آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
شنبه، 1 مهر 1396 - 19:19   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  حمایت سرمربی بارسلونا از رئال مادرید
  به وای‌فای‌های عمومی متصل نشوید
  ساز و کار انتخابات در آلمان چگونه است؟
  مادر شهید نکوکار دار فانی را وداع گفت
  ساعت متفاوت فعالیت مدارس درشهرهای کشور
  ۷ دلیل، برای مصرف نکردن «تراریخت»
  تصاویر/ اشتیاق مدرسه
  یک هفته تا تکمیل دیوار حائل در مرز سوریه و ترکیه
  چین تحریم نفتی کره شمالی را آغاز می کند
  ترین‌های هفته هفتم لیگ برتر
  لقمه حلال، فرزندانم را مستحق سربازی امام زمان (عج) کرد
  یک روز پرخوری با بدن چه می کند؟
  عکس/ سلفی پرسپولیسی‌ها در راه فرودگاه
  مدافع رئال قراردادش را تمدید می‌کند
  ۷ معمای بی‌پاسخ درباره آیفون ۱۰
  انتشار اطلاعات شخصی مخالفان ترامپ در اینترنت
  ۷ معجون گیاهی که باعث کاهش «قند خون» می‌شوند
  آغاز بارش در 8 استان کشور
  تفتیان: مسئولان فدراسیون دوومیدانی، ورزشکاران را به حاشیه می‌برند
  تیم منتخب هفته هفتم لیگ برتر
  ستاره الهلال به بازی پرسپولیس می‌رسد
  روایت سینمای ایران از جنگ تحمیلی تا مدافعان حرم+عکس
  «روایت زندگی شهید حسن باقری» به جلد سوم رسید
  جعفری: با کفش پاره تمرین می‌کنم
  واکنش دوناروما به احتمال جایگزینی بوفون
  تصاویر/ تجمع هواداران جریان حکمت در بغداد
  بزرگ‌ترین آرزوی همسرم در ایام مُحرم برآورده شد
  اخراج عجیب سرمربی النصر عربستان
  ترامپ: چاره‌ای جز مهار رهبر کره شمالی نداریم
  وضعیت نامعلوم دو بازیکن کلیدی الهلال
- اندازه متن: + -  کد خبر: 431097صفحه نخست » تازه هاپنجشنبه، 23 شهریور 1396 - 11:44
زندگینامه شهید ابراهیم هادی + تصاویر
دولت بهار: مادران بسیاری در این مرز و بوم جوانان رشیدشان را تقدیم اسلام کرده اند اما سهم مادران شهدای گمنام پس از جنگ از فرزندانشان کمتر از دیگرمادران بود.
  
به گزارش دولت بهار، در قطعه ۲۶ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) یادبودی است که خیلی‌ها با دیدن عکس صاحب آن و عنوان «شهید گمنام» که روی سنگ مزار نوشته شده، می‌روند و زائر شهید مفقودالاثر «ابراهیم هادی» می‌شوند؛ شهیدی که برای بچه‌های جنوب شرق تهران و کسانی که اهل دل هستند، خیلی عزیز است البته این شهید برای جوان‌هایی که کتاب «سلام بر ابراهیم» را خواندند، حال و هوای دیگری دارد.
 
پهلوان بسیجی ابراهیم هادی از بنیانگذاران گروه چریکی شهید اندرزگو در جبهه گیلانغرب و ستاره ورزش کشتی کشورمان است؛ او در اول اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان به دنیا آمد؛ ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود؛ او در نوجوانی طعم تلخ یتیمی را چشید، از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.
 
 
ابراهیم دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت و دبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان و کریم‌خان گذراند. او در سال ۵۵ توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال‌های پایانی دبیرستان، مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد؛ حضور در هیئت جوانان وحدت اسلامی و همراهی و شاگردی استادی نظیر مرحوم علامه «محمدتقی جعفری» بسیار در رشد شخصیتی ابراهیم مؤثر بود.
این شهید مفقود، در دوران پیروزی انقلاب شجاعت‌های بسیاری از خود نشان داد؛ همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد.
 
یکی از کارهای ابراهیم انتقال مجروحان و شهدا از منطقه به عقب جبهه بود. گاهی اوقات پیکرهای مطهر شهدا در ارتفاعات بازی‌دراز بر شانه‌های ابراهیم می‌نشست تا به دست خانواده‌هایشان برسد.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
**خاطراتی از ابراهیم؛
 
*عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
 
ابراهیم سریع به سمت درب خانه آمد و دنبال دزد دوید و هنوز چند قدمی نرفته بود که یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و آقا دزده با موتور به زمین خورد.تکه آهنی که روی زمین بود دست دزد را برید و خون هم جاری شد. ابراهیم به محض رسیدن نگاهی به چهره پراز ترس و دلهره دزد انداخت و بعد موتور را بلند کرد و گفت: سوار شو! همان لحظه دزد را به درمانگاه برد و دست دزد را پانسمان کرد.
 
کارهای ابراهیم خیلی عجیب بود و شب هم با هم به مسجد رفتند و بعد از نماز ابراهیم کلی با اون دزد صحبت کرد و فهمید که آدم بیچاره ای است و از زور بیکاری از شهرستان به تهران آمده و دزدی کرده.
 
ابراهیم با چند تا از رفقا و نمازگزاران صحبت کرد و یه شغل مناسبی برای آن آقا فراهم کرد.مقداری هم پول از خودش به آن شخص داد و شب هم شام خورد و استراحت کردند.صبح فردا خیلی از بچه ها به این کار ابراهیم اعتراض کردند. ابراهیم هم جواب داده بود:مطمئن باشید اون آقا این برخورد را فراموش نمی کند و شک نکنید برخورد صحیح، همیشه کار سازه.
 
* عصر بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل کانال فقط دود بلند می شد ومرتب صدای انفجار می آمد. اما من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم شرایط بسیار بدتری از این را هم سپری کرده، نزدیک غروب شد.
 
من دوباره با دوربین به کانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و در حال حرکت است.با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و بلند می شدند وزخمی وخسته به سمت ما می آمدند .معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و بچه ها را صدا کردم.به بقیه هم گفتم تیراندازی نکنید.بالاخره آن سه نفر به خاکریز ما رسیدند. پرسیدم:از کجا می آیید.
 
حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها خواست . سریع قمقمه رو به او دادم.دیگر دیگری هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش می لرزید. وسومی بدنش غرق به خون بود. وقتی سرحال آمدند گفتند:از بچه های کمیل هستند.
 
با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟ در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفت:فکر نمی کنم کسی غیراز ما زنده باشد.
 
هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:این پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟ باهمان بی رمقی اش جواب داد زیر جنازه ها مخفی شده بودیم اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود.
 
عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و یک طرف تیربار شلیک می کرد. یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش و گفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید .آذوقه وآب رو پخش می کرد،به مجروح ها می رسید.اصلاً این پسر خستگی نداشت.
 
گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، پس از کی داری حرف می زنید؟
 
گفت:یه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش این جوری بود ... ، لباسش اون جوری و چفیه... . داشت روح از بدنم جدا می شد.سرم داغ شده بود.آب دهانم را قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم الان کجاست؟ گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند فرار کنید. یکی ازاون سه نفر هم گفت:من دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.
 
این گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل داشتیم و ابراهیم تا به حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، همیشه دوست داشت گمنام شهید شود.
 
چند سال بعداز عملیات تفحص شهدا، محمود وند از بچه های تفحص که خود نیز به درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند: یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل شهیدی پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سالها هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:
 
امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم  قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س)
 
* سال اول جنگ بود. به مرخصی آمده بودیم. با موتور از سمت میدان سرآسیاب به سمت میدان خراسان در حرکت بودیم. ابراهیم (شهید ابراهیم هادی)عقب موتور نشسته بود.
 
از خیابانی رد شدیم. ابراهیم یک دفعه گفت: امیر وایسا! من هم سریع آمدم کنار خیابان. با تعجب گفتم. چی شده؟! گفت: هیچی، اگر وقت داری بریم دیدن یه بنده خدا!‌ من هم گفتم: باشه، کار خاصی ندارم.
 
با ابراهیم داخل یک خانه رفتیم. چند بار یاالله گفت. وارد اتاق شدیم. چند نفری نشسته بودند. پیرمردی با عبای مشکی و کلاهی کوچک بر سر بالای مجلس بود. به همراه ابراهیم سلام کردیم و در گوشه اتاق نشستیم. صحبت حاج آقا با یکی از جوان‌ها تمام شد. ایشان رو کرد به ما و با چهره‌ای خندان گفت: آقا ابراهیم راه گم کردی، چه عجب این طرف ‌ها!
 
ابراهیم سر به زیر نشسته بود. با ادب گفت: شرمنده حاج آقا، وقت نمی‌کنیم خدمت برسیم. همین طور که صحبت می‌کردند فهمیدم ایشان، ابراهیم را خوب می‌شناسد حاج آقا کمی با دیگران صحبت کرد.
 
وقتی اتاق خالی شد رو کرد به ابراهیم و با لحنی متواضعانه گفت: آقا ابراهیم ما رو یه کم نصیحت کن! ابراهیم از خجالت سرخ شده بود. سرش را بلند کرد و گفت: حاج آقا تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید. خواهش می‌کنم این طوری حرف نزنید بعد گفت: ما آمده بودیم شما را زیارت کنیم. انشاء‌الله در جلسه هفتگی خدمت می‌رسیم. بعد بلند شدیم، خداحافظی کردیم و به بیرون رفتیم.
 
بین راه گفتم: ابراهیم جون، تو هم به این بابا یه کم نصیحت می‌کردی. دیگه سرخ و زرد شدن نداره!‌ با عصبانیت پرید توی حرفم و گفت: چی می‌گی امیر جون، تو اصلاً این آقا رو شناختی!؟ گفتم: نه، راستی کی بود!؟
 
جواب داد: این آقا یکی از اولیای خداست. اما خیلی‌ها نمی‌دانند. ایشون حاج میرزا اسماعیل دولابی بودند. سال ها گذشت تا مردم حاج آقای دولابی را شناختند. تازه با خواندن کتاب طوبی محبت فهمیدم که جمله ایشان به ابراهیم چه حرف بزرگی بوده.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
** جاوید الاثر؛
 
و سرانجام ابراهیم، در والفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه‌های گردان کمیل و حنظله در کانال‌های فکه مقاومت کرد اما تسلیم نشد و در ۲۲ بهمن سال ۶۱ بعد از فرستادن بچه‌های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد و دیگر کسی او را ندید و این هم آخرین تصویر از پیکر پهلوان بسیجی شهید «ابراهیم هادی» در کانال قتلگاه فکه گرفته شده توسط تلویزیون عراق، که در نشریه پلاک هشت منتشر شده است.
 
 
ابراهیم همیشه از خدا می‌خواست گمنام بماند؛ چرا که گمنامی صفت یاران خداست.
زندگینامه شهید ابراهیم هادی
 
 
** وصیت نامه شهید هادی؛
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
 
اگر چه خود را بیشتر از هر کس محتاج وصیت و پند و اندرز می‌دانم، قبل از آغاز سخن از خداوند منان تمنّا می‌کنم قدرتی به بیان من عطا فرماید که بتوانم از زبان یک شهید‌، دست به قلم ببرم چرا که جملات من اگر لیاقی پیدا شد و مورد عفو رحمت الهی قرار گرفتم و توفیق و سعادت شهادت را پیدا کردم، به عنوان پرافتخارآفرین وصیای شهید خوانده می‌شود. 
 
خدایا تو را گواه می‌گیرم که در طول این مدت از شروع انقلاب تاکنون هر چه کردم برای رضای تو بوده و سعی داشتم همیشه خود را مورد آزمایش و آموزش در مقابل آزمایش‌ها قرار دهم. 
امیدوارم این جان ناقابل را در راه اسلام عزیز و پیروزی مستضعفین بر متکبرین بپذیری.
 
خدایا هر چند از شکستگی‌های متعدد استخوان‌هایم رنج می‌برم،‌ ولی اهمیتی نمی‌دادم؛ به خاطر این‌که من در این مدت چه نشانه‌هایی از لطف و رحمت تو نسبت به آن‌هایی که خالصانه و در این راه گام نهاده‌اند، دیده‌ام. 
 
خدایا،‌ ای معبودم و معشوقم و همه کس و کارم، نمی‌دانم در برابر عظمت تو چگونه ستایش کنم ولی همین قدر می‌دانم که هر کس تو را شناخت، عاشقت شد و هر کس عاشقت شد، دست از همه چیز شسته و به سوی تو می‌شتابد و این را به خوبی در خود احساس کردم و می‌کنم. 
 
خدایا عشق به انقلاب اسلامی و رهبر کبیر انقلاب چنان در وجودم شعله‌ور است که اگر تکه‌تکه‌ام کنند و یا زیر سخت‌ترین شکنجه‌ها قرار گیرم، او را تنها نخواهم گذاشت. 
 
و به عنوان یک فردی از آحاد ملت مسلمان به تمامی ملت خصوصاً مسئولین امر تذکر می‌دهم که همیشه در جهت اسلام و قرآن بوده باشید و هیچ مسئله و روشی شما را از هدف و جهتی که دارید، منحرف ننماید. 
 
دیگر این که سعی کنید در کارهایتان نیت خود را خالص نموده و اعمالتان را از هر شرک و ریا، حسادت و بغض پاک نمایید تا هم اجر خود را ببرید و هم بتوانید مسئولیت خود را آن‌چنان که خداوند، اسلام و امام می‌خواهند، انجام داده باشید این را هرگز فراموش نکنید تا خود را نسازیم و تغییر ندهیم، جامعه ساخته نمی‌شود. 
 
والسلام و علیکم و رحمه الله و برکاته
ابراهیم هادی‌پور
 
روحش شاد و یادش گرامی
   
  

اضافه نمودن به:          

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  بخشی از ناگفته های ایام بازداشت در پیام حمید بقایی خطاب به ملت بزرگ ایران/ از اتهام جاسوسی، رمالی، انتقال پول به یونان تا براندازی نظام با لشگر جنیان!
  پاسخ علی اکبر جوانفکر به حداد عادل/ نرم افزار!
  پاسخ بقایی به اتهام دریافت مقدار زیادی ارز از یک نهاد نظامی
  یادداشت دکتر احمدی نژاد درباره صلاحیت قاضی و دادگاه حمید بقایی / آیا این همان دستگاه قضایی است که ملت ما در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی مطالبه کرده است؟
  آزار و اذیت دختر جوان در مسیر فرودگاه + عکس
  حمید بقایی ماجرای ۳۰۰ میلیون تومان را تشریح کرد
  عکس یواشکی دانشجوی دکترای مدیریت از نخستین کلاس سال تحصیلی جدید با دکتر احمدی نژاد
  بمب کشف شده در نجف آباد در بیابان منفجر شد
  قدردانی وکیل دکتر احمدی نژاد از مقام مسئولی که سیاسی بودن پرونده دیوان محاسبات را تایید کرد!
  نظر عضو شورای نگهبان درباره دلیل رد صلاحیت دکتر احمدی نژاد/ آیت الله مومن: اگر اشخاصی ایرادی داشته باشند و ایرادشان برطرف شود صلاحیت شان تایید می شود + فیلم
  یادداشت دکتر احمدی نژاد درباره اظهارات سخت دونالد ترامپ/ این رفتارها تنها مسیر اضمحلال امپراتوری خشن و خودخواه آمریکا را کوتاه تر خواهد کرد
  توییت حمید بقایی خطاب به حداد عادل: ... باتشکر از اعلام میزان "حقوقتان" لطفا میزان "درآمدتان" را هم بفرمایید!
  یامین پور: پرتکرارترین کلمه اى که در سفر به تونس پس از "ایرانی سلام" شنیدم، احمدی نجاد بود
  افشای جزئیات پیشنهاد استقلال به فاتح تریم +عکس
  توییت حسین دهباشی درباره عکس های احمدی نژاد در کشمیر
  دیوان محاسبات که آبروی خود را برد اما قضاوت خلاف روزنامه اعتماد هم با ادعاهایش سازگاری ندارد!
  ترامپ: به زودی در ماه اکتبر خواهید دید که با ایران و برجام چه خواهم کرد!
  حضور و سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم بزرگداشت استاد شهریار + تصاویر
  جوانفکر: نامه وکیل دکتر احمدی نژاد به نمایندگان مجلس شورای اسلامی کاملا گویاست/ دکتر احمدی نژاد تنها برگ برنده ملت ایران است
  حضور دکتر احمدی نژاد در اولین جلسه مجمع تشخیص به ریاست‌ آیت‌الله شاهرودی + تصاویر
  امیراحمدی: برجام این «درس بد» را به آمریکا داد که می‌توان با زور از ایران هر چیز را گرفت/ برجام یک طرح خلع‌سلاح و واداشتن به تسلیم مطلق بود/ هدف، تغییر رژیم است
  یادداشت حمید بقایی درباره اتهام اصلی/ اساسا تسویه بخشی از اقساط وام وزرای دولت سابق صورت نگرفته است
  قاضی به متهم: از محضر دادگاه تقاضایی دارید؟!
  گزارش عملکرد ۴ ماهه دولت بخوروبخواب حسن روحانی/ ۹۸ درصد از درآمدهای دولت صرف امور جاری شد، بودجه عمرانی تقریبا هیچ!
  فیلم/ جواب دشمن پررو را اینجوری باید داد نه اونجوری!
  شلیک 11 گلوله به سمت برژنف رهبر شوروی سابق
  گزافه‌گویی‌ مسعود بارزانی علیه ایران و ترکیه
  دکتر احمدی‌ نژاد: ظهور انسان کامل وعده نهایی همه ادیان الهی است و او جهان را در عدالت، آرامش و صلح کامل رهبری خواهد کرد
  فقر فکری روشنفکران انقلاب و نگاه ساده انگارانه مکتب عدالتخواهی مشهد / چرا عدالت‌خواهان تکنوکرات شدند؟!
  لابی‌های پشت پرده حضور برای مربی کارنامه پس داده در استقلال
 
 
فقر فکری روشنفکران انقلاب و نگاه ساده انگارانه مکتب عدالتخواهی مشهد / چرا عدالت‌خواهان تکنوکرات شدند؟!
فقر فکری روشنفکران انقلاب و نگاه ساده انگارانه مکتب عدالتخواهی مشهد / چرا عدالت‌خواهان تکنوکرات شدند؟!
 
بخشی از ناگفته های ایام بازداشت در پیام حمید بقایی خطاب به ملت بزرگ ایران/ از اتهام جاسوسی، رمالی، انتقال پول به یونان تا براندازی نظام با لشگر جنیان!
بخشی از ناگفته های ایام بازداشت در پیام حمید بقایی خطاب به ملت بزرگ ایران/ از اتهام جاسوسی، رمالی، انتقال پول به یونان تا براندازی نظام با لشگر جنیان!
 
دلسوزی بچه مثبت های حزب اللهی و خودکشی از ترس مرگ / ما خودمان آمریکای داخلی تاسیس کردیم!
دلسوزی بچه مثبت های حزب اللهی و خودکشی از ترس مرگ / ما خودمان آمریکای داخلی تاسیس کردیم!
روایت دکتر سعید زیباکلام از جرم جنبش عدالتخواه دانشجویی / آیا مشکل دانشجویان بسیجی، سازمان بسیج دانشجویی نیست؟!
روایت دکتر سعید زیباکلام از جرم جنبش عدالتخواه دانشجویی / آیا مشکل دانشجویان بسیجی، سازمان بسیج دانشجویی نیست؟!
 
متن کامل پیام تصویری دکتر محمود احمدی نژاد درباره مسکن مهر خطاب به ملت ایران
متن کامل پیام تصویری دکتر محمود احمدی نژاد درباره مسکن مهر خطاب به ملت ایران
 
پاسخ به اظهارات وحید جلیلی در جمع جنبش عدالتخواه دانشجویی / تبختر عظیم حزب اللهی گری یا خود خدا پنداری!
پاسخ به اظهارات وحید جلیلی در جمع جنبش عدالتخواه دانشجویی / تبختر عظیم حزب اللهی گری یا خود خدا پنداری!
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار