروهاي انتظامي سابق تا سال ۷۲، در مسئوليت جانشيني معاون آموزش نيروي انتظامي ايفاي نقش مي كردم. با تشكيل استان اردبيل به عنوان فرمانده نيروي انتظامي اين استان جديدالتاسيس انتصاب پيدا كرده و پس از آن در مسئوليت هاي فرماندهي انتظامي استان هاي آذربايجان شرقي، اصفهان، فارس و رئيس پليس راهنمايي و رانندگي كشور، مشاور وزير كشور و نهايتا استاندار آذربايجان شرقي انجام وظيفه نمودم.

البته آشنايي بنده با آقاي احمدي نژاد به سال هاي دهه شصت در آذربايجان غربي و كردستان بر مي گردد.

خاطره خاصي از زمان حضورتان در اردبيل به ياد داريد؟

ايجاد استان جديد اردبيل در سال ۷۲ مصادف بود با نهي قمه زني كه مقام معظم رهبري به واسطه تبليغات سوء دشمنان عليه شيعيان و عزاداري هاي آن هاخواسته بودند تا از قمه زني در مراسم عزاداري اباعبدالله الحسين(ع) پرهيز شود.

اتفاقا كانون قمه زني هم اردبيل بود كه خوشبختانه ولايتمداري مردم اردبيل و پايمردي مرحوم آيت الله مروج امام جمعه فقيد اردبيل، عزاداري فارغ از قمه زني را رقم زد.

به ياد دارم روساي هيئت هاي قمه زنان اردبيل قبل از محرم خدمت مقام معظم رهبري رسيده بودند و معظم له در آن ديدار تاريخي ضمن طلب اجر و ثواب براي عزاداران حسيني، اردبيل را بلد طيبه خطاب كرده بودند كه بسيار مايه شور و شعف مردم شده بود.

اگر موافق باشيد برگرديم به سال ۶۸؛ در انتخابات رياستجمهوري آن سال به چه كسي رأي داديد؟

به آقاي هاشمي راي دادم.

چرا؟

ما او را فرمانده جنگ مي شناختيم و هاشمي امروز با هاشمي ۶۸ متفاوت است.

در دولت وي بحران هاي مختلف اجتماعي و اقتصادي در كشوراتفاق افتاد، تحليل شما از آن بحران ها در دولت سازندگي چهبود؟

توصيه هاي بانك جهاني اجراي سياست هاي تعديل اقتصادي را مورد تاكيد قرار مي داد و اجراي اين سياستها در شرايطي رخ مي داد كه با حذف سوبسيدها عملا گذران زندگي مردم بواسطه بروز تورم ۶۰ درصدي با مشكلات عديده اي همراه شد.

مردمي كه زندگيشان مهياي اين شرايط نبود با بحران مواجه شدند و شورش هاي اجتماعي در مشهد، اسلامشهر، زنجان و اراك محصول اين سياست ها بودند.

دولت تصميم گرفته بود سياست هاي تعديل اقتصادي را فارغ از آنچه كه بر سر مردم مي آيد را اعمال كند كه البته شاهد شكست آن بوديم.

آقاي عبدالعلي زاده در دو دولت آقاي هاشمي استاندار آذربايجان شرقي بود و اخيرا در كتاب خاطراتش خود را پدر استان معرفي كرده است. نظر شما نسبت به عملكرد وي در آن دوران چيست؟

دوره سازندگي درواقع دوره تحول و گذار از مشكلات و بحران هاي مربوط به جنگ بود. بايستي چهره شهرها عوض مي شد و تبريز سال ۶۸ با ۷۶ خيلي تفاوت داشت و ميل به توسعه هم در همه جا از جمله استان ما نيز قابل مشاهده بود و مردم هم استقبال مي كردند.

هر فردي هم كه در اين روند قرار مي گيرد قطعا با محبت مردم روبرو مي شود و ايشان(آقاي عبدالعلي زاده) هم توانست بسترهاي موتور توسعه استان را مهيا كند، براي نمونه نمايشگاه بين المللي تبريز در آن زمان احداث شد و در نوع خودش با توجه به شرايط آن زمان قابل تقدير است.

ايشان اگر محبوبيتي هم در استان دارد به واسطه كارهاي مثبتش در زمان استانداري بوده است.

برخي افراد اخيرا اظهارنظرات گوناگوني درباره دولت سازندگيانجام مي دهند. به عنوان مثال عده اي مي گويند دولتسازندگي بهترين دولت بعد از انقلاب بوده يا اينكه عاقبت بهخير شده است. نظر شما نسبت به اين جملات چيست؟

ببينيد نمي شود مطلقا در اين باره حرف زد كه مطلقا خوب بود يا مطلقا بد. ولي چون شرايط بعد از جنگ بود و همه منتظر پيشرفت و توسعه بودند و اين كارها موقعيت قابل توجهي به دولت سازندگي مهيا كرده بود.

اما در دوره دوم دولت سازندگي برخي شكاف ها شكل گرفت كه باعث شد تا مردم رويگردان شوند و دولت اصلاحات رأي آورد.

تفاوت سازندگي و دولت پس از آن يعني اصلاحات را در چه مي بينيد؟

از جهت مديران و شخصيت هايي كه استفاده كردند داراي اشتراكاتي هستند.

مثلا مرحوم دكتر حبيبي، اسحاق جهانگيري، عبدالعليزاده لكن در دوره اصلاحات بيشترين تمركز بر روي تعدادي از وزارتخانه ها از جمله آموزش عالي، كشور و ارشاد بود كه بتوانند شعار توسعه سياسي را پيش ببرند.

شما از نزديك شاهد وقايع كوي دانشگاه تبريز در سال ۷۸ بوديد؛ تحليلتان از آن قضايا به عنوان فرمانده انتظامي استان چه بود؟

در آن زمان دانشگاه ها ابزار فشار از پايين محسوب مي شدند تا زمينه چانه زني از بالا فراهم شود. بعد از خشونت هاي ۱۸ تير دانشگاه تهران، اين بار تمركز بر روي دانشگاه تبريز بود و پيش بيني هاي لازم صورت گرفته بود كه نا آرامي در داخل دانشگاه بواسطه دانشگاه كنترل شود و نيروي انتظامي مي بايست مانع توسعه نا آرامي به محيط بيرون از دانشگاه مي شد.

شهادت شهيد فرهنگي نشان داد اين قضيه داراي ابعاد ديگري نيز مي باشد كه خوشبختانه با هوشياري حزب الله و دست اندركاران دانشگاه، ۲۰ تيردانشگاه تبريز نتوانست يكي از حلقه هاي زنجيره تجديدنظرطلبان در ادامه حوادث دانشگاه تهران باشد.

بيگ۲

در استان فارس بوديد كه حادثه دلخراش سقوط هلي كوپتر رخ داد؟

بله اين حادثه يكي دو روز مانده به عيد نوروز سال ۸۴ رخ داد. وسعت استان فارس استفاده از بالگرد را ضروري مي نمايد، به سبب مشكل فني، ملخ عقب بالگرد از چرخش ايستاد و بالگرد در آن ارتفاع شروع به چرخيدن به دور خود كرد. برخورد بالگرد به كوه و سقوط آن موجب شهادت كمك خلبان و مهندس پرواز شد و من و ساير سرنشينان آسيب جدي ديديم.

من در آن حادثه از ناحيه جمجمه سر، دست چپ و پاي چپ مجروح شدم. آن سال، سال رقابت هاي انتخاباتي بود و آقاي احمدي نژاد به پيروزي رسيدند و زمان سفر استاني رئيس جمهور به فارس در سال ۸۶ ايشان از من خواستند با توجه به شرايط جسماني و عوارض ناشي از سقوط بالگرد از نيروي انتظامي فاصله گرفته و به وزارت كشور بروم.

اينگونه وارد مجموعه دولت شديد؟

ابتدا بنا شد تا به استان سيستان و بلوچستان بروم، لذا مطالعه گسترده اي را روي استان مزبور آغاز كردم. موضوع جدي شده بود و بولتن ها و روزنامه هاي استان را براي من مي فرستادند و برنامه سيستان و بلوچستان را جهت ارائه به هيئت محترم دولت آغاز نمودم تا اينكه در يكي از روزهاي چهارشنبه مردادماه ۸۷ قرار شد در جلسه هيئت دولت حاضر شوم. آن روز هرچقدر در بيرون سالن هيئت وزيران منتظر شدم خبري نشد.

آقاي رحيمي در آن زمان معاون پارلماني دولت بود كه از جلسه خارج شد و گفت دولت استانداري سيستان و بلوچستان را براي شما در نظر گرفته بود اما وقتي آقاي احمدي نژاد نام شما را ديد، كاغذ را از دستور جلسه خارج كرده و گفت: ديروز استاندار آذربايجان شرقي استعفا داده به ايشان (آقاي بيگي) بگوئيد برنامه خود براي استان آذربايجان شرقي را ارائه كند.

ما هم كه از خدا مي خواستيم چون در همان سال فرزندم در رشته آي تي دانشگاه تبريز قبول شده بود و سفر از يك گوشه به گوشه ديگر كشور چيز مساعدي برايمان نبود، اين اتفاق غير منتظره برايمان خيلي خوب تمام شد و چهار روز پس از آن به دولت رفته و به عنوان استاندار آذربايجان شرقي منصوب شدم.

آقاي احمدي نژاد توصيه خاصي براي مديريت اجرايي استان به شما داشت؟

در آذربايجان شرقي آقاي رئيس جمهور توصيه هايي در خصوص مسكن مهر داشت كه بنده مكلف به انجام آن ها شدم. متاسفانه اين طرح وضعيت خوبي در استان نداشت و دليل آن هم محدوديت زمين داخل تبريز بود.

اولين كار من پيش بيني واگذاري زمين هاي دولتي براي توسعه شهرجديد سهند بود كه پروژه هاي مسكن مهر را در آن اجرا نماييم كه بفضل الهي امروز شاهد سكونت دهها هزار خانواده در مسكن مهر سهند هستيم.

b9941

يكي از نقاط قوتي كه در رابطه با مديريت شما مطرح مي شود، همين بحث مسكن مهر است.برخي از مديران كنوني استان مسكن مهر را با اشكالات فراواني مي دانند و سخنان گوناگوني عليه اين طرح در استان مي زنند. نظر شما چيست؟

ما مي خواستيم ايمني و همچنين انگيزه سكونت در روستا را ايجاد نماييم. از سوي ديگر با هدف پاسخ دادن به نياز مسكن زوج هاي جوان و توانمند كردن آن ها مصمم بوديم هزينه مسكن را از دوش آن ها برداريم و از سوي ديگر با حذف ارزش زمين از قيمت مسكن و واگذاري مسكن ارزان قيمت تعداد زيادي از متقاضيان مسكن را از بازار خريد و فروش مسكن خارج كنيم.

اگر افرادي در داخل شهر تبريز زمين داشتند از محل مسكن مهر وام آن در قالب خود مالكي تامين مي شد و اگر زمين نداشتند، زمين و وام در اختيار آن ها قرار مي گرفت كه خودشان بسازند.

جلسات مسئولين دولتي با ساكنان شهرجديد سهند كه دو باربنده در آن جلسات شركت كردم بهترين الگوي مشاركت و همدلي مردم و دولت بودند و اين جلسات امكان نظارت بيشتر بر عملكرد مسئولين ره براي من فراهم مي ساخت. خوشبختانه اين كار بزرگ انجام شد و زيرساخت ها و نيازهاي اوليه از قبيل مسجد، مدرسه، كلانتري، درمانگاه در كنار ساخت و ساز انبوه منازل انجام مي شد و برخي نيز پس از سكونت مردم به تدريج ايجاد مي شدند.

البته ممكن است از بين ۱۲۰ هزار واحد مسكن مهري كه احداث شده، يك درصد آن يعني هزار و دويست واحد آن داراي مشكلاتي باشد هرچند هزار و دويست واحد هرچند هزار ودويست واحد هم رقم قابل توجهي است اما بايد دقت كرد كه يك درصد از كل را شامل مي شود كه اصلا قابل قياس نيست.

امروز ما شاهد توقف مسكن مهر هستيم درحاليكه من معتقدم اگر ايراداتي دارد بايد آن را برطرف كنيم اما اجراي قانون و پاسخگويي به نيازمندي هاي مردم نبايد متوقف شود و قطعا نمايندكان مردم در مجلس شوراي اسلامي بايد حقوق مردم را از دولت مطالبه نمايند. بنده متعجبم كه چرا نمايندگان محترم در قبال توقف پروژه هاي مسكن مهر سكوت كرده اند.

ما توانستيم حداقل استانداردها را ايجاد نماييم و امروز هركسي مي تواند، آن استانداردها را توسعه دهد.

در انتخاب مديران استاني چه شاخصه هايي را مدنظر قرار مي داديد؟

موضوع گرايشات سياسي كمتر مورد توجه بود و بيشتر كارآمدي و توانايي ملاك بود لذا كمترين جابجايي در آن دوره صورت گرفت و برخي از مديران از دولت هاي گذشته و حتي با گرايشات سياسي متفاوت حضور داشتند.

ارتباطات گسترده مردمي، ملاقات ها و ديدارها در روستاها و شهرها امكان نظارت بسيار خوبي را براي من فراهم كرده بود، بي شك بدنه دولت در استان شرايط را طوري رقم مي زد كه مردم به راحتي بتوانند به مسئولين دسترسي پيداكنند و مشكلات خود را مطرح نمايند و اين موضوع از جمله فاكتورهاي ارزيابي آن ها محسوب مي شد.

تلاش كلي ما اين بود كه با اهتمام و دلسوزي بيشتري به امور مردم رسيدگي و چاره جويي نماييم.

در خرداد ۸۵ شما در استان فارس حضور داشتيد. توهين صورت گرفته در روزنامه ايران وعملكرد مسولين وقت استان را در آن واقعه چگونه مي ديديد؟

يك آدم ناداني به فرهنگ مردم توهين كرده بود و شدت واكنش عمومي به موضوع حكايت از حساسيت مردم مي كرد.

در اين قبيل موارد نبايد اجازه داد تا موضوع امنيتي شود بلكه بايد با همراهي اجتماعي زمينه التيام و آرامش جامعه فراهم شود، مانند پخش برنامه خنده بازار در فرداي زلزله ارسباران. در حالي كه مردم ما داغديده و عزادار بودند، حركت صداوسيما در عذرخواهي از مردم آذربايجان مانع از شكل گيري التهابات و اعتراضات بعدي شد.

تحليلتان از انتخابات سال ۸۸ در استان چه بود؟چرا كانديدايي كه بر آذري بودن خود تاكيدداشت به مراتب آرايي كمتر از احمدي نژاد را بدست آورد؟

بله در آن زمان مشكلاتي از طرف بخشي از نخبگان جامعه شكل گرفت. بنده به ياد دارم كه بعد از انتخابات سال ۸۸ در تلويزيون با مردم حرف زدم و اين را گفتم كه سرمايه گذاري هاي زيادي در استان ما انجام گرفته است و كمترين ناامني هم با حضور شما از بين مي رود.

هركسي شبهه اي در خصوص صندوق ها دارد اعلام كند تا رسيدگي نماييم و حتي آمار تمام صندوق ها را در سايت قرار داديم و خوشبختانه مردم به افرادي كه افكار شومي داشتند اجازه عرض اندام ندادند.

حتي در آن زمان كه مصادف بود با صعود تراكتور به ليگ برتر، خيلي ها تلاش كردند تا اين موضوع را سياسي و انتخاباتي نمايند ولي تراكتور به افراد ديگر اجازه خودنمايي نداد.

البته ما مي توانستيم از تراكتور استفاده انتخاباتي نماييم اما بنده معتقد بودم كه بايد تراكتور را با ابهت و سلامت و صلابت حفظ نماييم تا محل آمال مردم باشد.

خوشبختانه در آن زمان نيز بسياري از افراد تلاش كردند تا موضوع تراكتور سياسي شود اما اتفاقي نيفتاد و از تمهيدات امنيتي بازي هاي اوليه تراكتور به يك موج مثبت پيشرفتي رسيد كه با سرعت آسيايي شد.

برخي مي گويند روند خشك شدن درياچه اروميه در زمان استانداري شما شدت گرفت. آيا اين سخن را قبول داريد؟

بايد در خصوص درياچه اروميه نگاهي جامع داشته باشيم، اصل موضوع اين است كه بشر به مهندسي الهي دست برد و چرخه الهي را با دخالتش دگرگون كرد. سد هايي احداث شده و تغيير اقليم طبيعتا باعث كاهش آب درياچه شده است.

امروز خيلي بر روي بحث هاي كارشناسي مانور داده مي شود در حاليكه تمامي مطالعات اين سد ها در دوره سازندگي اتفاق افتاده بود و حتي پل ميانگذر نيز حاصل مطالعات آن زمان بود.

بايد مديريت منابع آب اتفاق بيفتد و برخي اقدامات تصحيح شود. آب معدني هزار تومان است و هركيلوي هندوانه۵۰۰ تومان، پس بايد مديريت منابع آب و كشت اتفاق بيفتد. ما در زمان خودمان بر مديريت منابع آب تكيه كرديم و به تشويق گونه هايي كه آب كمتري مصرف مي كردند پرداختيم.

قطعا اگر پل درياچه را عامل خشكي آن بدانند سخن منطقي به زبان نياورده اند هرچند كه مطالعاتش نيز همانطور كه گفتم در دوره سازندگي بوده است و ما تنها دولتي بوديم كه جسارت كرده و پل هاي فلزي را ساختيم و بنا هم نيست كه ما به خاطر نقطه قوتمان بازخواست شويم.

ما تنها دولتي بوديم كه كارهاي متوقف شده را به پايان رسانديم، مثلا سد شهيد مدني نيز از همين مقوله است، سد را تكميل كرديم ولي آبگيري آن بخاطر بحران درياچه اروميه متوقف شد، اما در آن دوره ما مانع ايجاد سدهاي جديد برروي رودخانه هاي حوزه آبريز درياچه اروميه شديم.

سال ۹۱ از لحاظ تحريم ها سال بحراني براي ما بود. از طرف ديگر هم زلزله اي با وسعتتاثيرگذاري زياد در استان رخ داد، شما در هنگام وقوع زلزله دركجا بوديد؟

بنده در آن هنگام در دفتر وزير جهاد كشاورزي وقت جلسه اي داشتم كه حدود ساعت۴ بعداز ظهر به من اطلاع دادند كه در اهر، هريس و ورزقان زلزله اتفاق افتاده است و با اولين پرواز خودم را به تبريز رساندم و حدود ساعت۷ جلسه مديريت بحران را در استانداري تشكيل داده و در تلويزيون با مردم سخن گفتم تا اينكه ساعت ۳ بامداد جلسه مديريت بحران را در ورزقان برگزار كرديم.

مشهور است كه در جلسه مديريت بحران كه شما مي گوييد شبانه به مناطق زلزله زده حركتكنيم، يكي از مديران استاني مي گويد فردا صبح مي رويم كه شما با تشر تندي خطاب به او ميگوييد هركس امشب به مناطق زلزله زده نيايد، صبح هم به محل كارش نرود.

بله من به عنوان فردي كه ۳۵ سال تجربه اجرايي داشته و عموما هم در شرايط بحراني مديريت كرده ام، به نظرم هركسي بايد در خصوص مسئوليتي كه دارد پاسخگو باشد و مدير ارشد نيز بايد بيش از بقيه پاسخگو باشد.

اين حادثه در زندگي من حادثه خاصي بود، در آن لحظه فكر مي كردم كه اگر خداوند بنده را در آن هلي كوپتر در فارس زنده نگه داشته براي چنين روزي بوده است.

علي رغم تمامي تحريم ها هيچكس نگفت كه بيگي در آن حادثه كم كاري كرد. در سال ۹۱ فقط ۱۸ درصد از بودجه عمراني ما تحقق يافته بود، اگر من به مردم چنين چيزي مي گفتم كه پول نداريم و كاري از دستمان نمي آيد آن ها چنين چيزي را قبول نمي كردند.

بنده در شوراي بحران گفتم كه توسعه ساير شهرها و روستاها بايد تعطيل شود و همه تمركز خود را بر روي مناطق زلزله زده بگذارند. وقتي من گفتم ۳ ماهه خانه ها را مي سازيم، همه كارهايشان را تعطيل كرده بودند و مي گفتند كه اين فرد كارش را بلد نيست كه چنين حرفي مي زند.

در اين زلزله برخي نيز در صدد استفاده از اين امكانات به نفع خودشان بودند و از شهرهاي ديگر به اين منظور آمده بودند اما خوشبختانه ۶ ماه قبل از زلزله آمارگيري نفوس و مسكن را انجام داده بوديم و هركسي مي گفت بنده اهل اين روستا هستم و امكانات مي خواست مي گفتيم كه نام شما در اين آمار وجود ندارد، ولي او مي گفت كه بنده در آن زمان كار مي كردم و در اين روستا نبودم و بازهم جواب داشتيم و مي گفتيم كه نام شما در ليست شناسنامه بهداشتي روستا نيست، سپس به او مي گفتيم كه اين خانه را درست مي كنيم اما اولويت ما براي كساني است كه اهل اين روستا هستند و خانه شان ويران شده است.

۱۳۴۴۸۳۲۵۹۵_۶۶

خاطره خاصي هم از زلزله يادتان مانده؟

ما براي تفهيم نوع بازسازي چندين جلسه با نهادهاي مختلف از جمله صداوسيما و علما برگزار كرديم و نوع بازسازي را به آن ها گفتيم تا مردم را در جريان امور بگذارند، اگر مردم در مقابل بازسازي مقاومت مي كردند مشكل ما چندين برابر مي شد و بايد با رأفت با مردم برخورد مي شد.

هيچگاه از ياد نمي برم كه روزي خانم پيري خودش را به روي لودر انداخته بود و من به او گفتم كه چه شده است خانم؟ او گفت من در خانه ام ۲ دبه روغن گياهي دارم كه اگر اين آدم آوارهارا بردارد با لودر، آن ها سوراخ مي شوند، يا مثلا پيرمردي مي گفت زير فرش هاي خانه ام پول دارم و اجازه نمي دهم آن ها نيز از بين بروند، بايد با مهرباني با مردم برخورد مي شد تا اين مشكلات برطرف گردد.

photo_2015-08-12_01-08-36

بله درباره بازسازي مي گفتيد…

بنده به آقاي احمدي نژاد گفتم كه اين مردم تمام زندگيشان گوسفندها و گاوهايي است كه دارند و نمي شود آن ها را به حال خود گذاشت، ايشان به من گفت چه كار كرده اي؟

گفتم ۱۰۰ تن فنس خريداري و بين شوراهاي روستا تقسيم كرده ام تا هر روستايي براي خودش مكان معيني براي حفظ حيوانات بسازد و حتي سربازي هم براي نگهداري گذاشته ام اما اين كارها كوتاه مدت است، ما بايد براي بلندمدت فكري كنيم.

اينكه مقام معظم رهبري فرمودند زلزله بايد سكوي پرتاب اين منطقه شود درست است و بايد محفظه هاي دامي خريداري كنيم و اين اتفاق هم افتاد و ۵ هزار محفظه دام از سپاه و ۵ هزار از بنياد مسكن انقلاب اسلامي تهيه كرديم تا اينكه خيلي سريع اين احشام به آن محفظه ها منتقل شدند كه سبب شد تا جمعيت دام منظقه ۲ برابر شود.

آقاي لاريجاني به منطقه آمد و گفت: برنامه شما چيست؟ من هم گفتم: كه بايد مردم را در مكان هاي خودشان سامان بدهيم، ايشان گفت كه اين كار به اين آساني جواب نمي دهد و بايد كمپ هاي ۱۰۰۰ تايي ايجاد كنيد و مردم به آن جا بروند تا بعد از زمستان ببينيم چطور مي شود منازل را ساخت.

سپس به جلسه شوراي مديريت بحران كشور به رياست رئيس جمهور آمديم و آقاي احمدي نژاد در آنجا گفت: هركس مي گويد كه مردم را به كمپ ببريم تا زندگي كنند اشتباه مي كند. چرا كه محدود كردن زندگي مردم به كانكس ها با عزت مردم سازگار نيست، شما بايد اين كار را انجام دهيد و تمام امكانات راه سازي ۸ استان به مناطق زلزله زده آمدند و كارها با جديت تمام شروع شدند.

نتيجه اين كار هم زيبا بود، علي رغم اينكه برخي همچون برنامه نود اهداف سياسي داشتند تا نشان دهند كه دولت توانايي انجام كارها را ندارد و مدام به دنبال پيداكردن نقاط ضعف از اين كارها بودند اما بنده در دي ماه همان سال اعلام كردم كه هيچ فردي زير چادر زندگي نمي كند و بحمدلله از ماجراي بازسازي عبوركرديم.

خيرين هم در جريان زلزله به كمك مردم آسيب ديده شتافتند…

بله ۲۵ شهريور ماه همايشي تحت عنوان “مهر ايران مرهم آذربايجان” را در تهران برگزار كرديم و تمامي افرادي كه اهل آذربايجان بوده و در مناطق مختلف جهان ساكن بودند به اين مراسم دعوت شدند. مهمان ويژه مراسم نيز آقاي رحيمي بودند كه ايشان گفتند بنده حداكثر ۴۵ دقيقه مي توانم در اين همايش باشم چون جلسات فشرده اي در برنامه كاري خود دارم.

بنده كه سخنراني كردم يك پيرزني با قد خميده از پله ها بالا آمد و گفت كه بنده گوشواره ها و النگوهايم را به مناطق زلزله زده مي دهم، مجري برنامه هم آقاي خياباني بود كه بلافاصله گفت: ما اين طلاها را به نفع مناطق زلزله زده مي فروشيم، چه كسي اين ها را مي خرد؟

رقم ها از ۱۵ ميليون تومان شروع شد تا اينكه به ۱۷۵ ميليون تومان فروختيم، فرد خريدار هم آن ها را به موزه ايران هديه كرد، همين آقاي رحيمي كه ۴۵دقيقه آمده بود تا اذان مغرب نشست و در آن جلسه ۱۴۰ ميليارد تومان تعهد مالي از افراد حاضر در همايش گرفتيم.

البته پول ها به دست بنده نيامد بلكه تعهد قبول كردند، مثلا انتقال آب فلان منطقه با فلان سرمايه گذار، خانه بهداشت با يكي ديگر كه خروجي خوبي داشت.

شما در مقطعي كه سكاندار امور اجرايي استان بوديد، واكنش دولت آقاي احمدي نژاد به بحث تراكتور چگونه بود؟

همانطور كه اشاره كردم با آغاز استانداري من آقاي احمدي نژاد چند مساله مهم را به بنده يادآور شد كه يكي مسكن مهر بود و ديگري بحث تراكتورسازي. من در ابتدا از آقاي احمدي نژاد خواستم تا برخي صنايع بزرگ را به تبريز بياوريم و مردم ما خودي نشان دهند، ايشان به من گفتند كه اين پيشنهاد خوبي است اما شما بر روي تراكتور سرمايه گذاري كنيد كه مهم تر از بقيه است و خودروسازي هم به تبع آن به تبريز مي آيد.

در آن زمان تراكتورسازي در دسته اول بود و ما نامه اي به ايشان نوشتيم كه به تيم كمك كنيد و بلافاصله آقاي احمدي نژاد دستور پرداخت كمك مالي به تراكتور را داد و سبب شد تا تيم به ليگ برتر بيايد.

يا مثلا جلسه اي بين مجمع نمايندگان استان با آقاي احمدي نژاد بود كه ايشان در همان ابتدا پس از خوش آمدگويي گفتند تبريك مي گويم كه امروز هم استقلال را برديد، براي ما جاي تعجب بود كه ايشان حتي به نتايج تراكتور هم حساس بودند و پيگيري مي كردند و ما براي اولين بار نتيجه بازي را از ايشان شنيديم.

به عملكرد اجرايي شما در استان برگرديم. وضعيت سرمايه گذاري و توسعه عمراني– زيرساختي در زمان ۵ سال استانداري خودتان چگونه بود؟

در حوزه زير ساخت ها من معتقد بودم كه بايد خيلي تلاش كرده و زيرساخت ها را آماده كنيم. از ياد نمي برم كه درسال ۸۴ مجموع صادرات غيرنفتي استان رقمي معادل يك ميليارد دلار بود كه با آماده سازي زيرساخت ها اين ميزان علي رغم شرايط بحراني و تحريم ها در سال ۹۲ به چيزي در حدود ۲/۲ ميليارد دلار رسيد.

طبيعتا اهتمام سياست توسعه متوازن در اين بود كه مكان هايي كه عقب مانده بودند بيش از پيش پيشرفت داشته باشند و ما به عنوان مثال گاز را تا لبه ارس انتقال داديم. جاده مناطق محروم از جمله تبريز به ارس را در توسعه شبكه راهي توسعه داديم و تونل هاي آزادراه پيامبراعظم(ص) يك شاهكار مهندسي بود كه قطعه پاياني آزاد راه را به اتوبان شهيدكسايي متصل مي كرد.

از طرفي هم شبكه آزادراه مراغه به نقده و مياندوآب رسيد كه بعد از انقلاب اسلامي سابقه نداشت. از طرف ديگر پازلي در ذهن من بود كه حتما شبكه ارتباطات جاده اي و هوايي تقويت شود و تبريز به عنوان مقصد بين المللي تعريف شود تا كشورهاي پيراموني به تبريز متصل شوند و حتي در مصوبات سفر دوم رياست جمهوري به تبريز اجازه ايجاد ايرلاين اختصاصي آذربايجان شرقي را دريافت نموديم و بلافاصله در فرودگاه تبريز هواپيمايي آتا با ۳ هواپيما كار خود را آغاز كرد.

در بحث سرمايه گذاري هم هر ۲ سال يكبار همايش هاي سرمايه گذاري در تبريز برگزار مي كرديم و حتي كار به حدي جدي پيش رفت كه خود اين همايش ها تبديل به مبدا تاريخي شده بود كه مثلا در همايش بعدي مي گفتيم كه فلان طرح مربوط به همايش دوم بود يا فلان طرح مربوط به همايش اول بود.

آذربايجاني هاي مقيم خارج از كشور ظرفيت بزرگي هستندكه متاسفانه واهمه انتقال سرمايه هايشان را به تبريز داشتند اما زماني كه مديريت اجرايي استان با برخوردي مثبت و مناسب از سرمايه گذاري آنان استقبال كرد آنان رغبت بيشتري براي خدمت به استان پيدا مي كردند.

photo_2015-08-12_00-23-18

فقط يكي از نتايج آن اين است كه استاني كه در سال ۸۴ نمي تواست يك كيلوگرم فولاد توليد نمايد در سال ۹۲ تبديل به استاني شد كه امروز با همان سرمايه گذاري آذربايجاني هاي مقيم خارج از كشور سالانه ۶ ميليون تن ظرفيت توليد فولاد دارد و همه آن ها هم متعلق به بخش خصوصي است. مثلا تيكمه داش به ما يادآور قهوه خانه وسط جاده بود كه امروز تبديل به شهر فولادي شده است.

خوشبختانه در آن زمان دولت مصوب كرد كه تبريز مونوپل اقتصادي ايران با روسيه شناخته شود و بعد از آن اجلاس راه ابريشم با حضور ۲۷ كشور برگزار شد كه پس از آن دولت دوباره قبول كرد كه تبريز پل رابط اقتصادي ايران با تركيه شناخته شود و اين امكان را فراهم كرد رئيس جمهور تركيه هم به تبريز بيايد. اين ارتباطات تا آمريكاي لاتين پيش رفت و مورالس و چاوز به اينجا آمدند و بنده را به كشورشان دعوت كردند.

در بحث مترو تبريز با سفري كه بنده به چين انجام دادم، تبريز به طور مستقيم فارغ از ساير كلانشهرها با چين قرارداد واگن امضا كرد و هرچند جنجال هم صورت گرفت اما خوشبختانه ما كار خودمان را انجام داديم و قرارداد منعقد شد. ما نسبت به اصفهان و شيراز حساب كاري خودمان را جدا كرديم و خوشبختانه آقاي نوين هم آن بخش از قرارداد كه مربوط به شهرداري بود را به خوبي پيش برد.

سال ۹۱سال بحراني ما بود و تحريم ها شدت مي يافت و ما تصميم گرفتيم به هر نحوي از تحريم ها عبور كنيم و بلافاصله پس از آن با استانداران پيراموني كشورهاي همسايه ارتباط برقرار كرديم و توانستيم تحريم ها را دور بزنيم، به عنوان مثال اجناس به كارخانه ترابوزان مي آمدند و به نام آن كارخانه ثبت مي شدند اما پس از خالي كردن بارها، با يك ماشين ديگر از ترابوزان به تبريز حركت مي كردند و سندي از اين كار نمي ماند چراكه هدف اين بود كه چرخ اشتغال را زنده نگه داريم.

خوشبختانه در اين ۸ سال علي رغم مساعد بودن شرايط يك بحران كارگري هم در تبريز مشاهده نشد، زيرا چون همه فعاليت داشتند ديگر بحراني شكل نمي گرفت. بهترين آمار هم در خصوص اشتغال متعلق به تامين اجتماعي است كه در سال ۸۴ چيزي در حدود يك ميليون و صد هزار نفر از اول انقلاب تحت پوشش خود داشت اما از ۸۴ تا ۹۱ به يك ميليون و ششصدهزار نفر رسيده بود. حدودا ۴۵۰ هزارنفر به جمعيت تحت پوشش تامين اجتماعي اضافه شد.

در همايش دومين سالگرد انتخاب آقاي روحاني در تبريز، استاندار فعلي برخي از آمار همچون نرخ بيكاري را ارائه كرد كه ميزان آن در سال ۸۴ در استانمان ۲/۵ بود درحاليكه در سال ۹۲اين رقم به چيزي در حدود ۵/۱۲ رسيد. نظر شما در اين باره جيست؟

شما اين آماري كه من گفتم را از تامين اجتماعي استعلام كنيد و ببينيد كه آمار تامين اجتماعي ما چقدر افزايش يافته است. بنده در سال ۹۱ مرتب به شهرك شهيد سليمي سر مي زدم و حدود ۱۲ هزار نفر حق پرداخت كننده بيمه داشت در حاليكه سال ۹۱ اوج تحريم بود، سوال من اين است كه امروز چند نفر بيمه پرداخت مي كنند، آدم هاي مختلف ادعاهاي مختلف دارند اما چيزي كه در واقعيت وجود دارد چيز ديگري باشد.

اگر مايل باشيد به بحث انتخابات مجلس هم ورود پيداكنيم. برخي از خبرها حاكي از حضور شما در انتخابات مجلس است...

اگر سال گذشته از بنده مي پرسيدند كه در انتخابات حاضر مي شوم يا خير، قطعا جوابم منفي بود، اما ظاهرا مردم تصميم خودشان را گرفته اند و شرايط به گونه اي پيش رفته كه بنده احساس كردم چون مردم مي خواهند بايد حاضر شوم و در صحنه حضور پيدا كنم و اين خواسته مردم باعث شد تا نظرم درباره عدم شركت در انتخابات تغيير كند.

طبيعتا بنده اصلاح طلب يا جريان موسوم به اعتدال نيستم و پرچم ما مشخص است. هرجرياني كه دلبستگي به ولايت فقيه و مردم و انقلاب اسلامي داشته باشد ما نيز در آن جريان هستيم و هر جرياني مخالف اين مولفه ها باشد ما نيز در مقابل آن قرار مي گيريم.

قطعا آقاي تاج الديني يا فرهنگي و يا برخي از افراد ديگر، امتحان هاي خودشان را در تاريخ انقلاب پس داده اند و بهترين نفرات براي قرار گرفتن در اين مجموعه هستند.

وحدت اصولگرايان را در استان ما چگونه مي بينيد؟

وحدت در استان ما راحت تر از تهران است و همه همديگر را مي شناسيم و شكل گرفتن اين كانون وحدت به راحتي امكان پذير است.

آيا به محوريت شخص خاصي هم رسيده ايد يا اينكه كارها اقناعي پيش مي روند؟

از گذشته محوريتي براي آقاي دكتر فرهنگي قائل بوده ايم و طبيعتا سابقه و رفاقت بين افراد باعث مي شود تا كارها اقناعي پيش برود.

نام شما در جبهه تازه تاسيس يكتا كه نيست؟

نه، كساني كه درباره بنده بحث سياسي مي كنند، به بنده جفا مي كنند، افكار من بر توسعه و پيشرفت جغرافياي آذربايجان است و با توجه به تجربه خود براي اين مهم تلاش مي كنم. بنده در جايگاهي نيستم كه وارد جريانات سياسي مختلف شوم و از خدمت به مردم باز بمانم.

خيلي ها معتقدند كه اعتدال و اصلاحات ممكن است تا در استان دچار انشقاق شوند، با اين نظرموافقيد؟

بعيد مي دانم چنين اتفاقي بيفتد. راهبردي كه رئيس جمهور اصلاحات به نفراتش داده است اين است كه حتي آدم هايي كه متعلق به جبهه مقابل(اصولگرايي) هستند و مي خواهند وارد ليست ما شوند و رأي هم دارند، به ليست خودتان وارد كنيد، چون افراد مارك دار  با توجه به سابقه خودشان در فتنه۸۸نمي توانند وارد انتخابات شوند.


برگشت به تلکس خبرها