تلکس دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد: قصه پر غصه "كيميا"/ «كيميا»« آتنا»ي ديگر
دوشنبه، 26 تیر 1396 - 10:45     کد خبر: 411796

دولت بهار: اين قصه پر غصه روايت زندگي آتناهاست. دختر بچه‌هاي پاك و معصومي كه هنوز دلبسته عروسك بازي هستند اما در تلخي ناتمام اين زندگي، قرباني هوي و هوس مرداني مي شوند كه ...

به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، داستان آتناي هفت ساله را همه شنيده اند. دختر بچه اي كه براي آب خوردن به مغازه اي رفت كه صاحبش رسم مهرباني و انسانيت را  از ياد برده بود و ... هنوز داغ آتناي پارس آبادي سرد نشده كه خبر آزار و اذيت جنسي دختركي هفت ساله در استان البرز سرزبان ها افتاده. دختري به نام كيميا كه از طرف ناپدري مورد تجاوز قرار گرفت تا اين روزها روي تخت بيمارستان روزگار بگذراند.

 

آدرس روي كاغذ را نگاه مي كنم. طبقه دوم. بخش كودكان. اتاق 103. در اتاق باز است و مددكاري  كه كارهاي درماني كيميا را انجام مي دهد كنار تختش نشسته است. عروسكي سفيد رنگ گوشه تخت افتاده و دختري  كه نامش كيمياست آرام و بيصدا  كنار عرسك خوابيده. انگار نه انگار كه دختري هفت ساله است و پر از انرژي. همسالانش يك جا بند نمي شوند اما  كيميا  نه تنها حرف نمي زند و بازي نمي كند بلكه با عروسك  سفيد رنگش هم قهر كرده.

كنارش مي نشينم. ملحفه عروسكي اش را روي صورتش مي كشد و مي گويد با همه قهرم... مدد كارش  با ديدن اين حركت به كيميا مي گويد: سعي كن بخوابي عزيزم. ما چند دقيقه بعد برمي گرديم. اتاق خلوت و آرام كيميا را ترك مي كنيم تا  براي چند لحظه پاي صحبت و درددل مددكار كيميا بنشينيم و جوياي حال دختر 7 ساله اي باشيم. دختري  كه اين روزها لبخندش هم درد مي كند.

كيميا ٧ ساله  به همراه مادر و مادربزرگش در كرج زندگي مي كرد، پس از سلب حضانت  او از پدر واقعي ( به دليل اعتياد شديد ، عدم حمايت مالي و عاطفي فرزند و همسر ، آزار و اذيت جسمي و ضرب و شتم كيميا و مادرش و...)  حضانت كودك به مادرش داده شده و پدر و مادر از هم جدا مي شوند.

رقيه موسوي مددكار موسسه خيريه مهرآفرين مي گويد : پس از گذشت حدود يك سال، مادر كيميا، براي تأمين مخارج و ديگر حمايت ها  با مردي ازدواج  كرد كه 5 سال از او كوچكتر بود.

موسوي مي افزايد : طبق بررسي هاي صورت گرفته مشخص شد بابك علاوه بر مصرف  مواد مخدر( شيشه )، داراي افكار عجيب و توهمات خاص  است. مادر كيميا  زماني متوجه اين رفتارها مي شود كه با بابك ازدواج كرده بود.

وي در اين خصوص توضيح مي دهد: پس از اينكه مددجو(مادر كيميا) با همسرش عقد موقت ( صيغه) مي كند متوجه رفتارهاي عجيبي از سوي بابك مي شود. يكي از اين رفتارهاي عجيب قرص خوابي است كه هر شب  به مادر كيميا مي داد؛ به اين بهانه كه خوابي آرامتر داشته باشد.

موسوي مي‌افزايد: پدر ناتني بارها( طبق گفته كيميا ٧٠ بار ) به  وي تجاوز كرده است. مادر از اين تجاوزها بي اطلاع بوده و درخواست دارد، به قاضي بگوييم او(مادر كيميا) بي گناه است.

وي ادامه مي دهد: از آنجا كه خواب مادر كيميا سنگين بوده و قرص خواب هم مي خورده، بابك از اين خواب سنگين و مداوم سوء استفاده ميكرده و  به آزار دختر هفت ساله مي‌پرداخته است.

چند دقيقه بعد به اتاق باز مي گرديم. كيميا هنوز علاقه‌اي به صحبت كردن ندارد اما وقتي مددكار با او صحبت مي كند عروسكش را در آغوش مي كرد و با زبان كودكانه شروع به تعريف ماجرايي مي كند كه بارها وبارها تكرار شده است.

دخترك معصوم به راحتي در مورد نحوه‌ي ارتباط ناپدري با خود توضيح مي‌دهد و اين نشان از تكرار اين اتفاق و پذيرش اجباري ( به دليل ترس از تنبيه  فيزيكي به وسيله شلنگ) است.

مادر نيز از زنداني شدن در خانه توسط همسر ، مورد ضرب و شتم قرار دادن به وسيله ي شلنگ ، اجبار به استفاده از قرص‌هاي محرك و خواب آور خود و دخترش صحبت ميكند.

ناپدري متجاوز پس از بازداشت و زنداني شدن اعتراف  كرده كه شيطان پرست بوده و به دختربچه ها علاقه داشته و به خاطر كيميا با  مادرش ازدواج كرده است.

طبق گفته مددكار كيميا ، مادر كيميا كه دچار مشكل عصبي شديدي شده تحت درمان قرار گرفته و كيميا به بهزيستي سپرده خواهد شد.

وي مي افزايد : بي اطلاعي و نداشتن آگاهي از سوي مادر جهت مراقبت از كودك و ندادن آموزش به كودك در مواقع آزار جنسي از علل بروز اين اتفاق ناگوار است .

كيميا را با تمام دردها و تلخي هايي كه بر روح و جسمش وارد شده ترك مي كنيم. كيميايي كه براي التيام زخم هايش به زمان نياز دارد. آن هم نه يك سال و دو سال . بلكه چند سال. شايد پس از اين زمان طولاني اندكي از دردهايش التيام پيدا كند. شايد...


برگشت به تلکس خبرها