آرشیو   |  درباره ما   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * عضویت در کانال تلگرام دولت بهار    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
چهارشنبه، 2 مرداد 1398 - 11:57   
  تازه ها:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 480682صفحه نخست » شبکه های اجتماعی و وبلاگهاجمعه، 24 فروردین 1397 - 16:18
سخنان یکی از بهاری ها که در امام زاده صالح(ع) مورد ضرب و شتم قرار گرفت
  

سخنان علیرضا محمدبیگی که در امام زاده صالح"ع" به دلیل درخواست کم کردن صدای بلندگو مورد ضرب و شتم قرار گرفت:

به نام آفریدگار عشق. درود بر شما یاران بهاری زیاد مصدع اوقات نمی شوم من علیرضا محمد بیگی نیا دبیر آموزش و پرورش تهران و خبرنگار نابینایی که عاشقانه احمدی نژاد و تفکر آزادی خواهی و عدالت طلبی اش را دوست دارد و از جان شیرین تر و عزیز تر می داند.

پنجشنبه بعد از ظهر مراسم تحصنی در امام زاده صالح"ع" بود به این عشق و برای اعتراض به ظلم و ستم و بیداد بنده هم مثل تمام عاشقان این سرزمین بر خود تکلیف دیدم که در این تحصن شرکت کنم متاسفانه هلهله یزیدیان و با صدای قرآن و روضه اهل بیت "علیهم السلام" صدای عدالت خواهی را خاموش کردند. تاریخ نمی شناسد زمان نمی شناسد و در آن امام زاده بلندگو را چنان زیاد کرده بودند که هر کسی چه زائر چه همسایه های آستان مقدس را بسیار آزار می داد بنده به خود تکلیف دانستم رفتم نزدیک شخصی که مداحی می کرد و داد می کشید که از او خواهش کنم آرام تر...

یک نفر از آن کسانی که آن نزدیک بود آمد من را کشید به زور و  انگشت مرا پیچاند. گفتم چرا این کار را می کنی می خواهم به این آقای مداح بگویم که صدا را آرام تر بیاورد. باز ادامه داد و مرا کشید و بر حسب اتفاق دستم به سیم میکروفون مداح بود ناخود آگاه بر اثر دردی که وارد شده بود بر من، سیم را کشیدم و حالا کارهای خدا کل میکروفون هم به همراهش آمد و گفتم امروز اگر شهادت امام موسی کاظم"ع" است روضه امام کاظم"ع" را بروید در حیاط آستان گوش کنید بروید آنجا صدای حق طلبی را دارند خاموش می کنند. اینجا نشستن و گریه کردن فایده ای ندارد مردم صدای حق طلبی مردی بهاری را دارند در حیاط آستان خاموش می کنند که هفت، هشت نفر شدن و مرا بردن در یک اتاقکی به زور و الان هم که با شما دارم صحبت می کنم درد بر من چنان مستولی شده که نمی توانم زیاد ادامه بدهم فقط این را به خدمت شما بگویم هم کتکم زدند جوری که پایم را دو بار از ناحیه زانو پیچاندند که الان از شدت درد نه می توانم راه بروم نه خوابم ببرد.

توهین کردن، فحش دادن و تهمت زدن، آدرسم را گرفتند، مشخصاتم را گرفتند به آنها گفتم من شاید امام حسین"ع" نباشم که حتما نیستم ولی کار شما کار یزیدی بود یک نابینا را گرفتید به صرف اینکه فقط آمده از شما خواهش کرده و گفته صدا را کم کنید به من گفتند نه تو احمدی نژادی هستی تو منحرفی تو مثل بقیه دزدی تو فلانی و من در صدد این فقط بر آمدم که دفاع کنم از خط دکتر و باز هم اراده ام قویتر شد در این مسیر.

اینقدر واقعا وقیحانه عمل کردند که حتی با وجود اینکه به من تهمت زدند تهدیدم کردند ناسزا گفتند و پایم را ناقص کردند و مطمئن هستم که یک عمر دیگر با یک پای ناقص باید به زندگی (با وجود اینکه نابینا هم هستم) ادامه بدهم حتی حاضر نشدند مرا ببرند دکتر و الان با وساطت یکی دو تا از دوستان بهاری من را دیگر بازداشت نکردند و آوردند مرا منزل فقط این را خدمت شما عرض کنم که بسیار، بسیار وقیحانه بسیار عامدانه بیش از این نمی توانم بگویم چنان رفتارشان زشت بود که التماسشان می کردم در آن اتاقک می گفتم من پیرمرد نفسم دارد تمام می شود عوض اینکه کمکم کنند دستشان را جلوی دهانم گرفتند که نگذارند صحبت کنم صدای من را مردم نشنوند.

حالا می فهمم هلهله یزیدی ها یعنی چی؟ حالا می فهمم قرآن بر سر نیزه کردن ها یعنی چی؟ فقط به امید این من زندگی می کنم که بتوانم ببینم روزی را که دست غارت گران بیت المال و جاسوس ها و خائن های به این مردم و به این مملکت روزی رو بشود و من شاهد این باشم که انشاءالله تفکر دکتر محمود احمدی نژاد و تفکر آزادی خواهی و تفکر بهاری در کشور جاری و ساری بشود انشاءالله مردم رایحه خوش حضور افراد نیک را در جایگاه هایی که شایسته شان هست را ببینند به این دو بیت اکتفا می کنم که در برابر آن افرادی که به من تهمت انحرافی بودن می زدند و من را منتسب می کردند که تو منای دکتر هستی و حتی مسخره ام می کردند که تو که احمدی نژادی هستی چرا در دزدی های آنها شریک نبودی؟ چرا مستاجر هستی؟ و من اصرار که شما برای گفته هایتان سند و دلیل ندارید و فقط متاسفانه در این مکان مقدس تهمت می زنید من فقط به این نتیجه رسیدم عملی که مبارزه با ظلم و ستم کار آسانی نیست ولی باید این کار صورت بگیرد مردم عزیزم قلمی، قدمی، زبانی تلاش کنید از خودتان از اطرافیانتان که انشاءالله این صدای آزادی خواهی در نطفه خفه نشود این شعر را برای آن آقایان گفتم

گر کافر و منحرف بخوانند مرا
بیدادگران کشند در بند مرا
از یاری محمود نگردانم روی
گر جمله جهان ز خود برانند مرا

به امید آبادی و آزادی و سر افرازی ایران اسلامی
دوستان بهاری و مردم عزیزم بدرود

   
  

اضافه نمودن به:          

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
[email protected]
پشتیبانی توسط: خبرافزار