آرشیو   |  درباره ما   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار    RSS   |  ارتباط با ما   |  پیوندها  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * عضویت در کانال تلگرام دولت بهار    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
چهارشنبه، 2 مرداد 1398 - 10:57   
  تازه ها:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 4159صفحه نخست » شبکه های اجتماعی و وبلاگهاشنبه، 14 دی 1392 - 18:10
ماجرای گریه امیرکبیر بر مرگ کودکان و واکنش میرزا آقاخان
  

Shahnaz Ramaram در فیسبوک نوشت:
در سال ۱۲۶۴ هجری قمری، یعنی درست در حدود ۱۶۸ سال پیش نخستین برنامه‌ دولت ایران برای واکسیناسیون به فرمان امیرکبیر آغاز شد.

چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبر دادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند! فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود! امیرکبیر بی‌درنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می کرد که با این فرمان همه مردم آبله می‌کوبند.

اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان می‌شدند یا از شهر بیرون می‌رفتند روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ی شهر تهران و روستاهای پیرامون آن فقط سی‌صد و سی نفر آبله کوبیده‌اند.در همان روز، پاره دوزی را که فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او
آوردند.

امیر به جسد کودک نگریست و آن گاه گفت: ما که برای نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد کشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از این که فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور کنید که هیچ ندارم.
امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود.این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن کرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانی امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند.

میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آن چنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید.

امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی که ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌کنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند..

   
  

اخبار مرتبط:

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 12 نظر (فعال: 11 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
بهرام پ دوستدار دولت بهار
| 1392/10/14 - 20:12 |     22     0     |
بازم خوراک حاج آقا علم الهدی جورشد .

افشین نیکتا
| 1392/10/14 - 21:03 |     11     11     |
اون پنج تومن دادنش برای اجراشدن قانون خیلی عبرت آموز است. قابل توجه آقایان قانون گریز و دور زن قانون!!!

سید مصطفی مبین
| 1392/10/15 - 00:42 |     15     2    
پاسخ: آقای افشین خان یا فرهود و یا غیره ..............
لااقل دین داری ازاده باش این قدر به دکتر احمدینژاد طعنه نزن خدایش فقط تنها کسی که به فکر مردم بود فقط احمینزاد بود و بس.
http://mostafamobin.blogfa.com/

ناشناس
| 1392/10/15 - 05:13 |     6     0    
پاسخ: اشتباها مثبت دادم
ناشناس
| 1392/10/15 - 12:16 |     10     0    
پاسخ: این نظر افشین را همون دعانویسه که گفته بود آبله کوبی با جن زدگی ارتباط داره بهش گفته
هرچی فکر کرد دید از جای دیگه نمیشه ایراد گرفت از این راه وارد شد

ناشناس
| 1392/10/15 - 18:38 |     7     0    
پاسخ: به افشین خرده نگیرید.
این بنده خدا هم به خاطر بی اطلاعی تحت تاثیر رمال هاست. همون رمال هایی که احمدی نژاد را متهم به قانون گریزی کردن.


ناشناس
| 1392/10/14 - 21:42 |     13     0     |
اگر امام جمعه مشهد در زمان امیرکبیر بود احتمالا ...


ناشناس
| 1392/10/15 - 05:12 |     17     1     |
امثال امیر کبیر در ایران بسیار نادر بود حتی میشود گفت نبود تا زمان محمود ولی امثال میزا آقا خان در ایران بسیار بودند آخرین ظهورشان هم همین صدو چند روز پیش بود

ناشناس
| 1392/10/15 - 12:17 |     10     0    
پاسخ: دعانویس ها و جن گیر ها رو از قلم انداختی
به موقع انحراف امیرکبیر را کشف کردند و رگشو زدند

ناشناس
| 1392/10/15 - 12:58 |     6     0    
پاسخ: اون موقع که گفتی آخرین غروبش بود.

روز روشن
| 1392/10/15 - 08:29 |     11     0     |
امیر کبیر ،ای کاش الان بودی و از دست این همه جهل بعضی ها، برای احمدی نژاد ما هم گریه می کردی. بخدا احمدی نژاد از آن کودکان مظلوم تر است این همه نا مردی در حق او رامی بینی، ما از بس گریه کردیم از چشمانمان خون جاری شده .
ای کاش با ساختن چند مدرسه می شد این کور دلان را از جهل نجات داد.



نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای بار حقوقی و پیگرد قضایی و نیز حروف و کلمات و نشانه ها (مانند علامت تعجب) بصورت مکرر خودداری فرمایید. نظرات کوتاه تر زودتر بررسی و منتشر می شود. / توجه داشته باشید کد امنیتی ، زمان انقضا دارد و دقایقی پس از باز کردن منقضی می شود و برای ارسال نظر صفحه را باید رفرش کنید.
  کد امنیتی:
 
 
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
[email protected]
پشتیبانی توسط: خبرافزار