آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
چهارشنبه، 26 مهر 1396 - 10:58   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  بعد از حذف پرسپولیس چه کنیم؟!
  جدول/ قیمت خودرو سمند در بازار
  جانشین فرمانده اطلاعاتی حشدالشعبی به شهادت رسید+عکس
  عکس/ ناظر AFC در آغوش سرمربی الهلال!
  جزئیات جنایت خانوادگی از زبان تازه عروس قاتل +عکس
  ترامپ: سپاه پاسداران ایران را تحت تحریم های شدید گذاشتیم
  لزوم ۶ ماه اعتبار گذرنامه زائرین اربعین نه کمتر
  کرکوک؛ نقطه جوش اختلاف بغداد و اقلیم کردستان عراق+تصاویر
  امروز؛ آخرین فرصت دانشجویان برای ثبت‌نام پیاده‌روی اربعین
  زیباکلام: با ناکامی روحانی در سال ۱۴۰۰ احمدی‌نژاد تکرار خواهد شد
  صبح خود را با قرآن آغاز کنید؛ صفحه 450+صوت
  برنامه زمانی آزمون های سال ۹۷ اعلام شد
  گزارش جدید مرکز آمار/ ۱ میلیون و ۷۶۰ هزار جوان ایرانی بیکارند
  داعش ۸۷ درصد از مناطق تحت تصرفش را از دست داده است
  بارزانی و همدستانش محاکمه می‌شوند
  هدف واقعی ترامپ از اعمال فشارها بر روسیه چیست؟
  حمله تروریستی به نیروهای نظامی شهر کویته با ۱۸کشته وزخمی
  استیلی: پرسپولیس باید آسیا را فراموش کند و به فکر دربی باشد
  ذوالفقارنسب: باید قبول کنیم تیم‌های عربی از ما بهتر شده‌اند
  عدم اعمال معافیت وارداتی از مناطق آزاد خبرساز شد + سند
  مافیای قدرت و ثروت به دنبال تسلط بر بازار آلومینیوم کشور است
  بی توجهی به سلامت روان در مدارس
  حضور سرلشگر باقری در حرم حضرت رقیه (س)+ تصاویر
  استقرار ۶ لایه امنیتی منتهی به مرز مهران
  حاجی دلیگانی: جرم دری اصفهانی محرز است/۴ جاسوس در تیم هسته‌ای شناسایی شدند
  وقتی رئیس‌جمهور پای خود را در سازمان ملل به نمایش گذاشت؟ + تصاویر
  در صورت عدم همراهی اروپا، استراتژی جدید ترامپ شکست می‌خورد
  ادعای عجیب جهانگیری: ۶ ماهه ۱.۵ میلیون شغل ایجاد کردیم
  ترامپ: اولویت آمریکاست؛ از توافق های یکطرفه خارج می شویم
  خانواده ستایش، ۲روز پیش از اعدام قاتل: قصاص نمی‌خواستیم
- اندازه متن: + -  کد خبر: 434862صفحه نخست » دیدگاهجمعه، 7 مهر 1396 - 17:55
از خودسوزی دستفروش تونسی تا استقلال کردستان
از خودسوزی دستفروش تونسی تا استقلال کردستانمحمد مهدی میرزایی پور
  

فصل اول: درباره زمین بازی، کارت‌های برنده و اهرم‌های فشار و بازیگران اصلی و فرعی

اگر روزگاری «طرح خاورمیانه بزرگ» آنچنان مضحک به نظر می رسید که کسی به تحقق آن به طور جدی فکر نمی کرد امروز به نتیجه رسیدن نقطه عطف این طرح یعنی استقلال کردستان با جدیت و واقعیت پیش روی ماست. بدون تحلیلی تاریخی نمی‌توان به تصویری دقیق از دلیل رسیدن وضعیت منطقه به این نقطه دست یافت.

یکم؛ فردای پیروزی مهم‌تر از خود پیروزی
تجربه عراق نشان داده بود که فردایِ پیروزی بسیار مهم تر از خود پیروزی است. دلیل اصلی شکست امریکا در عراق پس از سرنگونی صدام همین بود که ایران -به عنوان تنها قطب جهانی که امکان طراحی واقعی علیه نظام سلطه را دارد- اهرم‌های قدرت جدی برای مدیریت صحنه عراق در اختیار داشت. از جمله اینکه نیروهای جایگزین صدام سال‌های سال در ایران پناه گرفته بودند و ارتباط و دوستی زیادی با ایرانیان داشتند. هم‌مذهبی با قاطبه مردم عراق، هم‌مرزی و تسلط نسبی بر فضای سیاسی و اجتماعی آن کشور از سوی ایران دیگر مزایای بزرگ ما در مناقشه عراق بودند که به تدریج باعث شدند دو ملت با همکاری یکدیگر و مقاومت منفی طولانی مدت و بسیار پر زحمت هزینه‌های ماندن را بر فایده‌اش فزونی داده و نهایتاً در موفقیتی بزرگ هم از شر دیکتاتور خلاص شوند و هم امریکائیان را از سرزمین عراق به بیرون برانند.

دوم؛ مقایسه اهرم‌های فشار ایران و امریکا در کشورهای انقلاب کرده

اما شرایط در وقایع موسوم به بیداری اسلامی چگونه بود؟

الف) نفوذ در عناصر انقلابی؛ به تدریج مشخص شد که ایران به نسبت امریکا از نفوذ بسیار پائینی بر عناصر جایگزین در کشورهای انقلاب کرده به نسبت امریکا برخوردار است. درست مثل کسی که رابطه‌ای سالی یک بار دارد در مقایسه با کسی که هر روز با کسی ارتباط می‌گیرد. راشد الغنوشی رهبر تبعیدی جنبش النهضه تونس پیش از انقلاب در لندن سکونت داشت و اطلاعات موثقی درباره عدم احتراز او از ارتباط با سرویس‌های جاسوسی غربی در دست بود. جنبش اخوان المسلمین به تدریج از بافت ضد استعماری اولیه خویش به سوی گرایش‌های تکفیری و تحت نفوذ امریکا و با حساسیت‌های مذهبی تغییر هویت داده بود. کار تا جایی بالا گرفت که محمد مرسی در تنها سفرش به ایران شدیداً دیدار با رهبری را رد کرد و محور سخنرانی‌ش را علیه بشار اسد و ایران قرار داده و حتی سخنرانی‌ش را با جمله «سلام بر ابوبکر، عمر و عثمان» آغاز نمود. (که در رسانه‌های مدعی بیداری اسلامی مورد سانسور قرار گرفت) به خوبی می‌دانستیم که پشتیبانان معنوی بهار عربی در جهان اسلام یعنی ترکیه و قطر سال‌های سال بیشترین همکاری را با امریکا در زمینه سیاست‌های بین‌المللی انجام می‌دادند و حتی دارای پیمان‌های نظامی با اسرائیل هستند.

ب) نفوذ بر عموم مردم و نخبگان؛ سیطره‌ی رسانه‌های غربی بر مردمان منطقه به نحوی که توانسته بودند هر واقعه ای را بزرگ یا کوچک جلوه بدهند دیگر اهرم بسیار نیرومند مدیریت آنان بر وقایع کشورها بود و در کنار آن ایران از داشتن هرگونه رسانه قوی محروم بود و حتی توان رقابت با رقبای منطقه ای مثل الجزیره را نیز به هیچ روی نداشت. همچنین شبکه‌های اجتماعی خصوصاً فیس‌بوک و توئیتر به عنوان ابزاری بسیار موثر در دست مدیریت‌کنندگان صحنه بود. علاوه بر این امریکا توانسته بود طی سال‌ها قشرهایی کاملاً وابسته به خود در کشورهای انقلاب کرده بوجود بیاورد. از جمله میلیون‌ها عضو ارتش مصر (به عنوان نیرومندترین عنصر این کشور) سال‌های سال وابستگی کامل تجهیزاتی و مالی و حتی بهداشتی (و البته فکری) به امریکا داشته‌اند (از نیویورک تایمز) در مقابل ایران نه از عنصر همسایگی (مانند عراق) و نه از آشنایی کافی با فضای افریقا برخوردار نبود. سال‌های سال به ایرانیان به چشم تهدید توسط حکومت‌ها نگریسته شده بود و حسنی مبارک ده‌ها سال ورود اتباع ایرانی به خاک مصر را محدود کرده بود. حتی سخنرانی‌های عربی رهبری درباره انقلاب مصر نیز به عنوان دخالت در امور داخلی مصر نامیده شد و در چنین فضایی بود که در حالی که اتباع اسرائیل به راحتی به مصر رفت و آمد داشتند محمد مُرسی با صدور حکمی ممنوعیت ورود اتباع ایرانی به مصر را تمدید کرد تا جلوی «دخالت» ایران را بگیرد (که در رسانه‌های ایرانی به طور عمده سانسور شده و نادیده گرفته شد).

ج) تسلط بر گلوگاه‌های اقتصادی؛ کشور لیبی بدون صدور نفت به اروپا نمی‌تواند زندگی کند و اساساً پس از قذافی نیز طرفین اصلی باقیمانده در این کشور (در بن‌قاضی و طرابلس) هر دو به فروش نفت به اروپا مبادرت می‌کنند. مصر پیش از انقلاب به واسطه فقر گسترده (به عنوان مثال 5 میلیون مصری در قبرستان زندگی می کنند) کمک‌های سالیانه مالی از امریکا و عربستان دریافت می‌کرد تا جایی که ارتش این کشور حاضر شده بود در ازای رقم ناچیزی در حد 1.3 میلیارد دلار در سال از امریکا در حال صلح با اسرائیل به سر برد. تونس اساساً کوچک‌تر از آن بود که بتواند بدون اروپا به هر لحاظ زندگی کند (حتی در سطح تجارت و آموزش از زبان فرانسوی استفاده می‌کند) و به لحاظ اقتصادی هیچ اثر کاهشی بر وابستگی کشورهای انقلاب کرده نمی‌توانست داشته باشد. همه این موارد خیلی زود محمد مُرسی را به بستن قراردادهای اقتصادی با دشمن اصلی خود (عربستان) کشاند و حتی به واسطه وابستگی مصر به توریسم او را به تلاش برای گرفتن وام از صندوق بین‌المللی پول کشاند. بی‌تردید اهرم اقتصادی را باید در زمره اصلی‌ترین گلوگاه‌های در دست امریکا برای اعمال اراده خود در این کشورها دانست.

د) آشنایی تئوریک و تجربی امریکا به عدم پذیرش و توانایی انقلاب «مذهبی» در مدیریت کشورها؛ در حالی که در ایران تصور می‌شد با «اسلامی» نامیده شدن وقایع می‌توان تصوری نسبت به هرگونه نزدیکی نیروهای انقلاب کننده به ایران ایجاد کرد و حتی در ابتدای راه از در اختیار قرار دادن تجربیات انقلاب ایران به انقلابیون مصر و تونس سخن گفته می‌شد اما بر خلاف ما امریکا دارای تحلیل خوبی از نقاط حساسیت و ناتوانی‌های نیروهای مذهبی اخوان المسلمین که سال‌های سال نیز از حکومت‌داری به دور بوده‌اند داشت. فراهم شدن سریع زمینه حمایت اخوان المسلمین از سقوط بشار اسد و نیز بوجود آمدن درگیری‌های مذهبی در داخل مصر از نشانه‌های این امر بودند. واگرایی و هراس شدید عموم مردم از تسلط سلفی‌گری در زمره اصلی‌ترین دلایل سقوط مُرسی آن هم تنها یک سال پس از روی کار آمدنش بود. از اصلی‌ترین مشغولیت‌های تونس از زمان انقلاب پاسخ‌گویی به تظاهرات‌هایی که برای کسب آزادی مذهبی انجام می‌شود بوده است. علاوه بر این آینده نشان داد همچنان که هرگز نباید ترکیه و قطر را نیروهایی حقیقتا ضد امریکایی و ضد اسرائیلی دانست نیروهای به اصطلاح انقلابی در کشورهای مصر و تونس و لیبی اساساً آنچنان که می‌پنداشتیم انقلابی سیاسی و با ابعاد جهانی و در تداوم امواج انقلاب اسلامی و در راه مبارزه با امریکا و اسرائیل را در نظر ندارند. به عنوان مثال انقلابیون لیبی مخالفت ویژه‌ای با حضور ناتو در لیبی نکردند. دولت جدید مصر نیز که نمی‌دانست باید تکنوکرات باشد یا انقلابی و اساساً در راستای چه هدفی روی کار آمده در حالی که با سوریه قطع رابطه دیپلماتیک می‌کرد نه فقط در قبال حمله اسرائیل به نوار غزه سکوت پیشه می‌کرد (در حال که حتی حسنی مبارک 5 سال با اسرائیل به دلیل حمله به فلسطین روابطش را تعلیق کرده بود) بلکه نامه محبت‌آمیز و صمیمانه‌ای خطاب به شیمون پرز تحت عنوان «دوست بزرگ و خوب» نگاشت.

ه) تسلط نظامی و اطلاعاتی و دیپلماتیک؛ در حالی که تجارت گسترده و رفت آمد گسترده و بدون محدودیت اتباع کشورها غربی به مصر و لیبی و فعالیت سفارت‌های این کشورها باعث شده بود آگاهی اطلاعاتی زیادی نسبت به شرایط وجود داشته باشد و نیز مرزهای گسترده این کشورها با دریای مدیترانه امکان حضور مستقیم نیروهای نظامی ناتو با استفاده از ناوهای هواپیمابر را در این کشورها به سادگی ممکن کرده بود اما ایران از حدود سی سال پیش سفارتی (یا حتی حضور جدی اتباع خود) در مصر نداشت و حتی در زمان وقوع انقلاب در لیبی سفارت ایران بدون هرگونه فعالیت بسته بود. ایران که هیچ حضوری نظامی در مدیترانه نداشت صرفاً توانست مدت‌ها بعد از سرنگونی و افول انقلاب‌ها ناو جنگی خود را از کانال سوئز آن هم برای حمایت نظامی از سوریه یک بار عبور بدهد. همچنین در حالی که دیدارهای متعدد مقامات غربی با مقامات مصری صورت می‌گرفت ایران مدت‌ها بعد توانست در اوج فضای منفی علیه خود، رئیس‌جمهورش را به مصر بفرستد. باید به این موارد آشنایی بیشتر امریکائیان نسبت به ساختار قبیله‌ای موجود در کشورهایی مانند لیبی را اضافه کرد که اثرات عمیقی بر آینده این کشورها نیز گذاشت.

سوم؛ چه کسی بازی خورد؟
مجموعه این شرایط و نیز دیگر موارد جزئی‌تر نشان‌دهنده این است که خلاف تصور ما امریکا با چشمانی باز و در زمین خود وارد بازی شده بود و کارت‌های فراوانی برای بازی و اهرم‌های فشار بسیار بااهمیتی در اختیار داشت که باعث شد بتواند سرنوشت کشورها را رقم بزند و صحنه را مدیریت کند. این صحنه باعث شد امریکا نه فقط بتواند از کاهِ خودسوزی یک دستفروش کوه بسازد -که قبلا نمونه های مشابه در خود تونس نیز داشته بود ولی به چنین وقایعی منجر نشده بود- بلکه خیلی سریع جریان تحولات را به سمت نقطه اصلی معارضه با تنها رقیب جهانی‌اش -یعنی ایران- در سوریه به عنوان آسیب پذیرترین حلقه مقاومت بکشاند.

نطق باراک اوباما -که در ایران تقریباً سانسور شد- در سخنرانی پیروزمندانه خود در سال 2011 به صراحت ضمن استقبال از وقایع موسوم به بهار عربی، توجه‌ها را به سوی لیبی و سوریه معطوف می‌کرد. وقایع به نحوی مدیریت شد که ایران در موقعیت ضعف اساسی در اثر وقایع موسوم به بیداری اسلامی قرار گرفت و حتی سقوط مُرسی را باید راه تنفسی برای نگرانی اصلی ایران یعنی حفظ بشار اسد دانست. علاوه بر بدنامی شدید ایران در میان مسلمین، ایجاد گسل‌های بسیار اساسی میان ایران با ترکیه و عربستان و ضربه شدید به موقعیت مقاومت در منطقه و فراموشی جدی امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان اصلی دنیای اسلام دستاوردهای اساسی امریکائیان از صحنه بود.

امریکا پس از این واقعه نیز با همکاری متحد اسراتژیک خود در منطقه یعنی عربستان توانست تمام اثرات جانبی را (مثل روی کار آمدن مرسی) مدیریت کرده و به وضعیت سابق بازگرداند و به این ترتیب نیروهای انقلابی منطقه را به کلی مضمحل و تا ده ها سال ناامید گرداند.

افراد نزدیکتر به صحنه همچون سید حسن نصرالله غیر از مقطع بسیار کوتاه ابتدایی هرگز از واژه بیداری اسلامی استفاده نکردند و خیلی زود متوجه صحنه‌آرائی خطرناک پیش روی خود شدند. و در حالی که ما در ایران نسبت به محاکمه حسنی مبارک و لغو کمپ‌دیوید رؤیاپردازی می‌کردیم امریکا دست به سناریوسازی هر روزه علیه ایران می‌زد تا جایی که امروز با انفعال ایران از مجموعه وقایع رخ داده در منطقه شاهد نزدیک شدن به وقوع نقطه عطف طرح خاورمیانه بزرگ یعنی استقلال کردستان هستیم. در حقیقت به تدریج در حال متوجه شدن این هستیم که با امریکایی به مراتب پیچیده تر از امریکای ۵۷ طرفیم که با اندوخته تجربه‌اش گلوگاه‌های اساسی را پیشاپیش تسخیر کرده و غلبه بر چنین صحنه‌ای بسیار مشکل‌تر از آن بوده که می‌پنداشته‌ایم.

فصل دوم: نحوه عملکرد ایران در قضایای موسوم به بیداری اسلامی

در فصل پیشین درباره اهرم‌های فشار امریکا سخن گفتیم و نتیجه گرفتیم امریکا با وجود کارت‌های برنده‌ای مثل حضور نظامی، اشراف اطلاعاتی، رابطه دیپلماتیک، سلطه اقتصادی، نفوذ در نخبگان و آشنایی با گرایش‌های آنان، سیطره رسانه‌ای و آگاهی نسبت به سرنوشت انقلاب مذهبی، در زمینی با پارامترهای مشخص وارد بازی شده بود و توانسته بود انقلاب‌های دست‌سازی را درست کند که عملاً ضمن مهار اراده ملت‌ها برای تغییر، وقایع را به سوی سوریه -ضعیف‌ترین حلقه مقاومت- هدایت کرده و ایران را به واسطه حمایت از بشار اسد در موقعیت بسیار بدی در برابر کل دنیای اسلام قرار بدهد. در این فصل به موضع‌گیری‌ها و عملکرد ایران در قبال این وقایع در بعد خارجی و نیز داخلی می‌پردازیم و سعی می‌کنیم مسیر طی شده تا استقلال‌طلبی کردستان را شناسایی کنیم.

یکم؛ دوره استقبال و امیدواری برای مبارزه‌ای جدی‌تر با امریکا
ایران در بعد خارجی با این تصور که این انقلاب‌ها در تداوم ایده‌های انقلاب اسلامی اتفاق افتاده و اکنون موعد آن «پیچِ تاریخی» برای تشکیل «امت واحده اسلامی» است سعی کرد با برگزاری‌های همایش‌هایی در تهران و دعوت از برخی عناصر انقلابی همراهی خود را با این انقلاب‌ها نشان داده و حتی در مرحله بالاتر خود را به عنوان محور تحولات تثبیت کند. همایش‌های «علما و بیداری اسلامی»، «جوانان و بیداری اسلامی»، «زنان و بیداری اسلامی» و «اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام و بیداری اسلامی» و نیز تعدادی همایش‌های حاشیه‌ای در زمره این فعالیت‌ها بودند که اگرچه در ابتدای مسیر انقلاب‌های عربی با هیجان برگزار شدند ولی قطار برگزاری‌شان به تدریج با مشخص شدن ماهیت غیر استکبارستیزانه و بلکه ضد ایرانی و ضد شیعی این انقلاب‌ها متوقف گردید و امروز دیگر خبری از آن دبیرخانه اجلاس‌ها در رسانه‌ها ملاحظه نمی‌گردد. اما در خلال همین برگزاری‌ها نیز نشانه‌های واقعی نبودن تصورهای ما در داخل از وقایع خود را نشان می‌دادند که با تدابیر رسانه‌ای در جهت مدیریت آن تلاش می‌شد.

به عنوان مثال در حالی که در رسانه‌های ایرانی استاد عضو دانشگاه الازهر، مدعو همایش علما و بیداری اسلامی به عنوان حامی انقلاب علیه حسنی مبارک معرفی می‌گردید، خود دانشگاه الازهر از حسنی مبارک علیه انقلابیون حمایت کرده بود. و همین دانشگاه الازهر -به عنوان مهم‌ترین دانشگاه اسلامی اهل سنت که درباره نزدیکی‌ش به دیدگاه‌های انقلاب اسلامی تلقی‌های زیادی وجود داشت- در سال جاری میلادی از قطع رابطه کشورهای عرب با قطر که به دلیل حمایت قطر از ایران و حماس اتفاق افتاده بود طی بیانیه‌ای رسمی حمایت کرد و یا در مواردی دیگر یک عضو هیئات علمی‌ش (احمد کریمه) را که به ایران سفر کرده بود تا به اصطلاح از بیداری اسلامی حمایت کند با تهدید تعلیق فعالیت‌ها در الازهر مواجه کرد.

به نظر می‌رسد در همان زمان برگزارکنندگان اجلاس‌های بیداری اسلامی از یافتن تعدادی نیروی همفکر و همراه با ایران در این انقلاب‌ها بازمانده بودند به نحوی که مسعود اسد اللهی -سخنگوی اجلاس بیداری اسلامی- درباره میزان همراهی مدعوین در این اجلاس‌ها با ایده‌های انقلاب اسلامی گفت: «ما تلاش کردیم تا از جوانان عضو در همه‌ی احزاب و گروه ها اعم از احزاب اسلام گرا، ملی گرا، مبارزان سیاسی و افراد مستقل دعوت کنیم. یعنی همین که این جوانان در راه آزادی خواهی و عدالت بوده و در صحنه ی انقلاب حاضر بوده باشند برای ما کفایت می کرد».

در این دوره اما تحولات اساسی در سوریه در جریان بود و ایران خوشحال از وقایع بیداری اسلامی نسبت به این اتفاق بزرگ خودآگاهی نشان نداد و این عدم واکنش مناسب و سریع و هوشیارانه باعث تبدیل شدن بحران سوریه به بحرانی غیر قابل مهار شد. بحرانی که در ابتدا بحرانی درون‌ملیتی محسوب می‌شد خیلی زود تبدیل به بحرانی منطقه‌ای و فراملیتی گردید که معادلات بسیار پیچیده آن هرگونه راه حل کم‌هزینه را غیر ممکن می‌کرد. در این دوره کوتاه و مهم به دلیل احساس پیروزی و احساس موافقت این انقلاب‌ها با ایران تلاش‌های پیش‌دستانه و جدی دولت دهم برای متوقف کردن بحران سوریه با کسب رضایت نسبی ترکیه و عربستان طی مذاکرات در داخل و در میان مسئولین مورد قبول واقع نمی‌شد. گویا دلیل این بود که تصور می‌شد پیروزی نزدیک است و چگونه ممکن است در امواجی از انقلاب‌های ضد امریکایی موج ضدیت با حکومت بشار اسد بسیار جدی باشد. [1]

دوم؛ عقب‌نشینی فیزیکی و تلاش برای مدیریت بحران
به تدریج در ایران آگاهی نسبت به صحنه بسیار خطرناک پیش رو در حال بوجود آمدن بود و هر لحظه اتفاق تازه‌ای موجب بروز این آگاهی می‌گردید. علاوه بر وقایع متعددی که در فصل نخست این مطلب به آن اشاره شد به عنوان مثالی بسیار مهم باید موضع جنبش حماس را مورد بررسی قرار داد. شدت فراموشی امریکا و اسرائیل و جمع شدن نیروهای جهان اسلام برای مبارزه با حکومت سوریه به حدی بود که بخش‌های عمده‌ای از ضد اسرائیلی‌ترین و نزدیک‌ترین نیروهای جهان اهل سنت به ایران یعنی جنبش حماس -که از وابستگان فکری اخوان‌المسلمین نیز هستند- معطوف به جنگ با بشار اسد شوند. خالد مشعل سخنگوی این جنبش با شروع مناقشات سوریه مقر قدیمی خود را از سوریه به قطر منتقل کرد. اردوگاه یرموک -محل استقرار آوارگان فلسطینی- تبدیل به مقر مبارزان علیه بشار اسد شد که فجایع بسیاری را نیز به بار آورد. نیروهای آموزش دیده توسط ایران به جنگ علیه خود ایران دست می‌زدند. خالد مشعل به طور رسمی همراه با اسماعیل هنیه رئیس جنبش حماس پرچم معارضین بشار اسد را در دست گرفتند تا همان سکوت دیپلماتیکی که از نیروهای ستادی حماس بعضاً احساس می‌شد کاملاً رنگ ببازد. در حقیقت به سادگی سرمایه عظیمی که ایران در طول سال‌های سال برای حماس هزینه نموده بود علیه خود ایران به کار گرفته می‌شد.

در راستای همین آگاهی مسعود اسد اللهی -کارشناس مسائل منطقه و سخنگوی اجلاس بیداری اسلامی- 45 روز بعد از سقوط مرسی و پس از اینکه آگاهی عمومی درباره شدت ضدیت این انقلاب‌ها با ایده‌های انقلاب اسلامی بوجود آمده بود در مصاحبه‌ای مهم با سایت دفتر مقام معظم رهبری اسلامیت این به اصطلاح بیداری را حداقلی می‌نامد و می‌گوید: «حداقل بیداری اسلامی چیست؟ حداقلش این است که یک ملت مسلمان قیام نموده و حاکم ظالم را سرنگون کرده و خواهان آزادی، عدالت و مبارزه با هیمنه‌ی خارجی و حق تعیین سرنوشت می‌شود. آیا این خواسته‌ها ارزش‌‌های اسلامی نیستند؟ به عنوان مثال «آزادی» قبل از این‌که یک ارزش غربی از نگاه لیبرال‌ها باشد، ارزشی اسلامی است. عدالت‌‌خواهی قبل از این‌که توسط مکاتب فکری غربی مورد تأکید قرار بگیرد، یک ارزش اسلامی است. موارد دیگر هم به همین ترتیب است، البته هر کدام از مفاهیم ذکر شده در چهارچوب ارزش‌های اسلامی مدنظر ما هستند. بنابراین حداقل مفهوم بیداری اسلامی این است که یک ملت مسلمان به خیابان بیاید و خواهان سرنگونی حاکم ظالم شود.» [2]

اسداللهی در عقب‌نشینی آشکار خویش از تلقی بیداری اسلامی ادامه می‌دهد: « تلقی خود ما این بود که وقتی مردم مصر قیام کردند و حسنی مبارک را به عنوان عامل غرب سرنگون نمودند و الان هم در خیابان نماز می‌خوانند و قرآن تلاوت می‌کنند و در صفوف نماز جمعه هستند، پس این‌ها اسلام‌گرایند و این حرکت استمرار انقلاب اسلامی است. بعد که آمدیم جلوتر و انتخابات برگزار شد، دیدیم مردم به اسلام‌گراها رأی دادند و به تمایلات غربی‌‌ها رأی ندادند، باز این مسأله برای ما جدی‌تر شد که بیداری اسلامی در مصر به مفهوم حداکثری رخ داده است. ولی در عمل دیدیم همان گروه‌هایی که ما به عنوان اسلام‌گرا می‌شناسیم، عملکردی را از خود نشان دادند که با مفاهیم اسلامی و انقلاب اسلامی ما تطابق ندارد. تناقض پیش آمد؛ مثلاً ارتباط آن‌ها با با آمریکایی‌‌ها چه قبل از سقوط مبارک و چه بعد از سقوط او.»

از خصوصیات مهم این دوره تداوم تلاش ایران در معطوف کردن نگاه‌ها به اسرائیل و امریکا به عنوان مشکل اصلی بود. دلیل این تلاش تداوم امیدواری ایران از شنیده شدن صدایش در جهان عرب بود. به عنوان مثالی مهم مقام معظم رهبری پس از عمل جراحی خویش در بیمارستان در اولین مصاحبه‌شان با هرگونه مشارکت ایران در طرح امریکا برای مقابله با داعش در سوریه مخالفت کردند به این دلیل که امریکا را دلیل اصلی بوجود آمدن این بحران می‌دانستند. همچنین در مقاطع ابتدایی در رسانه‌ها دلیل حمایت ایران از بشار به همراهی بشار اسد با محور مقاومت در برابر اسرائیل و امریکا ارجاع داده می‌شد که نشان‌دهنده گرایش به معطوف کردن نیروها به لزوم ضدیت با امریکا داشت.

سوم؛ تلاش برای بازگشت به پیش از بیداری اسلامی
با شکست استراتژی‌های ایران در همراه نمودن جهان عرب و اهل سنت ایده‌های قبلی پیرامون تشکیل امت واحده اسلامی (که در ضدیت با اسرائیل و امریکا و غرب معنا پیدا می‌کرد) رنگ باختند. شکست ایران در عرصه‌ی کشورهای سنی‌مذهب همزمان با موفقیت نسبی در کشورهای شیعه خصوصاً یمن و عراق و بحرین مواجه می‌گردید که طبعاً ایران را به سوی سیاست‌گذاری شیعی به جای تشکیل امت واحده اسلامی یا طرح مستضعفین جهان علیه امریکا تشویق می‌نمود. این تعبیر چه در داخل ایران و چه در خارج آن به تدریج جا می‌افتاد و حمایت از بشار را نیز نوعی شیعه‌گرایی یا بسط قدرت ایران تعبیر می‌نمود و اظهاراتی نسنجیده از سوی مقامات ایرانی نیز چنین تصور خطرناکی را تقویت می‌کرد. به عنوان مثال بیان این جمله که «هلال شیعی اقتصادی است نه سیاسی» که شیعیان را بر 70 درصد نفت جهان مسلط عنوان می‌کرد به این تعبیر دامن زد. همچنین فرماندهی محترم سپاه در سخنانی بر تعبیر شکل‌گیری «هلال شیعی» تاکید ورزید و نیز رسانه‌های اصلی ایرانی از این تعبیر استفاده می‌نمودند. اگرچه این تعبیر به دلیل آگاهی نسبت به نتایج وخیم آن به صراحت مورد مخالفت مقام معظم رهبری قرار گرفت و آن را در راستای پروژه ایران‌هراسی معرفی نمودند ولی ناچاری ایران در عقب‌نشینی به هویت‌های شیعی بیش از این بود که این سخنان درمانی برای آن باشد.

به عنوان مثالی دیگر از شکل‌گیری تحلیل‌ها اسداللهی طی مصاحبه‌ای به کلی رابطه بین بیداری اسلامی و جنبش اخوان المسلمین را رد کرد و اخوان را به سرکردگی افرادی مانند خیرة الشاطر دارای گرایش سلفی ارزیابی نمود و به این ترتیب به اشتباه راهبردی سیاست خارجی ایران در این قضایا اعترافی صریح نمود. او همچنین در همین مصاحبه پا را فراتر گذاشت و حتی طرح اخوان به عنوان اسلام‌گرایی الگو را طرح اوباما معرفی کرد که پس از شکست طرح اسلام ترکی در کشورهای عرب به عنوان استراتژی اصلی امریکا در پیش گرفته شده بود.

ناچاری ایران در وارد کردن نیروهای استراتژیک حزب الله لبنان به جنگ، جدی و گسترده شدن داعش در سوریه و عراق، حضور نیروهای فراملیتی القاعده تحت حمایت رسمی امریکا، اخراج بشار اسد از اتحادیه عرب، روی کار آمدن نیروهای نزدیک به عربستان و امریکا در مصر و مهار تونس و اضمحلال لیبی، همکاری ایران با روسیه -به عنوان نیرویی غیر مسلمان و کاسب در منطقه و همکار با اسرائیل- جهت حفظ اسد، و نهایتاً کاهش جدی نفوذ ایران در منطقه و قیاس آن با کشوری در سطح ترکیه و عربستان در دیدگاه عموم در کنار وقایعی مانند رای آوردن دولت غرب‌گرا در داخل ایران و انعقاد برجام همگی باعث سختی‌هایی شد که خط سیر تبلیغاتی از لزوم حمایت از بشار برای مبارزه با اسرائیل -که داعش صرفاً به عنوان مزاحم در آن تشخیص داده می‌شد- به تدریج به فی‌نفسه شدن ارزش مبارزه با داعش تبدیل شود و صرف بازگشت به شرایط آرام پیش از این وقایع -و نه هدف آرمانی خاص دیگری- هدف قرار گیرد.

چهارم؛ سختی شرایط و عقب‌نشینی گفتمانی
در داخل در تشخیص اشتباه راهبرد رسانه‌ای به نظر رسید که طرح شعارهای ضد غربی و ضد استکباری برای توجیه جنگ سوریه در جلب نظر افکار عموم ناتوان است و در نتیجه دو راهبرد جدید و تدافعی مد نظر قرار گرفت: راهبرد «اگر با داعش در سوریه نجنگیم باید در مرزهای خود با او بجنگیم» و گفتمان «دفاع از حرم» به میدان آمدند تا حضور ایران در سوریه را توضیح بدهند. راهبردهایی که بیش از توجیه حضور ایران موجب القاء حس بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت مردمان منطقه می‌شدند.

به عنوان مثال اسداللهی دلیل حضور ایران در سوریه را دفاع از عمق استراتژیک خود معرفی نمود که طی آن اگر ایران در سوریه نجنگد باید در مرزهای خویش با داعش نبرد کند. همچنین گفتمان مبارزه با عربستان جایگزین گفتمان مبارزه با اسرائیل و امریکا و یا نجات مردمان مظلوم منطقه می‌گردید و انگیزه‌های مذهبی برای تداوم جنگ ترویج می‌شد. گویی سرنوشت مردم منطقه ارتباط زیادی به ما ندارد و ما برای گرایش‌های مذهبی خودمان وارد جنگ شده‌ایم. [3] به نظر می‌رسد با این توجیه غلط که «در صورت طرح آرمان‌ها مردم مخالفت می‌کنند» نسبت به طرح شعارهای اصلی مجامله و عقب‌نشینی صورت گرفت و به ظرفیت عظیم معنوی انقلاب اسلامی ضربه وارد آمد. (همچنین ببینید: «شهر بر پایه ترس، شهر بر پایه خون»)

پنجم؛ وقتی کردستان از بازی بیرون می‌افتد
در سیطره این وضعیت سوم بود که استقلال‌طلبی کردستان به تدریج معنای خود را پیدا کرد. وقتی مردمانی نه با سلفی‌گرایی داعشی همراه باشند و نه با آنچه که شیعه‌گرایی می‌بینند طبیعتاً از معادلات بیرون می‌افتند و سعی می‌کنند برای خود جایی در خور دست و پا کنند و یا حداقل آستانه تحریک‌پذیری پائین‌تری در قبال تحریکات دول غربی پیدا خواهند کرد. شاید افول معارضین بشار اسد راه را بیش از این نیز برای استقلال کردستان و حتی دسترسی آن به مدیترانه باز کند. در حقیقت طراحی پی در پی بازی‌های مختلف توسط امریکا در طول سالیان پس از بهار عربی و قرار گرفتن ایران در موضع انفعال و دفاع و تضعیف جایگاه معنوی ایران در منطقه و ایجاد انشقاق در دنیای اسلام همگی مواردی بودند که امکان اثرگذاری ایران را بر معادلاتی اساسی مثل رضایت مردم کردستان تضعیف نمودند.

در چنین موقعیتی اگر هرگونه مرزکشی قومی یا مذهبی بر نقش پیشتازی ایران در پیگیری مطالبات بر حق سیاسی و اقتصادی عموم مردم منطقه و از جمله کردستان سایه بیندازد وضعیت خطرناک‌تر خواهد شد و جلوگیری از واقعه دردناک و خطرناکی مثل استقلال کردستان -که به یقین با وجود عناصری مثل بارزانی به معنای باز شدن پای امریکا و اسرائیل به مرزهای ایران خواهد بود و موجب درگیری و بدبختی‌های بسیار بیشتر نیز خواهد شد- حتی با تحریم توسط هر سه کشور پیرامونی امکان‌پذیر نخواهد شد و امکان بازگشت بحران به داخل مرزها نیز وجود دارد.

پانوشت‌ها:
[1] گویا نیروهای سیاسی که در داخل علیه به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای در دولت دهم تلاش نموده بودند در این باره نیز اعمال نفوذ کرده و از به نتیجه رسیدن چندین دور مذاکرات با کشورهای منطقه که می‌توانست باعث جلوگیری از تبدیل شدن فاجعه سوریه به بحرانی بزرگ و عمیق و طولانی و پرهزینه بشود و پای امریکا و نیروهای فرا ملیتی را به صراحت به این بحران باز کند جلوگیری نمودند.

[2] به وضوح اسداللهی در حال پاسخ گفتن به تعبیری است که دولت دهم درباره بیداری اسلامی داشت و توصیه می‌نمود از دریچه آرمان‌های انسانی و عرفی و به نسبت معمولی به این انقلاب‌ها نگاه شود نه به چشم حرکتی در جهت اسلام سیاسی معرفی شده توسط انقلاب اسلامی.

[3] اثرگذاری افرادی مانند علی لاریجانی -به عنوان عنصری که ضمن نزدیک بودن به کانون‌های تشیع در قم از حامیان نورمالیزاسیون محسوب می‌شود- بر تصمیم‌گیری‌های راهبردی را نباید بی‌تاثیر دانست.

 

   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 26 نظر (فعال: 22 ، در صف انتشار: 0، غیره: 4)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
مرد تنها
| 1396/7/7 - 19:24 |     10     3     |
بهار عربی چیزی بجز انقلاب برای شکم نبود البته با عرض معذرت از گفتن این واقعیت تلخ . اهالی مطالعه،خوب میدانند که استارت این مثلا بیداری از کجا ودر چه کشوری خورد و به چه فجایعی در سوریه ولیبی و...کارش کشیده شد. آنچه واقعا بیداری اسلامی هست،صدایش بگوش جهانیان نرسیده ونخواهد رسید.و این بیداری واقعی در بحرین ویمن است.

یک ایرانی مسلمان
| 1396/7/7 - 20:41 |     13     1     |
امریکا شیطان بزرگ است - به امریکا هیچوقت اعتماد نکنید - امریکا توسط مشتی سرمایه دار صهیونیست اداره میشود - امریکا یک کشور جنگ طلب است - امرکا دارای 20000 بمب اتمی و غیره است که برای منهدم کردن 8 بار کل کره زمین کفایت میکند - امریکا همیشه فریبکار بوده است - سیاست امریکا در جهان و در خاورمیانه حمایت کامل از رژیم غاصب صهیونیستی اسراییل میباشد - امریکا از نظر اقتصادی در حال افول است و در برابر کشورهای جدیدی پیشرفته مثل چین و روسیه و ژاپن و کره جنوبی و کره شمالی و ایران قدرت مقابله ندارد - امریکا فقط میخواهد که نفت ارزان را از خاورمیانه بخرد و تسلیحات نظامی به انها با قیمتهای چندبرابر بفروشد ...

ناشناس
| 1396/7/7 - 21:39 |     4     4     |
آن وقت چه کسبی ذوق کرد و این فجایع را بیداری انسانی و متصل به جنبش وال استریت نامید؟ حداقل آنهایی که در بیداری اسلامی به خطا رفتند احتمالا تبلیغات اخوان المسلمین و شعارهایشان را دیده بودند.
اما شما که بدجور در آفساید بودید.

ناشناس
| 1396/7/7 - 21:39 |     3     2     |
جناب بزدل ایران خیلی قدرتمنده که تأکلون تاب اورده

ناشناس
| 1396/7/7 - 23:36 |     4     1     |
40 سال است انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده عینی مورد کنکاش صدها محقق در ده ها دانشگاه امریکایی و اروپایی قرار گرفته است. چو دزدی با چراغ آید ......

ناراضی وضع موجود
| 1396/7/7 - 23:40 |     11     3     |
تحلیل جامع و کامل و بسیار صحیحی بود آفرین! اما فکر میکنم در نتیجه گیری مقداری عجله کردید چرا؟ فکر میکنم روند وقایع در سوریه و عراق و یمن باعث دو چیز شده باشد : اول اینکه همه مردم منطقه اسلامی فهمیدند که کدام اسلام توانایی ایجاد حرکت وتشکیل حکومت و اجرای امور را دارد ودوم اینکه محور مقاومت و یا هلال شیعی بیش از پیش خالصتر ومحکمتر خواهد شد و ان شا لله قضیه کردستان به حذف منافقین وفرصت طلبان می انجامد تبدیل تهدید به فرصت درود بر احمدی نژاد

ناشناس
| 1396/7/8 - 02:07 |     5     5     |
کاشکی می دونستید که بنغازی رو چه جوری می نویسند.

ناشناس
| 1396/7/8 - 02:20 |     5     0     |
اینکه با آمریکا و یا بهتر بگویم جهانی بسیار پیچیده تر از 57 طرفیم، واقعیتی است که همه جهان دریافته است. ولی همانطور که اشاره کرده اید ما با تاخیر و بتدریج در حال متوجه شدن هستیم.
از طرفی دستیابی ما به ابزارهایی که موجد این حد از پیجیدگی است، در آینده ای حتی نه چندان نزدیک متصور نیست. ولی این به معنی بسته بودن دست ما نیست.
یک دستگاه محاسباتی پیچیده احتمال خطا و ضعف های بیشتری دارد. خطای آن در صورت کمبود اطلاعات، حتمی و کندی فرآیند بدلیل پیچیدگی، اجتناب ناپذیر است. آمریکا و اسراییل بدون محاسبه ریسک دست به هیچ اقدامی نمیزنند و این محدوده زمانی درستی برای اقدام ماست.
بسته شدن سفارت آمریکا و از دست رفتن رابط ها در بدو انقلاب باعث انفعال آمریکا شد.
تهدید به بستن تنگه هرمز میرفت تا نتایج بی بدیلی به بار آورد که متاسفانه با عقب نشینی زود هنگام عقیم ماند. هم اکنون چنین تهدیدی بیفایده است چرا که با گذشتن زمان طرح مقابله را تهیه و در بایگانی دارند. جسارت عقلانی تنها راه مبارزه با شیاطین است. و اما مسئله استقلال کردستان.

خداوند رحمت کند حضرت امام را. دید وسیع ایشان که بعضا بر خلاف دیدگاه اکثریت نیز بود واقعا ستودنیست.
سالها پیش در یک جایی که به خاطر ندارم ولی مطمنا قابل بازیابیست از آن حضرت شنیدم که لعنت میکردند کسانی را که باعث فروپاشی امپراتوری عثمانی شدند و در ادامه توضیح میدادند که با گذشت زمان و نیز تغییر در راس، امپراتوری عثمانی قابل اصلاح و بعنوان یک امپراتوری واحد اسلامی قابل وقوع بود.
شاید امام این روزها را میدید. این سخن امام چنان مهجور مانده که کمتر کسی آنرا بخاطر می آورد. در عوض شاهدیم که علیرغم اینهمه حدیث و آیات قرآنی در مورد وحدت مسلمین، با استناد به معدود احادیث در مورد مقبولیت وطن پرستی و بدون توجه به اولویت و ابعاد آن از نظر معصوم، فرهنگ مسلمانان و خصوصا ایرانیان بصورت غیر قابل باوری از وحدت منحرف و به سمت وطن پرستی معمولا افراطی سوق داده شده است.
آسیب های این نوع وطن پرستی که این حقیر ریشه اش را در فرهنگ غرب و با توطئه فراماسون میدانم، بر امنیت و پیشرفت مسلمانان کاملا مشهود است. استقلال کردستان و مشکلاتی که میتواند ایجاد کند اولین مورد نیست و مطابق سیاست دیرینه غرب باید منتظر آسیب های بیشتری نیز باشیم.
متاسفانه وطن پرستی افراطی به شکل تابو و آنهم فقط در لفظ درآمده و مطمئنا همین چند خط انتقاد نیز مورد هجمه قرار خواهد گرفت.
راستی چند در صد وطن پرستان ما به پیشنهاد اعطای شهروندی کشورهای غربی پاسخ منفی میدهند؟
علیرغم تمام مشکلات پیش رو، حکومت واحد اسلامی باید در دستور کار قرار گیرد. اینکه دیدن نتایجش چند نسل طول میکشد نباید مسئله امروز ما باشد.

ناشناس
| 1396/7/8 - 17:19 |     6     2     |
۱- جریان باطل ولی با پشتوانه قوی وبین المللی داعش رو به زوال است همه ناظران منتظر بودند، امریکا و صهیونیسم بازی جدیدی را برای فردای پس از داعش برای مقابله باانقلاب اسلامی به صحنه آورد ۲-تجزیه مناطق کردنشین موضوع تازه ای نیست از دهها سال قبل این ایده در سطح منطقه وجود داشت که راه حل های خود را دارد ۳- شما خوبست نقاط قوت این روزهای مقاومت راهم ببینید که ایران با سازماندهی توانمندی های موجود جهانی چگونه عفریت داعش را حتی قبل از ورود به داخل کشور، سرکوب کرد ۴- جریان سیاسی شما از همان سالهای ابتدای بیداری اسلامی موضوع را از زاویه دیگر متناظر با رقبای ایران تحلیل میکرده اید ۵-همیشه در کارهای بزرگ مشکلات بزرگ هم وجوددارد وصد البته با توکل بر عنایات الهی توطئه های رنگارنگ استکبار با بیداری اسلامی تبدیل به نقاط قوت امت اسلام میشود

ناشناس
| 1396/7/16 - 23:23 |     2     0    
پاسخ: فقط در رابطه با مورد ۴

الان که با دیدن نتایج، به راحتی می توان دید سایر انقلابها در قیاس با ویرانی سوریه، تق و توقی بیش نبوده، و همه حرکت های مردمی ضد دولتی، مهار شده، الا در سوریه که به اسم اعتراضات مردمی به گسترده ترین شکل ممکن بسط داده شده و از چهار گوشه عالم معارض ضد سوری و در عمل ضد ایرانی جمع و در سوریه پمپاژ کرده اند و به وضوح می توان دید تمام آن ادا اطفارهای به اصطلاح انقلاب صرفا برای کشاندن یک بازی خونین و فجیع و دامنه دار به زمین اصلی بازی یعنی سوریه بوده،آیا شما همچنان با نگاه از زاویه دیگر این جریان سیاسی مشکل دارید؟ فکر نمی کنید آن تحلیل متفاوت، نگاه نزدیکتر به واقع بود با درصد خطا و هزینه به مراتب پایین تر؟


ناشناس
| 1396/7/8 - 18:57 |     5     5     |
من تا کلمه بن غازی خوندم؛ بعد که دیدم همچین گاف بزرگی داده دیدم وقتمو تلفش نکنم بهتره.

هومن
| 1396/7/9 - 19:04 |     3     1     |
بعضی اتفاقات ، انحرافات ، تغییر جهت ها و تغییر مسیرها، در ذات نا آرامی ها، انقلاب ها و شورش هاست که فاقد نظم هستند و این که شروع هر حرکتی را ولو این که به ضرر ایران باشد طراحی و مهندسی آمریکا بدانیم و ایران را بازی خورده ی آن، از دیدگاه توهم توطءه ناشی می شود که روش تحلیل گرانی است که به هر طریق ممکن می خواهند با شعبده بازی منظور خود را بر کرسی بنشانند.

هومن
| 1396/7/9 - 20:05 |     7     0     |
هم زمان باید به یک نکته اذعان داشت که با مشاهده ی این که تقریبا - و نه تماما - تمام حرکات اسلام گرایانه در کشورهای سنی به سلفی گری ختم می شود، ایده ی امت واحده ی اسلامی در دوران غیبت، تقریبا تمامی طرفداران خود را در ایران و کشورهای شیعه از دست داد.

افرادی مانند محمد مهدی عاکف که سنی هایی در اخوان المسلمین بودند که حتی خواهان تبلیغ تشیع در مصر بودند، به سرعت کنار گذاشته شده و امثال محمد مرسی به نمادهای اخوان تبدیل شدند. از دل انقلاب اسلامی مصر، حکومت نیمه تکفیری مرسی خارج شد. حماسی که هرسال برای شوی اقتدا به ایران به تهران می آمد، خواهان خروج نیروهای حزب الله متحد ایران از سوریه شد و ایران را به طایفی گری متهم کرد. پول هایی که به حماس برای جنگ با اسراییل داده می شد، در سوریه و یمن خرج شد و حماس در برخی مسایل راهبردی، بیش از ایران، به اسراییل نزدیک شد و با انتشار نسخه ی جدید مانیفست حماس و به رسمیت شناختن تلویحی اسراییل، در نهایت تعجب پرده کنار رفت و حقیقت عجیبی مشخص شد که عمال خالد مشعل و اسماعیل هنیه، برای خدا و قدس نمی جنگند، بلکه آن ها هم به دنبال قدرت خود ولو در حد کرانه ی غربی هستند. قلیلی از نیروهای سیاسی فلسطینی مانند جهاد اسلامی سنی و جبهه ی خلق مسیحی در کنار ایران و سوریه باقی ماندند. کسی مانند قرضاوی قطری که به عنوان منادی وحدت اسلامی تبلیغ می شد، به مرشد نیروهای تکفیری علیه شیعیان در بحرین و سوریه تبدیل گشت و عملا شان خود را در حد آخوند دریاری حکومت حمد آل ثانی در قطر تقلیل داد و برخی از اتفاقات شگفت آور زندگی اش شروع به رونمایی شد. اردوغانی که زمانی در ایران برای پیروزی اش و ژست هایش جشن می گرفتند و تلویزیون ایران، هر نیم ساعت، اعتراض وی را به شیمون پرز ، برای ذهن مخاطب ایرانی پخش می کرد، به نیروی حامی داعش و برانداز بشار اسد تبدیل شد و به سرعت روابطش را با اسراییل بازسازی نموده به ریش شیفتگان اتحاد اسلامی در ایران خندید. نیروهای اخوان المسلمین مورد حمایت ایران در یمن، در اتحاد با رژیم سعودی، به نیروهای تکفیری ضد شیعه در آن سرزمین تبدیل شدند و بر روی زمین، به تحقیر کسانی پرداختند که دل به اختلاف سعودی ها و اخوان بسته بودند. عملا مشخص شد که اسلام سیاسی سنی و به طور خاص، جریان اخوان المسلمین، جریانی به شدت خطر ناک است که اگر فعال شود، دشمنش نه اسراییل و صهیونیزم، بلکه ایران و شیعیان و صوفی ها، و دوستانش، نه محور مقاومت، بلکه آمریکا و اسراییل، و تفکرش نه جنگ با اسراییل، بلکه تکفیر غیر است. بسیاری از کسانی که روی اسلام آوردنشان در اروپا مانور داده می شد و به مهمانان دایمی تلویزیون تبدیل شده و گوش مخاطب ایرانی از شنیدن صدای ممتد چگونگی اسلام آوردنشان کر می شد، هم اکنون برای خدای خود در سوریه بر ضد ایران جهاد نموده و خود را منفجر می کردند تا صدا و سیما بداند که اگر خودش احمق نیست، لا اقل پس از این مخاطبانش را تحمیق نکند و به ظاهربینی و کمیت گرایی عادت ندهد. بداند که صدا و سیمای ایران است نه صدای تازه مسلمانان اروپایی که با پول و مسجد عربستان سعودی مسلمان شده اند و در اولین لحظه قابل تبدیل به بمب های ساعتی در دمشق و رقه و بغداد و تهران هستند و صدا و سیما و حتی کل ساختار دولت و حکومت، اگر خیلی دلش به حال اسلام و مسلمین می سوزد، اول دلش به حال جوان مسلمان ایرانی بسوزد که در اوج بلوغ نه سازوکار مناسب جنسی برایش تدارک دیده شده است و نه آموزش متناسب با اشتغال و به خاطر این و آن انحراف، دین و ایمانش را هم در همین ایران تضعیف خواهد شد.

انقلاب عربی، پایان عوام فریبی دستگاه رسانه ای ما، با تخدیر و هیپنوتیزم امت اسلامی بود.

مشخص شد که با تفکر فعلی جهان اهل سنت، انقلاب های اسلامی سنی، در نهایت انقلاب های تکفیری خواهند بود. این نه به دلیل نفس سنی بودن است، بلکه به دلیل بعضی متون دینی اهل سنت است که از قرن ها قبل، شیعیان را دشمنان اسلام حقیقی اسلام معرفی نموده اند. از این پس، دوستان سنی ایران، صوفی ها و سکولارها خواهند بود، البته امیدوارم که در این مورد هم کسانی که با خوش بینی افراطی در قبل از این در دستگاه های تبلیغاتی جمهوری اسلامی امثال اخوان المسلمین را برادران همدوش ما معرفی می کردند، در مورد صوفی ها و سکولار ها افراط نکنند و بدانند از دل سکولارهای عرب، صدام حسین بیرون آمد و حسنی مبارکی که حامی صدام و نیز حامی فتنه ی سبز 88 بود، و از دل صوفی ها، مثل شیخ احمد طیبی در آمد که می خواهد با حقه بازی، فتوای وقیحانه ی پیروی شیعیان را از خود صادر کند و در صورت امتناع شیعیان، او هم به یک تکفیری دیگر تبدیل می شود، هر چند که در برخی حالاتش از ایران و شیعه به طور مقطعی دفاع کند. از این به بعد دستگاه فکری و رسانه ای را باید همه را همان گونه که هستند ببیند و معرفی کند که اگر غیر از این باشد باید درش تخته شود تا در بلند مدت خسارت های بزرگ ملی را وارد نسازد. اگر همه را همان گونه که هستند ببینیم، ابعاد تعامل ما نیز تنظیم شده و غیر انحرافی خواهد بود.

اگر نتیجه ی حکومت های قاجاری و پهلوی این بود که ما نباید به غرب و شرق دل ببندیم، نتیجه ی انقلاب های عربی نیز این بود که ما ، در محور مقاومت از تهران تا بیروت، دیگر نباید به هیچ کس غیر خودمان، حتی در قاهره و ریاض و استانبول و غیر آن و حتی بغداد، دل ببندیم. ما واقعا نباید جز به ولایت مداران، هر چند ناچیز، دل ببندیم. ما باید تنها به خدایمان ، ولی مان و خودمان دل ببندیم، تنها و تنها و تنها. با بقیه کار کنیم، اما به آن ها امید واهی نداشته باشیم.



خیرالله
| 1396/7/10 - 14:14 |     0     0     |
وای بر روزی که نور محبتی غیر از نور محبت حق و حقیقت، چشم انسان را کور کرده باشد و رأی او را جهت بدهد...

هومن
| 1396/7/16 - 18:40 |     4     1     |
قسمت دوم مقاله را که بدان اضافه شده بود مطالعه کردم. نیت نویسنده ی این مقاله این است که به هر قیمت سیاست های دو سال آخر دولت دهم را در برخورد با تحولالت غرب آسیا توجیه کند. به عبارت دیگر، هدف نویسنده از بسیاری از آسمان-ریسمان بافتن ها، که برخی از آن ها را خود من نیز در کامنت قبلی تایید کرده بودم، این است که مقصود نهایی خود را از این مقاله بیرون آورد: سیاست بیداری انسانی دولت دهم منطقه را گل و بلبل می کرد، اما سیاست رهبری و نظام باعث این و آن تخریب شد. البته هر کس می تواند نظر خود را داشته باشد، اما بهتر است مجموعا بدانیم که نیت نگارنده، بیرون آوردن منظور خودش از این نوشته است و به همین دلیل با ساده انگاری ها، کنار هم قرار دادن وقایعی و حذف وقایع بین آن ها، صرف نظر کردن از ریشه های عمیق تاریخی یک واقعه و گره زدن آن ها به موارد سطحی و کم تر با اهمیت - مثلا استقلال طلبی کرد ها که لا اقل یک قرن ریشه دارد را ناچیز می انگارد و همه پرسی کردستان را به یک پروسه ی سه-چهار ساله ی نبودن احمدی نژاد در قدرت گره می زند و درنهایت از آن نتیجه ی خودش را می گیرد .
یک نویسنده ی عاقل و هوشیار می بایست بین اتفاقات در چارچوب کنترل یک فرد یا دولت خاص و اتفاقات خارج از کنترل آن فرق بگذارد و مرز آن را بداند، در غیر این صورت در حال عوام فریبی است. واقعیت آن است که سلفی گری قرن ها سابقه دارد و تشکیل گروه های خشن سلفی، در قرن های اخیر نیز اتفاق افتاده است و کاری به بیداری اسلامی نخواندن یا بیداری انسانی خواندن توسط احمدی نژاد ندارد که نویسنده بخواهد از آن شیر خود را بدوشد. سلفی گری و تکفیرگرایی از زمان دوره ی بنی امیه به شدید ترین وجه در جامعه رواج یافت و آثار آن را حتی قبل تر از آن نیز می توان یافت. حملاتی مشابه حملات داعش، حدود صد سال پیش توسط وهابیون سلفی به کربلا رخ داده است و اتفاق جدیدی نیست.
کردها نیز از بعد از جنگ جهانی اول داعیه ی تشکیل یک دولت را داشتند و حتی اولین جمهوری خود را به عنوان جمهوری مهاباد در همین ایران تشکیل داده اند. آیا تشکیل جمهوری مهاباد در شصت سال پیش و در دوره ی پهلوی هم به دلیل حمایت نظام از بیداری اسلامی بود؟!
من همان کسی هستم که قبل از آن که نویسنده قسمت دوم مقاله اش را بنویسد، کامنتی گذاشتم و گفتم که ایده ی اتحاد سراسری اسلامی پس از انقلاب های عربی، به احتمال زیاد دیگر از جانب شیعیان دنبال نخواهد شد. اما باید به این نکته هم توجه کرد. آیا نظام راهی جز آن راهی که رفت هم داشت؟ آیا اگر نگوییم بهترین روش، آیا یک روش مناسب از سوی نظام دنبال نشد؟ اولا، یک قضیه ی عقلی وجود دارد که نویسنده گویی یک حقیقت بسیار واضح را نمی بیند، یا عمدا خودش را به ندیدن آن می زند. فرضا جمهوری اسلامی می آمد و مثلا حرکت مردم تونس را محکوم می کرد. آیا انقلاب تونس متوقف می شد؟ اصلا مگر ما در کشور هایی مثل تونس و مصر و لیبی چه قدر تاثیر گذار هستیم؟ تقریبا صفر! مگر آن جوان تونسی از نظام ایران کسب اجازه کرد و خود را آتش زد که حالا نظام بخواهد پاسخ تشکیل داعش!!! و همه پرسی استقلال کردستان را بدهد؟؟؟!!! مگر علی لاریجانی که چند ماه قبل از سقوط مبارک با او دیدار کرد جلوی سقوط او را گرفت؟ به هر حال، انقلاب های عربی انقلاب های مردمی بودند. آیا نظام می آمد و روبروی مردم تونس و مصر و لیبی و یمن و بحرین می ایستاد؟ کاری که احمدی نژاد در پی آن بود! در آن صورت به جای جنگ با چند ده هزار داعشی، خود را به طور رسمی در مقابل چند صد میلیون ملت های انقلاب کرده- ولو با مبانی غیر قابل قبول - قرار داده بودیم! به نظر من، اتفاقا نظام با انتخاب واژه ی بیداری اسلامی، اولا رزومه ی مناسبی برای نیز برای استناد تاریخی بعد فرهم کرد، یعنی می تواند بگوید که با وجود سنی بودن بسیاری از این مناطق، از آن مردم حمایت کرده است که خود این امتیاز کمی نیست، و نیز در حد نفوذ بسیار محدود خود، در صدد مقابله به مقصود و جهت دهی تحرکات بر آمد. به نظر من، تنها کاری که ایران در بسیاری از مناطق می تواند انجام دهد، همین است و چیز بیشتری نیست. به همان دلیلی که گفتم، ایران بر تحولات کشورهای عربی سنی مانند مصر و تونس و لیبی چندان تاثیر گذار نیست، برعکس در یمن و عراق تا حدی تاثیر گذار و در لبنان به شدت تاثیر گذاراست. آیا در لبنان این نیروهای متحد نظام نبودند که به بهترین وجه با اتفاقات نهرالبارد کنار آمدند؟
به نظر من، در دو سال آخر احمدی نژاد، نوعی از فرآیند نفوذ در دولت او انجام گرفت که بسیاری از ابعاد آن برای ما هنوز ناشناخته است. این سیاست خارجی که ایران بگوید حرکت تونس و لیبی و مصر و یمن و بحرین و اردن وسعودی آمریکایی است و حرکت سوریه مردمی است، آن قدر برای ایران جنون آمیز است که تنها از یک دیوانه ی پر خطر، و یا یک عاقل نفوذی بر می آید و ایران را به سراشیبی هل می داد که امروز ما- ما تمام فراز و نشیب هایش - در مقابل آن روز فرضی بهترین خاطرات زندگی مان قلمداد می شود.

میرزایی‌پور
| 1396/7/17 - 14:34 |     4     1    
پاسخ: هرگز منظور از این مقاله در نظر نگرفتن شرایط ایران در منطقه یا توجیه کردن یک تصمیم خاص نبوده. در قدم اول این مقاله مقام توصیفی از شرایط دارد که گویا شما نیز اشاره کرده بوده‌اید و آن اینکه ما نسبت به وقایعی که در نظرمان مثبت بوده دچار تحلیل اشتباه بوده‌ایم و این وقایع کاملاً علیه ما و در زمینی که نمی‌شناخته‌ایم و ابزار‌ها و آگاهی کافی برای مدیریت آن را نداشته‌ایم رخ داده‌اند. خود توجه به اشتباه بودن تحلیل‌ها می‌تواند ابواب بسیار مهمی را در زمینه تصمیم‌گیری سیاسی در ایران باز کند.

نکته دوم اینکه وجود گرایش استقلال‌طلبانه در کردستان را کسی نمی‌تواند نادیده بگیرد. ولی این گرایش سال‌هاست که وجود دارد و باید از خود بپرسیم چرا پس از این مدت طولانی اتفاقی مانند همه‌پرسی استقلال می‌افتد و رای می‌آورد؟

نکته سوم این بود که هرگز موضع در قبال وقایع منطقه این نبود که وقایع سوریه را مردمی بدانیم و وقایع مصر را امریکایی. بلکه احتیاط کردن در در نظر گرفته شدن آراء همه مردم و نه آنان که اسلام‌گرا هستند در مصر یا آنان که حامی جمهوری اسلامی هستند در سوریه یا بحرین به عنوان تنها نیروی واقعی و تنها منشا حقیقی ارزش و مشروعیت بوده است. این تصور که ما به واسطه مبارزه‌ای که با استکبار داریم حتماً هر آنچه که به ما نزدیک باشد مورد توجه مردم و مؤید الهی و پیروز نهایی خواهد بود خیال خامی است که وقایع اخیر به ما درس می‌دهد که باید از این تعبیر دست برداریم.

استیلای همین تصور است که در انتخابات‌های ایران نیز خودش را نشان می‌دهد نیروهای اصولگرا همواره به دلیل در نظر نگرفتن عموم مردم و بر حق دانستن مطلق خویش بازنده جلب افکار عمومی می‌شوند. همین تعبیر در مصر و سوریه به صورت توأمان اتفاق افتاد. در نتیجه هرگز منظور این نیست که ما علیه انقلاب مصر به صراحت موضع بگیریم بلکه باید ما موضعی پدرانه و در نظر گیرنده منافع و گرایش‌های مختلف مردم مصر اتخاذ می‌کردیم. همچنان که باید در قبال مردم سوریه نیز موضعی پدرانه و در نظر گیرنده گرایش‌های مختلف مردم آن منطقه و حاوی بیشترین دلسوزی نسبت به سرنوشت تک تک آحاد مردم سوریه اتخاذ می‌کردیم. سیاست امروز حتی اگر در سوریه پیروز بشود مردم سوریه را به صورت جدی با بشار همراه نخواهد کرد بلکه از ترس امریکا و داعش بشار را خواهند پسندید که پیشاپیش معلوم است چه شرایط شکننده و چه عاقبت وخیمی برای حضور معنی ایران در منطقه دارد.

یک سره کردن مواضع تحت این عنوان که یا باید حمایت می‌کردیم یا باید امریکایی می‌نامیدیم اشتباه است. اینکه بدانیم پشت یک توطئه امریکا هست با اینکه در رسانه‌ها آن را صراحتاً امریکایی معرفی کنیم اشتباه است. انقلاب مصر که برای برقراری شریعت انجام شد یک انقلاب ساده‌لوحانه و خام بود و امریکا با آگاهی از این ساده‌لوحی نهایت استفاده را در مهار نیروهای اجتماعی موجود در مصر با بوجود آوردن این انقلاب خام‌اندیشانه انجام داد.

ما باید مصریان را به بازگشت به آراء مردمی فرا می‌خواندیم و همچنان درباره بشار اسد باید همین رفتار را می‌کردیم.

هومن
| 1396/7/18 - 18:46 |     1     1    
پاسخ: آقای میرزایی پور. شما نوشتید ما باید مصریان را به بازگشت به آراء مردمی فرا می‌خواندیم و همچنان درباره بشار اسد باید همین رفتار را می‌کردیم.
آیا شما مطمءن هستید ما این کار را نکردیم؟
می شود آرشیو خود را یکبار دیگر بررسی کنید؟
ما از هر انتخاب مردم سوریه حمایت خواهیم کرد این سخن کیست؟ او چه پستی در ایران دارد؟ در چه زمانی گفت و در دیدار با چه کسی؟
ما از هر حرکتی که سه مولفه داشته باشد حمایت می کنیم: 1- مردمی 2- اسلامی 3- ضد استکباری و ضد صهیونیستی این صحبت که از حرکت و رای مردمی حمایت می کنید صحبت چه کسی است؟
حالا می توانید فکرش را بکنید که این صحبت چه کسی بود؟ اصولا اعتبار اتحادیه ی عرب به خاطر حضور سوریه در آن است.
شاید باورتان نشود که این آخری، صحبت مرادتان، دکتر محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور اسلامی ایران در سال 1391 و در اوج بحران سوریه است. البته باید برخلاف ذهنیت احتمالی شما، بیان کنم که آن دیدار احمدی نژاد، یکی از افتخارات احمدی نژاد، و آن سخنانش، بر خلاف آن چه شما منظورتان از مقاله است، یکی از غیرتمندانه ترین، چکشی ترین، موثر ترین و دقیق ترین سخنان احمدی نژاد و از اندک باقی مانده های مواضع احمدی نژادی احمدی نژاد در بحران سوریه بود.


خسروایرانی
| 1396/7/16 - 20:26 |     0     0     |
خارج،پیش کش داخل چه کردیم؟ فساد اخلاقی که شهر تهران جاریه برای هفت جد وآبای ایرانی جماعت بسه وزیاد هم هست مگه میشه تو داخل دولت دست توجیب مردم بکنه و ادعای برون مرزی هم داشته باشه

ناشناس
| 1396/7/16 - 21:11 |     1     0     |
بنظرم هومن در کانت خود موضوع را وارونه دیده است بخصوص در بندهای آخر....

مرد تنها منتظر آخرین منجی
| 1396/7/17 - 10:53 |     2     1     |
هومن! آسوده باش که خطر عظیم احمدی نژاد از این جهان رخت بر بسته است!بهترین خاطرات زندگیت نوش جانت! عجیب وشگفت از اینهمه آدم شناسی وجامعه شناسی وسیاست شناسی وجهان شناسی و در یک کلام علم غیب داشتن!

ناشناس
| 1396/7/18 - 18:51 |     1     0     |
از اینکه می بینم برادر بسیجی مون میرزایی پور به روز شدند خوشحالم. کمی تفکر خالصانه باعث هدایت انسان می شود.

ناشناس
| 1396/7/21 - 22:56 |     0     0     |
دمت گرم مقاله نویسان ما فقط برخی محاسن دوره پیشرفت کل جهان داره حرکت میکنه روبزرگنمایی میکنن ولیکن این مقاله به واقعیت خیلی نزدیکتر بود ادم بایستی خودشیفته نشه صعف های خودش رو نبینه به انحطاط نزدیکتر بشه


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
  قدردانی دکتراحمدی نژاد از روسای جمهور کنونی و اسبق + تصویر نامه
  دکتر احمدی نژاد از رهبر معظم انقلاب برای ارسال پیام تسلیت قدردانی کرد
  سخنان حمید بقایی پس از برگزاری دادگاه غیرعلنی/ جلسه بعدی ۳۰ مهرماه برگزار می شود + فیلم و تصاویر
  برگزاری مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حاج داود احمدی نژاد در مسجد انصارالحسین(ع) شهرک شهید محلاتی + فیلم و تصاویر
  حمید بقایی خطاب به رییس صداوسیما: یا فرصت پاسخگویی بدهید یا اعلام جرم می کنم
  پیام دکتر احمدی نژاد خطاب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی / می توان از شرایط جدید، فرصت نوینی برای صیانت از استقلال کشور و آرمانهای والای الهی ساخت
  سخنان حمید بقایی پیش از آغاز دادگاه غیرعلنی + فیلم و تصاویر
  مراسم ترحیم حاج داود احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد + تصاویر
  اگر احمدی‌نژاد اکنون رئیس‌جمهور بود...
  دکتر احمدی نژاد: ملت بزرگ و هوشمند ایران این مقطع تاریخی را با عزت و موفقیت پشت سر می گذارد / نرمش و خشوع، مستکبران را گستاخ تر می کند
  بعضی ها!
  جمعی از حقوقدانان ابعاد پرونده آقای بقایی را بررسی کردند + تصاویر
  تصاویر/ مراسم ترحیم مرحوم حاج داود احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت
  علی مطهری: لاریجانی صلاح نمی داند سوال 135 نماینده از روحانی در صحن علنی مطرح شود
  گزارش تصویری ایرنا از حاشیه های دادگاه حمید بقایی
  بیانیه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به سخنان رئیس جمهور آمریکا
  آیا بهتر نیست وزارت اطلاعات تعطیل شود و وزیرش هم برود پی کارش؟
  توضیح جوانفکر درباره حضور دکتر احمدی نژاد در دادگاه بقایی
  پیش‌بینی زیباکلام از آینده برجام
  یادداشت دکتر مجتبی رضاخواه/ برجام،‌ پیروزی اخلاق یا حماقت؟!
  گزارش تصویری سایت دکتر احمدی نژاد از مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حاج داود احمدی نژاد
  عکس/ به یاد دکتر احمدی نژاد عزیز در بین الحرمین (ارسالی دوستداران)
  اسرائیل: نبرد با ایران در سوریه قطعی است
  عکس/ قرائتی عذرخواهی کرد
  رسایی: اینکه روحانی در مقر سازمان ملل گفت خزانه خالی است در راستای فشار و جنگ روانی به مسئولان عالی و مردم بود
  اظهارات تند رئیس آژانس اطلاعات و امنیت اقلیم کردستان علیه‌ مسعود بارزانی در ارتباط با کرکوک
  حضور تاسف انگیز جاسوس در دستگاه دیپلماسی/ وقایع‌نگاری یک خیانت زنجیره‌ای + تصاویر
  نشست بررسی ابعاد حقوقی کیفرخواست حمید بقایی با حضور دکتر احمدی نژاد و جمعی از وکلا و حقوقدانان + تصاویر
  سخنرانی دکتر احمدی نژاد در سالروز جهانی خواجه شیراز/ حافظ دلدادۀ انسان کامل است
 
 
استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
استقرار سوال برانگیز عناصر اطلاعاتی و امنیتی در کوچه محل سکونت دکتر احمدی نژاد!
 
یادداشت حمید بقایی/ همه محتویات پرونده را بدون استثناء منتشر کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
یادداشت حمید بقایی/ همه محتویات پرونده را بدون استثناء منتشر کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد
 
نگرانیها درباره احتمال حضور در دادگاه حمید بقایی/ برای دکتر احمدی نژاد داخل دادگاه یا پشت درهای بسته تفاوتی ندارد!
نگرانیها درباره احتمال حضور در دادگاه حمید بقایی/ برای دکتر احمدی نژاد داخل دادگاه یا پشت درهای بسته تفاوتی ندارد!
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم شام غریبان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی(ره) + تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم شام غریبان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در حسینیه امام خمینی(ره) + تصاویر
 
ظهر عاشورای ١٣٩٦؛ محبت مردم و عشق عزاداران حسینی به فرزند ایران + تصاویر
ظهر عاشورای ١٣٩٦؛ محبت مردم و عشق عزاداران حسینی به فرزند ایران + تصاویر
 
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم اقامه نماز ظهر عاشورای مسجد جامع نارمک + فیلم و تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در مراسم اقامه نماز ظهر عاشورای مسجد جامع نارمک + فیلم و تصاویر
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار