تلکس دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد: آغاز عمليات‌هاي گرافيتي انقلابي در مشهد + تصاوير
دوشنبه، 26 مرداد 1394 - 14:55     کد خبر: 129806

هنر انقلاب نوشت:

همزمان با تشييع پيكر مطهر شهداي غواص در مشهد نهضت مردمي پوسترهاي انقلاب در استقبال از اين شهدا به سراغ هنر و رسانه‌اي فراموش‌شده رفت. هنر «گرافيتي» و رسانه «ديوار».

ديوار نويسي يا همان گرافيتي از خلاقانه‌ترين و اعتراضي‌ترين عرصه‌هاي هنري است كه با وقوع انقلاب اسلامي در ايران به يكي از مردمي ترين هنرها مبدل مي‌گردد و در سال‌هاي دفاع مقدس به اوج خود مي‌رسد. ديوارها رسانه‌هايي مي‌شوند براي اعتراض و بيان خواسته‌هاي واقعي مردم، و بستر خلق آثار فراموش‌نشدني هنر انقلاب. تشييع شهداي غواص در مشهد انگيزه‌اي بود براي فعالان نهضت مردمي پوسترهاي انقلاب كه به سراغ اين هنر فراموش‌شده بروند و بار ديگر زنده‌اش كنند. در ادامه بخش‌هايي از گفتگو را مي‌خوانيد با سيد محمدرضا ميري، دبير نهضت مردمي پوسترهاي انقلاب و از مجريان عمليات گرافيتي براي شهدا. ميري از سابقه هنر گرافيتي انقلاب و ويژگي‌هايش مي‌گويد:

انقلاب اسلامي گرافيك را مردمي كرد

حيات واقعي گرافيك در ايران، نه ‌فقط به گفته ما كه حتي به اعتراف روشنفكران با وقوع انقلاب اسلامي شكل گرفت.، يعني وقتي همه مردم به خاطر حرفي كه داشتند، به خاطر اعتراضي كه داشتند، سراغ شقوق مختلف گرافيك رفتند و محصول گرافيكي ارائه دادند. پوستر توليد كردند، شعارنويسي كردند و به كارهاي گرافيكي رو آوردند و شابلون زدند. عملاً گرافيك بعد از انقلاب و در زمان جنگ تازه جايگاه واقعي مردمي خودش را پيدا كرد. و الّا قبل از انقلاب گرافيك براي تبليغ اجناس و تغيير سبك زندگي بود و يا دولتي بود و يا در اختيار روشنفكران براي تبليغ تئاتر و كنسرت. چيزي نبود كه واقعاً بين مردم حضورداشته باشد.

انقلاب و جنگ باعث شد خود مردم همه‌جوره محصول توليد كنند. براي مثال به يك پايگاه بسيج كه مي‌رفتي مي‌ديدي اينجا تراكت درمي آيد، پرچم در مي آيد، پوستر درميايد، گرافيتي در ميايد. براي همين مي‌گوييم گرافيك ايران حيات واقعي‌اش را بعد از انقلاب پيدا كرد. و شد پاي ثابت زندگي فرهنگي و اجتماعي مردم.

 آغاز عمليات‌هاي گرافيتي انقلابي در مشهد + تصاوير

دولتي ها وارد مي شوند…

آخرين جرقه‌هاي اين حركت هاي خودجوش در زمان رحلت امام اتفاق افتاد، و تألّمي كه داغ حضرتش بر دل هاي مردم گذاشت باعث خلق آثار گرافيكي مختلفي شد. كم كم با توزيع محصولات ستاد ارتحال و فرمانداري‌ها، توليدات مردمي كم‌رنگ و كم‌رنگ‌تر مي‌شود و هر چيز متصدي دولتي خودش را پيدا مي‌كند.

به يك معنا با ورود به دهه هفتاد ما شاهد افول گرافيك انقلابي و مردمي هستيم. چون خلق آثار گرافيكي و پوستر منحصر مي‌شود به نهادها و سازمان هاي خاصي كه سفارش بدهند و چاپ كنند و در بين مردم توزيع كنند. كم‌كم جريان‌هاي مردمي از دست مي‌رود و مردم عادت مي‌كنند كه منتظر باشند، مثلاً ۲۲ بهمن، شوراي هماهنگي يا سپاه و اين‌ها چي چاپ مي كنند تا ما دستمان بگيريم. گرافيتي ها و ديوار نويسي هاي پراكنده و خودجوش هم تبديل شد به نقاشي ديواري هاي بزرگ و فاخر كه البته لازم هم بود. مي خواهم بگويم زير دست و بال آن تيراژها و اين نقاشي ديواري ها، گرافيك مردمي گم شد.

اعتراض به دنبال جا مي گردد…

كم‌كم همه‌چيز رسمي مي شود و رسانه‌ ي رسمي خودش را پيدا مي‌كند. به‌خصوص در گرافيتي منع قانوني نيز پررنگ‌تر مي‌شود. و تو براي هر كاري بايد مجوز بگيري و حتما بايد ثبت شده هم باشي تا مجوز بگيري.

خب، حزب‌الله به خودش مي‌آيد و مي‌بيند اصولاً در اين رسانه‌هاي رسمي، بسياري از حرف‌هاي ناب و شفاف و تيز انقلابي گفته نمي‌شود. به تعبيري سانسور مي‌شود و همه با تعارف و دكوراتيو حرف مي‌زنند.

بحث فرمان هشت ماده‌اي و عدالت‌خواهي و تهاجم فرهنگي و سستي دولت و… اين‌ها نه در بيلبوردها جايي دارد نه در نقاشي ديواري‌ها نه در… خب ادبيات اعتراضي يك جايي بايد خودش را نشان بدهد. و گرافيتي هم براي همين خلق‌شده!

اصلاً شما مي‌بينيد كه گروه‌هاي زيرزميني موسيقي و نحله‌ها و فرقه‌هاي مختلف هم به همين خاطر به‌شدت به گرافيتي روي آورده‌اند. و بايد اعتراف كنيم كه ما كمتر روي اين ميراث انقلاب كار كرده‌ايم و يك جاهايي به نفع آن‌ها مصادره شده است.

يك جستجو بكنيد در وب و ببينيد نتايج موجود چه مي‌گويد.

 

۹ دي ، هركسي پلاكارد خودش!

كما اين‌كه از سال ۸۸ و دقيق‌تر از ۹ دي ۸۸ به اين‌طرف كه نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد اين حضور خودجوش بيشتر شد. مثلاً من مي‌بينم كه شعاري كه در دلم است مثلاً در پوستر رسمي شوراي هماهنگي نيست. براي همين يك ماژيك برمي‌دارم و آن را روي كاغذ مي‌نويسم. يا اسپري برمي‌دارم و روي ديوار مي‌نويسم. كار هم ندارم كه خط من خوب است يا نه. يك‌حرفي دارم بايد بزنم. اين مي‌شود گرافيتي. يك گرافيتي انقلابي.

البته در جبهه معارض هم همين بود. آن‌ها هم احساس مي‌كردند رسانه ندارند، پس شروع كردند. بالاخره يك مبارزه تمام‌عيار بود و پايش به گرافيتي هم باز شد. حالا من بحث مفصلي دارم در (آشنايي با تبليغات پارتيزاني) كه در اين نبرد چه اتفاقات بامزه‌اي افتاد و بچه‌هاي ما چطور مديريت كردند اين فضا را.

 

آغاز عمليات‌هاي گرافيتي انقلابي در مشهد + تصاويرآغاز عمليات‌هاي گرافيتي انقلابي در مشهد + تصاوير

اعتراض به چي؟!

پس گرافيتي مردمي است، پروژه نيست، سفارش نيست. با ابزار ساده انجام مي‌شود، سريع انجام مي‌شود، خلاقانه است. زبان اعتراضي دارد، حرف‌هايي را مي‌زند كه در تريبون‌هاي رسمي نمي‌زنند. خود اعتراض يك مقوله گسترده است. ما امروز به خيلي چيزها مي‌توانيم بلكه بايد اعتراض كنيم: از نظام استكباري گرفته تا تروريست‌هاي دولتي. تا اهمال‌كاري‌هاي موجود در دولت خودمان. به بي‌عدالتي اقتصادي و رسانه‌اي، و حتي ما مي‌توانيم به خودمان اعتراض كنيم. اعتراض به عادت‌هاي بدمان. تغييرات غلطي كه در سبك زندگي شخصي خودمان اتفاق افتاده. دور شدنمان از آرمان‌ها و انقلابي گري‌ها. و كلي مطالبات ديگر…

اصلاً علت‌العلل كم‌كاري ما در گرافيتي همين است كه به وضع موجود هيچ اعتراضي نداريم. گويا همه‌چيز خوب است و از همين‌جاست كه واقعاً عطش دستيابي به يك رسانه‌ي متفاوت را نداريم.

 

قرار نيست نماي شهر را به هم بريزيم

جنبه ديگري كه در گرافيتي وجود دارد، ارتباطش با چهره عمومي شهري است. قرار نيست گرافيتي انقلابي بيايد و نماي شهري را به هم بريزد. براي همين لازم است با ذوق و تدبير و هماهنگي خلق شود. خصوصاً در آن نوع از گرافيتي كه به مقتضاي شكل و احوال فيزيكي ديوارها خلق مي‌شود.از طرفي نهادهايي كه مي‌توانند كمك كنند و فضا در اختيار قرار دهند حتماً بايد اين كار را بكنند.

 

اخلاق گرافيتي!

نكته ديگر اين‌كه نبايد به اموال عمومي و خصوصي مردم خدشه وارد شود. البته گرافيتي الزاماً روي ديوار انجام نمي‌شود ممكن است روي پارچه، مقوا، پلاكارد، بوم انجام مي‌شود. بحث تكنيكي در اين باب فراوان است. امّا اگر قرار است روي ديوار انجام شود حتماً بايد ديوارهايي باشد كه مجوز اين كار را دارد، يا با رضايت صاحب ديوار و ساختمان باشد. چون جنبه‌هاي اخلاقي و حقوقي حتماً بايد رعايت شود.

 

گرافيتي براي شهدا، آغاز عمليات‌هاي گرافيتي نهضت

بنده تقريباً از اوايل دهه هفتاد تجربه كار گرافيتي را داشته‌ام و باقابليت‌هايش آشنا هستم. درواقع بسياري از تكنيك‌هاي آن دوره به حوزه گرافيتي برمي‌گشت و در اين قالب‌ها توليدات زيادي داشتم. ضمناً روي نمونه‌هاي زيادي از گرافيتي‌هاي كشور مطالعه كرده‌ام. برخي از دوستان هم مسبوق به سابقه بودند. سعي كرديم تجربه‌ها را يكي كنيم و براي استقبال از شهدا يك اتفاق تازه و پرانرژي را رقم بزنيم كه ان‌شاءالله ادامه هم خواهد داشت.

ما يك فراخوان محدود داديم و تقريباً شش تيم پاي‌كار آمد. كارها هم گروهي بود. هركسي هر كاري از دستش برآمد انجام داد. طراحي، نوشتار، برش، اجرا و…

تجربه‌اي خوب و پر از انرژي بود. سر شب كه بچه‌ها جمع شدند تقريباً نمي‌دانستند دقيقاً مي‌خواهند چه‌كار بكنند اما سحر داشتند توي خيابان اجرا مي‌كردند. دقيقاً آن فضاي سرعت و عملياتي بودن حكم‌فرما بود.

در برخي از كارها آن تيزي و آن اعتراض در ادبيات به‌خوبي ديده مي‌شود و طعنه بر فضاي تبليغات مادي‌گراي شهر مي‌زند.

ان‌شاءالله اين كارها حساب‌شده و به دور از ابتذال و ريخت و پاش و كپي كاري در همه جا زنده شود. يا رسانه‌هاي رسمي تسليم اعتراضات آرمان‌خواهانه‌ي جوانان انقلابي شوند، يا ادبيات انقلابي بر ادبيات دكوراتيو رسمي غلبه پيدا كند.

 

گزارش تصويري عمليات گرافيتي براي شهدا:

IMG_8175 copy

IMG_8188 copy

IMG_8206 copy

IMG_8222 copy

IMG_8232 copy

IMG_8235 copy

IMG_82822

IMG_82844

IMG_8291 copy

IMG_8303 copy

IMG_8308 copy

 

برگشت به تلکس خبرها