آرشیو   |  درباره ما   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * عضویت در کانال تلگرام دولت بهار    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
یکشنبه، 3 شهریور 1398 - 00:45   
  تازه ها:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 3264صفحه نخست » خبردوپنجشنبه، 21 آذر 1392 - 14:32
رونمایی از پروژه جدید اقتدارگرایان
آقای روحانی؛ شیطان بزرگ آمریکاست نه رژیم صهیونیستی!
آقای روحانی؛ شیطان بزرگ آمریکاست نه رژیم صهیونیستی!دولت بهار: سوالی که از آقای هاشمی باید مطرح نمود این است که چگونه است در سال 87 رژیم صهیونیستی و به قول شما اسرائیلی ها موافق رابطه با ایران بوده اند و امروز مخالف شده اند؟
  
دولت بهار/ حسین مهدیزاده نراقی: پس از حضور حجه الاسلام والمسلمین روحانی در سازمان ملل و تماس تلفنی با اوباما و دیدار ظریف با جان کری وزیر خارجه آمریکا، به موازات انتقادات نیروهای انقلابی، صدای واحدی از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش می رسید مبنی بر این که " افراطیون در ایران هم نوا با صهیونیست ها گردیده و از نزدیک شدن ایران و آمریکا هراسان و مضطرب شده اند!"
پس از توافق ژنو نیز و به جای پاسخگویی به پرسش های اذهان عمومی جامعه، رئیس جمهور و تیم همراه وی در هر بار با تکرار این کلیشه، فرع را بر اصل ترجیح داده و به نوعی توپ را در زمین طرف مقابل انداختند.
نگاهی به برخی از این مواضع، در تنویر حقایق وافی خواهد بود:
18آبان ماه، هاشمی رفسنجانی می گوید:
«جمله صریح نتانیاهو که با خشم گفته ایران هر چه می خواست از این مذاکرات به دست آورد و غرب چیزی نگرفت، گرچه برای تحریک آنها گفته شده خیلی معنادار است.»
در اهمیت این سخنان همین بس که قسمتی از آن(با تقطیع!) تیتر یک فردای روزنامه منتسب به جناب آقای هاشمی می گردد:
 
آقای روحانی؛ شیطان بزرگ آمریکاست نه رژیم صهیونیستی!

افراطیون با بوق های در اختیار، فضا را بی آنکه خود بخواهند، به نفع صهیونیست ها آلوده می کنند: هاشمی رفسنجانی13آذر92
« به نظر من رژیم صهیونیستی مخالف اول هرگونه توافق با ایران است. من از نزدیک شاهد هستم که این رژیم برای ممانعت از پیشرفت مذاکرات دست به هر حرکتی زده است
اینها ترفندهای رسانه ای است که توسط صهیونیست ها یا مستقیما و یا توسط رسانه های وابسته آنها پیگیری می شود . به نظر من نباید با خط انها همسو شویم و به اهمیت مذاکرات شک کنیم: « عراقچی عضو تیم مذاکره کننده ایران؛3آذر1392»
«مخالفت‌های افراطیون با روش‌های معتدلانه رییس‌جمهور در عرصه دیپلماسی، هماهنگی آن‌ها با رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد.» عباس کریمی اصفهانی فعال سیاسی اصولگرا
در این جا ذکر چند نکته ضروری می نماید:
1-درسال 88 همراهی با صهیونیستها از سوی جناب آقای میرحسین موسوی و برخی نزدیکان آقای هاشمی معنا دار نبوده است؟
اگر معنادار بوده است پس اصرار این روزهای آقای هاشمی مبنی بر رفع حصر سران فتنه با ادبیات « سوء تفاهم های(سوء تفاهم و نه فتنه!) سال88 ! را باید رفع کرد و...» بر اساس کدام مبناست؟ و اگر معنا دار نبوده است، چگونه امروز مواضع نتانیاهو، معیار صداقت طرف ایرانی در مذاکرات ژنو خواهد بود؟
2- اصرار آقای روحانی  بر همراه دانستن منتقدین دلسوز داخلی با صهیونیست ها چه نسبتی با شعار         « جامعه آزاد و فضای غیر امنیتی در حوزه سیاست و فرهنگ » که دائما توسط ایشان به کار می رود دارد؟
آیا می توان دائما بر طبل فضای آزاد کوبید و در تلویزیون مدعی شد ممنوع القلم ها سریع القلم شده اند و لیکن در برخورد با منتقدین، اینگونه عمل نمود؟
3- به نظر می رسد که بزرگنمایی از مواضع صهیونیست ها و تلاش برای معیار حق و باطل قراردادن مواضع آنان به دو دلیل باشد:
اول: تجربه سال88 و اینکه درست در لحظاتی که می رفت تا وضعیت به سود فتنه گران به پایان رسد، با اعلام حمایت پرز و نتانیاهو از جنبش سبز، شاهد ریزش شدید مردمی در بین بدنه مردمی وابسته به آنان بودیم و آیا این بار جبهه باطل از این موضوع درس عبرت نخواهد گرفت؟
دوم: تلاش برای شیطان بزرگ سازی از اسرائیل و نتیجتا منسی شدن دشمنی با آمریکا!
چه آنکه در سال 88 همین ترفند در مورد شیطان بزرگ سازی از روسیه به در بسته خورده بود و امروز در فتنه ای بزرگ تر از سال 88، کوشیده می شود تا دشمنی با آمریکا به هر نحو و با طرح مسائل فرعی به چالش کشیده شود.
امام خمینی ره در این مورد می فرمایند:
«خط این بود که اصلاً آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می‌کردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار می‌گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم در روز عاشورا، خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود. و لهذا دیدید که آن روزی که این جوان‌های بیدار عزیز ما این لانه جاسوسی را گرفتند، این شیاطین به دست و پا افتادند».
(صحیفه نور ج 15 صفحه 66)
و البته ذکر این سوال اساسی و مهم را باید مهمترین بند از این وجیزه دانست که :
دشمن بزرگ و اصلی؛ آمریکاست یا اسرائیل؟
رهبر معظم انقلاب در بیانات اول فروردین ماه 92 در حرم مطهر رضوی به این شبهه پاسخی قاطع داده و دشمن اصلی ایران را آمریکا دانستند و رژم صهیونیستی را با وجود دشمنی، در حد و اندازه دشمنی ندانستند:
« خوب است دولتمردان آمریکا به این نکته توجه کنند و این را بفهمند که ملت ایران در طول این سی و چند سال چیزهائی دیده است، مراحلی را گذرانده است، که تا میگویند دشمن، ذهن ملت ایران متوجه به آمریکا میشود.اساس دشمنی اینجا است.
البته دشمنهای دیگری هم هستند که ما اینها را در درجه‌ی اول و در ردیف اول به حساب نمی‌‌آوریم: دشمن صهیونیستی هم هست، منتها رژیم صهیونیستی در قواره و اندازه‌ای نیست که در صف دشمنان ملت ایران به چشم بیاید. گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم میکنند؛ تهدید به حمله‌ی نظامی میکنند؛ اما به‌نظرم خودشان هم میدانند، و اگر نمیدانند، بدانند که اگر غلطی از آنها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد. دولت انگلیسِ خبیث هم با ملت ایران دشمنی میکند؛ این هم یکی از دشمنان سنتی و قدیمی ملت ایران است؛ منتها دولت انگلیس نقش مکمل آمریکا را در این میدان بازی میکند. خود دولت انگلیس استقلالی ندارد که انسان او را یک دشمن مستقلی به حساب بیاورد؛ دنباله‌روِ آمریکا است.»

4- یکی از ریشه های اصلی التقاط و خلط مبحث در این موضوع بسیار حیاتی را باید اشتباه بزرگ در " یکی دانستن صهیونیسم جهانی و دولت نامشروع اسرائیل " دانست.
توضیح اینکه اگرچه صهیونیسم تسلط مادی بر دنیای امروز پیدا کرده و دارای قدرت و نفوذ بسیاری است ولیکن این قدرت و نفوذ در رژیم صهیونیستی محدود نشده است و صهیونیسم به عنوان دستی نامرئی و از پشت پرده بر تمامی تحولات سیاسی در کشورها(آمریکا؛ انگلیس؛ فرانسه و ...) سلطه دارد که سردمدران رژیم صهیونیستی نیز یکی از نوکران حلقه به گوش آنان محسوب می شوند و شیطان بزرگ( دولت آمریکا) به عنوان مرکز ثقل این جریانات صهیونیستی بوده و رژیم غاصب اسرائیل و دولت انگلیس و .. را باید دنباله رو دولت آمریکا دانست.

5- اگرچه یکی از دلایل( و نه تمام دلایل) حامیان دکتر احمدینژاد ( و نه خود ایشان) در اثبات حقانیت او، استناد به سخنان 2مهر89 شیمون پرز مبنی بر " دشمن انسانیت بودن احمدی نژاد و همچنین این ادعا که باید کاری کنیم که بودن با احمدی نژاد به یک ننگ همگانی شود و او باید محاکمه شود و ..." می باشد و لیکن باید کسانی که درصدد استفاده از این راهبرد هستند به این نکته توجه نمایند که:
شیطان بزرگ و رئیس جمهور آمریکا و تمامی جبهه استکبار نیز همراه با این ادعای پرز بودند و صد البته که جواب های دکتر احمدینژاد برای اوباما کوبنده تر از جواب برای پرز نیز بود و رئیس جمهور سابق در تاسی از رهبرمعظم انقلاب، برای سگ هار نحس نجس آمریکا در خاورمیانه ارزش چندانی قائل نمی شد.
برای نمونه در پاسخ به تهدید حمله نظامی به ایران از سوی اوباما، دکتراحمدینژاد در ارومیه و با لحنی قاطع می گوید:
« شما تازه از راه رسیده‌اید یک مقدار صبر کنید تا سرد و گرم را بچشید؛ دلیلی ندارد که هر حرفی به شما گفتند آن را تکرار کنید و بدان که گنده‌تر و گردن کلفت‌تر از تو نیز نتوانستند هیچ غلطی بکنند.»
اما در سخنرانی سازمان ملل جناب آقای روحانی(که از قضا مورد تایید هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان!)قرار گرفت؛ و بعد از آنکه اوباما تهدید می کند که گزینه نظامی همچنان روی میز است، رئیس جمهور ایران نیز در جواب وی از روی میز بون " صلح " از سوی ایران سخن می گوید!
بی تردید یادآوری این سخن مولای متقیان حضرت علی علیه السلام به رئیس جمهور روحانی لازم و ضروی خواهد بود:
«التکبر على المتکبرین هو التواضع بعینه»: «تکبر کردن با افراد متکبر خود عین تواضع است.»
آیا مودب و باهوش خواندن اوباما از سوی حجه الاسلام روحانی و آن هم در زمانی که وی با بی ادبی تمام از بودن گزینه نظامی بر روی میز سخن رانده و حق غنی سازی ایران را کاملا نادیده گرفته و ایران و شخص روحانی را نیز غیرقابل اعتماد می داند چیزی جز تواضع در برابر متکبر خواهد بود؟
6- بنابراین معیار اصلی در شناخت دشمن؛ نه مواضع رژیم صهیونیستی(که از قضا با عبرت گیری از وقایع سال88 می توانند نعل وارونه نیز بزنند) که مواضع دولت آمریکا به عنوان هرم اصلی جبهه باطل خواهد بود و رژیم صهیونیستی چیزی جز سگ پارس کننده برای آمریکا نخواهد بود.
7- با معیار داده شده از سوی آقای هاشمی و روحانی( که بر اساس آن؛ عصبانیت نتانیاهو و صهیونیستها نشانه حقانیت مذاکرات ژنو و ...است!) صحبت چند روز پیش پرز رئیس رژیم صهیونیستی مبنی بر تمایل برای دیدار با روحانی و دوست دانستن و دشمنی نداشتن با ایران را چگونه باید تفسیر کرد؟
آیا ( با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان) این دوستی رئیس رژیم صهیونیستی را نباید نشانه بطلان ادعای پیشین خود و همکارانتان ( مبنی بر عصبانیت اسرائیل از موافقت نامه ژنو و ...) دانست؟
عمارهای وطنی که برای " دوستی با مردم اسرائیل و ادیان الهی ساکن در سرزمین غصب شده توسط رژیم غاصب اسرائیل "( عین عبارت مهندس مشایی) وا اسلاما و واقرآنا سر می دادند امروز کجایند؟
8- با معیارهای ارائه شده از سوی خودتان در برابر ادعای چند روز گذشته جان کری که در پرونده هسته‌ای ایران، امنیت اسرائیل را اولین اولویت آمریکا دانسته بود چه جوابی  دارید؟
ادعای پرز که مسئولیت پیروزی توافق ژنو را برای مردم ایران دانسته بود را چگونه ارزیابی می کنید؟
آقای روحانی آیا همچنان منتقدین را با صهیونیست ها همراه و همگام می دانید؟
9- درمصاحبه ای که آقای هاشمی رفسنجانی با صادق زیبا کلام داشته اند (کتاب هاشمی بدون روتوش - چاپ اول 1387صفحه 204) چنین آمده است:
زیباکلام: من معتقدم - نه این که اسرائیلی ها نمی گذارند بلکه با مشکلی که ما با اسرائیلی ها داریم ،خود به خود نخواهند گذاشت که ما یک رابطه حداقلی با امریکا داشته باشیم.
هاشمی رفسنجانی: "اگر ما بخواهیم،اسرائیلی ها هم کمک می کنند .برای اینکه می دانند که اگر یک رابطه معمولی باشد، امریکا می تواند روی کم کردن خصومت ما تاثیر بگذارد. اسرائیلی ها هم آِینده نگر هستند.
زیباکلام: پس شما دارید یک نظریه دیگری مطرح می کنید.معتقدید که اتفاقا اگر ایران چرخش و تمایلی به امریکا نشان دهد ،اسرائیلی ها تلاش خواهند کرد که این تمایل گسترده شود ،چرا که معتقدند بهبود روابط ایران و امریکا همانند نوری در انتهای تونل برای اسرائیلی ها خواهد بود و گرمی میان تهران و واشنگتن نهایتا بر روی نگاه ایران به اسرائیل تاثیرخواهد گذارد.
هاشمی رفسنجانی: قطعا اسرائیلی ها مسئله را اینگونه می بینند.
سوالی که از آقای هاشمی باید مطرح نمود این است که چگونه است در سال 87 رژیم صهیونیستی  و به قول شما اسرائیلی ها موافق رابطه با ایران بوده اند و امروز مخالف شده اند؟
   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 10 نظر (فعال: 10 ، در صف انتشار: 0، غیره: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1392/9/21 - 15:45 |     11     0     |
یکی از اهداف ...، حمایت از حزب کارگر و کادیمای اسراییل است. همکاران پرز ، اولمرت و لیونی با ادعای حمایت از صلح با ایران به انتخابات آینده حکومت جعلی خواهند آمد و رای هم خواهند آورد.

اما نکته مهم این است که نتانیاهو تنها سگی است که پارس می کند اما پاچه نمی گیرد.. در تمام دوره های نخست وزیری نتانیاهو اسراییل هیچ جنگی را نداشته است! او اصلا مغز متفکر صهیونیسم نیست.

جنگهای اسراییل مانند جنگ 33 روزه و 22 روزه در کابینه کسانی اتفاق افتاد که ... امید به رای آوردنشان در اسراییل دارد!

ناشناس
| 1392/9/22 - 01:06 |     10     0    
پاسخ: می خواهید رئیس دولت را از خواب بیدار کنید؟

مگر نمی دانید که کسی که خودش را به خواب زده است بیدار نمی شود؟!


حسین
| 1392/9/21 - 17:38 |     18     1     |
شخص هاشمی را اصلآ نمی توان در ذمره سیاستمدار برجسته شمرد زیرا از ابتدا
جهت گیری و سخنانش بر خلاف یک سیاستمدار انقلابی بوده است و در قضیه مذاکرات نیز بسیار واضع بود که جهت گیری صهیونیست ها و عربستان در یک توافق پشت پرده و برنامه ریزی شده با 5 1در جهت انحراف افکار عمومی ایران و به دست آوردن حداکثر نتیجه به نفع خویش بوده و بیشتر شبیه یک مخالفت زرگری می باشد که متاسفانه بسیاری از به اصطلاح سیاستمداران کشور در دام پهن شده آنها قرار گرفتند و همان شد که آنها می خواستند!!

بهرام پ دوستدار دولت بهار
| 1392/9/21 - 22:02 |     8     2     |
وای از آن روز که پرده ها کنار رفته وماهیت آمریکایی عده ای از سیاستمداران ما که به ظاهر انقلابی و ولایی هستند هویدا شود.

صبح امید
| 1392/9/22 - 00:38 |     5     0     |
دوستان می دونم بی ربطه ولی ممنون میشم جواب بدین:

کلیپ دادگاه مردمی نژاد که قسمتی از مناظره با میرحسین موسوی رو نشون میده آخر فیلم آقای دکتر میگه ان شاء الله. چارسال نشده... بره بالای کاخ سفید. نقطه چین رو پر کنید, چی بره بالای کاخ سفید؟ چند بار گوش دادم متوجه نشدم

صبح امید
| 1392/9/22 - 13:51 |     4     0    
پاسخ: ممنون. ان شاء الله

دولت بهار: پرچم!

سیّد
| 1392/9/22 - 04:52 |     12     1     |
عزیزان عاقبت دولت دکتر محمود احمدی نژاد را برای ایشان جبری می دانید یا اختیاری؟
باید بگویم که من این سرنوشت را اختیاری می دانم. خواب نباشیم و نگوییم که چون برخی امروز در مملکت خوابند پس ما هم خواب باشیم دیگران هم خواب خواهند ماند. امیرالمؤمنین-علیه الصّلاة والسّلام- در تذکری حکیمانه فرمودند؛
وَ مَن نَامَ لَم یَنِم عَنهُ
اگر ما خود را به خواب بزنیم دشمن هرگز نخواهد خوابید و اتفاقا منظر غفلت ماست؛
وَدَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِکُمْ وَأَمْتِعَتِکُمْ فَیَمِیلُونَ عَلَیْکُم مَّیْلَةً وَاحِدَةً
به نظر بنده و بنا به آن چیزی که می فهمم دکتر احمدی نژاد در انتخابی آگاهانه و یک سیاست ورزی عاقلانه از آبروی خود هزینه گذاشت تا از آبروی نظام و رهبری هزینه نشود.
آنان که می دانند که می دانند و آنان که نمی دانند در دولت بهار تا به حال باید حداقل ظنی برده باشند که با توجه به نظر آشکار رهبری از گفته های ایشان تهمت های سال های 88 تا 92 مبنی بر ایستادن مقابل رهبری و انحراف تنها یک حربه سیاسی بوده است. سخنان آقای پرز با هر تفسیری به هرحال نشان می دهد که ایشان در مبارزه با استکبار منحرف نشده و همچنان استوار مانده اند. البته مثل هر مبارز باهوش دیگری در هر زمان تدابیر مختلفی اندیشیده اند.
آقای مشایی در جمع تعداد زیادی از روحانیون به نظرم قبل از ادعای آقای مصباح و بازهم به نظرم در سال 88 یا 89 عنوان کردند که؛
آقای احمدی‌نژاد به من که میرسد می‌گوید تو چوب من رو می‌خوری
روزنامه‌های این‌وری هم همان حرف‌هایی را می‌زنند که روزنامه‌های آن‌وری می‌زنند. الحمدلله رب العالمین. ما از دو طرف خوردیم. نوش جان. آقای احمدی‌نژاد به من میرسه می‌گه تو که چوب من رو می‌خوری. من را جرأت ندارند تو را می‌زنند. البته نوبت احمدی‌نژاد هم می‌رسد. یک سال و نیم دیگه. اون موقع ببینید احمدی‌نژاد چه می‌شه. خودش گفته کافر می‌شوم. یک سال و نیم دیگر کافر خواهم شد. منظور این است که کافرش می‌شمارند.
شما نگاه کنید در سال 90 به راحتی میشد ادعاهای آقای مصباح را تنها با مقایسه با سخنان عمومی رهبری در 3 اردیبهشت همان سال پاسخ داد، پس چرا احمدی نژاد این کار را نکرد؟
پاسخ روشن است. یک جریان مرموز و یک عده دنباله رو ناآگاه از سال 88 و حوادث فتنه به بعد شروع می کنند از بین به اصطلاح سیاسی اصولگرایان و در هر مناسبتی بنا می کنند هزینه کردن از اسم جملات و مواضع رهبری و به جای اینکه روشن بگویند که به فلان دلیل عقلانی و منطق فلان حرف فلان مدعی غلط است، در هرمناسبتی و در هر رویارویی می گویند که چون رهبری گفت فلان حرف پس شما مخالف رهبری هستید. خوب در چنین شرایطی مردم بی شیله و پیله و مبرا از ریای سیاسی مواضع این قشر را چگونه درمی یابند؟ عاقلانه و منطقی یا غیر عاقلانه و تندروی؟
جریان از این هم فراتر می رود. در همان جریان یکشنبه مجلس رئیس مجلس در جمله اول مایه می گذارد از ولایت فقیه و بنا می کند به دفاع از خود. خوب مگر احمدی نژاد گفته بود که مملکت به بن بست رسیده که آن جواب را دادید. رئیس جمهور وقت گفتند که با این رویه مملکت به بن بست خواهد رسید و صد البته نهایتا که رهبری اجازه نخواهد کار به آنجا برسد. اما حقیقت که عوض نمی شود که عده ای از متنفذان و سیاسیون با آشنایان خود طعم لذیذ دنیا را درک کرده و فریب خورده و در حال سوءاستفاده از بیت المالند.
هرکس می گوید نه یک گشتی بین مردم بزند. مردم چندان از تحریم ناراحت نیستند. چون به وضوح می بینند که دشمن به زور آن را تحمیل کرده است. اما از مفاسد اقتصادی و به ویژه با استفاده از رانت مسئولین به شدت ناراضی و ناراحتند. خوب اگر احمدی نژاد واقعا با اطرافیان خود می خوردند و چپاول می کردند که یک امتیازاتی می دادند و دهن بقیه سیستم را هم می بستند. یعنی کسی که 7.5 سال رئیس جمهور مملکت بوده نمی دانست که اگر خودش ناپاک باشد با چه رویی پشت تریبون برود و بگوید فلانی دارد چپاول می کند؟ این منطقی است؟ خوب اوهم یک معامله می کرد و خلاص. کسی می گفت تو بدی.
هر عقل سالمی به خوبی می داند که او معامله نکرد و به همین دلیل هم مغضوب علیه سیستم چپاولگران بیت المال شد. مشایی بهانه بود. هدف اول احمدی نژاد و هدف بعدی رهبری و بعدی کل نظام و نهایتا منشا آن یعنی اسلام بود.
اما بحمدالله که احمدی نژاد مؤمن و متعهد بود و به موقع آمد کار را به دست گرفت. عزیزان او که دید هدف نهایی او نیست و مخالفین هم احمقانه اسلحه دفاع از ولایت را گرفته اند، خود را سیبل کرد تا او را بزنند. پس از آنکه او متهم شد دیگر هیچ دلیل و توجیهی برای مخالفت یا عدم اطاعت از رهبری نماند، چون همه چیز را سر احمدی نژاد ضد ولایت فقیه نامیده شده شکسته بودند و حالا طبق استدلال های خود برای مردم باید دم از ولایت امام خامنه ای به عنوان مقام شایسته ولایت فقیه دم می زدند و نیز چون احمدی نژاد را قانون گریز نامیده بودند حالا خود در حصار قانون گیر افتاده اند. او را تندرو نامیدند و حالا خود باید مشی معتدل پیشه می ساختند، اورا خرافاتی نامیدند و حالا باید عقلانیت را شعار قرار می دادند و اورا یهودی و فراماونر نامیدند و حالا باید با رژیم صهیونیستی مرزبندی می کردند. کارهایی که در سال 88 انجام ندادند!
یکی از متنفذان در سال 88 گفته بود که اگر من بیایم چیزی از ولایت فقیه باقی نخواهم گذاشت و یا آن را بسیار محدود و نمادین خواهم کرد. عزیزان حقیقت این است که احمدی نژاد نعمتی تمام نشدنی بود برای کسانی که با عقل و عشق هردو با ولایت مدبر و عاشق اهل بیت-علیهم السّلام- بیعت کرده بودند و در فتنه های سخت هم بیعت نشکستند.
خواه قبول داشته باشند یا نه و البته نظر هرکس درجای خود در صورت احترام آمیز بودن محترم است، نظر من این است و به فضل الهی سعی خواهم کرد به آن پایبند باشم و در جستجوی حقیقت به آن هم بسنده نکنم.
خداوند به این فرزند ملت ایران و خادم آن ها طول عمر با عزت و توفیق روزافزون دهد و از آسیب حوادث به دور دارد تا ظهور محبوبش.

مهرایین
| 1392/9/22 - 06:54 |     8     0    
پاسخ: نیازی به بحث فلسفی نیست ! در روزهای پایانی دولت قبل هیچ اختیار و انتخابی نه برای دکتر احمدی نژاد و نه برای دوستداران او و دولت او باقی نگذاشته بودند. باید از اقای فلانی سپاسگذاری کنیم!!
ناشناس
| 1392/9/22 - 07:24 |     8     0    
پاسخ: حقیقت همین است. و البته بسیار تلخ.

ناشناس
| 1392/9/23 - 01:20 |     4     0     |
آقای نراقی بسیار جالب نوشتید


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
inf[email protected]
پشتیبانی توسط: خبرافزار