تلکس دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد: حميد رسايي: پدرخوانده ها با برجام 2 و 3 و 4 مي خواهند امام مسلمين را خانه نشين كنند اما خانه خراب مي شوند / روزي كه مدافعان ننگنامه برجام و عوامل تصويب 20 دقيقه اي براي حمله به آن از يكديگر سبقت بگيرند، نزديك است
سه شنبه، 21 اردیبهشت 1395 - 18:36     کد خبر: 257105

دولت بهار: حميد رسايي گفت: در واقع طرح سخنان تقابلي با مواضع صريح رهبر انقلاب در حالي روز به روز پررنگ تر مي شود كه در پشت صحنه، جريان متحد اعتدالي و اصلاحاتي اول به دنبال استحاله انقلاب و از بين بردن روح انقلابي گري است و سپس به دنبال منزوي كردن نيروهاي انقلابي در جامعه و طرد آنها از مراكز حساس و كليدي كشور است. با اين شيوه اگر به تصحيح مواضع غلط اين افراد بپردازيم، در دام ايجاد تقابل بين دولت و رهبري گرفتار مي شويم و اگر سكوت كنيم و چيزي نگوييم، جريان غرب باور و كدخدا زده به راه خود ادامه مي دهد.

حجت الاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران در نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي امروز در جريان آخرين نطق خود در مجلس به بيان مسائل مهم روز پرداخت. متن كامل نطق وي به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام به محضر ملت شريف ايران اسلامي و مردم شريف تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس

با توجه به اينكه نطق امروزم، آخرين فرصتي است كه بعد از دو دوره حضور در مجلس شوراي اسلامي ارائه مي كنم، چند نكته را يادآور مي شوم:
 

يك – در طول مجلس نهم در خصوص موضوعات مهم كشور و مشكلات مردم، 50 سئوال از وزراي ارشاد، اقتصاد، مسكن، اطلاعات، خارجه، دفاع، كشور، علوم، دادگستري، كار، نفت و صنعت و معدن طرح كرده ام كه فقط 9 مورد آن در صحن علني مطرح و بقيه موارد با توجه به برطرف كردن اشكال و موضوع سئوال از سوي وزراي محترم، قبل از طرح سئوال در كميسيون يا در صحن علني، اينجانب از سئوال خود انصراف دادم.

سئوالات مطرح شده در صحن علني مربوط به بلاتكليفي مسكن مهر، وضعيت اسف بار سقوط شاخص بورس، عضويت وزير صنعت در هيات مديره 19 شركت خصوصي، وضعيت توهين به مقدسات در نشريات و انفعال وزارت ارشاد، وضعيت استخدام پذيرفته شدگان آزمون نفت و موارد ديگر بوده است كه از 9 مورد، در خصوص 2 مورد در صحن علني قانع شدم و در خصوص 2 مورد، نتوانستم راي اعتماد نمايندگان را جلب كنم اما در 5 مورد ديگر، همكاران خود را قانع كردم تا به منظور اصلاح وضعيت و مشكل مطروحه به وزير مربوطه راي منفي بدهند.

در هر دو دولت دهم و يازدهم به دادگاه فراخوانده شدم

در طول اين مدت، ضمن مشاركت در استيضاح دو وزير، 98 مورد فرصت تذكر آيين نامه اي اخطار قانون اساسي، تذكر كتبي به رئيس جمهور و وزراي دولت يا مشاركت در بررسي طرح و لوايح برايم فراهم آمد كه مطابق وظيفه قانوني، آنچه مي پنداشتم صحيح است را طرح كرده ام. علاوه بر اينها مشاركت در سه تحقيق و تفحص و تهيه گزارش مفصل كميسيون اصل 90 درباره فساد در فوتبال را به عهده داشتم. البته اين روال در مجلس هشتم علي رغم همسويي با سياست هاي دولت قبل، نسبت به وزراي دولت نهم و دهم با حجم كمتري حاكم بوده است.

براي همين در طول اين مدت، هفته نامه 9 دي كه مسئوليت آن را به عهده دارم، يكبار در دولت دهم و سه بار در دولت فعلي، توقيف شده است. برخي از مسئولان دولت دهم و برخي از وزرا و مسئولان دولت يازدهم و برادران لاريجاني و خانواده هاشمي رفسنجاني (به صورت خانوادگي) از بنده شكايت كرده اند و هر چند خود را مصون از خطا نمي دانم اما به تمامي اين تلاش ها و حتي بعضا پرونده سازي هاي قضايي افتخار مي كنم چون هيچ يك از اظهاراتم بر اساس حب و بغض شخصي نبوده بلكه بر اساس تكليفم، سخن گفته و نوشته ام.

از جمله طرح هايي كه ارائه كردم لغو حقوق مادام العمر بود

دو - از جمله مهمترين اقداماتم در كنار ملاقات هاي مردم و پيگيري مشكلات ارباب رجوع و حضور در مجامع متعدد در شهرهاي مختلف، مقابله با جريان فتنه و ساكتين فتنه و تلاش براي به محاكمه كشاندن آقازاده مشهور به جنيور، ارائه طرح لغو حقوق مادام العمر نمايندگان، طرح شفاف سازي هزينه هاي انتخاباتي، طرح لغو وقف دانشگاه آزاد، مخالفت با توافقنامه تحميلي، پرابهام، ضعيف و پرضرر برجام و مخالفت با رفتارهاي غلط شخص آقاي روحاني و دولت وي بويژه در سياست خارجي و جهت گيري هاي سلطنت مآبانه برخي از اعضاي كابينه وي مي دانم. هرچند از پشت همين تريبون، بارها از اقدامات مثبت دولت يازدهم و برخي از وزراي محترم حمايت و تشكر هم كرده ام، همانطور كه نسبت به تمام انتقادات ها و حمايت هايم از آقاي احمدي نژاد و دولت نهم و دهم نيز افتخار مي كنم هر چند اين دو دولت، قابل مقايسه با يكديگر نيستند.

اكنون چنانچه قصور و كوتاهي اي در انجام وظايف نمايندگي داشته ام كه حتما داشته ام، ابتدا از مردم و سپس از خداي سبحان طلب مغرفت مي كنم. مي كنم و از همين جا به تمام كانديداها بويژه نمايندگان تهران كه اعتماد مردم شريف شهرشان را براي دور دهم جلب كرده اند، تبريك مي گويم و به آنها توصيه مي كنم كه با نشستن بر روي كرسي نمايندگي، استقلال خود را حفظ كنند كه استقلال در رأي و نظر در كنار سلامت، بصيرت، تيزبيني و تحليل درست از مسائل مختلف، همه ي هويت يك نماينده واقعي مردم را تشكيل مي دهد.

همچنين از اين فرصت استفاده مي كنم ضمن تبريك به راه يافتگان مجلس دهم، از همسر و فرزندانم كه در طول 8 سال گذشته، در كنارم با تحمل مشكلات كاري، تمام سختي ها را پذيرفتند، و در حالي كه حرف ها و حديث هاي مربوط به ريخت و پاش تعداد ديگري از مسئولين را از زبان توده مردم متوجه خود ديدند، اما بر اساس وظيفه شرعي و انقلابي، هرگز از مواهب و موقعيت هاي نمايندگي بهره اي نبردند و سؤاستفاده اي نكردند.
 

دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا ديگر كارايي ندارد

سه – دوستان و همكاران مجلس نهم و دهم بهتر از بنده مي دانند كه تغيير و تحولات سال هاي اخير بويژه بعد از فتنه و كودتاي سال 88 و مسيري كه براي توافق و اجراي عهدنامه تحميلي، پرابهام، ضعيف و پرضرر برجام طي شده، وضعيت سياسي و فكري جامعه را به جايي رسانده كه مدت هاست دوگانه اصولگرا و اصلاح طلب، گوياي واقعيت هاي احزاب، جريانات سياسي، چهره ها و رسانه ها نيست. صف بندي هاي فكري و سياسي همواره از ابتداي انقلاب در كشور ما وجود داشته است كه در گذر زمان نيز با نامگذاري هاي مختلف مواجه شده است. روزگاري رسانه هاي خارجي، جريانات سياسي و فكري درون نظام را به دو دسته «تندرو و محافظه كار» تقسيم مي كردند.

پس از چند سال، اين اصطلاحات جاي خود را به واژه هاي جديدي به نام «جريان چپ و راست» دادند. با مرور زمان و حذف بني صدر كه دشمن مشترك جريانات سياسي درون نظام بود، اختلافات داخلي اين جريانات بيشتر خودنمايي كرد تا جايي كه شكاف و جدايي بين اعضاي تشكل سياسي جامعه روحانيت مبارز شكل گرفت و از دل آن، مجمع روحانيون مبارز بوجود آمد. از اينجا به بعد، جريانات سياسي و ليست هاي انتخاباتي با محوريت «جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز» شناخته و معرفي مي شد. قبل از انتخابات سال 76 تقسيم بندي جديدي در چهار دسته ارائه شد، «جريان چپ و راست سنتي، جريان چپ و راست مدرن». بر اساس اين تقسيم بندي چهره هايي مانند ناطق نوري، راست سنتي به حساب مي آمدند و امثال حسن روحاني، به عنوان راست مدرن شناخته مي شدند.

اين تقسيم بندي ادامه داشت تا در سال 77 كه واژه «اصلاح طلبي و اصولگرايي» وارد ادبيات سياسي كشور شد. اصلاح طلبان چهره هاي پشيماني بودند كه تغيير برخي باورهاي اعتقادي و سياسي نظام و مردم را دنبال مي كردند. در مقابل آنها جرياني بوجود آمد كه معتقد به پافشاري و اصرار بر حفظ ارزش ها و آرمان هاي ملي، انقلابي و اعتقادي انقلاب بود. جريان اصلاحات به دليل مردودي اكثر عناصر و عوامل اصلي آن در حوادث مجلس ششم و دولت هشتم خاتمي و بعد در كودتاي سال 88 ، به عنوان سياسي غيرقابل دفاعي تبديل شد تا جايي كه براي عبور از بحران هويت خود، در سال هاي اخير مجبور به پنهان شدن در پشت عنوان ديگري به نام اعتدال شده است. اصولگرايي اما توانست تا سال هاي اخير، هويت خود را حفظ كند، هر چند اين جريان نيز پس از فتنه و كودتاي سال 88 و موضوع تحميل برجام به نظام اسلامي با ريزش هاي متعددي مواجه شد.

اكنون وقتي به صحنه سياسي كشور نگاه مي كنيم، به جرأت مي توان گفت كه تابلوي جريان اصولگرايي هر چند مانند اصلاح طلبي و تا اندازه آن دچار بحران هويت نيست اما تعدادي از چهره ها و تشكل هاي سياسي آن دچار بحران هويت شده اند. براي همين كانديداهايي كه در چند دوره گذشته، خود را اصولگرا معرفي مي كردند در ليست مورد حمايت اصلاح طلباني قرار گرفتند و سرليست اصلاح طلبان در قم شدند كه شعارشان رفع حصر از سران كودتاي سال 88 بود.

براي همين بود كه جامعه روحانيت تهران براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ائتلافي قرار مي گيرد كه بر صف بندي با فتنه و كودتاي سال 88 اصرار دارد اما وقتي همين تشكل روحاني، ليست انتخاباتي براي مجلس خبرگان معرفي ارائه مي كند، نام چهره هايي را در آن مي بينيم كه تمام تلاششان را در تقابل با آن نگاه دنبال مي كردند و همين جاست كه تضادها و دوگانگي ها در تشكل هاي سياسي، حكايت از اين مي كند كه صف بندي «اصولگرا و اصلاح طلب» هم مانند صف بندي قبلي، مثل «چپ و راست» در ابتداي دهه شصت و صف بندي انتخاباتي «يت و يون» (جامعه روحانيت و مجمع روحانيون) در ابتداي دهه هفتاد، نمي تواند حكايت از همه واقعيت هاي سياسي امروز جامعه كند.

اصولگرايان بايد تكليف خود را با دو زيست ها و كاسبان دو نبش مشخص كند

سوگمندانه بايد بگويم كه جريان اصولگرايي درگير نوعي خودزني سياسي  است. برخي چهره ها و تشكل هاي اسم و رسم دار اين جريان از يك طرف مي خواهند همچنان روي اصولشان بايستند و از طرف ديگر مي خواهند آنهايي را كه براي رسيدن به قدرت، تن به هر خفت و خواري سياسي مي دهند را در خود نگه دارند. مي خواهند اصولگرا باشند اما نمي خواهند هزينه هاي آن را در مبارزه با فساد سياسي واقتصادي و جراحي از درون بپردازند و همين زندگي شترمرغي، آنها را در بزنگاه هاي سياسي غبارآلود، دچار مشكل در وحدت بدنه رأي ساز كرده است.

و اين پاشنه آشيلي است كه ذهن بدنه رأي ساز و پرتحرك يعني خيل عظيمي از خواص  اصولگرا را به خود مشغول كرده است، بدنه اي كه سال هاست خون دل مي خورد و عده اي را روانه سنگرهاي مهمي چون شوراي شهر، مجلس، رياست جمهوري و خبرگان مي كند اما در بزنگاه ها – مثل فتنه و كودتاي سال 88 و تصويب توافقنامه تحميلي و پرابهام برجام و پرونده هاي فساد اقتصادي – از برخي چهره هاي اصولگرا رفتار اصولگرايانه نمي بيند.

اما آنچه اينجانب بر اساس بيانات صريح رهبر معظم انقلاب مبني بر تقسيم بندي »مسئولان انقلابي و غير انقلابي در بدنه نظام» مي فهمد، در سال هاي اخير، رقابت حقيقي بين دو تفكر «استكبارپذير و استكبارستيز» و دو جريان «مرعوب غرب و اشرافي گرا با جريان مدافع مستضعفان و خودباور» بويژه در انتخابات آينده است. همان نكته مهمي كه امام امت (ره) 27 سال قبل به عنوان جنگ حقيقي از آغاز آن اين چنين ياد كردند و فرمودند: «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‌ها و مرفهين بي‌درد شروع شده ‌است.«

جريان اصولگرايي اگر مي خواهد از اين رخوت و ركود و دوگانگي بيرون بيايد، بايد تكليف خود را با چهره هاي دوزيست و مغازه داران دو نبش و كاسبان اين جبهه  مشخص كند و مطابق فرمايش رهبر انقلاب و امام راحل، صف بندي بدون تعارف را بر اساس دوگانه انقلابي و غير انقلابي، جنگ فقر و غنا، جنگ استكبار و استضعاف و جنگ پابرهنه ها و مرفهين بي درد بنا نهد و الا بهتر است زودتر مجلس ختم آن را اعلام كنند.
 

روحاني با مواضع تقابلي در برابر رهبر انقلاب به دنبال چيست

چهار – متاسفانه مدت هاست  رئيس دولت يازدهم به رفتارها و گفتارهاي متناقض و گاهي اوقات در تقابل صريح با مواضع رهبري رو آورده و روز به روز بر شيب و سرعت آن نيز مي افزايد از جمله مواردي مانند مذاكره تلفني با رئيس جمهور آمريكا، عدم انتشار فكت شيت علي رغم تاكيد رهبري، موضع مخالف در خصوص اسلامي كردن علوم دروس دانشگاهي، حمله به تكاليف پليس، نقش حكومت در دينداري و تلاش براي بهشتي شدن آحاد جامعه، رفتارهاي توهين آميز با منتقدين در نحوه ي اجراي برجام كه بر خلاف مجوز مشروط رهبري عمل مي شود، در خصوص ميزان توان موشكي و دفاعي، در خصوص خط قرمز بودن فتنه و فتنه گران، در مورد بحث رخنه و نفوذ، در مورد افراطي خواندن نيروهاي بسيج و جوانان انقلابي، پيرامون جايگاه شوراي نگهبان ، درباره جهت دهي هاي فرهنگي در دانشگاه ها و موضوع بورسيه ها، در خصوص حمله به دلواپسان، پيرامون بحث و اجراي اقتصاد مقاومتي، پيرامون رفراندوم، در خصوص تحريف فرهنگ عاشورا و صلح حسني، در رابطه با نقش تحريمها، در مورد شعار مرگ بر آمريكا، در خصوص فضاي مجازي، برجام 4، 3، 2 و در روزهاي اخير در خصوص اسلام انقلابي و انقلاب اسلامي و موضوع آموزش زبان انگليسي و … مي توانيم اشاره كنيم.

رهبر انقلاب در 13 ارديبهشت، اصرار بر ترويج زبان انگليسى در كشور را يك كار ناسالم اعلام مي كنند و بر آموزش ديگر زبان ها نيز تاكيد مي ورزند اما آقاي روحاني دو روز بعد مي گويد: «مردم بايد خودشان انتخاب كنند كه چند زبان مي‌خواهند بياموزند. ببينيد امروز با زبان انگليسي چه شغل بزرگي در زمينه ‌IT در هند درست شده است. وقتي در مدرسه‌اي ۹۸ درصد دانش آموزان يك زبان را انتخاب كردند ما كه نمي‌توانيم براي آن ۲ درصد معلم ديگري را به كار بگيريم.»

اين در حالي است كه جناب روحاني برخي از مواقع بويژه در موضوع برجام در حالي كه در تقابل كامل با سخنان صريح رهبري موضع مي گيرد و عمل مي كند اما در پايان اظهاراتش با ابراز ارادت پررنگ به رهبر انقلاب، ايشان را هدايت گر اجراي برجام معرفي مي كند و مي گويد: «زماني كه ما مي‌گفتيم پاي ميز مذاكرات مي‌توان مشكل را حل كرد، بدبين ها و بدگمان ها مي‌گفتند امكان‌پذير نيست، زماني كه با 6 قدرت جهاني به توافق رسيديم باز هم بدبين ها و بدگمان ها مي‌گفتند، قابل اجرا نيست و نيز در روز اجرا باز هم بدبين‌ها گفتند كه به آنچه به شما وعده داده شده عمل نخواهد شد. چرا كار يك ملت بزرگ را كوچك مي‌شماريد؟ اين كار بزرگي كه انجام شد، كار دولت نيست، بلكه كار يك ملت بزرگ، قدرتمند و مقاوم است و كاري است كه توسط همه مردم با هدايت‌هاي رهبر معظم انقلاب انجام شده است.»
 

برجام محصول روحاني و كميته نظارت بر حسن اجراي برجام است

آقاي روحاني! چه كسي از ابتدا اعلام كرد كه به دليل خوي استكباري و فريب كاري آمريكا به نتيجه اين مذاكرات خوش بين نيست، آيا جز رهبر انقلاب بارها و بارها اين را فرمودند و آيا جز اين است كه همان هشدار دلسوزانه هم محقق شد. آقاي روحاني اگر توافقي شده، چرا آقاي ظريف با آمريكايي ها جلسه مي گيرد تا براي اجراي توافق به راه حل مشترك برسند، اگر توافق توسط آمريكايي ها اجرا مي شود چرا آقاي ظريف التماس مي كند و آقاي سيف از دست آورد تقريبا هيچ برجام براي ايران سخن مي گويد. آقاي روحاني برجامي كه در حال اجراست، به هيچ وجه مطابق مجوزنامه مشروط رهبر انقلاب نيست والا هر روز بر حجم تحريم ها، توهين ها و تحقيرها توسط آمريكايي ها افزوده نمي شد و به اموال ما دستبرد زده نمي شد. آنچه اجرا مي شود، خواسته شما و محصول سكوت كميته نظارت بر حسن اجراي برجام است كه در طول سه ماه گذشته فقط دو جلسه تشريفاتي برگزار كرده است.

بدون تعارف آقاي روحاني اين رفتار شما براي مردم علامت سئوال شده است .ايا شما نميدانيد در تقابل با مواضع رهبري سخن مي گوييد؟ شايد جماعتي از مشاورين و پدرخوانده ها با استفاده از شما و در قالب برجام 2 و 3 و 4 به دنبال خانه نشين كردن امام المسلمين هستند كه اگر چنين قصد و نيتي در مسئولي باشد، ترديد نكند كه به خانه خرابي خودش ختم مي شود.

مردم مواضع شما را در كنار مواضع رهبرشان قرار مي دهند كه مي فرمايد: «در همين توافقي هم كه با آمريكايي ها در قضيه هسته اي كرديم؛ آمريكايي ها، به انچه وعده دادند عمل نكردند. كاري كه بايد انجام مي‌دادند را انجام ندادند.»مردم همين چند ماه قبل شنيدند كه ايشان فرمود: «كساني كه اميد مي بندند كه بنشينيم با آمريكا مذاكره كنيم و به نقطه توافقي برسيم؛ از اين غفلت مي‌كنند كه ما بايد به همه تعهدات عمل كنيم اما طرف مقابل با شيوه‌هاي مختلف و تقلب و خدعه سر باز مي‌زند و عمل نمي‌كند به تعهداتش. اين چيزي است كه در مقابل چشم خود مي بينيم. يعني خسارت محض.»

در واقع طرح سخنان تقابلي با مواضع صريح رهبر انقلاب در حالي روز به روز پررنگ تر مي شود كه در پشت صحنه، جريان متحد اعتدالي و اصلاحاتي اول به دنبال استحاله انقلاب و از بين بردن روح انقلابي گري است و سپس به دنبال منزوي كردن نيروهاي انقلابي در جامعه و طرد آنها از مراكز حساس و كليدي كشور است. با اين شيوه اگر به تصحيح مواضع غلط اين افراد بپردازيم، در دام ايجاد تقابل بين دولت و رهبري گرفتار مي شويم و اگر سكوت كنيم و چيزي نگوييم، جريان غرب باور و كدخدا زده به راه خود ادامه مي دهد.

روحاني در بن بست اعتماد به آمريكا گرفتار شده است

اما چاره اي نيست بايد ضمن تبيين اين رفتارها از موضوع اصلي غافل نشد. ملت شريف آنچه دلواپسان و منتقدان و دلسوزان و در رأس آنها رهبري انقلاب از ابتدا در خصوص نتيجه توافقنامه ضعيف و پرابهام برجام مي ديدند، در حال تحقق است. سه سال از عمر دولت گذشته، دست هاي آقاي روحاني خالي است. او همه تخم مرغ هاي خود را در سبد مذاكره با آمريكا و برجام قرار داده و الان در بن بست اعتماد به غرب و آمريكا گرفتار شده براي همين نه راه پس براي خود مي بيند و نه راه پيش، بنابر اين تنها راه حل را با نظر مشاورانش، تغيير زمين بازي يافته است. او مي خواهد ملت را به اين لفاظي ها مشغول كند تا از او نتيجه وعده حل مشكلات كشور در 100 روز را كه الان به روز 1000 رسيده، مطالبه نكنند. او ادعا كرد كه با برجام ديوار تحريم ها فرو ريخته و همه تحريمها لغو شده اند اما حالا هر ماه ،به جاي تحقق وعده هاي داده شده، يك تحريم جديد در كاسه دراز شده به سوي آمريكا قرار مي گيرد. آمريكايي ها همچنان دبه مي كنند و آقاي ظريف از لزوم فشار به آمريكا براي اجراي تعهداتش سخن مي گويد. آقاي ظريف لطفا بگويد به غير از ايميل زدن و خودكار پرت كردن، چه راهكار ديگري براي اعمال فشار داريد.

ركود پدر مردم را درآورده و چشمان شما همچنان به دستان آمريكاست كه تحريمها را بردارد در حالي كه شيطان بزرگ اگر مي خواست تحريم ها را بردارد چرا تحريم كرد؟ آقاي روحاني تا از اميد به آمريكا دل نكنيد، مشكلات دولت تان حل نمي شود. سوگمندانه هر چه از عمر آرايش عجوزه پير برجام بيشتر مي گذرد، معايب اين ننگنامه بيشتر نمايان مي شود و عده اي عصباني تر مي شوند.
 

پس از دوره نمايندگي همچنان در سنگر دفاع از انقلاب خواهم بود

پنج - ملت شريف، نمايندگي مردم و تريبون مجلس يكي از ظرفيت هايي بود كه مي توانستم مطالبه بخشي از جامعه را از آن بازتاب دهم. اكنون كه اين توفيق را براي حضور در مجلس دهم ندارم، طبعا ضمن حفظ ارتباط خود با توده هاي باانگيزه در سرتاسر كشور از ظرفيت هاي ديگري كه در اختيار دارم همچون هفته نامه 9دي، سايت شخصي ام و صفحات مجازي ام در اينستاگرام و كانال تلگرام و ديگر رسانه هاي پرتلاش انقلابي براي دفاع از ارزش ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي و استكبار ستيزي و مقابله با ديوثان سياسي و اقتصادي بهره خواهم برد و حسرت يك آخ را بر دل آنهايي كه تلاش كردند تا از صحنه بيرونم كنند، خواهم گذاشت. در طول اين سال ها نه به كسي باج دادم و نه از كسي باج گرفته ام و براي همين مطابق قاعده انتخاب بين باز بودن جيب يا باز بودن دهان، جيب را بستم تا دهانم آزادنه باز باشد. 

با صداي بلند و رسا اعلام مي كنم كه هرگز به ننگنامه برجام رضايت ندادم و تا جايي كه توانستم به تبيين آنچه رهبر معظم انقلاب در چند سخنراني مهم خود و در پاسخ به نامه هاي رئيس جمهور و در مجوز نامه مشروط برجام تعيين فرمودند، همت گماشتم. اما روزي را مي بينم كه مدافعان سينه چاك اين ننگنامه، همان هايي كه آن را در 20 دقيقه از سد مجلس عبور دادند، خود براي حمله به اين عهدنامه و ننگنامه برجام، از يكديگر سبقت مي گيرند تا بلكه اين لكه سياه را از كارنامه خود پاك كنند


برگشت به تلکس خبرها