آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
پنجشنبه، 5 مرداد 1396 - 07:08   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  فیلم/ بقایی: احمدی نژاد بگوید بمیر، نمی گویم چرا؟! می گویم چگونه؟! احمدی نژاد نیروی امام زمان (عج) است، کورند و نمی بینند
  تصویر زلاتان بر روی اسکناس 1000 کرونی سوئد!
  العبادی: به عملیات آزادسازی سایر مناطق عراق ادامه خواهیم داد
  قرارداد اعضای کادرفنی استقلال ثبت شد+تصاویر
  سری A ایتالیا 18-2017 قرعه‌کشی شد
  روند قانونگذاری تحریم‌های ایران در سنای آمریکا با مانع مواجه شد
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٦/این راه را ادامه می دهیم چون پایان آن را شهادت می دانیم /ما درس از مکتب حسین (ع) گرفتیم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی/٥/ ازحضوردر هر دادگاهی استقبال میکنیم ولی دادگاه باید درمحضر ملت ایران تشکیل شود/دیگر کوتاه نمی آییم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٤/بقایی نماد مقاومت ملی و اسلامی در برابر ستم است /زمانه ترس تمام شد، ما آماده ایم که حرف حق را علنا بگوییم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی درشب آزادی بقایی /٣/انقلابمان را دوست داریم اما به ظلم و فساد اعتراض داریم/ از همه مسولان دعوت میکنم بااحمدی نژاد وارد خیابانهای شهر وروستا شوند
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٢/ یک روز گرسنه ماندن کار آسانی نیست / بقایی برادری را در حق احمدی نژاد تمام کرد
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی حمید بقایی /١/ امشب مردم احساس قدرت کردند/ انقلاب اگر انقلاب است باید مردم را به رسمیت بشناسد
  فیلم/ باز هم زنده باد بهار، زنده باد ایران / شوخی های آخر شبی دکتر احمدی نژاد ...
  فیلم/ فرزندان وفادار ملت دست در دست هم / زمستان رفتنی است
  فیلم/ بقایی: در دوره اعتصاب غذا روزانه فقط ٣ لیوان آب خوردم
  فیلم/ دکتر احمدی نژاد: ای خدای بزرگ بهار حقیقی انسانها را برسان...
  فیلم/ دکتر احمدی نژاد: دست بقایی را می بوسم / در تاریخ انقلاب سابقه ندارد مردم کسی را که با انگیزه های سیاسی بازداشت شده با حرکت خودجوش آزاد کنند
  تحریم‌های جدید آمریکا علیه روسیه خبر بدی برای روابط میان دو کشور است
  حزب‌الله هیچ مذاکره‌ای با النصره ندارد
  اطلاعیه تقدیر و تشکر همسر محترم جناب آقای حمید بقایی از مردم شریف ایران
  ممانعت مردم دشتستان از شروع عملیات اجرایی یک پروژه توسط وزیر صنعت
  افزایش دما در اغلب شهرها تا هفته آینده
  بر اساس بند ۳ ماده ۲۹۰ قانون اتهام ربایندگان بنیتا قتل عمد است
  کاخ سفید: به طور کلی از تحریم ایران و روسیه حمایت می‌کنیم
  بازگشت تهیه‌کنندگان آثار قبلی مهران مدیری
  سعد حریری: ترامپ من را به سخت‌گیری علیه ایران ترغیب نکرد
  رویارویی پرسپولیسی‌ها و فولادی‌ها در هتل المپیک
  نصرالله: هدف از عملیات عرسال اخراج تروریست‌ها از منطقه است
  آمریکا بحث در شورای امنیت را به سمت ایران منحرف کرد
  تصاویر/ جزیره‌ای که خاکستر شد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 408207صفحه نخست » دیدگاهپنجشنبه، 15 تیر 1396 - 11:14
حمله "ویروس هلندی" به اقتصاد ایران
 حمله "ویروس هلندی" به اقتصاد ایران عطا بهرامی
  

در دنیای امروز که پول نقش ارزشگذاری کالاها را برعهده گرفته و خود به عنوان منبع ارزشگذاری دارای ارزشگذاری عینی نیست، قیمت کالاها و خدمات حالتی انتزاعی پیدا کرده است. این ایراد در مبادلات تجاری بین المللی که نرخ برابری ارزها قیمت کالاها و خدمات را تعیین می کند بیشتر خود را نشان می دهد و ارتباط مفهوم واقعی کالا با قیمتگذاری انجام شده از بین رفته است. اگر کشوری نرخ برابری پول خود را پایین تعریف کرده باشد مزیت کالای ارزان را پیدا می کند و اگر کشوری نرخ برابری پول خود را بالا تعریف کرده باشد کالاهایی گران خواهد داشت و از توان رقابتی آن کاسته خواهد شد، بدون اینکه در بهره وری و قیمت نهاده ها تغییری ایجاد شده باشد. نتیجه این فرآیند نوعی جنگ ارزی پنهان بین اقتصادهای بزرگ است که در دوره هایی مانند دوره رکود بزرگ ۱۹۲۹ سر به فلک کشید و در دوره های بعد از جنگ دوم نیز با شدت و ضعف ادامه داشته و در سالهای اخیر از بازگشت جنگ ارزی(Currency war) سخن گفته می شود.

در فرآیند ارزشگذاری تولید کالاها و خدمات در کشورها که «تولید ناخالص داخلی» یا Gross domestic product به اختصار GDP نامیده می شود تلاش کرده اند این نقیصه را با روش ارزشگذاری موسوم به «برابری قدرت خرید» یا Purchasing Power Parity به اختصار PPP برطرف کنند. در این روش به ارزش اسمی کالاهای تولید شده توجه نشده و تلاش می شود با روشی ثابت قیمتگذاری انجام شود. یک قرص نان در ایران کمتر از ۲۵ سنت ارزش اسمی دارد؛ درحالیکه همین قرص نان در آمریکا ممکن است بیش از ۱ دلار قیمت داشته باشد؛ درحالیکه ارزش غذایی ثابتی دارد که بی ارتباط با قیمتگذاری اسمی آن در دو بازار مجزا است. ارزش تولید ناخالص داخلی کشورها در این روش بسیار متفاوت از ارزش تولید ناخالص داخلی آنها به صورت اسمی خواهد شد. تلاشها برای از بین بردن خطای ارزشگذاری ناشی از سازوکار پول اعتباری به صورت ریشه ای و برای همه کشورها در حوزه سیاستگذاری اعمال نشده و به لایه ای از مباحث اقتصادی محدود شده است.

اما چه بر سر قدرت رقابتی کشورهای جنوب که ماهیت درست جنگ ارزی را درک نکرده اند و یا با ابزار صندوق بین المللی پول و بانک جهانی در دور باطل تقویت نرخ برابری پولهای ملی گرفتار شده اند خواهد آمد؟ سیاستهایی که از طرف صندوق بین المللی پول(IMF) و بانک جهانی(World Bank Group) بر کشورهای مختلف به عنوان شرط اعطای وام و یا توصیه سیاستی اعمال می شود بر تقویت نرخ برابری پولهای ملی استوار شده است. بهانه این کار لزوم کاستن از تورم وارداتی است و سیاست ضدتورمی به نقطه مرکزی سیاستهای اعمالی نهادهای پولی و مالی بین المللی در مواجهه با جهان سوم تبدیل شده است. این سیاست بال دیگری نیز دارد که باز هم به وسیله نظام بانکی و به طور مشخص بانک مرکزی در کشورهای جهان سوم اعمال می شود؛ افزایش نرخ بهره. ترس از تورم افزایش نرخهای بهره را توجیه پذیر کرده است، به طوریکه نرخ بهره در کشورهای جهان سوم دو رقمی و گاهی به اعداد حیرت آوری حتی بیش از ۳۰ درصد می رسد.

تولید کنندگان جهان سوم به وسیله بانکهای مرکزی کشورشان از دو جهت تحت فشار قرار گرفته اند. نخست با کالاهای ارزان وارداتی و دوم با نرخهای بهره بالا که وام گیری با هدف تولید و بازپرداخت وام با سود ناشی از تولید را تقریبا محال می کند. نتیجه این دور طراحی شده به وسیله نظام بانکی بین المللی این است که جهان سومی ها تشویق به تقویت ارزش برابری پول ملی و افزایش نرخ های بهره با هدف کاهش تورم می شوند، اما در طرف مقابل کشورهای صنعتی با جنگ ارزی ما بین خود تلاش برای افزایش سهم بازار دارند و با قوانین و مقررات پیچیده مزیتهای حداقلی کشورهای جهان سوم به خصوص در کشاورزی را با فشار برای حذف یارانه ها و از طرف دیگر با پرداختهای یارانه ای سنگین به کشاورزان خودی از بین می برند. حفظ موازنه نابرابر تجاری با کشورهای جهان سوم نتیجه آنی این سیاستگذاری است. نظام بانکی با نقش آفرینی بانکهای مرکزی کشورهای جهان سوم که بوسیله بانکداری بین المللی کنترل می شوند، کلید ماجرا است.

جوزف استیگلیتز اقتصاددان سرشناس برنده جایزه نوبل در رشته اقتصاد در انتقاد از ارزشگذاری بالای نرخ ارز با استفاده از رانت منابع طبیعی در کشورهای جهان سوم که به بیماری هلندی معروف شده و با ارزش کاذبی که به پولهای ملی داده شده و باعث گرانی غیرمنطقی کالاهای تولید داخل می شود، می نویسد: «گرایش به اضافه ارزشگذاری چرخه ای نرخ ارز در کشورهای در حال توسه ناشی از اتکای بیش از حد به پس اندازهای خارجی در شکل جریانات ورودی سرمایه خارجی و نیز بیماری هلندی در چارچوب بازارهای سرمایه بیش از حد باز و نیود مقررات متناسب است. این گرایش نشان می دهد که نرخ ارز در کشورهای در حال توسعه صرفا پرنوسان نیست، بلکه در بحرانهای مالی نقش دارد. همچنین نشان می دهد که فرصتهای سرمایه گذاری با جهت گیری صادراتی ذاتا ناکافی است زیرا اضافه ارزش گذاری ارز حتی کارآمدترین موسسات داخلی را در سطح بین المللی ناکارآمد می سازد.

بیماری هلندی می تواند مشخصه اضافه ارزش گذاری دائمی رانتهای ریکاردویی ناشی از صادرات کالاها بر مبنای منابع طبیعی یا صادرات بر مبنای کار به شدت ارزان باشد. بیماری هلندی مانع از رونق صنایع تجارت پذیر می شود. چنین امری ناشی از گره خوردگی بین «نرخ ارز تعادلی حساب جاری» (نرخ ارزی که حساب جاری را متعادل می سازد) و «نرخ ارز تعادل صنعتی» یعنی نرخ ارزی باشد که به صنایع قابل مبادله امکان می دهد با بهره برداری از فناوری روز رقابتی باشند.»۱ این نکات استیگلیتز به خوبی نشان می دهد که سازوکار استفاده از پول اعتباری که به وسیله دولتها و با ابزار مستقیم نظام بانکی و بانکهای مرکزی اعمال می شود کشورهای جهان سوم را در وضعیتی قرار می دهد که تخطی از آن ممکن نیست و درحالی بازی آغاز می شود که حریف ۳ بر ۰ پیش است و در جریان مسابقه نیز حریف از چند یار اضافه استفاده می کند و به پای بازیکنان خودی هم وزنه هایی آهنین بسته شده است.

بانکهای مرکزی در جهان سوم به تبعیت از سیاستهای ابلاغی از طرف بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بر روی نرخ بهره نیز بازی پیچیده ای پیاده می کنند. آنها با افزایش افسارگسیخته نرخ بهره تولید را در برهوت بی پولی رها کرده و از هرگونه ابزار وام دهی محروم می کنند. در حالی که با بهره بیش از ۵ درصد نمی توان به گونه ای تولید کرد که هم هزینه ها تامین شود و هم بنگاه تولیدی بتواند بهره وام را بپردازد؛ نظام بانکی در کشورهایی مثل ایران نرخ بهره را در مرز ۳۰ درصد نگاه می دارد. بانکها برای تامین بهره هایی که باید پرداخت کنند مسابقه افزایش نرخ سود برای جذب سپرده گذاشته اند و با سپرده های جدید سود سپرده های قبلی را بازپرداخت می کنند و از سوی دیگر ناچار از مراجعه هفتگی به بانک مرکزی برای گرفتن اعتبار جدید هستند. بانک مرکزی نیز «نرخ ذخیره قانونی» را به ۱۰ درصد کاهش داده است تا خلق پول راحت تر انجام شود. حجم نقدینگی ۱۲۵۰ هزار میلیارد تومانی و لبهای خشکیده صنایع از بی پولی نتیجه این سیاست است.

قلعه نظام اقتصادی کنونی کشورهای صنعتی با استفاده از سربازانی متشکی از بانکهای مرکزی کشورهای جنوب نگاهبانی می شود. سلاحهایی که بانکهای مرکزی کشورهای جهان سوم علیه ملتهای خود استفاده می کنند نرخ ارز و نرخ بهره است. نرخهای ارز پایین(ارزش نرخ برابری پولهای ملی بالا) و نرخ های بهره بالا باعث شده است که صنایع داخلی نه به منابع بانکی دسترسی داشته باشند تا بتوانند خود را به روز کرده و رقابتی تر شوند و نه بتوانند از مزیتهای کارگر و انرژی ارزان که تنها مزیتهای جهان سوم است استفاده کنند. تمام مزیتهای قیمتی با پولهای ملی قوی که به وسیله نظام رسانه ای قداست فریبنده «پول ملی» به آن بخشیده شده از بین می رود و شرایطی ایجاد می شود که قیمت کالاهای وارداتی ارزانتر تمام می شود. پولهای ملی به طور مصنوعی تقویت شده ابزار مزیت زدایی از صنایع جهان سوم است. درحالیکه آثار مخرب «بیماری هلندی» مشخص شده است، صندوق و بانک جهانی به کشورهای جهان سوم ویروس بیماری هلندی تزریق می کنند.

فرمانده این جنگ ناجوانمردانه علیه مردم؛ صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و افسران میدانی آن بانکهای مرکزی کشورهای جهان سوم هستند که به ابزار نابودی کشور خود تبدیل شده اند. نخ نامرئی طراحی این مدل نرم و موثر؛ پول اعتباری است که می توان با تغییر نرخ برابری واحد پول ملی با سایر ارزها با دستورات پیچیده شده در لفافه های نظری اقتصاددانان؛ از آن ابزار جنگی ویرانگری ساخت. ابزار کشنده ای که کمتر کسی وجود آنرا احساس می کند، و حتی از طرف منتفعین از ارزهای ارزان و روشنفکران از همه جا بی خبر، وجود آنرا نعمت دانسته و به آن افتخار نیز می کنند.

   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 8 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1396/4/15 - 14:06 |     9     0     |
آورده اند که پادشاهی چهار فرزانه را به اتاقی برد که روی قفلش جدولی از علائم ریاضی بود. پادشاه به چهار فرزانه گفت که هر کدام شما که راز معمای قفل را زودتر کشف کند وزیر من خواهد شد. چهار فرزانه داخل اتاق شدند و شاه در را بست و رفت.
سه نفر مشغول بررسی جدول علائم شدند و انواع راه حل های پیچیده را امتحان کردند اما نفر چهارم مدتی سکوت کرد. سپس به سمت در رفت و در را باز کرد و رفت! شاه به اتاق برگشت و به سه فرزانه دیگر گفت امتحان پایان یافت. در اصلا قفل نبود! حال حکایت اقتصاددانان ایرانی حکایت همین سه فرزانه است که به جای آنکه روی راه حل واقعی متمرکز باشند دنبال پیچیده ترین مسائل می گشتند.

اقتصاد ایران دچار رکود تورمی مشابه بیماری هلندی نیست. منتهی اقتصاددانان ایرانی با اولین مشکلی که برخورد می کنند می گردند در دنیای غرب مشکل مشابهی را پدا کنند و همان راه حلی که آنها به کار بردند را در ایران هم به کار ببرند! حال آنکه اگر به جای تمرکز بر راه حال دنیای غرب و فرمول های اقتصادی دنیای سرمایه داری روی شناختن مسائل خاص ایران متمرکز شده بودند تا کنون راه حل را یافته بودند.
اولین شرط بیماری هلندی افزایش کاذب ارزش پول ملی است. در ایران که دایم در حال کاهش ارزش پول است این بیماری وجود ندارد.
بیماری هلندی اساسا در ایران که تولید کنندگان حتی در زمانی که تحریم نبودند بشدت از نداشتن نقدینگی رنج می بردند، هیچ مصداقی ندارد. مثلا در زمان احمدی نژاد مغازه ها پر از کالا و بازارها پر از جنب و جوش بود و هیچ کالایی روی دست فروشنده نمی ماند. پس رکود کجا بود؟ چه وقت ارزش پول ایران بالا رفت که مقدمه بیماری هلندی باشد؟ کجا نفدینگی در دست تولید کننده بود اما او به جای تولید آن صرف واردات کرد؟ هیچ وقت. اما چرا حتی قبل از اینکه تحریم شویم تولید کنندگان ما از نبود نقدینگی می نالیدند؟ حتی در دهه 50 و اوج درآمدهای نفتی کشور هم باز مشکل همه تولید کنندگان ما عدم دسترسی به نقدینگی بود. مساله اصلی این نیست که قطعه ساز قطعه تولید کرد ومثلا ایران خود رو از او نخرید و به جایش قطعه وارد کرد! بلکه مساله این است که قطعه ساز اصلا نتوانست از بانک وام بگیرد تا قطعه را تولید کند! که بخواهد حالا برایش بازاریابی بکند یا نکند. شاهد دیگر اینکه ما در سال 74 هیچ افزایش نقدینگی نداشتیم اما تورم 50 درصدی داشتیم. با آنکه نه مسکن مهری در کار بود و نه اصلا قیمت نفت بالا بود. همین سال گذشته با وجود آنکه دولت 4 میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت و تبدیل به ریال کرد - و البته ابتدا سعی در تکذیب و سپس توجیه آن داشت - بنا بر ادعای همین دولت تورم کاهش یافت! حتی اتهام زنی به مسکن مهر به بهانه افزایش نقدینگی هم دروغ است چرا که هر اقدام تولید ثروت مساوی ارزشمند کردن پول است و اتفاقا مسکن مهر جایی است که پول تبدیل به ثروت می شود . در واقع مسکن مهر عملا نقدینگی سوز کشور است مثل ورزشهای چربی سوز یک ورزشکار. این پول به اندازه ای که صرف ساختن مسکن شده است با ارزش شده و ارزشمندتر شدن پول یعنی کاهش تورم. پس قطعا اشکال از جای دیگری است.


اقتصاد ایران دچار رکود تورمی مشابه بیماری هلندی نیست. منتهی اقتصاددانان ایرانی با اولین مشکلی که برخورد می کنند می گردند در دنیای غرب مشکل مشابهی را پدا کنند و همان راه حلی که آنها به کار بردند را در ایران هم به کار ببرند! درست شبیه دانش آموز تنبلی که به جای فکر کردن برای حل مساله می گردد در حل المسائل ببند آیا مورد مشابهی پیدا می کند؟ حال آنکه ار به جای تمرکز بر راه حال دنیای غرب و فرمول های اقتصادی دنیای سرمایه داری روی شناختن مسائل خاص ایران متمرکز شده بودند تا کنون راه حل را یافته بودند. اما اینگه چرا ما سابقا که نفت را به دلار می فروختیم هم شاهد کاهش ارزش پول ملی بودیم بحث دیگری است.
واقعیت بدیهی اقتصادی که از نظر آقایان دور مانده است این است که اگر چرخه گردش پول در ایران واقعا وجود داشت و پولی که - ولو با نقدینه پرقدرت- دولت به بازار تزریق می کرد دست به دست می گشت و صرف تولید و خدمات می شد و سپس دوباره در قالب مالیات به دولت باز می گشت و یا دوباره در بین مردم دست به دست می شد، نه تنها با کاهش ارز پول مواجه نبودیم بلکه همان در ازای تولید و خدمات و ثروت تولید شده بر ارزش پول اضافه می شد.
اما مشکل ما این است که ما در کشورمان شاهد وجود چاهک های اقتصادی بزرگی داریم و مسیر پول به جای اینکه چرخه باشد تنها یک مسیر یک طرفه است. بانک مرکزی به عنوان چشمه تولید پول عمل می کند اما عواملی در بازار این پول را راکد می کنند و از چرخه خارج می کنند. در نتیجه دولت مجبور می شود مجددا به جای پول راکد شده مجددا اسکناس در بازار بریزد. که همین پول هم مجددا راکد می شود.اما چه کسانی پول را راکد می کنند؟ افراد زیادی دخیل هستید.
کالاهای لوکس که ارزش اقتصادی ندارد یکی از این موارد است. پولی است که می توانست صرف کار مفید شود اما به صورت لوکس از گردش خارج می شود و ارزش اقتصادی ندارد. در اینجا باید اشاره کرد که آنچه اسلام با آن مخالف است اسراف است و اسراف هم در مصرف است نه تولید.
اسلام کجا با سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال و ثروت مخالف است؟ اسلام با ثروت اندوزی مخالف است نه تولید ثروت. راکد نگاهداشتن ثروت و روی آوردن به تجملات و لوکس گرایی و دنیاپرستی است ممنوع است. مگر همین حضرت علی علیه السلام که تجسم زهد و زندگی بسیار فقیرانه بود که بود؟ یکی از ثروتمندترین مردان عرب در زمان خودش . اما این ثروت را صرف کمک به مردم و یا تولید بیشتر می نمود نه اینکه برای خودش قصر بسازد. آن کسی که می تواند کار خود را با سمند راه بیندازد اما می رود پورشه می خرد، به اندازه اختلاف قیمت این دو ، ثروت را راکد کرده است. این فرد میتوانست سوار سمند شود و بقیه پول خود را را صرف سرمایه گذاری مفید بنماید. همینطور است در مورد سایر قصرهای اشرافی و زندگی های آنچنانی. اصلا دلیل این همه علاقه به ثروت اندوزی هم فقط همین تفاخر های دنیایی است و همین ثروت اندوزی که است که یکسو عامل رکود می شود- چون این پول از پچرخه اقتصادی مفید خارج می شود و صرف تولید نمی شود- و هم عامل تورم - چون دولت ناچار است برای پر کردن جای این پول راکد شد مجددا پول به بازار تزریق کند بلکه چیزی به دست تولید کننده برسد - و این می شود مایه تورم و رکود همزمان.
می بینید که این همان جمله مشهور منتسب به امام علی علیه السلام است که هیچ کاخی برافراشته نمی شود مگر آنکه عده زیادی بواسطه آن فقیر می شوند. برای همین است که خدا هطااب به ثروت اندوزان می گوید: «والذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب
الیم. یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون» توبه:۳۵-۳۴

و این همان خطاب ابوذر به عثمان و عمالش بود. جای تاسف است که عده ای به جای درک منطق ابوذر او را سوسیالیست نامیدند! اسلام مالیکت خصوصی را محترم می داند اما ثروت اندوزی را حرام. آیا این چیزها را در دانشکاه گلاسکو درس می دهند؟ خیر. اینها درس دانشگاه علی بن ابیطالب است. وقتی این دانشگاه و درسهایش متروک می ماند البته اقتصادانان ما دنبال راه حل هایی برای بیماری هلندی می ردند چون فکر می کنند اگر راه حلی داشته باشد باید یک نفر از اهالی غرب آن را حل کرده باشد!!! در حالی که هم درمان مشکل پیدا است. مبارزه با فرهنگ ثروت اندوزی و تحمل گرایی.

مورد دیگر صادرکنندگان خصوصی که تولیداتشان را با ریال تولید می کنند اما محصول را صادر می کنند و ارز حاصل را در بانکهای خارجی دپو کرده یا در دوبی و آنتالیا سرمایه گذاری می کنند چاهک دیگری هستند. چاهک دیگر معوقه داران بزرگ بانکی هستند. اگر این معوقات واقعا صرف تولید می شد جای نگرانی نبود اما همه می دانیم که آنها بخشی از پول کشور را به اسم وام های کلان دریافت کرده و از چرخه اقتصادی خارج می کنند. چاهک دیگری هم اسمش تراکم فروشی در کلانشهر ها است. وقتی پول فراوانی صرفا صرف بالابردن قیمت زمین می شود بی آنکه واقعا ارزش مفید اقتصادی آن را افزایش داده باشد. البته عده ای هم هستند که عمدا با خرید های کلان ارز و طلا ثروت کشور را راکد می کنند.وقتی در اقتصادی این چاهک ها را می بینیم متوجه می شویم که چرا هم تورم داریم و هم رکود.
رکود داریم چون پولی که باید در چهت تولید مصرف شود و به تولیدکنندگان برسد به آنها نمی رسد و تورم داریم چون دولت باید جای این پول راکد شده را بگیرد و مجددا نقدینه بدون ارزش به بازار تزریق کند..
حالا خدا نکند که دعوای سیاسی هم باشد و این چاهکها برخی هایشان با دولت حاضر مشکل داشته باشند. آن وقت است که اتفاقی مانند آنچه در ایران زمان دکتر مصدق و احمدی نژاد رخ داد اتفاق می افتد.اما چرا هیچ یک از اقتصاددانان به وجود این چاهکها نمی کنند؟ چرا بر مفهوم کاملا بی ربطی مانند بیماری هلندی - اصلا جای طرحش اینجا نیست - تاکید می کنند؟آیا تریبون های اقتصادی کشورهم دست همان چاهکها است؟


اما راه حل چیست؟ برای کمک به تولید کننده هم نباید واردات را قطع کنیم یا به تولید کننده پول بلاعوض بدهیم بلکه باید بهره بانکی را کاهش دهیم تا تولید کننده داخلی بتواند قیمت کالا و خدماتش را پایین بیاورد و با واردات رقابت کند. ولی بانکها زیر بار این مساله نمی روند و مدعی هستند که اگر نرخ بهره را کمتر از نرخ تورم قرار دهند ضرر می کنند . از سوی دیگر تولید کننده بدبخت هم اگر درصد سود خود را کمتر از بهره بانکی قرار دهد ضرر می کند. برای همین در طی شصت سال اخیر تولید کننده قیمت کالایش را افزایش می دهد تا سود ببرد و بعد بانک مجددا نرخ بهره را افزایش می دهد و بعد دوباره تولید کننده باید سود را بیشتر افزایش و بعد دوباره بانک و این بازی ادامه دارد تا می رسیم به این وضع افتضاح که هم تولید می خوابد و هم تورم بیداد می کند.

کلید حل مشکل در دست بانکها است. بانکهای بزرگ جهان نرخهای بهره ای بسیار پایین و نزدیک به صفر دارند اما با افزایش تعداد مشتریان خود سود خود را افزایش می دهند و البته ریسک می پذیرند. مثل کشاورزی که هزار دانه گندم می کارد و نیمی از دانه ها سبز می شود و اگر هر حوشه هفت دانه داشته باشد 3500 دانه به دست می آورد و با وجود ریسک سود می کند.اما بانکهای ایرانی مطلقا حاضر به پذیرش ریسک نیستند و ترجیح می دهند با چند مشتری محدود عمده کار کنند و بهره های کلان بگیرند . در نتیجه همین مساله است که رانتهای بانکی ایجاد می شود و افرادی که می خواهد از بانکها تسهیلات بگیرند گرایش به رشوه دادن به روسای بانکها پیدا می کنند و این است راز ماجراهای خاوری و 3000 میلیارد. گر چه من آریا را به خاطر دادن رشوه و نجات دادن پول مردم از بانکها و تبدیل آن به اشتغال و ثروت سرزنش نمی کنم.اما این است حقیقت اقتصاد ما. احمدی نژاد هم برای همین با بانکها می خواست وارد جنگ شود اما شکست سختی خورد. اقتصاددانهای ما هم ظاهرا خود را تنها مسوول سود دهی بانکها می دانند.

کورایم
| 1396/4/17 - 12:53 |     3     0    
پاسخ: خوب حالا شما از چاعک ها نام بردید . و مطلبتون مورد تاییده .
کمی جلوتر بریم . اصلی ترین چاهک های اقتصاد ایران که همون ها هم در مقابل اصلاح مقاومت میکنن را باید در مال اندوزان سیاسی جستجو کرد .
جلوتر بریم . عدم شفافییت اقتصادی را هم در همین ها باید جست .
تمام گرفتاری های مردم سر همین بداخلاقان سیاسی و اقتصادیه و تهش فساده .ما چرا گردش درست اقتصادی ندایم ؟ بخاطر عدم شفافییت اقتصادی و مقاومت سیاسیون فاسده .
چرا مالیات شده کلمه ای منفور و لرزاننده . بخاطر عدم شفافییت و نا عادلانه بودن اون در اداره مملکته . واقعا مالیاتی که پرداخته میشه اثرش را در اداره درست اقتصاد میبینیم ؟ نه
بیماری ما هلندی نیست . بیماری ایرانی اقتصاده.
بیماری ایرانی اقتصاد همونیه که با بند بند طرح تحول اقتصادی دکتر مخالفت کرد و اونو انقدر معطل کرد و تغییر داد که کلاچیز دیگری شد . و روحانی هم بحالت کاملا محرمانه برگردوند .

ناشناس
| 1396/4/24 - 12:09 |     0     0    
پاسخ: اگر میتوانستم این توضیحات را با طلا مینوشتم در دانشگاه افتصاد آویزان میکردم
تشکر از شما


کورایم
| 1396/4/16 - 20:29 |     5     0     |
اقتصاد ما از ویروس و میکروب و قارچ و انگل گذرونده . بدتر از اونها دچار مرض های غیر اخلاقی ریا و ربا و دروغ و بی مسوولیتی و وووو شده . برای ویروس هلندی درمان هست . برای مشلات اخلاقی اقتصاد ایران که متاسفانه حمایت های بعضا قانونی هم داره و کلاه شرعی و بی انگیزگی باید دهها سال ادم حسابی هایی مثل دکتر کار کنن و یک سری هم بشدت سرکوب بشن تا درست بشه

خسروایرانی
| 1396/4/17 - 19:46 |     4     0     |
بنظرم مشگل امنیتی است همه فکر میکنندوضعیت ناپایدار است وفرو خواهدپاشید وسعی میشودداراییشان نقد پذیرباشد.منشا این وضع هم بی عدالتی وتبعیض وحق کشی رده بالای کشوراست چون مملکت با فقر میسازد ولی باظلم نه.

کورایم
| 1396/4/20 - 09:49 |     1     0    
پاسخ: کاملا درسته.

وبلاگ پاکابارا
| 1396/5/3 - 04:21 |     1     0     |
پیش‌نهاد اصلاح ساعات اداری نهادهای دولتی و حکومتی و عمومی با هدف افزایش بهره‌روی، احتمالاً منجر به احیای میلیون‌ها شغل تصرف توسط کارمندان بخش عمومی می‌شود.

ساعت کاری جالب این‌که این افزایش شغل به سرعت و بدون هزینۀ خاصی برای دولت است. در کل جامعه طی سال‌های اخیر ساعت کاری‎شان اغلب از همین حدود ساعت ده صبح آغاز می‌کنند. مدارس هم می‌توانند از ده صبح شروع شوند، یک ساعت ناهار مثل کشورهای پیش‌رفته داشته باشند. در نتیجه ساعت کار معلمان هم از ده صبح شروع شود.
آگاه هستید کارمندان نهادهای حکومتی به مراتب در وضع بهتری هستند؛ مثلاً داشتن امنیت شغلی، بیمه، وام ارزان، چک کارمندی که حکم پول نقد دارد.
دولت هیمشه هوای کارمندشان را دارد،از افزایش مزد بیش‌تر نسبت به کارگران بخش غیر دولتی گرفته تا دادن کارت اعتباری و پاداش آخر سال و...
اما همین کارمندان بسیاری‌شان می روند در شیفت بعد از ظهر شغل بقیه جویندگان شغل را اشغال می‌کنند با وجودی که به مراتب از کارگران درآمد بهتری دارند! کارفرماهای طمع‌کار و حریص هم ترجیحاً کارمند بیمه شده دولتی را استخدام می‌کنند تا از هزینۀ بیمه و غیره شانه خالی کنند ، این رقابت بی‌رحمانه ای است بین کارگر عادی بیکار و فقیر با کارمندان شاغل!، و نتیجه میلیون‌ها نفر جویای کار بدون شغل می‌مانند!

پس پیشنهاد می‌شود بر اساس تجربۀ موفق کشورهای مُدرن، ساعت شیفت اصلی کاری از 10 صبح تا 7 شب باشد، و یک ساعت ناهار استراحت، در این صورت دوشیفته کار کردن کارمندان بخش حکومتی-عمومی احتمالش کم‌تر می‌شود. در عوض برای اضافه‌کاری با افزودن یک روز تعطیلی- ترجیحاً شنبه - علاوه جمعه جبران شود.

شنبه پیش‌نهاد می‌شود تا سازگاری با تعطیلات جهانی شود و بهبود در تعاملات جهانی.

پ.ن:

اول تأکید دوباره کنم مانند بسیاری از ایده و پیش‌نهادهای نگارنده، در واقع حاصل مطالعه و بررسی موارد مشابهی است دیگران گفته اند، و از بس این طی این سال‌ها تکرار شده که واقعاً نمی‌دانم نخستین بار چه کسی این ایده و پیش‌نهاد داده، فقط می‌توانم سپاس‌گزار آن ناشناسانی باشم که در فکر بهبود وضع مردمان تلاش کرده اند.

مواردی انتقاد به این ایده-پیش‌نهاد شده است. اشکالی ندارد و خیلی خوب است پرسش و نقد شود یک ایده و پیش‌نهاد، اما من برای پاسخ موادری را یادآور می‌شوم:

1- ایراد قانونی:

می‌گویند ساعات کار 44 ساعت است، از ده صبح تا 7 بعد از ظهر، می‌شود 9 ساعت، و این مخالف قانون کار است!

ساعات کار واضافه کاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

با مطالعه قانون کار و ساعات کار، در حالت کلی 44 ساعت است در هفته، تحت شرایط مختلف،شحصاً ترجیح می‌دهم ساعت کار به زیر 40 ساعت برسد در عوض بازدهی و راندمان بهره‌وری بالا باشد. اما همان‌طور در متن ایده-پیش‌نهاد قید شده، این اضافی کاری احتمالی، با افزودن یک یا حتی دور روز تعطیلی در انتهای هفتۀ کاری جبران می‌شود.

این تعطیلی با مزد باید باشد. از آن‌جا که از انتقاد مکرر، عدم تطابق تعطیلی آخر هفته با نُرم جهانی است، پیش‌نهاد اکید می‌شود این تعطیلی علاوه بر جمعه، در روز شنبه و اگر سه روز در هفته قرار است باشد، یک‌شنبه هم اضافه گردد، و این بهتر از تعطیلی پنج‌شنبه است. مهم کار مفید با بهره‌وری بالا است.



2- بحث شرایط ویژه یک کشور مانند ایران:

ایران با معضل در حد بحرانی و حتی ترازیک بازار کار روبه‌رو است، هر چند آمارهای درستی نیست، ولی تخمین‌ها از حدود چند میلیون بی‌کار حکایت دارد ولی میلیوم‌ها دوشیفت کار!، اخیراً در برخی رسانه‌های داخلی از حدود دوسوم جمعیت غیرفعال خبر دادند که عملاً ناامید از اشتغال هستند، در واقع ما بی‌کاری پنهان دو سوم جمعیت آماده فعالیت داریم!

3- بحث دوم، هزینۀ سنگین ایجاد کار پایدار حقیقی:

تقریباً ناتوانی سیستم کشوری از ایجاد ده‌ها میلیون شغل حقیقی و پایدار یک وافعیت است، ارقامی بین 50 میلیون تومان تا بیش از 100 ملیون تومان برخی سخن یک میلیارد تومان حتی می‌گویند! ذکر می‌کنند برای ایجاد یک شغل پایدار حقیقی!

پس اگر به همین منوال وضع ادامه یابد، قریب قطع به یقین، از این 12 میلیون نفر در سن ازدواج، عملاً بخش عمده اش، ناتوان ازدواج خواهند بود و اگر از سر اجبار و شدت محرومیت عاطفی و تنهایی تن به ازدواج نامناسب دهند فجایع بعدی یعنی طلاق، بدسرپرستی، فقر فزاینده دامن‌گیر جامعه خواهد شد! جامعه ای اکثریتش فقیر باشند، علاوه مشکلات بسیار ناگوار باری جامعه، برای حاکمیت هم مشکلات بدی به‌وجود می‌آورد- این اکثریت کارگر فقیر- از نگرانی‌های امنیتی تا از دست دادن یک جمعیت بزرگ مالیات دهنده که به ‌جای مالیات دادن، متقاضی یارانه و کمک هستند!، و اگر هم ازدواج صورت نگیرد، کشور عملاً در عرض 5 الی 10 سال آینده ضمن از دست دادن جمعیت بارور، از افزایش جمعیت معقول و مناسب محروم می‌شویم، و بماند مشکلات و افزایش دهشناک امراض جسمی و روحی و عوارض ناگوار اجتماعی...، و این بعدها با کمبود نیروی کار رو‌به رو خواهد شد! همین کارفرماین به ظاهر زرنگ طماع، در آینده نه چندان دور مجبور خواهند شد در به در دنبال نیروی کار و حتی واردات نیروی کار از خارج اقدام کنند!، و پیری جمعیت و هزینه‌های کمرشکن نگه‌داری از سالمندان، سالمندانی که شاید اکثرشان در عمر مفدشان جوانی بر باد رفته، و هیچ پس انداز و بیمه بازنشتگی ندارند، و همه این‌ هزینه‌ها بر دوش جامعه و حاکمیت خواهد افتاد! از طرفی فرصت رونق بازارهای مهم ازدواج، مسکن، مصرف کالا از دست خواهد رفت، عملاً دور باطلی از رکود و فقر اقتصاد بیمار ایران رها نخواهد کرد.

4- شاید در ظاهر مثلاً کارمندان بخش عمومی بگویند به این ایده-پپیش‌نهاد به زیان ماست!

چون برخی در ظاهر از دو شیفت کار کردن درآمد بیش‌تری به دست می‌آورند! اما آن‌ها دارند اشتباه می‌کنند، کارمندان دارند با تحمیل فرسودگی و هدر دادن عمر با ارزششان، درآمدی که باید مثلا در 7 ساعت قانونی کار به‌دست آورند، در 12 ساعت به‌دست می‌آورند! عملاً ساعت کاری‌شان را ارزان می‌فروشند، در کشورهای پیشرفته ساعت بین 5 تا 10 دلار و بلکه بیش‌تر مزد می‌گیرند، وقتی کارمند خودش تن می‌دهد به ساعت 1 الی 2 دلار، ارزش خود و کارش تحقیر کرده است! عملاً تن به شبه‌بردگی و بیگاری داده است و متأسفانه موجب شده دیگران هم به بی‌کاری یا بیگاری تن دهند!

او بایست در همان ساعت نُرمال کار کند، و حق مزد و مزایای مکفی کند، و نه تسلیم درخواست کارفرمای حریص و طماع شود، وقتی او با دو شیف کار کردن جای نیروی کاری می‌گیرد یعنی دارد بازار از متقاضی جوینده کار بیش‌تر و بلکه فراشباع می‌کند، و در نتیجۀ قدرت چانه‌زنی خود و هم‌کارانش را در برابر کارفرماهای حریض و طماع کاهش می‌دهد!

آری بخش از این احجاف به نیروی کار در نتیجۀ همین دو شیفت‌کاری های به ظاهر خوب ولی در حقیقت بد ضد کارگری است!

این به بهای فرسودگی به واسطۀحذف ساعات استراحت، لذت بودن با خانواده و دوستان، و از دست دادن اوقات تفریح و سرگرمی و مطالعه و افزایش دانش یا حتی کسب مدارج عالی تحصیلی است!، زندگی را بر خود و دیگران دشوار می‌کنید برای اندکی پول بیش‌تر به دست آوردن؟!

اما در ادامه خواهم گفت، اگر کارکنان عمومی یک شیفته کار کننند ولی به جایش در همان شیفت خوب و با بهره‌وری بالا کار انجام دهند، زمینۀ لازم برای افزایش حقوق و مزایا برای خود فراهم می‌کنند، و در عوض به سایر هم‌نوعان خود فرصت اشتغال می‌دهند. در نهایت همگان از این افزایش اشتغال سود می‌برند، افزایش بهره‌وری، موجب کاهش هزینه تولید خدمات و کالا می‌شود و قدرت خرید عمومی افزایش می‌یابد.

5- این کار به نفع حاکمیت-دولت است:

چرا که نخست از هزینۀ اضافی برای ایجاد شغل رهایی می‌یابد، زودبازده است، موجب افزایش بهره‌وری کارکنانش می‌شود، هم‌چنین جلوی فرسودگی زودرس کارکنان باتجربه اش گرفته می‌شود، در نتیجه کم‌تر درخواست بازنشتگی زودرس روبه‌رو می‌شود، جلوی از دست دادن نیروی باتجربه گرفته می‌شود، جلوی صرف هزینۀ آموزش اضافی گرفته می‌شود، همۀ این‌ها موجب کاهش هزینه‌های جاری دولت می‌شود. در نهایت رضایت عمومی بیش‌تری حاصل می‌شود. و همۀ این‌ها از خواسته‌ها و آرزوهای یک حاکمیت-دولت معقول است. چه از این بهتر؟!

با این وجود بایست اید-پپیش‌نهاد در یک برنامه زمان‌بندی بررسی شود، مثلاً در یک دوره سه ماه، معطل کاری بیهوده نشود، امری که معقول و درست است نبایست ترسید از اجرای رفرم فوق در یک دوره چند سالۀ آزمایشی. تا حال روش فعلی جز نتایج ناخوشایند حاصلی نشده، چرا راه دیگری آزمایش نشود؟

به نظرم، اگر این ایده-پیش‌نهاد به‌دستی و به‌موقع مثلا از همین امسال اجرا شود، نتایج مفیدش به‌زودی نمایان می‌شود.
http://pakabara.blogfa.com/post/34


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  پاسخ دفتر دکتر احمدی نژاد به اظهارات حجت الاسلام محسنی اژه ای درباره بازداشت حمید بقایی / مستندات 2 میلیون یوروی ادعایی را منتشر کنید
  حضور دکتر احمدی نژاد در بیمارستان بقیه الله برای دیدار و عیادت از حمید بقایی + فیلم و تصاویر
  یادداشت دکتر محمود احمدی نژاد/ دو ظلم بزرگ
  نامه مشاور دکتر احمدی نژاد به حجت الاسلام محسنی اژه ای درباره بازداشت حمید بقایی
  بقایی: یا آزادم کنند یا جنازه ام را تحویل بگیرند
  مردم حمید بقایی را از زندان آزاد کردند + فیلم و تصاویر
  پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
  خیز قالیباف برای رهبری نواصولگرایی/ همیشه ناکامی که حالا معلم سیاست ورزی شده است
  بیانیه مطبوعاتی وکیل حمید بقایی/ اطلاعات درست در اختیار سخنگوی قوه قضائیه قرار نگرفته است
  پاسخ جوانفکر به کدخدایی/ دلایل رد صلاحیت دکتر احمدی نژاد را به اطلاع عموم برسانید
  نجوای شبانه اسفندیار/ آیا عاشقی در چهلمین سال وصلت امت و امامت به صفر می گراید؟
  در انتظار آزادی / حمید بقایی در پی اعتصاب غذا و به علت وخامت حال به بیمارستان منتقل شد
  تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
  فلاحیان: سعید امامی خودکشی نکرد + فیلم
  احتمال آزادی حمید بقایی با وثیقه های مردمی
  تصویری از گرداب مرگ دره کول خرسان دزفول
  یادداشت مهندس اسفندیار رحیم مشایی/ برادر روزه عشق قبول!
  مهندس رحیم مشایی: سالهاست به دسته بندی های سیاسی اعتقادی ندارم/ هرگز به دستگیری و بازداشت کسی بخاطر دیدگاه و فعالیت سیاسی او راضی نبوده و نیستیم
  بیانیه همسر جناب آقای بقایی / تا ساعت ۱۲ اگر آزاد نشود وثیقه ها را بازپس گرفته و اعتصاب غذا ادامه خواهد یافت
  روایت علی اکبر جوانفکر از اعتصاب اعتراضی حمید بقایی و مخالفت با تامین وثیقه 50 میلیاردی
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ حضور التیام بخش مردم
  مردم برای بقایی وثیقه آوردند
  روح الله بهمنی نسبتی با خانواده احمدی نژاد ندارد
  عکس/ امضای دکتر احمدی نژاد در میان امضای شخصیت های معروف جهان
  مردم حمید بقایی را آزاد کردند
  دکتر احمدی نژاد بیمارستان بقیه الله را ترک کرد
  وضعیت بسیار بد جسمانی حمید بقایی
  واکنش دادستان تهران به نامه دکتر احمدی نژاد/ حق تعقیب قضایی این شخص محفوظ است
  عباس عبدی: اصولگرایی را می توان به پیش و پس از این عکس طبقه بندی کرد
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ حیرت!
 
 
نقدی بر یادداشت "تکثیر خیابان ایران" / مذهبی ها و حزب اللهی ها به فرقه تبدیل نمی شوند، دچار ادغام شتابزده در الگوهای مسلط جامعه هستند
نقدی بر یادداشت "تکثیر خیابان ایران" / مذهبی ها و حزب اللهی ها به فرقه تبدیل نمی شوند، دچار ادغام شتابزده در الگوهای مسلط جامعه هستند
 
پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
 
تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
دکتر احمدی نژاد در گذشت دکتر مریم میرزاخانی را تسلیت گفت
دکتر احمدی نژاد در گذشت دکتر مریم میرزاخانی را تسلیت گفت
 
از زنان عالم تا علم زنانه / حساب علم و فلسفه از لوس بازیهای فمینیستیِ رایج در ایران جداست
از زنان عالم تا علم زنانه / حساب علم و فلسفه از لوس بازیهای فمینیستیِ رایج در ایران جداست
 
چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی حجاب
چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی حجاب
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار