آرشیو   |  درباره ما   |  دریافت اپلیکیشن اندروید دولت بهار   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها   |  نسخه تلکس   |  گیشه مطبوعات   |  حمایت از دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * فرزند ایران (خاطرات)    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
شنبه، 27 آبان 1396 - 21:21   
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  جک استراو: عربستان مستبدترین کشور دنیاست
  شرکت هندی واردات نفت از ایران را ۲۷ درصد کاهش داد
  اردوغان عذرخواهی ناتو برای اقدام توهین آمیز حین برگزاری رزمایش را نپذیرفت
  تاج: امیدواریم میزبانی ما در مقابل تیم های عربستانی رای بیاورد
  مصدومیت 29 دانش‌آموز در شهرستان مبارکه
  الحریری: در روز عید استقلال در لبنان هستم
  ارتش سوریه پاسخ نقض پیمان تروریست‌ها را در حومه دمشق داد
  دستیار خارجی استقلال شبیه کدام هنرپیشه است؟ + عکس
  کدام بازیکن بمب نقل و انتقالات نیم فصل لیگ هفدهم لقب می گیرد؟
  استعفای طاهری پذیرفته شد
  تصاویر/ چهارمین روز بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر‌جوانفکر، حبیب الله خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)
  حضوردکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر
  تضعیف ناتو به دلیل سیاست‌های ترامپ
  روایتی از بانوی مازندرانی که شهید حججی روزگارش را تغییر داد
  شورای امنیت، ایران را مسئول حمله به ریاض نمی‌داند
  بازجویی شاهزادگان سعودی زیر فشار روانی
  مهاجم جوانی که جای بازیکن محروم پرسپولیس را پر کرده است
  احتمال فتح تنها قلعه‌ باقی‌مانده داعش تا ۲ روز دیگر
  آلمان دستور معدوم کردن ساعت های هوشمند کودکان را صادر کرد
  سهام وال‌استریت و دلار افت کردند
  ترامپ تشکیلات خودگردان فلسطین را تهدید کرد
  روسیه ۲۰۲۰ کشتی فضایی به ماه می‌فرستد
  جمعیت زائران ورودی به مشهد از مرز ۲.۵ میلیون نفر گذشت
  کاریکاتور/ پایان «افعی» آل‌ سعود!
  درخواست وقت سلطانی‌فر برای ملاقات با شیخ سلمان!
  ترامپ اعلام کرد می‌توان خرید نفت ایران را کاهش داد!
  فغانی: همه تلاشم را برای حضور در جام جهانی به‌کار می‌گیرم
  کشف ۴ میلیارد و ۲۲۷ میلیون ریال کالای قاچاق در خراسان رضوی
  ۱۲۲کیلوگرم تریاک در استان البرز کشف شد
  اطلاعیه باشگاه استقلال درباره فروش پیراهن به نفع زلزله‌زدگان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 440665صفحه نخست » تازه هاچهارشنبه، 26 مهر 1396 - 09:08
خانواده ستایش، ۲روز پیش از اعدام قاتل: قصاص نمی‌خواستیم
دولت بهار: روایت از خانه‌ای است که هیچ ردی از ستایش در آن نیست؛ نه عکسی، نه ردی از خاطره‌ای، نه چیز دیگری؛ خانه‌ای که بعد از اتفاقی که برای ستایش افتاد، خالی و جابه‌جا شد؛ اما در خیرآباد ماندند.
  

«فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی» حکایت صفیه است؛ حکایت همسرش. حکایت نفیسه، منیراحمد، رحیمه، «ستایش» و الیاس. حکایت فراموشی خانواده‌ای که باز مانده بعد از تمام شدن دخترش؛ ستایش قریشی. اصلا مسئله‌ی بودن یا نبودن قریشی‌ها، گوش دادن به قصه دل است. به قصه دل هیچ‌کدامشان اما کسی گوش نکرده است مگر با قبول فرضیه فردا چو قصه فراموش کردنش.

قصه‌ای که شاید حوالی تابستان 95 فراموش شده است؛ «یک سال و 6 ماه من پیدا بودم و این در باز بود به امید اینکه یکی بیاد و بگه حالت چطوره؟ ولی آدم‌ها پیدا نبودن.» صفیه، مادر ستایش اما مانده است. مادری که در لحظه‌های آمدن و رفتن ماندگار شده است. انگار چیزی در روز و شب‌هایش پخش شده که نت دارد، موسیقی دارد، در هوا تاب بازی می‌کند، سر می‌خورد و از راه پوست جذب می‌شود. «ستایش رفت و دیگه نیومد؛ غمش موند برای ما 5 تا و قرص‌هایی که از پس درد ما برنمیان.»

صفیه، نماد قدرت است. آدم رفتن‌ها را نگاه کردن. آدم به خداحافظی‌ها پاسخ گفتن. «تا روز دادگاه فکر می‌کردم ستایش تو دعوا سرش خورده به جایی و مرده؛ واقعیت رو به من نگفته بودن. روز دادگاه همه چی رو فهمیدم. از اون موقع بود که دیگه نتونستم بخوابم؛ یک ساله که سر به بالشت نذاشتم.»

صفیه مثال آه کشیده و بغض نترکیده است؛ جان است جواب تمام درددل‌هایش. «اعدام امیرحسین برای بقیه درس عبرت می‌شه. من باید جوابگوی ملت افغانستان باشم. شاید اگر قاتل ستایش زودتر اعدام می‌شد، آتنا و .. قربانی نمی‌شدن.»

در خانه صفیه اما باز است؛ در هیاهوی بی‌مهری‌ها، فرصت داده به آنها که یک سال است راه خانه‌اش را گم کرده‌اند و سراغی از آنها نگرفته‌اند. فرصت داده تا روایت‌گر قصه‌ای باشد که شاید پایان خوبی داشته باشد.

در خانه ردی از «ستایش» نیست

روایت از خانه‌ای است که هیچ ردی از ستایش در آن نیست؛ نه عکسی، نه ردی از خاطره‌ای، نه چیز دیگری؛ خانه‌ای که بعد از اتفاقی که برای ستایش افتاد، خالی و جابه‌جا شد؛ اما در خیرآباد ماندند. چند کوچه بالاتر از خانه‌ای که محل آن اتفاق بود. انگار که خاکش نمک داشته باشد، راهی برای فرار از آن نداشتند. شاید هم پولی؛ بس که بی‌حمایت بودند. «بچه از بند دل آدم پاره شه می‌دونی یعنی چی؟» هیچ‌کس نمی‌دانست.

«ما قصاص نخواستیم؛ نمی‌تونستیم که بخوایم. به ما گفتن 100 میلیون باید بدین اگر قصاص بخواین. نداشتیم که بدیم. دل دادیم به دولت که حکم رو اجرا کنه. درسته داغ ستایش هیچ‌وقت برای ما کهنه نمی‌شه ولی من حتی یک بارم حرف بدی به خانواده امیرحسین نزدم. ایرانی و افغان نداره، با همه خوبیم. همه خواهر و برادر همدیگه‌ایم.»

حالا روایت خانه جدید، روایت قصه‌ای است که باید بارها خوانده شود؛ که ستایش برای آنها دختری‌ با عکس‌های جامانده در سایت‌ها و روزنامه‌ها نیست. «پارسال پدر همسرم (پدربزرگ ستایش) اومد ایران؛ ولی چون نمی‌دونست ما چندتا بچه داریم درباره ستایش هیچی نگفتیم. مجبور بودیم جلوی اون خوب و خوش باشیم و وقتی می‌خوابید عزاداری کنیم. بردیمش سر خاک ستایش و گفتیم یکی از فامیلامونه؛ فاتحه‌ای براش خوند و رفت.» بعضی چیزها را نمی‌شود کلمه کرد. آن بعضی‌ها را صفیه اشک می‌ریخت.

همه چیزش با من بود

اولین عکسی که از ستایش پخش شده برای سیزده به در چند سال پیش بوده است؛ دست‌هایش را باز کرده و گفته من فرشته‌ام و باید بروم. «و رفت.» اینجا را نفیسه روایت می‌کند؛ دختر بزرگ خانواده قریشی. دختر 17 ساله‌ای که 4 سال است نامزد کرده. 9 کلاس درس خوانده و بعد از ماجرای ستایش مدرسه را رها کرده و چسبیده به کارهای خانه.

«ستایش از بچگی با من بزرگ شد. با من می‌خوابید، با من حموم می‌رفت، با من بیرون می‌رفت و ... همه چیش با من بود.» نفیسه رقیق شده است؛ در غم. چای دم می‌کند، غذا درست می‌کند، خانه را مرتب می‌کند، به خواهر و برادرش می‌رسد و ...

«روز آخر هم خودم درستش کردم و موهاشو بستم. ستایش خیلی منظم و تمیز بود؛ همیشه با مامانم می‌رفت بازار گل‌سر می‌خرید. حالا منم و مامان بابام و خواهر برادرام و غمی که هست؛ جلوی مامانم اما کم نمیارم. الان شرایط جوریه که هر کی گم بشه مامانم سریع زنگ می‌زنه به خانواده‌شون و شروع می‌کنه به درد دل کردن. دیگه حتی خبرها رو هم براش نمی‌خونم.» ستایش برای نفیسه زنده است؛ اما انگار ندیدنش به مثال دختر زبلی است که هر روز سر در خانه می‌نویسد آمدم، نبودید.

رد نبودن‌ش

پشت تمام این روایت‌ها صدای گریه‌های الیاس می‌آید. پسر کوچک خانواده و همبازی ستایش؛ که تمام درگیری ذهن یک کودک 4 ساله این است که ستایش رفت که بستنی بخرد؛ چرا برنمی‌گردد؟ صفیه تعریف می‌کند که شب‌ها بلند می‌شود و داد می‌زند «ستایش رو می‌خوام. برو بیارش» پسر 4 ساله‌ای که به جای بازی تا مدت‌ها سرش را به دیوار می‌کوبیده و حالا هر بار که سر خاک ستایش می‌روند، سرش را به سنگ قبر می‌کوبد.

واکنش‌های الیاس، ردی است که نبودن ستایش بر روانش انداخته. گریه‌های طولانی، دویدن‌های بی‌هدف، عصبانی‌شدن، بهانه‌گیری‌ها و ... ردی که برای رحیمه دختر 12 ساله خانواده، سکوت است. «با هیچ‌کس حرف نمی‌زنه. نتونست برای ستایش گریه کنه و حالا ساکتِ ساکته.»

صفیه از بچه‌ها که می‌گوید، از درد می‌گوید. از نفیسه که شده مادر دوم خانه، از الیاس که هنوز بهانه ستایش را می‌گیرد، از رحیمه که سکوت کرده و از منیراحمد، پسر 14 ساله‌اش که نیست. «همسرم مغنی‌ست؛ کارش انقدر سخته که تمام مهره‌های کمرش آسیب دیده. منیراحمد وقتی این وضع رو دید درسش رو ول کرد و رفت تهران. اونجا کارگر ساختمونه و بنایی می‌کنه. برامون پول می‌فرسته.» پشت تمام این دردها همچنان صدای گریه‌های الیاس می‌آید و مردهای خانه، منیراحمد و پدر ستایش که تن به حرف زدن نمی‌دهند.

قربانی خاکستری در قصه فراموشی

آدم‌ها به اندازه چیزهایی که از دست می‌دهند برای رسیدن به چیزهای دیگر پیر می‌شوند انگار. امیرحسین هم جدا از این روایت نیست. او هم در 17 سالگی پیر شده است و نفس کشیدنش به معنای زندگی کردن نیست؛ که در 17 سالگی درگیر چیزهایی می‌شود که شاید حتی نتواند کلماتش را به راحتی ادا کند. تجاوز، قتل، اسید و ... . پسری که قربانی محیطی می‌شود که از آن برآمد و حالا هنوز به سن قانونی نرسیده باید اعدام شود.

در همین میان عسگر قاسمی وکیل مدافع اولیای دم ستایش قریشی می‌گوید که قاتل 27 مهر اعدام می‌شود و اگر فرضا اولیای دم گذشت کنند و از قصاص بگذرند هم اعدام انجام می‌شود. با این حال مجتبی فرحبخش؛ وکیل مدافع قاتل ستایش قریشی می‌گوید که در صورت رضایت اولیای دم، می‌توان طبق ماده 91 که همان توبه است حکم را به تعویق انداخت.

بی‌شک اشتباه امیرحسین هیچ جبرانی ندارد و دل داغدار خانواده ستایش هم هیچ مرهمی ندارد؛ اما در این ساختار هر دو خانواده قربانی شده‌اند. علاوه بر این نبود هیچ‌گونه حمایتی برای خانواده‌ها و کم‌کاری سازمان‌های دولتی و ان‌جی‌اوها شرایطی را فراهم کرده که بازمانده‌ها مانند همیشه در حاشیه بمانند و فراموش شوند. سازمان‌های دولتی و ان‌جی‌اوهایی که انتخابشان به هر دلیلی حمایت از خانواده ستایش نبود و حکایت همان «فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی» شدند.

بدون مرز در خیرآباد

خیرآباد بیشتر از آن که یک محله باشد، یک بلوار است با کوچه‌های فرعی و باریک و پیچ در پیچ. محله‌ای در حاشیه ورامین که بافت حاشیه‌ای آن چرایی اتفاقاتی نظیر ماجرای ستایش را مشخص می‌کند. یک بافت سنتی با مردمی که بیشتر افغانستانی‌اند تا ایرانی. محله‌ای که آن را شعبه دوم کابل هم می‌خوانند و مرزی بین ایرانی و افغانستانی ندارند. مرزی هم اگر ایجاد می‌شود به دست خیریه‌هایی است که افغان‌ها را تحت پوشش قرار نمی‌دهند؛ اگر نه خیرآباد شاید تنها محله‌ای است که افغان‌ها را از دیگران جدا نمی‌کند.

خیرآباد اما در فقر است؛ فقری که مهاجران افغان به ناچار آنجا را برای زندگی انتخاب کرده‌ و به‌نوعی حاشیه‌نشین شده‌اند. حاشیه‌نشینی جمعیتی که جوان‌ترین‌ها را دارد. ساعت تعطیلی مدارس که می‌شود، خیرآباد غرق در دانش‌آموز می‌شود. انگار که محله در دست کودکان قد و نیم قدی است که به خانه‌هایشان می‌روند. بعضی از بچه‌ها گروهی از مدرسه بیرون می‌آیند و بعضی همراه مادرهایشان. تعدادی هم هستند که تنهایی به خانه می‌روند و امنیت محله را باور کرده‌اند.

«این اتفاق‌ها خیلی داره تو مملکت ما شایع می‌شه؛ اعدام شاید بتونه درس عبرتی بشه. هرچند خیلی‌ها هم اعدام شدن و اتفاقی نیفتاده. از یک طرف به دل مادر ستایش نگاه می‌کنم و از طرف دیگه به پسری که بچه‌س و قراره اعدام بشه. نمی‌دونم باید چیکار کرد.» کنار مدرسه ایستاده و نگاهش از هر دختر لباس فرم پوشیده‌ای می‌گذرد تا دخترش را گم نکند. از ستایش که حرف می‌زند، انگار از تابویی حرف می‌زند که نباید. دائم به دخترش نگاه می‌کند و دنبال هر بهانه‌ای است برای رفتن. می‌رود.

«باید اعدام بشه؛ با کشته‌شدنش مشکل حل می‌شه و دیگه از این اتفاقا اینجا نمیفته. قبل از این اتفاق با این خانواده رفت‌و‌آمد داشتیم ولی بعد از اون دیگه خبری ازشون ندارم. اگر اتفاق دیگه‌ای نیفته، اعدام قاتل ستایش باعث می‌شه دیگه همچین مسائلی پیش نیاد.»

چند قدم آن طرف‌تر از مدرسه دخترانه، مدرسه پسرانه است و پدری که دنبال پسرش آمده. جمله آخر را که می‌گوید دست پسرش را محکم می‌گیرد و در کوچه‌های باریک خیرآباد کم‌رنگ می‌شود. «ما هم فکر می‌کردیم اعدامش کنن ولی...»

   
  

اضافه نمودن به:          

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
   پربیننده ها  
  فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
  آغاز بست نشینی یاران دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر
  حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
  احضار مهندس اسفندیار رحیم مشایی به اتهام توهین به مقام معظم رهبری، تبلیغ علیه نظام، تصرف غیرقانونی در اموال دولتی، توهین به مسئولان نظام و نشر اکاذیب!
  اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
  دکتر احمدی نژاد صبح امروز وارد کرمانشاه شد + فیلم و تصاویر
  بررسی تاریخی اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره اشغال سفارت انگلیس / آیا زمان گشودن جعبه سیاه سال های 90 تا 92 فرار سیده است؟!
  حضور دکتر احمدی نژاد در امام زاده صالح همزمان با اربعین حسینی + فیلم و تصاویر
  متن کامل اظهارات حمید بقایی درباره تخلفات صورت گرفته در پرونده از لحظه بازداشت تا زمان برگزاری دادگاه توسط قوه قضائیه، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات
  دومین روز بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) + تصاویر
  یادداشت علی اکبر جوانفکر درباره روشنگری تاریخی دکتر احمدی نژاد/ رساترین صدا
  جوابیه نیکزاد به لجن پراکنی دولت روحانی علیه مسکن مهر مناطق زلزله زده
  روایت جالب یکی از حمله کنندگان به سفارت انگلیس / چرا این سری راحت وارد سفارت شدیم؟! + عکس
  یادداشت جوانفکر درباره پارازیت حسام آشنا/ چوب را برداری گربه دزده فرار میکند!
  تیزر پیام تصویری دکتر احمدی نژاد در خصوص عملکرد قوه قضاییه (صدای مردم ۵)
  یادداشت مهندس رحیم مشایی اندر باب احضاریه/ و این آغازی بر یک راه است
  یادداشت علی اکبر جوانفکر/ فرار ممنوع!
  اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
  عکس/ تا بازگشت احمدی نژاد این پوسترها روی دیوار خواهد ماند
  عکس/ مقایسه میزان خسارت ساختمان‌های نوسازی نشده طی سالهای اخیر با خسارت و آسیب وارده به ساختمان‌های مسکن مهر در زلزله شدید ۷.۳ ریشتری کرمانشاه
  یادداشت مهندس رحیم مشایی درباره دادگاه تاریخی حمید بقایی/ هر دم از این باغ بری می رسد!
  یادداشت علی اکبر جوانفکر درباره زلزله کرمانشاه و بی کفایتی حسن روحانی/ دولت ناکارآمد!
  عکس/ ولیعهد ابوظبی ۱۰۰ میلیون دلار به زلزله زدگان کمک کرد/ دولت بی عرضه روحانی هاپولی نکند صلوات!
  کاسبان شارلاتان زلزله
  روزنامه ینی شفق: اسراییل قصد دارد با ۱۰۰ هواپیما به لبنان حمله کند
  متن کامل نامه حمید بقایی به معاون اول قوه قضائیه درباره تخلفات بیژن قاسم زاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای فرهنگ و رسانه
  پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد هم فیلتر شد!
  ۴۷۴ کشته و ۹۳۸۸ زخمی تاکنون‌/ کمبود آب در روستاهای زلزله‌زده/ استقرار آشپزخانه آستان قدس/ توزیع رایگان دارو توسط سپاه + تصاویر
  تنها دیواره‌های بیرونی مسکن مهر کرمانشاه در زلزله شب گذشته تخریب شد
  وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
 
 
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
اطلاعیه شماره 2 بقایی، جوانفکر و خراسانی/ درخواست از رهبر معظم انقلاب برای مامور نمودن آیت الله شاهرودی جهت رسیدگی به ادعاها و اتهامات
 
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
فیلم کامل سخنرانی طوفانی دکتر احمدی نژاد در جمع زائران حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)
 
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
حضور دکتر احمدی نژاد در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در پی بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی + فیلم و تصاویر
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
اطلاعیه/ بست نشینی حمید بقایی، علی اکبر جوانفکر و حبیب الله جزء خراسانی در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) + فیلم و تصاویر بدرقه با حضور دکتر احمدی نژاد
 
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
وحشت ناصرالدین شاه از «بست نشینی» برای رفع ظلم / سید جمال الدین اسدآبادی: من به شمشیر برنده ای ‌مانم که اگر به کارم اندازید چنین و چنان خواهم کرد
 
بررسی تاریخی اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره اشغال سفارت انگلیس / آیا زمان گشودن جعبه سیاه سال های 90 تا 92 فرار سیده است؟!
بررسی تاریخی اظهارات دکتر احمدی نژاد درباره اشغال سفارت انگلیس / آیا زمان گشودن جعبه سیاه سال های 90 تا 92 فرار سیده است؟!
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
info@dolatebahar.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار