آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
سه شنبه، 25 مهر 1396 - 01:37   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  عکس/ چه کسی به نیروهای پیشمرگه دستور عقب‌نشینی داد؟
  پیشنهاد عربستان به روسیه: اسد بماند، ایران برود
  نادال بالاتر از فدرر قرار گرفت
  علت ورود آسان ارتش عراق به کرکوک
  بازی برگشت برای «برگشت»؛ پرسپولیس در انتظار معجزه
  عکس یادگاری شطرنج‌بازان ایران با قلعه نویی
  کشف جدید فردوسی‌پور از امیر قلعه نویی!
  گریه‌های مسلمان در عمان؛ جگرم سوخت
  طوفان شدید در شمال کشور شروع شد
  واکنش پوچتینو به مربیگری در رئال مادرید
  جزئیات کشته شدن یک کودک در دزفول
  رکوردشکنی مورینیو در دیدار برابر لیورپول
  عکس/ امید پرسپولیس به عصای موسی
  تصاویر خیره‌کننده از اعماق اقیانوس‎
  امید سرمربی لیگ برتری به صعود پرسپولیس
  علت اصلی بیماری های قلبی عروقی
  زانو درد را با این 2 خوراکی ریشه کن کنید
  سریع‌ترین شکارچی خشکی از پای درآمد + عکس
  وداع با ۲ شهید فاطمیون در معراج شهدا+عکس
  اسامی محرومان هفته دهم لیگ برتر اعلام شد
  افزایش قیمت محصول وارداتی ایران خودرو با حذف آپشن!
  «شورای همکاری» خلیج فارس در معرض فروپاشی
  بدل ترامپ در فیلم ایرانی+عکس
  عکس/ حمایت اینستاگرامی علی دایی از پرسپولیس
  اتهام‌زنی سعدالحریری به ایران
  توتی: وضعیت رونالدو برای کسب توپ طلا بهتر است
  تولید کفش در ۱۵ ثانیه
  برشی از زندگی شهیدی که از خدا شهادت یا سلامت خواسته بود
  روایت دبیر کل نجباء از خبرنگار شهید مقاومت
  این مرد رکورددار جهانی خودسوزی شد! + عکس
- اندازه متن: + -  کد خبر: 418522صفحه نخست » دیدگاهدوشنبه، 16 مرداد 1396 - 08:51
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخورد
یک موقعیت، دو فرمانده، دو برخوردمحسن حسام مظاهری
  

تماس اول:‌ برخورد نوع یک

من دوره‌ی آموزشیِ سربازی را پادگان ۰۱ تهران گذراندم؛ «جمعیِ گروهان یکمِ گردانِ‌ دومِ هنگِ یکم». گردان ما، گردان بنیاد نخبگان بود و سوگلی پادگان محسوب می‌شد. راه به راه، امرا و فرماندهان عالی ارتش می‌آمدند و برای‌مان سخنرانی می‌کردند. هر سربازی از خدایش است که کله‌ی صبح، به‌جای صبحگاه و رژه و ورزش، بنشیند در سالن اجتماعات و به سخنرانی گوش دهد. مهم نیست چه سخنرانی‌ای. هرچه. برای من خصوصاً فرصت مغتنمی بود برای «کلیدر»خوانی که اول آموزشی، جلد یکش را دست گرفتم و به برکت همین جلسات پی‌درپی سخنرانی و کلاس‌های عقیدتی سیاسی، تا آخر دوره، جلد هشتم تمام شده بود. 

جلسه‌ی آن روز، ولی با همه‌ی جلسات قبل و بعدش تفاوت داشت. چند نفر از امرای بازنشسته و پیشکسوت ارتش از «هیئت معارف جنگ» (گروهی که به ابتکار شهید صیاد شیرازی در ارتش تشکیل شد) آمده بودند تا برایمان روایتِ جنگ کنند. یکی از آن‌ها، پیرمردی قبراق بود که چهره‌اش مرا یاد الهی قمشه‌ای می‌انداخت. ظاهری آراسته داشت (دستمال گردن ارغوانی‌اش خوب در خاطرم هست) و قد نسبتاً کوتاه و صورتی تراشیده و موهایی به عقب سر شانه‌شده. در معرفی‌اش گفتند که «طراح عملیات فتح خرمشهر» بوده. شانه بالا انداختم و پیش خودم گفتم لابد باز دوباره همان حرف‌های تکراری. کلیدر را باز کردم که ماجرای گل‌محمد و مارال را دنبال کنم. اما بخشی از حواسم ناخواسته پیش حرف‌های او بود. چند دقیقه‌ای که گذشت، دیدم نمی‌شود کتاب خواند. بستمش و سراپا گوش شدم. روایت او با آنچه انتظارش را داشتم، یعنی روایتِ رسمیِ کلیشه‌ایِ عاطفه‌محورِ غیربشریِ اسطوره‌ایِ نخ‌نماشده، تفاوت داشت. باقی بچه‌ها هم همین حس را داشتند. این را می‌شد از کاهش محسوس آمار چرت‌زنندگان فهمید. روایت او از خرمشهر هم بشری و زمینی بود، هم معقول و دودوتا چهارتایی و باورپذیر. دو ساعت تمام سخنرانی کرد و چنان گام به گام مخاطبان، آن‌هم آن مخاطبانِ مغرور و دیرباور، را سرِ حال و هیجان آورد که وقتی والسلام را گفت، همه خودجوش و بدون هماهنگی ایستادند و چند دقیقه‌ی ممتد برایش کف زدند. درست عین آن صحنه‌ی درخشان «بوی خوش زن» و نطق غرای سرهنگ فرانک اسلید یا همان آل‌پاچینو. در بین ابراز احساسات ما سربازان، آل‌پاچینو از پله‌های سن پایین آمد و لبخندزنان از سالن بیرون رفت.

صبح فردا باز سه نفر دیگر از هیئت معارف آمدند برای سخنرانی. آن روزها اولین کتابم درباره‌ی جنگ، یعنی «شخم در مزرعه: نقدی بر روایت رسمی از جنگ»، تازه از چاپ آمده بود. جلسه‌ که تمام شد، جلو رفتم و یک نسخه‌اش را تقدیم کردم به امیر سیدناصر حسینی، مسئول گروه معارف و یک نسخه‌ی دیگر هم در پاکت دادم و درخواست کردم که برسانند دست همان همکار دیروزی‌شان.

دو سه روز بعد، وسط یکی از کلاس‌های اسلحه‌شناسی، سربازی آمد و گفت که احضار شده‌ام دفتر گروهان. رفتم. ستوان بهرامی گفت: سریع خودت را برسان ساختمان فرماندهی، طبقه‌ی فلان، اتاق بهمان. کجا هست؟ آن سرِ پادگان. منطقه‌ی ممنوعه‌ای که سربازها حق ورود به آن را نداشتند. باید از هفت خوان رد می‌شدم و هزاربار پاسخ می‌دادم که احضارم کرده‌اند و خودم هم خبر ندارم چرا. نیم‌ساعتی طول کشید تا به طبقه‌ی فلان و اتاق بهمان برسم و بروم انتهای آن سالن بزرگ که مثل فیلم‌های جنگی به دیوارهایش تابلوهای بزرگ نقشه‌ی ایران نصب شده بود، و جناب سرگرد گوشی تلفنی که روی میز به پهلو گذاشته بود را بردارد و بگوید: «آمد قربان!» و بعد بدهد دست من. گوشی را گرفتم و به مخاطبی که نمی‌دانستم کیست و با من چه کار دارد سلام کردم. صدای آن‌ور خط، خیلی گرم پاسخ داد و خود را معرفی کرد. خودش بود. آل‌پاچینوی دو سه روز پیش. تیمسار سرتیپ مسعود بختیاری تمام آن حدوداً نیم‌ساعت را تا من برسم پشت خط منتظر مانده بود. گفت که کتابم را با دقت خوانده و کنار هر مقاله هم حاشیه‌هایی نوشته. بعد شروع کرد به تعریف‌کردن از مقاله‌ها و قلم من و نقد زاویه‌دیدم به روایت جنگ و جاهایی که همدل بوده با نقدها و جاهایی که نبوده. دست آخر هم شوخی جدی گلایه کرد از فونت ریز کتاب که: «من پیرمرد کور شدم تا خواندمش» و «یک‌جاهایی مجبور شدم ذره‌بین بگذارم روی متن». و من هم خجالت‌زده به او قول دادم در چاپ بعدی اندازه‌ی فونت را بزرگ‌تر کنیم. (و همین کار را هم کردیم در چاپ دوم.) مکالمه‌مان بیست‌دقیقه‌ای طول کشید که تمام شد، گوشی را دادم دست جناب سرگرد که مشکوکانه و چپ‌چپ نگاهم می‌کرد.

تماس دوم: برخورد نوع دو

چند ماه پیش برای یک سخنرانی عازم مشهد بودم. در مهرآباد یکی از فرماندهان عالی‌رتبه‌ی سپاه و از سرداران و راویان نام‌آشنای جنگ را دیدم که لباس شخصی بر تن داشت و دو نفر همراهی‌اش می‌کردند. چند دقیقه‌ی بعد فهمیدم که تصادفاً مسافران یک پروازیم. از حسن اتفاق، یک نسخه از همان کتاب «شخم در مزرعه» در کیف همراهم بود. فکر کردم حتماً‌ رزق سردار بوده. همان‌جا در هواپیما اول کتاب را برایش امضا کردم و پس از پیاده‌شدن و قبل از آن‌که جمعیت استقبال‌کننده دوره‌اش کنند، رفتم جلو و کتاب را با احترام دادم دستش. 

چند هفته‌ بعد از دفتر سردار سرتیپ با ناشر تماس گرفتند و برایم پیغام گذاشته بودند که زنگ بزنم. زدم. مسئول دفترش گفت که سردار سلام رسانده‌اند و خواسته‌اند خلاصه و چکیده‌ی کتاب را در یک پاراگراف برایشان بنویسم و بفرستم. همان روز نوشتم و فرستادم. چند هفته‌ی بعد دوباره مسئول دفتر تماس گرفت که: سردار آن خلاصه را ملاحظه کردند و گفتند چه کمکی از دست‌شان برمی‌آید. گفتم «هیچ» و از لطف‌شان تشکر کردم. من و منی کرد و پرسید: استقبال از کتاب خوب بوده؟ فروشش مثلاً؟ گفتم که این مسایل را از ناشر باید بپرسند و خبر دقیقی ندارم. چند جمله‌ی تعارفی دیگر هم ردوبدل شد. آخرسر بنده‌خدا که احتمالاً فکر می‌کرد با چه آدم پرتی طرف است، تعارف را گذاشت کنار و صراحتاً گفت: یعنی هیچ تقاضای کمکی، حمایتی، خریدی، چیزی ندارید؟ با تعجب گفتم: معلوم است که نه. من آن کتاب را تقدیم کردم به ایشان که اگر فرصت شد و تمایل داشتند، مطالعه کنند. شاید حرف جدیدی در آن باشد که به کارشان بیاید. چون دقیقاً به حوزه‌ی مسئولیت‌شان مربوط است. همین. هرجور بود خیال مسئول دفتر سردار که هنوز باورش نشده بود و شاید فکر می‌کرد دارم بازارگرمی می‌کنم را راحت کردم که هیچ توقع و چشم‌داشتی نداشته‌ام از سردار. فقط اگر احیاناً خواندند، بسیار خوشحال می‌شوم نقد و نظرشان را بدانم. گفت باشد و منتقل می‌کند. و رفت که رفت. 
▫️▫️▫️

من به‌اقتضای علاقه و اشتغالم به حوزه‌‌ی پژوهش جنگ، با فرماندهان ارتشی و سپاهی کم برخورد نداشته‌ام. این را می‌دانم که همه‌ی امرای ارتش لزوماً از جنس تیمسار بختیاری نیستند. همان‌طور که همه‌ی سرداران سپاه هم لزوماً برخوردی مشابه آن سردار ندارند. قصدم تعمیم‌دهی یک تجربه‌ی شخصی و منفرد نیست. همچنین متوجهم که در مقایسه‌ی این دو برخورد، باید به تفاوت میزان اوقات فراغت یک فرمانده‌ی بازنشسته با یک فرمانده‌ی در حال خدمت توجه داشت. با این وجود این را هم نمی‌توان منکر شد که بخشی از تفاوت دو برخورد، ریشه در تفاوت رویکرد و جایگاه دو نیروی متبوع این دو فرمانده هم دارد.   

مصاحبه‌ی حسین دهباشی با تیمسار بختیاری (http://www.aparat.com/v/MobxV) بهانه‌ای شد برای این یادداشت. پیشنهاد می‌کنم این مصاحبه را ببینید. روایت ارتش از هشت سال جنگ، هنوز روایت ناشنیده‌ و نابی است. ارتشی‌ها به‌دلایل مختلف خصوصاً‌ دلایل سیاسی، در شکل‌دهی روایت رسمی از جنگ سهم کمی داشته‌اند. در بین آثار مکتوب نیز شمار کتاب‌های خاطرات نیروهای ارتشی به‌مراتب کم‌تر از خاطرات نیروهای سپاهی و داوطلب (بسیجی) است. بخشی از این‌ البته به مواجهه و تعریف متفاوت جنگ برای ارتش (نیروی کلاسیک نظامی) و سپاه (نیروی نظامی ـ ایدئولوژیک) برمی‌گردد و این‌که در تعریف ارتش، جنگ یک دانش و یک فن است، اما در تعریف نیروهای داوطلب و انقلابی، جنگ مقوله‌ای اعتقادی‌، باورمندانه و مقدس است. طبعاً‌ روایت این دو گروه مشابه نیست. کتاب‌های خاطرات معمولی و خشک و لاغر خاطرات ارتشی‌ها را مقایسه کنید با کتاب‌های جذاب و پرمشتری و حجیم خاطرات بسیجی‌ها و سپاهی‌ها. اما درعین‌حال روایت ارتش، به‌جهت بار ایدئولوژیک کم‌تری که دارد برای مخاطب، خصوصاً‌ مخاطبی که از روایت تبلیغی ترویجی رسمی دلزده شده، باورپذیرتر است و همچنین جاذبه‌های حماسی و ملی بیش‌تری دارد. (به‌عنوان مثال نگاه کنید به مصاحبه با ناخدا صمدی در همین مجموعه‌ی «خشت خام» که با استقبال کاربران مواجه شد.) این البته بد‌ان معنا نیست ‌که روایت ارتش، روایتی معیار و بی‌نقص باشد. اساساً هیچ روایتی ناب و حقیقت محض نیست. همه‌ی روایت‌ها را باید نقادانه خواند و فهم و تفسیر کرد و در فرایند تضارب با روایت‌های معارض و بدیل و تطبیق با دیگر اسناد.

برگرفته از کانال دین | فرهنگ | جامعه

@mohsenhesammazaheri

   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 7 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
مسعود
| 1396/5/16 - 12:35 |     7     10     |
آقای نویسنده کجای کاری من خودم هم رزمنده ام وحال هوای جبهه را دیده ام،جنگ ماواقعاجنگ عقیده وایمان بودومااگرمی خواستیم باجنگ کلاسیک پیش برویم شکستمان دربرابرارتش کلاسیک وتابه دندان مسلح صدام که سی وپنج کشورازش حمایت می کردندحتمی بودپس درتحریرخاطراتت به این مسأله توجه کن.

ناشناس
| 1396/5/17 - 09:41 |     4     0    
پاسخ: در اینکه روایت رایج جنگ نقصهای زیادی داره شکی نیست. بخصوص نقش ارتش واقعا به طور غیر منصفانه ای کمرنگ مونده و جلوه گر نشده. جز چند خلبان مشهور ارتش هیچ قهرمان ارتشی رو در جنگ نمیشناسیم در حالی که بخصوص قسمت سخت افزاری جنگ بیشتر بر عهده ارتش بوده. نظر نویسنده نافی نظر شما نیست دوست عزیز

علی
| 1396/5/17 - 09:20 |     2     1     |
انصافاً تا حالا هر چه توی این سایت خونده بودم جهت دار و حال به هم زن بوده و من هم همان ذهنیت را به این مطلب داشتم که نویسنده نسبت به سخنرانی تیمسار داشت، ولی بعد از خواندن دیدم این یک مورد فرق داشت. ممنون

ناشناس
| 1396/6/5 - 08:43 |     0     0    
پاسخ: اگه نظرت اینه پس چرا این جا تشریف داری سایت اصو ل گرا ها و اصلا ح طلبای زیاد ی و جو د داره و لی از جهت داری و حال بهم زنی رو ی درو غ گو یان و منافقان را هم سفید کردند میتو نی تشریف ببر ی او نجا که حالت از و اقعیت بهم نخو ره !!
و الا شرم و حیا هم چیزه خو بیه تو سایت های خبر ی او نها اسم دکتر احمد ی نژ اد رابیاری فو ری بایکو ت میشی بلا فاصله تازه اگر تو هین نکنن
و لی اینجا میای این جو ر ی ریا کارانه نظر میدی برا ت ثبت هم می کنن !!


ناشناس
| 1396/5/17 - 09:38 |     2     3     |
نگاه متفاوت آقای مظاهری رو تحسین میکنم. قلمشون خوب و جذابه و تا حد زیادی منصفانه.
ممنونم از دوستان دولت بهار عزیز که با اینکه آقای مظاهری منتقد دکتر احمدی نژاد هستن، مطالب خوبشون رو در دولت بهار منتشر میکنن. این عالیه. ادامه بدید

ناشناس
| 1396/5/18 - 10:03 |     0     1     |
موفق باشید؛ ارتش وسپاه هرکدام دارای نوع ماموریت های خاص خود هستند که فعالیت های نظامی وغیر نظامی و مشترک خود را با توجه به همان ماموریت ها اجرا میکنند لذا مکمل هم محسوب میشوند نه در عرض همدیگر


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
  قدردانی دکتراحمدی نژاد از روسای جمهور کنونی و اسبق + تصویر نامه
  دکتر احمدی نژاد از رهبر معظم انقلاب برای ارسال پیام تسلیت قدردانی کرد
  پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت مرحوم حاج داود احمدی‌نژاد
  برگزاری مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حاج داود احمدی نژاد در مسجد انصارالحسین(ع) شهرک شهید محلاتی + فیلم و تصاویر
  پیام دکتر احمدی نژاد خطاب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / می توان از شرایط جدید، فرصت نوینی برای صیانت از استقلال کشور و آرمانهای والای الهی ساخت
  مراسم ترحیم حاج داود احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد + تصاویر
  اگر احمدی‌نژاد اکنون رئیس‌جمهور بود...
  دکتر احمدی نژاد: ملت بزرگ و هوشمند ایران این مقطع تاریخی را با عزت و موفقیت پشت سر می گذارد / نرمش و خشوع، مستکبران را گستاخ تر می کند
  یادداشت حمید بقایی/ همه محتویات پرونده را بدون استثناء منتشر کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
  تصاویر/ جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور دکتر احمدی نژاد
  بعضی ها!
  تصاویر/ مراسم ترحیم مرحوم حاج داود احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت
  جمعی از حقوقدانان ابعاد پرونده آقای بقایی را بررسی کردند + تصاویر
  علی مطهری: لاریجانی صلاح نمی داند سوال 135 نماینده از روحانی در صحن علنی مطرح شود
  حمید بقایی خطاب به رییس صداوسیما: یا فرصت پاسخگویی بدهید یا اعلام جرم می کنم
  حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی درگذشت مرحوم حاج داوود احمدی نژاد را تسلیت گفت
  بیانیه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به سخنان رئیس جمهور آمریکا
  آیا بهتر نیست وزارت اطلاعات تعطیل شود و وزیرش هم برود پی کارش؟
  پیش‌بینی زیباکلام از آینده برجام
  یادداشت دکتر مجتبی رضاخواه/ برجام،‌ پیروزی اخلاق یا حماقت؟!
  اسرائیل: نبرد با ایران در سوریه قطعی است
  گزارش تصویری سایت دکتر احمدی نژاد از مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حاج داود احمدی نژاد
  عکس/ به یاد دکتر احمدی نژاد عزیز در بین الحرمین (ارسالی دوستداران)
  توضیح جوانفکر درباره حضور دکتر احمدی نژاد در دادگاه بقایی
  رسایی: اینکه روحانی در مقر سازمان ملل گفت خزانه خالی است در راستای فشار و جنگ روانی به مسئولان عالی و مردم بود
  حضور تاسف انگیز جاسوس در دستگاه دیپلماسی/ وقایع‌نگاری یک خیانت زنجیره‌ای + تصاویر
  نشست بررسی ابعاد حقوقی کیفرخواست حمید بقایی با حضور دکتر احمدی نژاد و جمعی از وکلا و حقوقدانان + تصاویر
  سخنرانی دکتر احمدی نژاد در سالروز جهانی خواجه شیراز/ حافظ دلدادۀ انسان کامل است
  برجام در بن بست، اقتصاد در رکود، دولت مشغول حاشیه سازی/ افتضاحی به بار آمده یا خواهد آمد!
 
 
استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
 
یادداشت حمید بقایی/ همه محتویات پرونده را بدون استثناء منتشر کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
یادداشت حمید بقایی/ همه محتویات پرونده را بدون استثناء منتشر کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
 
نگرانیها درباره احتمال حضور در دادگاه حمید بقایی/ برای دکتر احمدی نژاد داخل دادگاه یا پشت درهای بسته تفاوتی ندارد!
نگرانیها درباره احتمال حضور در دادگاه حمید بقایی/ برای دکتر احمدی نژاد داخل دادگاه یا پشت درهای بسته تفاوتی ندارد!
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم شام غریبان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی(ره) + تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم شام غریبان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی(ره) + تصاویر
 
ظهر عاشورای ١٣٩٦؛ محبت مردم و عشق عزاداران حسینی به فرزند ایران + تصاویر
ظهر عاشورای ١٣٩٦؛ محبت مردم و عشق عزاداران حسینی به فرزند ایران + تصاویر
 
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم اقامه نماز ظهر عاشورای مسجد جامع نارمک + فیلم و تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم اقامه نماز ظهر عاشورای مسجد جامع نارمک + فیلم و تصاویر
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار