آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
چهارشنبه، 1 آذر 1396 - 00:36   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  امرسون منانگاگوا رییس‌جمهوری موقت زیمبابوه می‌شود
  کدام گوشی‌های مسافری نیاز به رجیستری ندارند؟
  با ۳۰میلیون‌ هم می‌توان خودرو صفر خرید؟ +جدول
  یک ایرانی سرمربی تیم سوئدی شد
  عکس/ حمایت عجیب منشا از بیرانوند
  واکنش جالب زمانی به عدم نتیجه‌گیری استقلال
  تعطیلی قریب‌الوقوع پایگاه آمریکا در التنف سوریه
  فیلم/ دختر زلزله زده ای که رهبرانقلاب او را درآغوش گرفت
  یک جانباز جنگ در سوریه آسمانی شد + عکس
  جدول/ قیمت خودروهای چینی در بازار تهران
  تصویر قدیمی از حاج قاسم و سیدحسن نصرالله
  دستگیری ۱۰۰ مظنون به سرقت در سرپل ذهاب
  تحویل افسر داعشی روس به مسکو
  تلاش بین المللی برای ابقای حریری
  رفتار سنجی آمریکا بعد از شکست داعش
  تصاویر/ کشف گور دسته‌جمعی در منطقه نفتی
  فیلم/ زیارتنامه خوانی مهندس رحیم مشایی در حرم سیدالکریم (ع)
  تصاویر/ پدیده گرد و خاک در اهواز
  ما خواستار بی‏‌طرفی لبنان در درگیری‎های منطقه‎ای هستیم
  آخرین وضعیت مصدومیت رسن
  طرح آمریکا برای تجزیه عربستان به 4 کشور
  آزادسازی قیمت بلیت قطار و اقلام خوراکی
  تلفات سنگین مزدوران سعودی در یمن
  بیرانوند با تراکتوری‌ها تماس می‌گرفت نه برعکس!
  تکلیف طاهری مشخص شد
  عکس/ خیابان آزادی در دهه ۴۰
  ماجراجویی شیطانی عربستان
  استقلال در بهترین حالت، سهمیه آسیا را می‌گیرد
  تصاویر/ پاسبانی سربازان در شبهای سرد سرپل‌ذهاب
  گرانی قوت اصلی ایرانیان قطعی شد
- اندازه متن: + -  کد خبر: 431097صفحه نخست » تازه هاپنجشنبه، 23 شهریور 1396 - 08:44
زندگینامه شهید ابراهیم هادی + تصاویر
دولت بهار: مادران بسیاری در این مرز و بوم جوانان رشیدشان را تقدیم اسلام کرده اند اما سهم مادران شهدای گمنام پس از جنگ از فرزندانشان کمتر از دیگرمادران بود.
  
به گزارش دولت بهار، در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) یادبودی است که خیلی‌ها با دیدن عکس صاحب آن و عنوان «شهید گمنام» که روی سنگ مزار نوشته شده، می‌روند و زائر شهید مفقودالاثر «ابراهیم هادی» می‌شوند؛ شهیدی که برای بچه‌های جنوب شرق تهران و کسانی که اهل دل هستند، خیلی عزیز است البته این شهید برای جوان‌هایی که کتاب «سلام بر ابراهیم» را خواندند، حال و هوای دیگری دارد.
 
پهلوان بسیجی ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
 
 
ابراهیم دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریم‌خان گذراند. او در سال ۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال‌های پایانی دبیرستان، مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد؛ حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود.
این شهید مفقود، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد؛ همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.
 
یکی از کارهای ابراهیم انتقال مجروحان و شهدا از منطقه به عقب جبهه بود. گاهی اوقات پیکرهای مطهر شهدا در ارتفاعات بازی‌دراز بر شانه‌های ابراهیم می‌نشست تا به دست خانواده‌هایشان برسد.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
**خاطراتی از ابراهیم؛
 
*عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
 
ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.
 
کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.
 
ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.
 
* عصر بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل کانال فقط دود بلند می شد ومرتب صدای انفجار می آمد. اما من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم شرایط بسیار بدتری از این را هم سپری کرده، نزدیک غروب شد.
 
من دوباره با دوربین به کانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و در حال حرکت است.با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و بلند می شدند وزخمی وخسته به سمت ما می آمدند .معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و بچه ها را صدا کردم.به بقیه هم گفتم تیراندازی نکنید.بالاخره آن سه نفر به خاکریز ما رسیدند. پرسیدم:از کجا می آیید.
 
حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها خواست . سریع قمقمه رو به او دادم.دیگر دیگری هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش می لرزید. وسومی بدنش غرق به خون بود. وقتی سرحال آمدند گفتند:از بچه های کمیل هستند.
 
با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟ در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفت:فکر نمی کنم کسی غیراز ما زنده باشد.
 
هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:این پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟ باهمان بی رمقی اش جواب داد زیر جنازه ها مخفی شده بودیم اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود.
 
عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و یک طرف تیربار شلیک می کرد. یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش و گفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید .آذوقه وآب رو پخش می کرد،به مجروح ها می رسید.اصلاً این پسر خستگی نداشت.
 
گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، پس از کی داری حرف می زنید؟
 
گفت:یه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش این جوری بود ... ، لباسش اون جوری و چفیه... . داشت روح از بدنم جدا می شد.سرم داغ شده بود.آب دهانم را قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم الان کجاست؟ گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند فرار کنید. یکی ازاون سه نفر هم گفت:من دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.
 
این گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل داشتیم و ابراهیم تا به حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، همیشه دوست داشت گمنام شهید شود.
 
چند سال بعداز عملیات تفحص شهدا، محمود وند از بچه های تفحص که خود نیز به درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند: یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل شهیدی پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سالها هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:
 
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم  قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)
 
* سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم (شهید ابراهیم هادی)عقب موتور نشسته بود.
 
از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یک دفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! گفت: هیچی، اگر وقت داری بریم دیدن یه بنده خدا!‌ من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم.
 
با ابراهیم داخل یک خانه رفتیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوان‌ها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهره‌ای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی، چه عجب این طرف ‌ها!
 
ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمی‌کنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت می‌کردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب می‌شناسد حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد.
 
وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید. خواهش می‌کنم این طوری حرف نزنید بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. انشاء‌الله در جلسه هفتگی خدمت می‌رسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و به بیرون رفتیم.
 
بین راه گفتم: ابراهیم جون، تو هم به این بابا یه کم نصیحت می‌کردی. دیگه سرخ و زرد شدن نداره!‌ با عصبانیت پرید توی حرفم و گفت: چی می‌گی امیر جون، تو اصلاً این آقا رو شناختی!؟ گفتم: نه، راستی کی بود!؟
 
جواب داد: این آقا یکی از اولیای خداست. اما خیلی‌ها نمی‌دانند. ایشون حاج میرزا اسماعیل دولابی بودند. سال ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند. تازه با خواندن کتاب طوبی محبت فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
** جاوید الاثر؛
 
و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد و در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید و این هم آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه گرفته شده توسط تلویزیون عراق، که در نشریه پلاک هشت منتشر شده است.
 
 
ابراهیم همیشه از خدا می‌خواست گمنام بماند؛ چرا که گمنامی صفت یاران خداست.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
 
** وصیت نامه شهید هادی؛
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
 
اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود. 
 
خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم. 
امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری.
 
خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام. 
 
خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم. 
 
خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت. 
 
و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید. 
 
دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود. 
 
والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته
ابراهیم هادی‌پور
 
روحش شاد و یادش گرامی
   
  

اضافه نمودن به:          

   پربیننده ها  
  فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
  آغاز بست نشینی یاران دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر
  حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
  احضار مهندس اسفندیار رحیم مشایی به اتهام توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه نظام، تصرف غیرقانونی در اموال دولتی، توهین به مسئولان نظام و نشر اکاذیب!
  هتک حرمت حرم عبدالعظیم حسنی/ لباس شخصی ها با وحشی گری برای بست شکنی آمدند + فیلم و تصاویر
  دکتر احمدی نژاد صبح امروز وارد کرمانشاه شد + فیلم و تصاویر
  اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
  دومین روز بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) + تصاویر
  اطلاعیه دکتر احمدی نژاد درباره هتک حرمت حرم حضرت عبدالعظیم(ع)/ حمایت از مظلوم یک تکلیف انسانی و دینی است و با مسدود شدن برخی راهها متوقف نمی شود
  جوابیه نیکزاد به لجن پراکنی دولت روحانی علیه مسکن مهر مناطق زلزله زده
  یادداشت مهندس رحیم مشایی اندر باب احضاریه/ و این آغازی بر یک راه است
  حضوردکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر
  سردار وحید حقانیان، معاون پیگیری‌های ویژه دفتر رهبری: خدا لعنت کند جهانگیری را که اولین تخم لق سیاسی را گذاشت/ از مسکن مهر سرپل بازدید داشتم و سازه مشکلی نداشت + فیلم
  اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
  تیزر پیام تصویری دکتر احمدی نژاد در خصوص عملکرد قوه قضاییه (صدای مردم ۵)
  اطلاعیه بقایی، جوانفکر و خراسانی درباره حوادث دیشب و هتک حرمت حرم حضرت عبدالعظیم(ع) توسط لباس شخصی ها/ بست نشینی تا فراهم شدن شرایط مقتضی متوقف شد
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ فرار ممنوع!
  عکس/ تا بازگشت احمدی نژاد این پوسترها روی دیوار خواهد ماند
  عکس/ مقایسه میزان خسارت ساختمان‌های نوسازی نشده طی سالهای اخیر با خسارت و آسیب وارده به ساختمان‌های مسکن مهر در زلزله شدید ۷.۳ ریشتری کرمانشاه
  گزارشی از روز سوم بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) + فبلم و تصاویر
  یادداشت علی اکبر جوانفکر درباره زلزله کرمانشاه و بی کفایتی حسن روحانی/ دولت ناکارآمد!
  عکس/ ولیعهد ابوظبی ۱۰۰ میلیون دلار به زلزله زدگان کمک کرد/ دولت بی عرضه روحانی هاپولی نکند صلوات!
  کاسبان شارلاتان زلزله
  وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
  پاسخ علی اکبر جوانفکر به محمود صادقی/ طاعون!
  پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد هم فیلتر شد!
  متن کامل نامه حمید بقایی به معاون اول قوه قضائیه درباره تخلفات بیژن قاسم زاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه
  ۴۷۴ کشته و ۹۳۸۸ زخمی تاکنون‌/ کمبود آب در روستاهای زلزله‌زده/ استقرار آشپزخانه آستان قدس/ توزیع رایگان دارو توسط سپاه + تصاویر
  تنها دیواره‌های بیرونی مسکن مهر کرمانشاه در زلزله شب گذشته تخریب شد
  ممنوع الخروج یا ممنوع الورود؟!
 
 
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
 
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
 
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
 
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
 
بررسی تاریخی اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره اشغال سفارت انگلیس / آیا زمان گشودن جعبه سیاه سال های 90 تا 92 فرار سیده است؟!
بررسی تاریخی اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره اشغال سفارت انگلیس / آیا زمان گشودن جعبه سیاه سال های 90 تا 92 فرار سیده است؟!
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار