آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
پنجشنبه، 5 مرداد 1396 - 07:01   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  فیلم/ بقایی: احمدی نژاد بگوید بمیر، نمی گویم چرا؟! می گویم چگونه؟! احمدی نژاد نیروی امام زمان (عج) است، کورند و نمی بینند
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٦/این راه را ادامه می دهیم چون پایان آن را شهادت می دانیم /ما درس از مکتب حسین (ع) گرفتیم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی/٥/ ازحضوردر هر دادگاهی استقبال میکنیم ولی دادگاه باید درمحضر ملت ایران تشکیل شود/دیگر کوتاه نمی آییم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٤/بقایی نماد مقاومت ملی و اسلامی در برابر ستم است /زمانه ترس تمام شد، ما آماده ایم که حرف حق را علنا بگوییم
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی درشب آزادی بقایی /٣/انقلابمان را دوست داریم اما به ظلم و فساد اعتراض داریم/ از همه مسولان دعوت میکنم بااحمدی نژاد وارد خیابانهای شهر وروستا شوند
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی بقایی /٢/ یک روز گرسنه ماندن کار آسانی نیست / بقایی برادری را در حق احمدی نژاد تمام کرد
  فیلم/ سخنان مهندس مشایی در شب آزادی حمید بقایی /١/ امشب مردم احساس قدرت کردند/ انقلاب اگر انقلاب است باید مردم را به رسمیت بشناسد
  فیلم/ باز هم زنده باد بهار، زنده باد ایران / شوخی های آخر شبی دکتر احمدی نژاد ...
  فیلم/ فرزندان وفادار ملت دست در دست هم / زمستان رفتنی است
  فیلم/ بقایی: در دوره اعتصاب غذا روزانه فقط ٣ لیوان آب خوردم
  فیلم/ دکتر احمدی نژاد: ای خدای بزرگ بهار حقیقی انسانها را برسان...
  فیلم/ دکتر احمدی نژاد: دست بقایی را می بوسم / در تاریخ انقلاب سابقه ندارد مردم کسی را که با انگیزه های سیاسی بازداشت شده با حرکت خودجوش آزاد کنند
  تحریم‌های جدید آمریکا علیه روسیه خبر بدی برای روابط میان دو کشور است
  حزب‌الله هیچ مذاکره‌ای با النصره ندارد
  اطلاعیه تقدیر و تشکر همسر محترم جناب آقای حمید بقایی از مردم شریف ایران
  ممانعت مردم دشتستان از شروع عملیات اجرایی یک پروژه توسط وزیر صنعت
  افزایش دما در اغلب شهرها تا هفته آینده
  بر اساس بند ۳ ماده ۲۹۰ قانون اتهام ربایندگان بنیتا قتل عمد است
  کاخ سفید: به طور کلی از تحریم ایران و روسیه حمایت می‌کنیم
  بازگشت تهیه‌کنندگان آثار قبلی مهران مدیری
  سعد حریری: ترامپ من را به سخت‌گیری علیه ایران ترغیب نکرد
  رویارویی پرسپولیسی‌ها و فولادی‌ها در هتل المپیک
  نصرالله: هدف از عملیات عرسال اخراج تروریست‌ها از منطقه است
  آمریکا بحث در شورای امنیت را به سمت ایران منحرف کرد
  تصاویر/ جزیره‌ای که خاکستر شد
  طالب‌لو: به پرسپولیس نرفتم اما بدترین رفتارها در استقلال با من شد
  کتاب زندگی نامه شهید دانشجو عین الله دهرابپور رونمایی شد
  رونمایی از هواپیمای زیبای تیم رضاییان+عکس
  عکس/ رونمایی از کفش‌های جدید نیمار
  اپل فروشنده محصولات نوکیا شد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 411880صفحه نخست » تازه هادوشنبه، 26 تیر 1396 - 13:56
از دست انداختن شهید تقوی تا آغاز طلبگی/ مزاری که حسینیه شد
دولت بهار: نخستین دیدار شهید تقوی و یکی از شاگردانش در مسجد قم صورت گرفت که شاگرد به قصد مسخره کردن استاد وارد کلاس شد،‌ ولی جذابیت استاد زمینه آن را فراهم کرد که این شاگرد وارد عرصه طلبگی شود.
  

به گزارش دولت بهار به نقل از ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدهادی هدایت، از شاگردان، دوستان و برادر دینی شهید حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی تقوی بود. شهید تقوی در روز ۱۷ خرداد در حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی به شهادت رسید. به منظور بررسی ویژگی‌های اخلاقی این شهید با شاگرد وی به گفت‌وگو نشستیم که متن آن از نظرتان می‌گذرد؛

ـ نحوه آشنایی شما با حجت‌الاسلام تقوی به چه صورت بود؟

مسجدی در محل ما بود که یک روز دیدیم روی یک کاغذ که به دیوار چسبانده‌اند، نوشته شده است کلاس عقاید. یک ساعت تا برگزاری کلاس باقی مانده بود. من در آن زمان در دبیرستان تحصیل می‌کردم و دوستم که همراه من بود در دوره راهنمایی درس می‌خواند. برای اینکه تفریحی کرده باشیم تصمیم گرفتیم که به این کلاس برویم. وقتی وارد شدیم،‌ دیدیم یک نفر با دشداشه سفید روی زمین نشسته است. به محض اینکه ما را دید سرش را بلند کرد و گفت، چقدر خوب شد آمدید،‌ کسی غیر از شما در کلاس نیست.

ایشان از باز ماندگان دوران جنگ بود. اولین آیه‌ای که به ما درس داد درباره نسبت دادن عنوان امام زمان(عج) به «بماء معین» بود. ایشان درصدد بود که به ما یاد دهد که چرا به امام زمان آب می‌گویند. ایشان درباره اینکه ارتباط امام زمان و آب زلال چیست برای ما توضیح می‌داد. در واقع ما برای گوش دادن به درس نرفته بودیم و فقط قصد به سخره گرفتن مدرس این درس را داشتیم. اصولاً آن زمان خیلی اهل این حرف‌ها نبودیم.

بعد از توضیحاتی که داد،‌ از ما سؤالاتی در ارتباط با مبحث کرد و من و دوستم حرف‌های خنده‌داری زدیم، ولی ایشان از حرف‌هایی که زده بودیم کلمات زیبا را استخراج و از آنها استفاده کرد. ایشان صحبت‌های ما را به بیان دیگر و به صورت پرمعنی تحویل می‌داد. همین مسئله باعث شد که ما از ایشان خوشمان بیاید و فردای آن روز نیز به این کلاس کشیده شدیم. بعد از اینکه یک هفته در این کلاس حضور یافتیم،‌ ایشان ما را به منزلش دعوت کرد. شهید تقوی زیرزمین منزلش را سیاهپوش کرده بود. ما را به آنجا برد و شام ساده‌ای که از برنج نیم‌دانه پخته بود جلوی ما گذاشت. دوست من در همان تابستان آنقدر به ایشان علاقه‌مند شد که به جامعه طلاب پیوست.

دوستم در هفته اولی که طلبه شده بود گریه می‌کرد و می‌گفت دوست نداشتم طلبه بشوم، ولی از عشق سید طلبه شدم. من آن زمان در کلاس دوم دبیرستان تحصیل می‌کردم. دبیرستان را تمام کردم. به یاد دارم که به سید می‌گفتم نمی‌توانید من را طلبه کنید، چون از این شغل خوشم نمی‌آید.

دو هفته از ارتباط ما گذشته بود و ایشان ما را به منزلش و در همان حسینیه‌ای که درست کرده بود می‌برد. شام درست می‌کرد و یک میز پینگ‌پنگ هم خریده و در آنجا گذاشته بود تا ما را جذب کند. در زمان‌های استراحت میان بازی، مطالبی را از اصولی کافی و نهج‌البلاغه به ما می‌گفت تا اینکه به باب اخوت نهج‌البلاغه رسیدیم. این موضوع مربوط به ۲۲ سال پیش است. ایشان به ما گفت که تاکنون هر روایتی را که خوانده‌اید عمل کردید،‌ اکنون باید به این بند نیز عمل کنید و برادرخوانده شویم.

هنگامی که ایشان در گردان تخریب بود، با هر کسی که برادرخوانده شد به شهادت رسید. آن روز هم با ما برادر دینی شد. باب اخوت،‌ باب سنگینی است که حقوق عظیمی را میان مومنین جاری می‌کند. یکی از روایات مربوط به این باب آن بود که باید هر پولی که داری میان برادرهایت تقسیم کنی.

ایشان مقداری پول دریافت کرد. آن زمان دو فرزند کوچک داشت. با اینکه اوضاع مالی خوبی هم نداشت،‌ پول را نزد ما گذاشت و گفت من بیرون می‌روم،‌ شما آن را بین خودتان تقسیم کنید. ما هم نتوانستیم از خجالت این کار را کنیم و ایشان خودش این کار را انجام داد.

ـ با توجه به اینکه همیشه به ایشان گوشزد می‌کردید طلبه نمی‌شوید،‌ چرا به این شغل ورود کردید؟

خیلی به ایشان علاقه داشتم. بعد از آن که نتایج کنکور اعلام شده و من رتبه خوبی کسب کرده بودم،‌ ایشان به من گفت که می‌خواهم چه کاری انجام دهم. گفتم به دانشگاه می‌روم و از آنجا کارهای مذهبی را دنبال می‌کنم. ایشان به من گفت که اگر نتوانستی و کم آوردی چه می‌کنی؟ گفتم شما در قم هستید. از شما کمک می‌گیرم. ایشان قبول کرد و گفت فقط یک مثال برایت می‌زنم. قلمو وقتی در رنگ قرار می‌گیرد،‌ رنگ می‌گیرد و دیوار را هم رنگ می‌زند،‌ ولی اگر دیوار کثیف باشد، نه تنها خود قلمو کثیف می‌شود،‌ بلکه قوطی رنگ را هم کثیف می‌کند. درباره‌اش فکر کن.

آن شب تا صبح بیدار بودم و به این موضوع فکر کردم. کنکور قبول شده و رتبه خوبی نیز آورده بودم. فردای آن روز به منزل ایشان رفتم و گفتم باید چه کاری انجام دهم؟ گفت باید جوهر بشوی. خودکار از خودش رنگ دارد و رنگ نمی‌گیرد. اگر رنگ اهل بیت را بگیری،‌ خودت جوهر می‌شوی و هر جایی که بروی رنگ دین را داری.

حرف سید برای من حکم طلا داشت و ناخودآگاه به آن سمت کشیده شدم که طلبه شوم. جلسات ما ادامه پیدا کرد و کل نهج‌البلاغه و اصول کافی و روایات را می‌خواندیم و سعی می‌کردیم به آنها عمل کنیم. هفته‌ای دو سه بار نزد آنها می‌رفتیم و ایشان هم غذایی درست می‌کرد و جلوی ما می‌گذاشت.

جنگ تمام شده بود و ما نیازمند آن بودیم که محیطی باشد که دین واقعی را نشان دهد. شهید تقوی آن وجودی بود که این مشکل را حل کرد. بعد از مدتی ایشان به دانشگاه امام حسین(ع) رفت و یکی از دانشجوها به این جمع برادران دینی اضافه شد و جلسات مستمری داشتیم. ایشان پیش از آن کار اجرایی نداشت و ایام محرم برای تبلیغ به روستاهای اطراف می‌رفت.

اولین خاطره من از تبلیغ آن بود که سال دوم طلبگی بودم و ایام محرم بود. همراه با ایشان به یکی از روستاها رفتیم. ایشان بعد از منبری که رفت گفت، یک طلبه باسوادتر و بهتر از من است که الان منبر می‌رود. مردم صلوات فرستادند. این در حالی بود که ایشان استاد من بود. من به ایشان گفتم من تا حالا منبر نرفته‌ام. ایشان گفت برو، امام حسین(ع) خودش کمک می‌کند. بعد که از منبر پایین آمدم، ایشان به من گفت که تو از من بهتری و من از اینجا می‌روم. خودش به یک روستای کوچکتر رفت. این کار ایشان باعث شد که من منبری و سخنران شوم.

ـ چه درس‌هایی از ایشان یاد گرفتید؟

ایشان با همه روحانیون و اساتیدی که اطراف من بودند خیلی متفاوت بود. اولین مطلبی که از ایشان یاد گرفتم عشق به اهل بیت(ع) بود. برخی اهل بیت را دوست دارند، ولی همه وجود شهید تقوی، اهل بیت بود. ایشان هر روایتی را که می‌خواند عمل می‌کرد. اهل روضه بود که در همه زندگی‌اش آن را وارد کرده بود و حتی در غذا خوردن و نگاه کردنش نیز اثر گذاشته بود. حرف زدن سید، اهل بیتی بود. محبت عملی به اهل بیت را از ایشان یاد گرفتم.

خیلی اوقات در دوران دبیرستان همراه با ایشان به سفر می‌رفتم. ایشان برای من در حکم یک کتاب عملی بود. لازم نبود که به ما درس بدهد. بودن، حرف زدن و رفتار ایشان برای ما درس بود.

ـ وقتی ایشان به تهران رفت رابطه شما چطور بود؟

وقتی ایشان به تهران رفت، وارد دانشگاه هنر شد. جلسات ما کاهش پیدا کرد و بعد از آن که به صورت هفتگی برگزار می‌شد،‌ به ماهی یک جلسه تقلیل پیدا کرد. ارتباط زیادی پس از به تهران رفتن ایشان نداشتیم.

ـ در این اواخر چه ارتباطی با هم داشتید و آیا از فعالیت‌هایی که انجام می‌دادند مطلع بودید؟

من وارد فضای فلسفه و عرفان شدم. آخرین پیامی که ایشان برای من داشت این بود که «اگر یافته‌های جذاب فلسفه و عرفان را داشتی برایم بفرست.» این پیام مربوط به یکی، دو ماه پیش از شهادت ایشان بود.

ایشان در این اواخر درباره سند ۲۰۳۰ کار می‌کردند. با هم تماس داشتیم و ایشان به من گفت که نزد من بیا. مسئولیت سنگینی روی دوش من گذاشته شده است. اکنون در جهاد هستیم. ایشان روحیات جهادی بسیاری داشت. شهید تقوی در عملیات کربلای ۵ مجروح شده بود و همیشه غبطه می‌خورد و می‌گفت کاش مجروح نمی‌شدم و شهید بودم. ایشان از غواصان عملیات بود. در رود اروند مجروح شد. گفت ما را از وسط راه برگرداندند. شاید اگر تا آخر در عملیات می‌ماندیم شهید می‌شدیم. گفت شاید خدا من را نگه داشت تا شما به واسطه من طلبه شوید و به جایی برسید و بعد از آن من شهید شوم.

در فضایی که ایشان فعالیت‌ می‌کرد،‌ نباید به غیر از شهادت برایش رقم می‌خورد. مدت ۲۰ سال است که در حوزه علمیه هستم و اساتید و روحانیون بسیاری را دیده‌ام. ولی هیچ کسی به صفا و معنویت ایشان نمی‌رسد.

خاطره‌ای درباره ایشان دارید برایمان تعریف کنید؟

من میز تحریری سفارش داده بودم و پول پرداخت آن را در دوران طلبگی نداشتم. برای سید این موضوع را که میز خریده‌ام تعریف کردم، ولی ایشان نمی‌دانست که من پولی برای پرداخت هزینه آن ندارم. شب همان روز با وجود این که منزلش دور بود، به منزل ما آمد و پول میز را برایم آورد. گفتم از کجا فهمیدید پول ندارم. گفت «کسی را در خواب دیدم که به من گفت طلبه ما را تا اینجا رساندی،‌ رهایش نکن». ایشان تمام پول میز را به من داد.

همان طور که گفتم،‌ سید زیرزمین خانه خود را به حسینیه تبدیل کرده بود و وقتی علت را از او می‌پرسیدیم می‌گفت که در اینجا آرام می‌گیرم. هر گاه بخواهم بخوابم یا درس بخوانم به اینجا می‌آیم. بعد از شهادت سید،‌ دومین فرزندش را دیدم که گفت،‌ شبی که قرار بود پدرم را دفن کنیم،‌ خواب دیدم که پدرم می‌گوید جایش خوب است و حضرت زهرا(س) را دیده است که به او گفته،‌ مزارت را حسینیه می‌کنیم. با شنیدن این خواب به یاد حسینیه‌ زیرزمین سید افتادم. حسینیه جایی بود که ایشان در آنجا آرام می‌گرفت.

   
  

اضافه نمودن به:          

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  پاسخ دفتر دکتر احمدی نژاد به اظهارات حجت الاسلام محسنی اژه ای درباره بازداشت حمید بقایی / مستندات 2 میلیون یوروی ادعایی را منتشر کنید
  حضور دکتر احمدی نژاد در بیمارستان بقیه الله برای دیدار و عیادت از حمید بقایی + فیلم و تصاویر
  یادداشت دکتر محمود احمدی نژاد/ دو ظلم بزرگ
  نامه مشاور دکتر احمدی نژاد به حجت الاسلام محسنی اژه ای درباره بازداشت حمید بقایی
  بقایی: یا آزادم کنند یا جنازه ام را تحویل بگیرند
  مردم حمید بقایی را از زندان آزاد کردند + فیلم و تصاویر
  پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
  خیز قالیباف برای رهبری نواصولگرایی/ همیشه ناکامی که حالا معلم سیاست ورزی شده است
  بیانیه مطبوعاتی وکیل حمید بقایی/ اطلاعات درست در اختیار سخنگوی قوه قضائیه قرار نگرفته است
  پاسخ جوانفکر به کدخدایی/ دلایل رد صلاحیت دکتر احمدی نژاد را به اطلاع عموم برسانید
  نجوای شبانه اسفندیار/ آیا عاشقی در چهلمین سال وصلت امت و امامت به صفر می گراید؟
  در انتظار آزادی / حمید بقایی در پی اعتصاب غذا و به علت وخامت حال به بیمارستان منتقل شد
  تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
  فلاحیان: سعید امامی خودکشی نکرد + فیلم
  احتمال آزادی حمید بقایی با وثیقه های مردمی
  تصویری از گرداب مرگ دره کول خرسان دزفول
  یادداشت مهندس اسفندیار رحیم مشایی/ برادر روزه عشق قبول!
  مهندس رحیم مشایی: سالهاست به دسته بندی های سیاسی اعتقادی ندارم/ هرگز به دستگیری و بازداشت کسی بخاطر دیدگاه و فعالیت سیاسی او راضی نبوده و نیستیم
  بیانیه همسر جناب آقای بقایی / تا ساعت ۱۲ اگر آزاد نشود وثیقه ها را بازپس گرفته و اعتصاب غذا ادامه خواهد یافت
  روایت علی اکبر جوانفکر از اعتصاب اعتراضی حمید بقایی و مخالفت با تامین وثیقه 50 میلیاردی
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ حضور التیام بخش مردم
  مردم برای بقایی وثیقه آوردند
  روح الله بهمنی نسبتی با خانواده احمدی نژاد ندارد
  عکس/ امضای دکتر احمدی نژاد در میان امضای شخصیت های معروف جهان
  مردم حمید بقایی را آزاد کردند
  دکتر احمدی نژاد بیمارستان بقیه الله را ترک کرد
  وضعیت بسیار بد جسمانی حمید بقایی
  واکنش دادستان تهران به نامه دکتر احمدی نژاد/ حق تعقیب قضایی این شخص محفوظ است
  عباس عبدی: اصولگرایی را می توان به پیش و پس از این عکس طبقه بندی کرد
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ حیرت!
 
 
نقدی بر یادداشت "تکثیر خیابان ایران" / مذهبی ها و حزب اللهی ها به فرقه تبدیل نمی شوند، دچار ادغام شتابزده در الگوهای مسلط جامعه هستند
نقدی بر یادداشت "تکثیر خیابان ایران" / مذهبی ها و حزب اللهی ها به فرقه تبدیل نمی شوند، دچار ادغام شتابزده در الگوهای مسلط جامعه هستند
 
پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
پروفسور فرامرز رفیع پور: احمدی نژاد آخرین تیرِ ترکش سنت است / اگر اتفاقی بیفتد، به هیچ کسی رحم نمی شود، حتی به آن هایی که الان خودشیرینی می کنند
 
تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
تکثیرِ «خیابان ایران» / کلونی‌های دین‌داران و سیاستِ بقا؛ چالشِ زیستِ مذهبی در چهارمین دهه‌ حکومت دینی
دکتر احمدی نژاد در گذشت دکتر مریم میرزاخانی را تسلیت گفت
دکتر احمدی نژاد در گذشت دکتر مریم میرزاخانی را تسلیت گفت
 
از زنان عالم تا علم زنانه / حساب علم و فلسفه از لوس بازیهای فمینیستیِ رایج در ایران جداست
از زنان عالم تا علم زنانه / حساب علم و فلسفه از لوس بازیهای فمینیستیِ رایج در ایران جداست
 
چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی حجاب
چالش تصویر مریم؛ شکست گفتمان رسمی حجاب
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار