آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
چهارشنبه، 1 شهریور 1396 - 12:41   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  تخلف یک موسسه اعتباری در دقیقه ۹۰/ سود ۲۳ درصد برای جذب مشتری
  طاهری: منصوریان عشق هواداران را به تنفر تبدیل کرد
  منصوریان اگر توانایی مبارزه در سختی‌ها را دارد بماند
  وضعیت منصوریان شنبه یا یکشنبه مشخص می‌شود
  حمله انتحاری به فرماندهی پلیس در جنوب افغانستان
  آموزش و پرورش شرایط جدید برای کسوت معلمی را اعلام کرد
  «پدر فاطمیون» چه کسی است؟
  راهبرد «باج‌گیری» ترامپ در برابر کره‌شمالی
  معدن زرشوران از ابتدای سال ۹۶ غیرفعال است
  محدودیت تردد محور هراز تا ۵ مهر لغو شد
  ساکت: در مورد شجاعی و حاج‌صفی تصمیم نهایی با تاج است
  اردوغان: اجازه تشکیل دولت کُردی را نمی‌دهیم
  دستفروشی نقاش پیشکسوت سینما در خیابان + عکس
  «محمد علی نجفی» با ۲۱ رای موافق رسما شهردار تهران شد
  دوئت روحانی و ظریف برای انکار شکست برجام
  عکس/ رختکن المپیاکوس بعد از صعود به لیگ قهرمانان
  قاتل آتنا: وجدانم راحت است / نه به آتنا تجاوز کردم و نه او را کشتم!
  مولایی: دلم برای وزنه‌برداری تنگ شده است
  حساب سازمان لیگ مسدود شد
  دیدار داماد ترامپ با امیر قطر
  اروپا در وحشت بازگشت داعش شکست خورده
  دستگیری سارقان مسلح طلافروشی جوادیه و میدان حر
  تا توان دارم برای مدافعان حرم فیلم می‌سازم حتی اگر حمایتم نکنند
  رده‌بندی تیمی و انفرادی مسابقات جهانی کشتی فرنگی
  اشکانی: از داوری ضربه خوردیم
  ترفند آمریکا برای حمله به غیرنظامیان
  عمر السومه به بازی برگشت با پرسپولیس می رسد
  تصویری زیبا از ارتفاعات گیلان
  نامجومطلق: رشد تاکتیکی در استقلال نمی‌بینیم
  آزرا گرانجور خود را برای ورود به ایران آماده می کند +عکس
- اندازه متن: + -  کد خبر: 418522صفحه نخست » دیدگاهدوشنبه، 16 مرداد 1396 - 11:51
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخورد
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخوردمحسن حسام مظاهری
  

تماس اول:‌ برخورد نوع یک

من دوره‌ی آموزشیِ سربازی را پادگان ۰۱ تهران گذراندم؛ «جمعیِ گروهان یکمِ گردانِ‌ دومِ هنگِ یکم». گردان ما، گردان بنیاد نخبگان بود و سوگلی پادگان محسوب می‌شد. راه به راه، امرا و فرماندهان عالی ارتش می‌آمدند و برای‌مان سخنرانی می‌کردند. هر سربازی از خدایش است که کله‌ی صبح، به‌جای صبحگاه و رژه و ورزش، بنشیند در سالن اجتماعات و به سخنرانی گوش دهد. مهم نیست چه سخنرانی‌ای. هرچه. برای من خصوصاً فرصت مغتنمی بود برای «کلیدر»خوانی که اول آموزشی، جلد یکش را دست گرفتم و به برکت همین جلسات پی‌درپی سخنرانی و کلاس‌های عقیدتی سیاسی، تا آخر دوره، جلد هشتم تمام شده بود. 

جلسه‌ی آن روز، ولی با همه‌ی جلسات قبل و بعدش تفاوت داشت. چند نفر از امرای بازنشسته و پیشکسوت ارتش از «هیئت معارف جنگ» (گروهی که به ابتکار شهید صیاد شیرازی در ارتش تشکیل شد) آمده بودند تا برایمان روایتِ جنگ کنند. یکی از آن‌ها، پیرمردی قبراق بود که چهره‌اش مرا یاد الهی قمشه‌ای می‌انداخت. ظاهری آراسته داشت (دستمال گردن ارغوانی‌اش خوب در خاطرم هست) و قد نسبتاً کوتاه و صورتی تراشیده و موهایی به عقب سر شانه‌شده. در معرفی‌اش گفتند که «طراح عملیات فتح خرمشهر» بوده. شانه بالا انداختم و پیش خودم گفتم لابد باز دوباره همان حرف‌های تکراری. کلیدر را باز کردم که ماجرای گل‌محمد و مارال را دنبال کنم. اما بخشی از حواسم ناخواسته پیش حرف‌های او بود. چند دقیقه‌ای که گذشت، دیدم نمی‌شود کتاب خواند. بستمش و سراپا گوش شدم. روایت او با آنچه انتظارش را داشتم، یعنی روایتِ رسمیِ کلیشه‌ایِ عاطفه‌محورِ غیربشریِ اسطوره‌ایِ نخ‌نماشده، تفاوت داشت. باقی بچه‌ها هم همین حس را داشتند. این را می‌شد از کاهش محسوس آمار چرت‌زنندگان فهمید. روایت او از خرمشهر هم بشری و زمینی بود، هم معقول و دودوتا چهارتایی و باورپذیر. دو ساعت تمام سخنرانی کرد و چنان گام به گام مخاطبان، آن‌هم آن مخاطبانِ مغرور و دیرباور، را سرِ حال و هیجان آورد که وقتی والسلام را گفت، همه خودجوش و بدون هماهنگی ایستادند و چند دقیقه‌ی ممتد برایش کف زدند. درست عین آن صحنه‌ی درخشان «بوی خوش زن» و نطق غرای سرهنگ فرانک اسلید یا همان آل‌پاچینو. در بین ابراز احساسات ما سربازان، آل‌پاچینو از پله‌های سن پایین آمد و لبخندزنان از سالن بیرون رفت.

صبح فردا باز سه نفر دیگر از هیئت معارف آمدند برای سخنرانی. آن روزها اولین کتابم درباره‌ی جنگ، یعنی «شخم در مزرعه: نقدی بر روایت رسمی از جنگ»، تازه از چاپ آمده بود. جلسه‌ که تمام شد، جلو رفتم و یک نسخه‌اش را تقدیم کردم به امیر سیدناصر حسینی، مسئول گروه معارف و یک نسخه‌ی دیگر هم در پاکت دادم و درخواست کردم که برسانند دست همان همکار دیروزی‌شان.

دو سه روز بعد، وسط یکی از کلاس‌های اسلحه‌شناسی، سربازی آمد و گفت که احضار شده‌ام دفتر گروهان. رفتم. ستوان بهرامی گفت: سریع خودت را برسان ساختمان فرماندهی، طبقه‌ی فلان، اتاق بهمان. کجا هست؟ آن سرِ پادگان. منطقه‌ی ممنوعه‌ای که سربازها حق ورود به آن را نداشتند. باید از هفت خوان رد می‌شدم و هزاربار پاسخ می‌دادم که احضارم کرده‌اند و خودم هم خبر ندارم چرا. نیم‌ساعتی طول کشید تا به طبقه‌ی فلان و اتاق بهمان برسم و بروم انتهای آن سالن بزرگ که مثل فیلم‌های جنگی به دیوارهایش تابلوهای بزرگ نقشه‌ی ایران نصب شده بود، و جناب سرگرد گوشی تلفنی که روی میز به پهلو گذاشته بود را بردارد و بگوید: «آمد قربان!» و بعد بدهد دست من. گوشی را گرفتم و به مخاطبی که نمی‌دانستم کیست و با من چه کار دارد سلام کردم. صدای آن‌ور خط، خیلی گرم پاسخ داد و خود را معرفی کرد. خودش بود. آل‌پاچینوی دو سه روز پیش. تیمسار سرتیپ مسعود بختیاری تمام آن حدوداً نیم‌ساعت را تا من برسم پشت خط منتظر مانده بود. گفت که کتابم را با دقت خوانده و کنار هر مقاله هم حاشیه‌هایی نوشته. بعد شروع کرد به تعریف‌کردن از مقاله‌ها و قلم من و نقد زاویه‌دیدم به روایت جنگ و جاهایی که همدل بوده با نقدها و جاهایی که نبوده. دست آخر هم شوخی جدی گلایه کرد از فونت ریز کتاب که: «من پیرمرد کور شدم تا خواندمش» و «یک‌جاهایی مجبور شدم ذره‌بین بگذارم روی متن». و من هم خجالت‌زده به او قول دادم در چاپ بعدی اندازه‌ی فونت را بزرگ‌تر کنیم. (و همین کار را هم کردیم در چاپ دوم.) مکالمه‌مان بیست‌دقیقه‌ای طول کشید که تمام شد، گوشی را دادم دست جناب سرگرد که مشکوکانه و چپ‌چپ نگاهم می‌کرد.

تماس دوم: برخورد نوع دو

چند ماه پیش برای یک سخنرانی عازم مشهد بودم. در مهرآباد یکی از فرماندهان عالی‌رتبه‌ی سپاه و از سرداران و راویان نام‌آشنای جنگ را دیدم که لباس شخصی بر تن داشت و دو نفر همراهی‌اش می‌کردند. چند دقیقه‌ی بعد فهمیدم که تصادفاً مسافران یک پروازیم. از حسن اتفاق، یک نسخه از همان کتاب «شخم در مزرعه» در کیف همراهم بود. فکر کردم حتماً‌ رزق سردار بوده. همان‌جا در هواپیما اول کتاب را برایش امضا کردم و پس از پیاده‌شدن و قبل از آن‌که جمعیت استقبال‌کننده دوره‌اش کنند، رفتم جلو و کتاب را با احترام دادم دستش. 

چند هفته‌ بعد از دفتر سردار سرتیپ با ناشر تماس گرفتند و برایم پیغام گذاشته بودند که زنگ بزنم. زدم. مسئول دفترش گفت که سردار سلام رسانده‌اند و خواسته‌اند خلاصه و چکیده‌ی کتاب را در یک پاراگراف برایشان بنویسم و بفرستم. همان روز نوشتم و فرستادم. چند هفته‌ی بعد دوباره مسئول دفتر تماس گرفت که: سردار آن خلاصه را ملاحظه کردند و گفتند چه کمکی از دست‌شان برمی‌آید. گفتم «هیچ» و از لطف‌شان تشکر کردم. من و منی کرد و پرسید: استقبال از کتاب خوب بوده؟ فروشش مثلاً؟ گفتم که این مسایل را از ناشر باید بپرسند و خبر دقیقی ندارم. چند جمله‌ی تعارفی دیگر هم ردوبدل شد. آخرسر بنده‌خدا که احتمالاً فکر می‌کرد با چه آدم پرتی طرف است، تعارف را گذاشت کنار و صراحتاً گفت: یعنی هیچ تقاضای کمکی، حمایتی، خریدی، چیزی ندارید؟ با تعجب گفتم: معلوم است که نه. من آن کتاب را تقدیم کردم به ایشان که اگر فرصت شد و تمایل داشتند، مطالعه کنند. شاید حرف جدیدی در آن باشد که به کارشان بیاید. چون دقیقاً به حوزه‌ی مسئولیت‌شان مربوط است. همین. هرجور بود خیال مسئول دفتر سردار که هنوز باورش نشده بود و شاید فکر می‌کرد دارم بازارگرمی می‌کنم را راحت کردم که هیچ توقع و چشم‌داشتی نداشته‌ام از سردار. فقط اگر احیاناً خواندند، بسیار خوشحال می‌شوم نقد و نظرشان را بدانم. گفت باشد و منتقل می‌کند. و رفت که رفت. 
▫️▫️▫️

من به‌اقتضای علاقه و اشتغالم به حوزه‌‌ی پژوهش جنگ، با فرماندهان ارتشی و سپاهی کم برخورد نداشته‌ام. این را می‌دانم که همه‌ی امرای ارتش لزوماً از جنس تیمسار بختیاری نیستند. همان‌طور که همه‌ی سرداران سپاه هم لزوماً برخوردی مشابه آن سردار ندارند. قصدم تعمیم‌دهی یک تجربه‌ی شخصی و منفرد نیست. همچنین متوجهم که در مقایسه‌ی این دو برخورد، باید به تفاوت میزان اوقات فراغت یک فرمانده‌ی بازنشسته با یک فرمانده‌ی در حال خدمت توجه داشت. با این وجود این را هم نمی‌توان منکر شد که بخشی از تفاوت دو برخورد، ریشه در تفاوت رویکرد و جایگاه دو نیروی متبوع این دو فرمانده هم دارد.   

مصاحبه‌ی حسین دهباشی با تیمسار بختیاری (http://www.aparat.com/v/MobxV) بهانه‌ای شد برای این یادداشت. پیشنهاد می‌کنم این مصاحبه را ببینید. روایت ارتش از هشت سال جنگ، هنوز روایت ناشنیده‌ و نابی است. ارتشی‌ها به‌دلایل مختلف خصوصاً‌ دلایل سیاسی، در شکل‌دهی روایت رسمی از جنگ سهم کمی داشته‌اند. در بین آثار مکتوب نیز شمار کتاب‌های خاطرات نیروهای ارتشی به‌مراتب کم‌تر از خاطرات نیروهای سپاهی و داوطلب (بسیجی) است. بخشی از این‌ البته به مواجهه و تعریف متفاوت جنگ برای ارتش (نیروی کلاسیک نظامی) و سپاه (نیروی نظامی ـ ایدئولوژیک) برمی‌گردد و این‌که در تعریف ارتش، جنگ یک دانش و یک فن است، اما در تعریف نیروهای داوطلب و انقلابی، جنگ مقوله‌ای اعتقادی‌، باورمندانه و مقدس است. طبعاً‌ روایت این دو گروه مشابه نیست. کتاب‌های خاطرات معمولی و خشک و لاغر خاطرات ارتشی‌ها را مقایسه کنید با کتاب‌های جذاب و پرمشتری و حجیم خاطرات بسیجی‌ها و سپاهی‌ها. اما درعین‌حال روایت ارتش، به‌جهت بار ایدئولوژیک کم‌تری که دارد برای مخاطب، خصوصاً‌ مخاطبی که از روایت تبلیغی ترویجی رسمی دلزده شده، باورپذیرتر است و همچنین جاذبه‌های حماسی و ملی بیش‌تری دارد. (به‌عنوان مثال نگاه کنید به مصاحبه با ناخدا صمدی در همین مجموعه‌ی «خشت خام» که با استقبال کاربران مواجه شد.) این البته بد‌ان معنا نیست ‌که روایت ارتش، روایتی معیار و بی‌نقص باشد. اساساً هیچ روایتی ناب و حقیقت محض نیست. همه‌ی روایت‌ها را باید نقادانه خواند و فهم و تفسیر کرد و در فرایند تضارب با روایت‌های معارض و بدیل و تطبیق با دیگر اسناد.

برگرفته از کانال دین | فرهنگ | جامعه

@mohsenhesammazaheri

   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
مسعود
| 1396/5/16 - 15:35 |     7     9     |
آقای نویسنده کجای کاری من خودم هم رزمنده ام وحال هوای جبهه را دیده ام،جنگ ماواقعاجنگ عقیده وایمان بودومااگرمی خواستیم باجنگ کلاسیک پیش برویم شکستمان دربرابرارتش کلاسیک وتابه دندان مسلح صدام که سی وپنج کشورازش حمایت می کردندحتمی بودپس درتحریرخاطراتت به این مسأله توجه کن.

ناشناس
| 1396/5/17 - 12:41 |     2     0    
پاسخ: در اینکه روایت رایج جنگ نقصهای زیادی داره شکی نیست. بخصوص نقش ارتش واقعا به طور غیر منصفانه ای کمرنگ مونده و جلوه گر نشده. جز چند خلبان مشهور ارتش هیچ قهرمان ارتشی رو در جنگ نمیشناسیم در حالی که بخصوص قسمت سخت افزاری جنگ بیشتر بر عهده ارتش بوده. نظر نویسنده نافی نظر شما نیست دوست عزیز

علی
| 1396/5/17 - 12:20 |     1     1     |
انصافاً تا حالا هر چه توی این سایت خونده بودم جهت دار و حال به هم زن بوده و من هم همان ذهنیت را به این مطلب داشتم که نویسنده نسبت به سخنرانی تیمسار داشت، ولی بعد از خواندن دیدم این یک مورد فرق داشت. ممنون

ناشناس
| 1396/5/17 - 12:38 |     0     2     |
نگاه متفاوت آقای مظاهری رو تحسین میکنم. قلمشون خوب و جذابه و تا حد زیادی منصفانه.
ممنونم از دوستان دولت بهار عزیز که با اینکه آقای مظاهری منتقد دکتر احمدی نژاد هستن، مطالب خوبشون رو در دولت بهار منتشر میکنن. این عالیه. ادامه بدید

ناشناس
| 1396/5/18 - 13:03 |     0     0     |
موفق باشید؛ ارتش وسپاه هرکدام دارای نوع ماموریت های خاص خود هستند که فعالیت های نظامی وغیر نظامی و مشترک خود را با توجه به همان ماموریت ها اجرا میکنند لذا مکمل هم محسوب میشوند نه در عرض همدیگر


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  دکتر احمدی نژاد: دعوا بر سر حق و جایگاه مردم است، دو تفکر، باور و رویکرد با دو عملکرد مقابل هم هستند + فیلم
  تیزر پیام روشنگری دکتر احمدی نژاد در خصوص طراحی های جدید علیه خادمان ملت
  دکتر احمدی نژاد با آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کرد
  انتصاب رئیس، دبیر و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام/ آیت الله شاهرودی رییس شد/ تمدید عضویت دکتر احمدی نژاد
  فیلم/ اعلام آمادگی بقایی برای محاکمه علنی با حضور همه رسانه ها غیر از صدا و سیما/ کیفرخواست را منتشر کنید
  یادداشت غلامرضا انبارلویی/ متهم پرونده‌های نفتی احمدی‌نژاد است یا روحانی؟!
  جوابیه دیوان محاسبات به گفتگوی روشنگرانه دکتر احمدی نژاد
  مسیر میدان میوه و تره‌بار قم در اعتراض به مرگ یکی از فروشندگان میوه بسته شد / جزئیات ۲ حادثه تلخ در قم + فیلم
  یادداشت دکتر احمدی نژاد به مناسبت کودتای 28 مرداد علیه دولت ملی مصدق/ کودتای ۲۸ مرداد و حق ناتمام ملت ایران
  توئیت جدید دکتر احمدی نژاد درباره ترور شخصیت
  شلیک تیر خلاص اکبر ترکان به مناطق آزاد / خسته نباشی دلاور اقتصاد کشور ...!
  یادداشت حمید بقایی/ رو که رو نیست سنگ پای قزوینه!
  گزارش تصویری / حال و هوای خانه دستفروش فوت شده در منطقه نیروگاه قم
  دانلود مداحی رضا نریمانی برای شهید محسن حججی
  وقاحت!
  مرگ 35 تن از زائران خانه خدا در مراسم حج
  پاسخ اژه ای درباره پرونده دکتر احمدی نژاد/ در ماه‌ها و هفته‌های اخیر مطالب جدیدی رسیده که در حال رسیدگی است
  وکیل بقایی: به محض اطلاع، کیفرخواست را منتشر و سپس نشست خبری و جلسه تخصصی با حضور حقوقدانان و کارشناسان برگزار خواهیم کرد
  یادداشت حمید بقایی/ سلولهای انفرادی زندان الرشید
  یادداشت حمید بقایی/ مصدق، ایرانی قهرمانی بود که بساط مفت خوری انگلیس را از سر سفره نفت ملت ایران برچید
  یاددشت حمید یقایی/ ترور سرد آتش تهیه اقدامات بعدی
  آخرین نظر امام خمینی(ره) درباره مرحوم دکتر محمد مصدق / آیا مصدق مسلم نبود؟
  توئیت دکتر احمدی نژاد درباره سفر چند سال گذشته خود به مکه مکرمه و زیارت خانه خدا
  نامه دادخواهی دوم ذیحساب و مدیر کل امور مالی سابق نهاد ریاست جمهوری به دادستان تهران
  کشف مجسمه فرعون مصر نزد حمید بقایی! + عکس
  پاسخ وکیل دکتر احمدی نژاد به جوابیه دیوان محاسبات / ادعاهای جدیدشان هم خلاف واقع و قابل پیگیری قضایی است
  تبیینِ نفهمی و بررسی سه مانع بر سر راهِ فهمیدن
  توئیت جدید دکتر احمدی نژاد درباره جنگ افروزی آمریکا
  تف سر بالا / رنج نامه یک ارباب رجوع مفلوک انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
  وزیر سابق اقتصاد: این ستاد تدابیر ویژه نمی تواند با ایپک مقابله کند
 
 
دکتر احمدی نژاد: دعوا بر سر حق و جایگاه مردم است، دو تفکر، باور و رویکرد با دو عملکرد مقابل هم هستند + فیلم
دکتر احمدی نژاد: دعوا بر سر حق و جایگاه مردم است، دو تفکر، باور و رویکرد با دو عملکرد مقابل هم هستند + فیلم
 
تف سر بالا / رنج نامه یک ارباب رجوع مفلوک انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
تف سر بالا / رنج نامه یک ارباب رجوع مفلوک انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس
 
پیر سالاری دولت مردان؛ سرخوردگی و ناامیدی جوانان / کاربرد نادرست خرد پیرمردان، جوانها را به سربازان جنبش های اعتراضی تبدیل می کند
پیر سالاری دولت مردان؛ سرخوردگی و ناامیدی جوانان / کاربرد نادرست خرد پیرمردان، جوانها را به سربازان جنبش های اعتراضی تبدیل می کند
تبیینِ نفهمی و بررسی سه مانع بر سر راهِ فهمیدن
تبیینِ نفهمی و بررسی سه مانع بر سر راهِ فهمیدن
 
پاسخ قاطع وکیل دکتر احمدی نژاد به دادستان دیوان محاسبات/ از فیاض شجاعی به اتهام افترا و نشر اکاذیب شکایت می کنیم + فیلم
پاسخ قاطع وکیل دکتر احمدی نژاد به دادستان دیوان محاسبات/ از فیاض شجاعی به اتهام افترا و نشر اکاذیب شکایت می کنیم + فیلم
 
کالایی شدن عواطف و  ظهور "ازدواج سفید"
کالایی شدن عواطف و ظهور "ازدواج سفید"
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار