تلکس دولت بهار :: هواداران دكتر محمود احمدي نژاد: روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني
سه شنبه، 26 خرداد 1394 - 12:18     کد خبر: 71830

دولت بهار: روايت مستندات شاهدان، سند تلخي از اتفاقاتي است كه ممكن است در هر جامعه رخ دهد اما زماني فرا مي رسد كه بايد از مرز كتمان گذشت؛ عبور از اين مرزها به قول بعضي ها، « تاوان دارد» ممكن است گزارش، بهانه دست ديگران بدهد كه در اين مملكت، فلان اتفاق افتاده است؛ يا شايد بسياري معتقد باشند كه گفتن اين وقايع ، چه دردي دوا مي كند؛ آنها كه بايد ، مي دانند.

به گزارش دولت بهار، روايت ها واقعي هستند. زمان و مكان دارند. تصوير مستند موجود است. هيچ قصدي از انتشار خبر تجاوز و شكنجه به كودك كار وجود ندارد مگر آنكه تلنگري باشد به دست اندركاران؛ آنها كه خيال مي‌كنند تمام دغدغه، ترك و پينه‌هاي دستان كوچكي است كه در كوره‌پزخانه‌ها،خشت آجر مي‌زنند، بدانند تاول‌هاي بزرگي كه اين روزها بر بدنه جامعه مي خورد، بيشتر از اين‌ها چرك كرده است.

دغدغه گاهي كوره‌پز خانه است، گاهي چهار راه هاست، گاهي كودكان دستفروش و گدايان مترو است و گاهي هم كف خيابان است.آنچه رقم خورده به كابوس شاهدان تبديل شده است. كابوس اينكه حقيقت محض است؛ هرچه ديده اند واقعيت داشته است.

روايت مستندات شاهدان، سند تلخي از اتفاقاتي است كه ممكن است در هر جامعه رخ دهد اما زماني فرا مي رسد كه بايد از مرز كتمان گذشت؛ عبور از اين مرزها به قول بعضي ها، « تاوان دارد» ممكن است گزارش، بهانه دست ديگران بدهد كه در اين مملكت، فلان اتفاق افتاده است؛ يا شايد بسياري معتقد باشند كه گفتن اين وقايع ، چه دردي دوا مي كند؛ آنها كه بايد ، مي دانند.
 

روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني


نوشتن لحظات تلخي كه بر شاهدات اين ماجرا گذشته است كه اتفاقا آدم هاي معمولي جامعه نيستند و هر كدام در جايگاهي خاص قرار دارند و با پديده هاي شوم اجتماعي هم بيگانه نبودند، گواه آن است كه حتي زماني كه با چشم خود هم ديدند باور نمي كردند اتفاقي چنين سخت گريبان كودكان كار را گرفته باشد. روايت هاي غريبي كه با وجود مستندات نمي توان باور كردو به نظر اغراق آميز است. بارها از شاهدان سوال شده است كه مطمئن هستيد و تلخ تر آنكه سر افكنده موضوع را تاييد كرده اند.

   روايت اول

حادثه را در ميان جمعي اعلام كرده است. فشار ناشي از آنچه ديده است، راهي برايش باقي نگذاشته جز اينكه پرده از اين حرف مگو بردارد. روايت خردادماه امسال است. شبانه با جمعي ديگر در شهر پرسه مي زدند. در جريان بازديد به يكي از پل هاي يكي از بزرگراه ها رسيده اند. تواني براي تعريف آنچه ديده ، ندارد.
 

روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني


براي بيان هر كلمه مكث مي كند تا ببيند با چند واژه مي تواند عمق فاجعه را بگويد. 6 نفر بوده اند كه تجاوز كردند. 6 معتاد شيشه اي كه شرايط و قرائن گواه آن بود كه در جريان ارتكاب عمل شنيع خود در شرايط طبيعي نبوده اند و از حالت عادي خارج شده بودند. قرباني 6 مرد ، دختري 11 ساله بوده است. راوي مي‌گويد: شاهدان دو نفر ديگرشان آنجا بودند . حال‌شان بد شد، شوك آنچه مقابل چشمانشان رخ داده بود، هنوز هم هست. نمي‌تواند بيشتر بگويد.

   روايت دوم

از همان ابتدا سراغ عكس مي رود . گوشي همراهش پر از تصاوير آسيب هاي اجتماعي كف خيابان است. روي يك عكس متوقف مي شود. تصوير بزرگ مي شود. دختربچه اي زانوهايش را  بغلش گرفته و در گوشه اي از فضاي ماشين چمباتمه زده است. لباس‌هايش آنقدر چرك است كه به سختي مي توان رنگ صورتي لباسش را تشخيص داد. او را در چهار راه قيطريه پيدا كرده اند. كودكي كه دو، سه نفر ديگر مثل او بوده اند. چشمانش را معصومانه به دوربين دوخته است. عادت نداشته ازاو عكس بگيرند و شايد همين سبب شده نگاه منگي به تصوير داشته باشد. لحظات سياه زندگي او را آخرين گوشي مدل آيفون ثبت كرده است و شايد همين هم برايش عجيب بوده؛ در يكي از شب هاي شهر او را شناسايي كرده اند. اينكه كجا بوده است بيان نشد. اينكه چه ساعت از شب بود گفته نشد. بررسي‌هاي پزشكي حكايت از جسمي شكنجه شده داشت. شنيدنش هم حس بدي دارد. صدا آرام مي شود؛ سخت از ميان جمله ادا شده واژه چند‌بار شنيده مي شود. باورش آنقدر سخت است كه دوباره و سه باره ، عدد پرسيده مي‌شود. اطمينان دارد.

و اين بار براي آنكه بتوان باور كرد بلندتر مي‌گويد: چند بار در طول يك روز دختر شكنجه شده است. هنوز تصوير دختر بچه بر صفحه گوشي تلفن همراه موجود است. فقط 6يا 7 سالش بوده ، يعني اگر مدرسه مي رفت اول دبستان بود. اگر بچه اي مثل بچه‌هاي ديگر شهر بود حتما دلش پيش كتاب ها و درس‌هايش بود. حتما جايي از وقتش جلوي تلويزيون بود و بخشي ديگر را با همسالانش مي گذراند. اگر كودكي معمولي بود شايد در اين سن و سال دوست داشت اداي كارهاي مادرش را درآورد. شايد از پدرش مي خواست براي تولدش چيز خاصي بخرد. پذيرفتن و باور آنچه رخ داده، سخت است.

شبيه فيلم هاي ترسناك آمريكايي مي ماند كه مي ترسي اما مي داني دروغ است. ترس آمده است. با همه وجود،ذهن، از پذيرش آنچه گفته شد سر باز مي زند، كاش نه او 7 ساله بود و نه اين تصوير حقيقت داشت. كاش دروغ بود اما تصوير خط بطلاني بر خيال پردازي‌هاي ذهن مغشوش است. پرونده اش لاي پوشه هاي مددكاري است. شاهد حادثه، همه كابوس هايش را نگفت. بعضي حرف ها را نمي شود گفت. بعضي حرف را نمي‌شود نوشت.
 

روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني


   باور كنيم

زماني كه دكتر مينو محرز، رئيس مركز تحقيقات ايدز به ايسنا اعلام كرد طبق مطالعه‌‌اي  روي يكهزار كودك كار در تهران بيشترين ميزان شيوع ايدز در كودكان كار و خيابان بين سنين 10 تا 18 سال است و بيشترين راه ابتلا در بين اين كودكان، تجاوز جنسي هم بين دختران و هم بين پسران بوده است،باور كردن مطالعه علمي هم سخت بود . هشدار اين محقق براي اينكه اگر كاري نكنند امكان تجاوز جنسي و اعتياد در اين كودكان زياد شده و به ‌تبع آن ابتلا به ايدز در ميان آنها افزايش مي‌يابد، جدي بود. اين مطالعه‌ نشان داد 4تا 5 درصد اين كودكانHIV مثبت بودند. يعني 50 كودك كه بيشترشان در جريان يك اتفاق شوم،سلامت‌شان تباه شده است.

 يافته‌هاي پژوهش «سنجش رفتارهاي پر خطر در كودكان كار و خيابان در ايران »كه توسط «سازمان بهزيستي» انجام شده حاكي از آن است كه اين كودكان از سنين پايين با روابط جنسي آشنا مي‌شوند به گونه ‌اي كه ميانگين سن شروع روابط جنسي در دختران، 12/5 و در پسران 13/7سال است و در مجموع، ٢١ درصد اين كودكان رابطه جنسي را تجربه كرده‌اند . اهانت و خشونت از سوي مردم، «كتك خوردن»، «خفت شدن»و «آزار جنسي» از جمله تجربه‌هاي كودكان كار در زندگي خياباني‌شان است كه در گزارش «سازمان بهزيستي» به آن‌ اشاره شده است.
 

روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني


   دست ما كوتاه است

مولود بشنوايي، عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان است.انجمن حمايت از حقوق كودكان با بيست و يك سال فعاليت در زمينه كودكان كار و خيابان، قديمي ترين نهاد مدني است كه در اين زمينه فعاليت مي‌كند. اين انجمن آمارهاي جامع و گزارش‌هاي مستندي دارد كه براي كودكان كار رخ داده است.

بشنوايي  مي‌گويد: گزارش هاي مراكز پزشكي، گزارش خود كودكان و مردم نشان مي‌دهد كودكان ما حدود تعرض و تعدي به خود را نمي شناسند ؛ دايم بايد به آنها گفته شود كسي حق ندارد به مسائل خصوصي شما دست بزند. اجازه ندارند به شما دست بزنند. دست زدن هم نوعي تعرض است اما متاسفانه تجاوز به كودكان هنوز يك مسئله غايي ديده مي شود.
 

روايت تجاوز به كودكان كار از زبان شاهدان عيني


عضو هيات مديره انجمن حمايت از حقوق كودكان مي‌گويد: خواهش مي‌كنم جامعه را حساس كنيد. دولتمردان را حساس كنيد . هر چقدر هم چشم‌ها را بست و نديد باز اين مسائل هست و ممكن است مخاطرات آن در آينده گريبان اين جامعه را بگيرد.

يكي از كارهاي انجمن حمايت از حقوق كودكان، آموزش مهارت ها به دختران است. به آنها ياد داده شده است وقتي در خيابان هستند اگر كسي خواست آنها را اذيت كند ، داد و فرياد كنند؛ چند روز قبل يكي از دخترهاي 12 ساله مركز،  اول با گريه و بعد با خوشحالي گفته است يك موتور سوار قصد داشته او را بدزدد اما او آنقدر جيغ كشيده كه مرد موتور سوار رهايش كرده و مردم به دادش رسيده اند.

بشنوايي مي‌گويد: ياد گرفتن مهارت‌ها در پيشگيري تاثير اصلي را دارد. بايد مركزي باشد كه به اين بچه‌ها بها دهد. كودك بايد بفهمد كسي هست كه از او حمايت كند و تنها نمي‌ماند. اگر يك شماره سه رقمي باشد كه دايم در برنامه هاي تلويزيوني گفته شود، بچه احساس امنيت مي كند كه مامن و پناهگاهي دارد و آن‌وقت تن به اتفاقات ناگوار نمي‌دهد.

كلام آخر اين فعال حقوق كودك تلخ است؛ مي‌گويد: ما دائم در اين مركز التيام آلام مي‌دهيم. مددكارهاي ما در تنهايي‌شان به خاطر فشارهايي كه به اين كودكان مي‌آيد گريه مي‌كنند. باور كنيد در خيلي از مواقع، دست ما كوتاه است. ما مي توانيم بچه را التيام دهيم اما او به همان چرخه باز مي‌گردد و تغييري در كار نيست. كودكان كار در خيابان‌ها بي‌پناه هستند، تعرض به كودكان كار هزينه‌اي براي متجاوز ندارند چرا كه كودك كار سر و صاحب ندارد و خدا كند قانون، مردم و هر كس كه دستش مي‌رسد به داد بي‌كسي آنها برسد.

منبع: قانون


برگشت به تلکس خبرها