آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
سه شنبه، 21 آذر 1396 - 17:29   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  عاقبت اعتیاد به گوشی‌های هوشمند
  قرار عاشقی پدر و پسر دفاع از حریم اهل بیت (ع) بود
  اخطار اندیشکده‌های آمریکایی درباره تصمیم ترامپ
  بازخوانی پرونده‌های جنایی
  زمستان سخت «فوعه و کفریا» از راه رسید + تصاویر
  استقبال «جبهه مردمی» ‌فلسطین از موضع حمایتی سردار سلیمانی
  دو شهید در پی حمله رژیم صهیونیستی به شمال نوار غزه
  زلزله کرمان دوباره کلاسهای دانشگاه آزاد را تعطیل کرد
  نتیجه نهایی آزمون استخدامی اعلام شد
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ عزل!
  عکس/ آزمون دانش آموزان کرمانی پس از زلزله
  خسرو معتضد: باید کاری کنید مردم وطن شان را دوست داشته باشند
  کپچر ۴ میلیون تومان گران شد+ جدول قیمت خودرو
  همسران بازیکنان رئال مادرید در مسجد «شیخ زاید» + تصاویر
  احتمال افزایش ۱۵ درصدی قیمت مسکن
  قرارداد سابق خرید اینترنت حجمی تا زمان پایان اعتبار دارد
  اصابت چند خمپاره به طوزخورماتو بار دیگر این شهر را ملتهب کرد
  واکنش پانیونیوس به جدایی احتمالی حاج‌صفی
  دستپاچگی دولت برای افزایش قیمت بنزین
  یارانه نان در لایحه بودجه ۹۷ تغییر نکرده است
  نامه دوران کودکی خواجه‌امیری به خدا+عکس
  سیف: دلار از معاملات جاری بانک مرکزی حذف شد
  آخرین وضعیت مذاکره پرسپولیسی‌ها با مسئولان ریزه‌اسپور
  اعلام رده‌بندی تیم‌های فوتبال جهان
  انتشار سروده‌های انقلابی شهریار پس از ۳۰ سال
  مصدومان زلزله کرمان به ۱۷ نفر رسید
  قیمت سی ان جی ثابت و قیمت بنزین افزایش می یابد
  دلیل زلزله های اخیر ایران چیست؟+ نقشه و جدول
  صلح نوبل؛ جایزه‌ای به رنگ خون مظلومان
  پیاده روی؛ کلید درمان مرگبارترین بیماری جهان + تصاویر
- اندازه متن: + -  کد خبر: 418522صفحه نخست » دیدگاهدوشنبه، 16 مرداد 1396 - 08:51
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخورد
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخوردمحسن حسام مظاهری
  

تماس اول:‌ برخورد نوع یک

من دوره‌ی آموزشیِ سربازی را پادگان ۰۱ تهران گذراندم؛ «جمعیِ گروهان یکمِ گردانِ‌ دومِ هنگِ یکم». گردان ما، گردان بنیاد نخبگان بود و سوگلی پادگان محسوب می‌شد. راه به راه، امرا و فرماندهان عالی ارتش می‌آمدند و برای‌مان سخنرانی می‌کردند. هر سربازی از خدایش است که کله‌ی صبح، به‌جای صبحگاه و رژه و ورزش، بنشیند در سالن اجتماعات و به سخنرانی گوش دهد. مهم نیست چه سخنرانی‌ای. هرچه. برای من خصوصاً فرصت مغتنمی بود برای «کلیدر»خوانی که اول آموزشی، جلد یکش را دست گرفتم و به برکت همین جلسات پی‌درپی سخنرانی و کلاس‌های عقیدتی سیاسی، تا آخر دوره، جلد هشتم تمام شده بود. 

جلسه‌ی آن روز، ولی با همه‌ی جلسات قبل و بعدش تفاوت داشت. چند نفر از امرای بازنشسته و پیشکسوت ارتش از «هیئت معارف جنگ» (گروهی که به ابتکار شهید صیاد شیرازی در ارتش تشکیل شد) آمده بودند تا برایمان روایتِ جنگ کنند. یکی از آن‌ها، پیرمردی قبراق بود که چهره‌اش مرا یاد الهی قمشه‌ای می‌انداخت. ظاهری آراسته داشت (دستمال گردن ارغوانی‌اش خوب در خاطرم هست) و قد نسبتاً کوتاه و صورتی تراشیده و موهایی به عقب سر شانه‌شده. در معرفی‌اش گفتند که «طراح عملیات فتح خرمشهر» بوده. شانه بالا انداختم و پیش خودم گفتم لابد باز دوباره همان حرف‌های تکراری. کلیدر را باز کردم که ماجرای گل‌محمد و مارال را دنبال کنم. اما بخشی از حواسم ناخواسته پیش حرف‌های او بود. چند دقیقه‌ای که گذشت، دیدم نمی‌شود کتاب خواند. بستمش و سراپا گوش شدم. روایت او با آنچه انتظارش را داشتم، یعنی روایتِ رسمیِ کلیشه‌ایِ عاطفه‌محورِ غیربشریِ اسطوره‌ایِ نخ‌نماشده، تفاوت داشت. باقی بچه‌ها هم همین حس را داشتند. این را می‌شد از کاهش محسوس آمار چرت‌زنندگان فهمید. روایت او از خرمشهر هم بشری و زمینی بود، هم معقول و دودوتا چهارتایی و باورپذیر. دو ساعت تمام سخنرانی کرد و چنان گام به گام مخاطبان، آن‌هم آن مخاطبانِ مغرور و دیرباور، را سرِ حال و هیجان آورد که وقتی والسلام را گفت، همه خودجوش و بدون هماهنگی ایستادند و چند دقیقه‌ی ممتد برایش کف زدند. درست عین آن صحنه‌ی درخشان «بوی خوش زن» و نطق غرای سرهنگ فرانک اسلید یا همان آل‌پاچینو. در بین ابراز احساسات ما سربازان، آل‌پاچینو از پله‌های سن پایین آمد و لبخندزنان از سالن بیرون رفت.

صبح فردا باز سه نفر دیگر از هیئت معارف آمدند برای سخنرانی. آن روزها اولین کتابم درباره‌ی جنگ، یعنی «شخم در مزرعه: نقدی بر روایت رسمی از جنگ»، تازه از چاپ آمده بود. جلسه‌ که تمام شد، جلو رفتم و یک نسخه‌اش را تقدیم کردم به امیر سیدناصر حسینی، مسئول گروه معارف و یک نسخه‌ی دیگر هم در پاکت دادم و درخواست کردم که برسانند دست همان همکار دیروزی‌شان.

دو سه روز بعد، وسط یکی از کلاس‌های اسلحه‌شناسی، سربازی آمد و گفت که احضار شده‌ام دفتر گروهان. رفتم. ستوان بهرامی گفت: سریع خودت را برسان ساختمان فرماندهی، طبقه‌ی فلان، اتاق بهمان. کجا هست؟ آن سرِ پادگان. منطقه‌ی ممنوعه‌ای که سربازها حق ورود به آن را نداشتند. باید از هفت خوان رد می‌شدم و هزاربار پاسخ می‌دادم که احضارم کرده‌اند و خودم هم خبر ندارم چرا. نیم‌ساعتی طول کشید تا به طبقه‌ی فلان و اتاق بهمان برسم و بروم انتهای آن سالن بزرگ که مثل فیلم‌های جنگی به دیوارهایش تابلوهای بزرگ نقشه‌ی ایران نصب شده بود، و جناب سرگرد گوشی تلفنی که روی میز به پهلو گذاشته بود را بردارد و بگوید: «آمد قربان!» و بعد بدهد دست من. گوشی را گرفتم و به مخاطبی که نمی‌دانستم کیست و با من چه کار دارد سلام کردم. صدای آن‌ور خط، خیلی گرم پاسخ داد و خود را معرفی کرد. خودش بود. آل‌پاچینوی دو سه روز پیش. تیمسار سرتیپ مسعود بختیاری تمام آن حدوداً نیم‌ساعت را تا من برسم پشت خط منتظر مانده بود. گفت که کتابم را با دقت خوانده و کنار هر مقاله هم حاشیه‌هایی نوشته. بعد شروع کرد به تعریف‌کردن از مقاله‌ها و قلم من و نقد زاویه‌دیدم به روایت جنگ و جاهایی که همدل بوده با نقدها و جاهایی که نبوده. دست آخر هم شوخی جدی گلایه کرد از فونت ریز کتاب که: «من پیرمرد کور شدم تا خواندمش» و «یک‌جاهایی مجبور شدم ذره‌بین بگذارم روی متن». و من هم خجالت‌زده به او قول دادم در چاپ بعدی اندازه‌ی فونت را بزرگ‌تر کنیم. (و همین کار را هم کردیم در چاپ دوم.) مکالمه‌مان بیست‌دقیقه‌ای طول کشید که تمام شد، گوشی را دادم دست جناب سرگرد که مشکوکانه و چپ‌چپ نگاهم می‌کرد.

تماس دوم: برخورد نوع دو

چند ماه پیش برای یک سخنرانی عازم مشهد بودم. در مهرآباد یکی از فرماندهان عالی‌رتبه‌ی سپاه و از سرداران و راویان نام‌آشنای جنگ را دیدم که لباس شخصی بر تن داشت و دو نفر همراهی‌اش می‌کردند. چند دقیقه‌ی بعد فهمیدم که تصادفاً مسافران یک پروازیم. از حسن اتفاق، یک نسخه از همان کتاب «شخم در مزرعه» در کیف همراهم بود. فکر کردم حتماً‌ رزق سردار بوده. همان‌جا در هواپیما اول کتاب را برایش امضا کردم و پس از پیاده‌شدن و قبل از آن‌که جمعیت استقبال‌کننده دوره‌اش کنند، رفتم جلو و کتاب را با احترام دادم دستش. 

چند هفته‌ بعد از دفتر سردار سرتیپ با ناشر تماس گرفتند و برایم پیغام گذاشته بودند که زنگ بزنم. زدم. مسئول دفترش گفت که سردار سلام رسانده‌اند و خواسته‌اند خلاصه و چکیده‌ی کتاب را در یک پاراگراف برایشان بنویسم و بفرستم. همان روز نوشتم و فرستادم. چند هفته‌ی بعد دوباره مسئول دفتر تماس گرفت که: سردار آن خلاصه را ملاحظه کردند و گفتند چه کمکی از دست‌شان برمی‌آید. گفتم «هیچ» و از لطف‌شان تشکر کردم. من و منی کرد و پرسید: استقبال از کتاب خوب بوده؟ فروشش مثلاً؟ گفتم که این مسایل را از ناشر باید بپرسند و خبر دقیقی ندارم. چند جمله‌ی تعارفی دیگر هم ردوبدل شد. آخرسر بنده‌خدا که احتمالاً فکر می‌کرد با چه آدم پرتی طرف است، تعارف را گذاشت کنار و صراحتاً گفت: یعنی هیچ تقاضای کمکی، حمایتی، خریدی، چیزی ندارید؟ با تعجب گفتم: معلوم است که نه. من آن کتاب را تقدیم کردم به ایشان که اگر فرصت شد و تمایل داشتند، مطالعه کنند. شاید حرف جدیدی در آن باشد که به کارشان بیاید. چون دقیقاً به حوزه‌ی مسئولیت‌شان مربوط است. همین. هرجور بود خیال مسئول دفتر سردار که هنوز باورش نشده بود و شاید فکر می‌کرد دارم بازارگرمی می‌کنم را راحت کردم که هیچ توقع و چشم‌داشتی نداشته‌ام از سردار. فقط اگر احیاناً خواندند، بسیار خوشحال می‌شوم نقد و نظرشان را بدانم. گفت باشد و منتقل می‌کند. و رفت که رفت. 
▫️▫️▫️

من به‌اقتضای علاقه و اشتغالم به حوزه‌‌ی پژوهش جنگ، با فرماندهان ارتشی و سپاهی کم برخورد نداشته‌ام. این را می‌دانم که همه‌ی امرای ارتش لزوماً از جنس تیمسار بختیاری نیستند. همان‌طور که همه‌ی سرداران سپاه هم لزوماً برخوردی مشابه آن سردار ندارند. قصدم تعمیم‌دهی یک تجربه‌ی شخصی و منفرد نیست. همچنین متوجهم که در مقایسه‌ی این دو برخورد، باید به تفاوت میزان اوقات فراغت یک فرمانده‌ی بازنشسته با یک فرمانده‌ی در حال خدمت توجه داشت. با این وجود این را هم نمی‌توان منکر شد که بخشی از تفاوت دو برخورد، ریشه در تفاوت رویکرد و جایگاه دو نیروی متبوع این دو فرمانده هم دارد.   

مصاحبه‌ی حسین دهباشی با تیمسار بختیاری (http://www.aparat.com/v/MobxV) بهانه‌ای شد برای این یادداشت. پیشنهاد می‌کنم این مصاحبه را ببینید. روایت ارتش از هشت سال جنگ، هنوز روایت ناشنیده‌ و نابی است. ارتشی‌ها به‌دلایل مختلف خصوصاً‌ دلایل سیاسی، در شکل‌دهی روایت رسمی از جنگ سهم کمی داشته‌اند. در بین آثار مکتوب نیز شمار کتاب‌های خاطرات نیروهای ارتشی به‌مراتب کم‌تر از خاطرات نیروهای سپاهی و داوطلب (بسیجی) است. بخشی از این‌ البته به مواجهه و تعریف متفاوت جنگ برای ارتش (نیروی کلاسیک نظامی) و سپاه (نیروی نظامی ـ ایدئولوژیک) برمی‌گردد و این‌که در تعریف ارتش، جنگ یک دانش و یک فن است، اما در تعریف نیروهای داوطلب و انقلابی، جنگ مقوله‌ای اعتقادی‌، باورمندانه و مقدس است. طبعاً‌ روایت این دو گروه مشابه نیست. کتاب‌های خاطرات معمولی و خشک و لاغر خاطرات ارتشی‌ها را مقایسه کنید با کتاب‌های جذاب و پرمشتری و حجیم خاطرات بسیجی‌ها و سپاهی‌ها. اما درعین‌حال روایت ارتش، به‌جهت بار ایدئولوژیک کم‌تری که دارد برای مخاطب، خصوصاً‌ مخاطبی که از روایت تبلیغی ترویجی رسمی دلزده شده، باورپذیرتر است و همچنین جاذبه‌های حماسی و ملی بیش‌تری دارد. (به‌عنوان مثال نگاه کنید به مصاحبه با ناخدا صمدی در همین مجموعه‌ی «خشت خام» که با استقبال کاربران مواجه شد.) این البته بد‌ان معنا نیست ‌که روایت ارتش، روایتی معیار و بی‌نقص باشد. اساساً هیچ روایتی ناب و حقیقت محض نیست. همه‌ی روایت‌ها را باید نقادانه خواند و فهم و تفسیر کرد و در فرایند تضارب با روایت‌های معارض و بدیل و تطبیق با دیگر اسناد.

برگرفته از کانال دین | فرهنگ | جامعه

@mohsenhesammazaheri

   
  

اضافه نمودن به:          

   پربیننده ها  
  نامه علی اکبر جوانفکر به آیت الله آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه
  حضور دکتر احمدی نژاد در حرم مطهر و زیارت امام رضا(ع) با شعارهای مردم انقلابی مشهد + فیلم و تصاویر
  دومین نامه سرگشاده مهندس اسفندیار رحیم مشایی به معاون اول قوه قضائیه، غلامحسین محسنی اژه ای
  حضور بقایی، جوانفکر و خراسانی در دادسرا/ بقایی: بازپرس ادعای نقل قول کشف ۲۰۰۰ سکه از منزل اینجانب را تکذیب کرد + فیلم و تصاویر
  حضور دکتر احمدی نژاد، حمید بقایی و علی اکبر جوانفکر در منزل دکتر عبدالرضا داوری + فیلم و تصاویر
  حضور و سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع پرشور مردم باوفای مشهد در مسجد علی بن موسی الرضا(ع) + فیلم و تصاویر
  دکتر احمدی نژاد: صهیونیسم بین الملل در چهره طاغوت ها و خودپرستانِ خودبرتربین در برابر جامعه انسانی صف آراسته است
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ ایران تنها کشوری است که سازمان زندانهایش زیر نظر دستگاه قضایی است + فهرست
  مصاحبه تفصیلی علامه کورانی/ ایرانیان اصلی ترین یاران امام زمان(عج) هستند/ فرمانده کل قوای حضرت حجت، ایرانی است
  ضرغامی دردانشگاه تهران پاسخ اهانت منتظری به چاوز را داد/ یک موی چه گوارای انقلابی به هزار نماز شب خوان منحرف و خائن به مردم شرف دارد/ قوه قضائیه دامان خود را از شبهات پاک کند
  واکنش حمید بقایی به اظهارات امروز غلامحسین اژه ای در دانشگاه شریف / مَرد باش و کل پرونده ای را که ساختی، منتشر کن!
  گزارش تصویری کانال دکتر احمدی نژاد از سفر وی به مشهد مقدس
  درپی پیشنهاد مناظره مصطفی تاج زاده، علی اکبر جوانفکر پیشنهاد داد مناظره ای بین دکتر احمدی نژاد و سید محمد خاتمی برگزار شود
  وزارت کشور یمن خبر کشته شدن علی عبدالله صالح را تایید کرد + فیلم و تصاویر
  عکس/ حضور دکتر احمدی نژاد در دیدار مسئولان و سفرای کشورهای اسلامی با رهبر انقلاب
  جشن بزرگ میلاد حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع) با سخنرانی دکتر احمدی نژاد برگزار می شود + پوستر
  دکتر احمدی نژاد: ریزعلی خواجوی اسطوره فداکاری و شجاعت و نمونه صادقی از پیکره عظیم ملت ایران بود
  در سفر "بانه" چه گذشت؟
  انتظار مردم باوفای مشهد برای استقبال از دکتر احمدی نژاد + فیلم و تصاویر
  هوشنگ امیر احمدی: نایاک آمریکا را تحریک به تحریم دولت احمدی‌نژاد کرد
  اطلاعیه مهم کانال دولت بهار/ آیدی کانال دولت بهار تغییر یافت
  دکتر احمدی نژاد: آمریکا به زودی از کرده خود پشیمان و مفتضحانه عقب نشینی خواهد کرد
  سکوتِ اصلاح طلبان در خصوصِ وضعِ بغرنجِ معیشتیِ مردم!
  فیلم/ پاسخ دکتر احمدی نژاد به ابراز محبت این شیرزن
  فیلم سخنرانى حماسى و شجاعانه منصور نظرى علیه فساد سیستماتیک در قوه قضائیه در حضور اژه اى/ اذهب الی فرعون انه طغی ...
  فیلم/ دکتر احمدی نژاد در حرم امام رضا(ع)/ آقای دکتر دور بعد منتظرتیم، با قدرت بیا
  عمق واهمه ها از احمدی نژاد
  فیلم/ شعارهای مردم در حمایت از دکتر احمدی نژاد در حرم امام رضا(ع)
  عکس/ تشییع پیکر پاک جانباز شهید امیرحسین احمدی با حضور دکتر احمدی نژاد
  متن سخنرانی روشنگرانه و انقلابی نماینده انجمن اسلامی مستقل دانشگاه صنعتی شریف مقابل حجت الاسلام اژه‌ای
 
 
دکتر احمدی نژاد: صهیونیسم بین الملل در چهره طاغوت ها و خودپرستانِ خودبرتربین در برابر جامعه انسانی صف آراسته است
دکتر احمدی نژاد: صهیونیسم بین الملل در چهره طاغوت ها و خودپرستانِ خودبرتربین در برابر جامعه انسانی صف آراسته است
 
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
 
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
 
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
 
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار