آرشیو   |  درباره ما   |  باشگاه مخاطبان دولت بهار  
 * صفحه اصلی    * ارسال خبر و یادداشت    * عضویت در کانال تلگرام دولت بهار    * صدای مهر و عدالت (آرشیو سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد 92-84)  
پنجشنبه، 2 خرداد 1398 - 01:35   
  تازه ها:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 5977صفحه نخست » دیدگاهدوشنبه، 21 بهمن 1392 - 12:06
تحلیل ایده مکتب ایران بر پایه نظریه کنش ارتباطی هابرماس
تحلیل ایده مکتب ایران بر پایه نظریه کنش ارتباطی هابرماسعبدالرضا داوری
  
یورگن هابرماس در نظریه « کنش ارتباطی » معتقد است ، تعمیق شکاف میان «جهان زیست» با «سیستم حاکم» در هر جامعه موجب گسترش و تعمیق بحرانهای موجود در آن جامعه شده که در صورت تداوم آن فروپاشی اجتماعی رخ خواهد داد.
به بیان ساده تر هابرماس معتقد است هنگامی که واقعیت ها و ارزشهای یک جامعه که از طریق تعاملات و کنشهای اجتماعی در جهان زیست همان جامعه بازتاب می یابد با واقعیتها و ارزشهای سیستم حاکم یا حاکمیت همان جامعه در تقابل و تعارض قرار می گیرد ، روند فروپاشی اجتماعی آغاز می شود.
هابرماس افزایش کشمکش میان جهان زیست و سیستم حاکم را باعث مشروعیت زدایی و امنیت زدایی سیستم میداند چون به اعتقاد هابرماس نهادهای اقتصادی و سیاسی هر سیستم نیازمند مشروعیت هستند والا به بحران کشیده می شوند و اگر اعتقاد کنشگران اجتماعی این باشد که سیستم حاکم در مقابل منافع عمومی قرار دارد ، بحران اجتماعی فراگیر خواهد شد.
بر اساس نظریه کنش ارتباطی هابرماس ، هر تلاشی که در مسیر کاهش شکاف و کشمکش میان جهان زیست و سیستم حاکم در جوامع صورت پذیرد، امنیت آفرین بوده و از فروپاشی اجتماعی ممانعت به عمل می آورد.
پس از انتخابات خرداد 88 ، دشمن از طریق به کارگیری شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر و نیز با حمایت رسانه های فراگیر فارسی زبان خارج از کشور ، توانست جهان زیست جامعه ایران را با فراگیر ساختن مفاهیمی چون تقلب ، جنبش سبز ، جمهوری ایرانی و … ، دستخوش تلاطم و اختلال ساخته و سیستم حاکم جمهوری اسلامی را با جهان زیست جامعه ایران به ویژه در کلانشهرها در تقابل و رویارویی قرار دهد.
ابتکار مهندس مشایی ، به عنوان نزدیکترین چهره به رییس دولت سابق ، در ارائه نظریه مکتب ایران باعث شد تا واقعیت های سیستم حاکم بر ایران در مسیر کاهش شکاف با واقعیت های جهان زیست کشور حرکت کرده و کنش ارتباطی تقابلی جای خود را به کنش ارتباطی مفاهمه ای دهد و با این تدبیر بسیاری از مفهوم سازی های صورت گرفته از سوی دشمن ، نظیر جمهوری ایرانی نیز در دل فضای گفتمانی بخشی از سیستم حاکم جمهوری اسلامی هضم و جذب گردد.
ارائه نظریه مکتب ایران در اوج تلاش دشمن باعث شد تا روزنه های جدیدی برای دستیابی به مفاهمه و رسیدن به فهم مشترک بین الاذهانی از پدیده های اجتماعی میان کنشگران عرصه عمومی و سیستم حاکم در ایران گشوده شود و درک مشترک میان حاکمان و شهروندان در ایران بازتولید شود.نظریه مکتب ایران مهندس مشایی بر اساس مدل بازآفرینی فرهنگی در نظریه کنش ارتباطی هابرماس ، هم در حوزه تولید معانی مشترک میان سیستم حاکم و جهان زیست ایران و هم در بازتولید عناصر ساختاری امنیت ، موفقیت های قابل توجهی را کسب کرد .
   
  

اضافه نمودن به:          

نظرات کاربران: 41 نظر (فعال: 40 ، در صف انتشار: 0، غیره: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1392/11/21 - 17:43 |     48     0    
در تاییدصحبتهای استاد بزرگوار بنظر می‌رسد شکافی که امروز توسط مکتب القاعده در جهان اسلام نیز در حال وقوع است مثل جریان داعش و ... که فقط کارشان سربریدن و وحشی گری بنام اسلام است نیز با تعمیم و گسترش و تبلیغات بر مکتب ایران می‌توانست از بین برود و عربستان سعودی و القاعده را از نقشه‌های شیطانیشان نا امید سازد.

محمد
| 1394/5/18 - 12:30 |     0     0    
پاسخ: به نام خدا

نمی دانم این مطلب را اجازه نشر می دهید یا نه، اما امیدوارم حد اقل برای مطالعه خودتان مفید باشد.
متأسفانه بعضی از دوستان بدعت هایی را می گذارند و سپس به تئوریزه کردن آن ها می پردازند که نتیجه ای جز ایجاد تنش و تفرقه و تردید ندارد.
بدعت مکتب ایران علی رغم تمام توجیهاتی که از طرف نظریه پردازان و هواداران آن می شود نه تنها با مکتب اهل بیت علیهم السلام و اسلام ناب محمدی سازگاری و مطابقتی ندارد، بلکه در تعارض با آن است. زیرا آمال و اهداف ناسیونالیستی و ملی گرایانه از این عبارت پیداست. گویا طراحان این اصطلاح به دنبال محدود محصور کردن اسلام و تشیع هستند. در حالیکه اسلام ناب که در مکتب اهل بیت علیهم السلام متجلی است، یک مکتب قومی و اختصاصی نیست و متعلق به همه ملت های جهان است.
این دوستان باید پاسخ دهند که اگر ملل و اقوام دیگر جهان بخواهند مکتب اهل بیت را به نام کشور خود ترویج کنند چه موضعی در برابر آنان خواهند داشت؟ اگر بگویید اشکالی ندارد، قایل به جواز تفرقه شده اید و اگر بگویید نه فقط مکتب ایران باید بنامند، مانند آمریکا دچار استکبار و خودمحوری شده اید.
در باره کورش و ایران باستان، چرا چشم خود را به روی این حقیقت می بندید که یک ابزار صهیونیستی برای زنده کردن ملی گرایی در مقابل اسلام ناب است؟ چرا معارف و افتخارات روشن و قطعی و مستند تاریخ اسلام را فدای چند گزاره ی مشکوک و غیر مستند ملی می کنید؟
آیا منظور مقام معظم رهبری از خالق و آفریننده مجموعه هایی مثل تخت جمشید جباران است یا کارگران مظلومی که وقتی بنای شورش بر ضد جباران را داشتند قتل عام شدند و بنای تخت جمشید نیمه کاره رها شد. قتل عامی که به اقرار خودشان در باب استر از عهد عتیق هفتاد هزار و به گفته بعضی مورخین پانصد هزار ایرانی را در یک روز کشتند و آن روز را صهیونست ها همه ساله به عنوان عید پوریم جشن می گیرند؟
چرا توجه به انحراف و بدعتی که در راه مستقیم و دین خالص خدا به وجود می آورید، نمی کنید؟

نمی دانم این مطلب را اجازه نشر می دهید یا نه، اما امیدوارم حد اقل برای مطالعه خودتان مفید باشد.
متأسفانه بعضی از دوستان بدعت هایی را می گذارند و سپس به تئوریزه کردن آن ها می پردازند که نتیجه ای جز ایجاد تنش و تفرقه و تردید ندارد.
بدعت مکتب ایران علی رغم تمام توجیهاتی که از طرف نظریه پردازان و هواداران آن می شود نه تنها با مکتب اهل بیت علیهم السلام و اسلام ناب محمدی سازگاری و مطابقتی ندارد، بلکه در تعارض با آن است. زیرا آمال و اهداف ناسیونالیستی و ملی گرایانه از این عبارت پیداست. گویا طراحان این اصطلاح به دنبال محدود محصور کردن اسلام و تشیع هستند. در حالیکه اسلام ناب که در مکتب اهل بیت علیهم السلام متجلی است، یک مکتب قومی و اختصاصی نیست و متعلق به همه ملت های جهان است.
این دوستان باید پاسخ دهند که اگر ملل و اقوام دیگر جهان بخواهند مکتب اهل بیت را به نام کشور خود ترویج کنند چه موضعی در برابر آنان خواهند داشت؟ اگر بگویید اشکالی ندارد، قایل به جواز تفرقه شده اید و اگر بگویید نه فقط مکتب ایران باید بنامند، مانند آمریکا دچار استکبار و خودمحوری شده اید.
در باره کورش و ایران باستان، چرا چشم خود را به روی این حقیقت می بندید که یک ابزار صهیونیستی برای زنده کردن ملی گرایی در مقابل اسلام ناب است؟ چرا معارف و افتخارات روشن و قطعی و مستند تاریخ اسلام را فدای چند گزاره ی مشکوک و غیر مستند ملی می کنید؟
آیا منظور مقام معظم رهبری از خالق و آفریننده مجموعه هایی مثل تخت جمشید جباران است یا کارگران مظلومی که وقتی بنای شورش بر ضد جباران را داشتند قتل عام شدند و بنای تخت جمشید نیمه کاره رها شد. قتل عامی که به اقرار خودشان در باب استر از عهد عتیق هفتاد هزار و به گفته بعضی مورخین پانصد هزار ایرانی را در یک روز کشتند و آن روز را صهیونست ها همه ساله به عنوان عید پوریم جشن می گیرند؟
چرا توجه به انحراف و بدعتی که در راه مستقیم و دین خالص خدا به وجود می آورید، نمی کنید؟


مهر ماندگار
| 1392/11/21 - 17:52 |     108     0    
درود بر دکتر و مهندس عزیز که بخاطر سخنان حقی که زدند، فحش و تهمت خوردند. کسانیکه یک ساعت ننشستن صحبت های مهندس رو گوش کنند ، تنها بر اساس شنیده ها و یا از روی عقده قضاوت کردند. حرفهایی که مهندس میزد غیر قابل فهم نبود و به سطح بالا برای فهمشون نیاز نداشت ولی مثل اینکه یه عده خیلی خنگ بودن که هیچکدومشو نفهمیدن. هر چند خیلیام خودشونو به خنگی زدن..

سید علی
| 1392/11/21 - 23:00 |     12     1    
سلام بر همگی
البته به نظر من مکتب ایران اصلا برای این اهدافی که دکتر داوری ذکر کردن تبیین نشد- اگر چه گفته های آقای داوری به آن مترتب است. فهم عمیق ملت ایران از اسلام و ظرفیت های عمیق این ملت که در عرصه های تاریخی مختلف خود را نشان داده است،در کنار گوهرشناسی ملت ایران. البته در گذر تاریخ حتما این پایمردی یک امت ماندگار می شود. پس مکتب ایران دیر یا زود ، خواه یا ناخواه بر زبان ها جاری خواهد شد

مردمی نژاد
| 1392/11/21 - 23:31 |     13     1    
کیه این فهم هارو داشته باشه .

طرف از منبر فقط باید مشایی رو با شمر و یزید و ابن ملجم مقایسه کنه ، کجا میدونه ایرانی و ایرانیت چیه؟ با اینکه خودش هم ایرانیه !؟

مردمی نژاد
| 1392/11/22 - 02:20 |     17     0    
حاج آقا شفیعی کیا یه جورایی مخالف این نظریه هابرماس و گفته های آقای داوری شدند .

در آخرین مطلب سایتشون گفتند:

« و مفاهیم منبعث از این مکتب مثل « مکتب ایرانی » را نیز نمی توان بنابر فضای فکری اندیشمند سینه چاک مدرنیته « هابرماس » تحلیل کرد ، بلکه این همان زبان فطری اسلام ناب است که با تعبیری جدید در دولت دهم رونمایی شد .»
http://mshk110.blogfa.com/post/79

البته ایشون در همون ریل و یک گام بالاتر مکتب ایرانی رو تفسیر کردند .



ناشناس
| 1392/11/22 - 02:37 |     2     11    



نقدی بر مصاحبه عبدالرضا داوری با هشت صبح

پایگاه خبری تحلیلی هشت صبح٬ روز شنبه ۹۲/۱۱/۱۹ گفت وگوی دوساعته ای را با «عبدالرضا داوری» انجام داده است که اصحاب رسانه باتوجه به فاکتورهای موجود در آن درمی یابند که فضای این -به اصطلاح- مصاحبه فاقد ابزارهای ارتباطی لازم برای مصاحبه حضوری مانند «خبرنگار»٬ «ضبط صوت» و حتی « مکان مصاحبه» بوده است و لذا این مطلب شایسته عنوان «گفت و گو » نیست؛ بلکه یک «رپرتاژ آگهی» است. درغیر اینصورت اولا: به جای عکس های آرشیوی از عکس های واقعی افراد در محل انجام مصاحبه استفاده می شد. بطوریکه تصاویر «مصاحبه کننده » و «مصاحبه شونده » در حین گفت و گو نمایش داده شود. بدیهی است که یک مصاحبه «۲ ساعته » یک: نمی تواند به صورت تلفنی انجام شود. دو: چون به مدت زمان گفت و گو اشاره شده٬ بنابراین نمی توان عنوان «مصاحبه مکتوب» نیز برای آن در نظر گرفت. زیرا در مصاحبه مکتوب زمان٬ آزاد است .
ثانیا: ادبیات بکار رفته در سوال و جواب ها تا این حد با هم یکسان نبود.
ثالثا: خبرنگار نقش فعال تری داشت و سوالهای مصاحبه قدری چالش برانگیز بود. نه آنکه به ریز کارنامه شخصی آقای داوری ـ تاحد اعلام رتبه کنکور ایشان- هم اشاره بشود.
رابعا: دروازه بانی خبر در آن رعایت می شد. به عبارت دیگر مطلب قبل از ارسال٬ مورد جرح و تعدیل قرار می گرفت و حداقل قدری کوتاه تر می شد. انتشار مطلب به سبک نشریات زرد و با این وسعت از اطاله کلام٬ در حقیقت مصادره تریبون یک رسانه به سود فردی خاص است که صرفا در قالب « رپرتاژ آگهی» می گنجد.
و خامسا: مدیران سایت اشاره می کردند که فایل صوتی گفت و گو را در اختیار دارند.

نکته جالب دیگر آنست که درحالیکه نام فرد مصاحبه کننده با عبدالرضا داوری٬ خانم «مریم مرتضوی» عنوان شده است٬ اما تنها عکس موجود در سایت «۸صبح » که داوری را در کنار وی در حال صحبت می بینیم٬ تصویر یک «آقا» است. ایشان البته نه مصاحبه کننده بلکه مجری یک مراسم دیگر هستند٬ اما همین موضوع که یک سایت در ارسال گزارش ـ مثلا اختصاصی- اینقدر بی انگیزه عمل کرده است که حتی به موضوع «اعتبار حرفه ای » خود نیز توجه چندانی مبذول نداشته است تا در «انتخاب عکس» یا اصلاح آن از طریق «فتوشاپ» دقت عمل بخرج بدهد٬ تنها می تواند مبین صحت این ادعا باشد که مطلب مذکور نه یک «مصاحبه اختصاصی » بلکه یک «رپرتاژ آگهی» بوده است . البته این موضوع هم محتمل است که انتشار این گزارش٬ محصول موافقت مدیریت سایت با درخواست یک دوست صمیمی آقای داوری ٬ مبنی بر انتشار مطلب ارسالی وی بوده است.

بگذریم. تاسف بارتر از مطالب بالا آن است که متاسفانه در متن خبر نیز گوینده عنصر «صداقت و راستگویی » را رعایت نکرده است و با کارنامه سازی مطلوب ولی مبتنی بر توهمات کذب و با مبالغه گویی درباره داشتن ارتباط صمیمی با دکتراحمدی نژاد و رهبرانقلاب ٬در حقیقت بیش ازآنکه در گفتار خود دفاع از گفتمان «عدالت محور» احمدی نژاد را هدفگذاری نماید٬ بیشتر به خودستایی پرداخته و « فردیت » خود را به عنوان انسانی «برخوردار از تمامی صفات خوب دنیا» به خواننده تحمیل کرده است. این مطلب از ابتدای سخنان ایشان آغاز می شود که متاثراز افکار ایده آلیستی٬ خانواده معمولی خود را افرادی سیاسی معرفی می کند تا در اذهان عمومی خاستگاه و پایگاه سیاسی برای او ترسیم شود٬ وتا پایان سخنان ایشان نیز رویه مذکور آنقدر بطور افراطی ادامه می یابد که متاسفانه -به مصداق آنکه افراد را باید از خصلت اطرافیان آنها بازشناخت - گویی بدلیل شخصیت «متکبر» و «متفرعن» داوری٬ از شخصیت «فروتن» احمدی نژاد نیز فروکاهی می شود؛ بی آنکه در عالم واقعیت اینگونه باشد.

اشکال دیگری که بر این شیوه از تحلیل کردن وارداست آن است که ٬
اولا: داوری باارائه خرواری از اطلاعات که آمیزه ای از «واقع و خلاف» است٬ درباره: «محسنات شخصیتی و علمی»٬ «ظرفیتها ی فکری»٬ «رتبه های دانشگاهی»٬ «سابقه دوستی نزدیک با افراد شاخص و حتی مقامات» و …. به عنوان پیش نیاز ورود به گفتمان خود٬ پیشاپیش خواننده را نسبت به پذیرش گفته هایش در وضعیت امپاس قرار می دهد؛ در واقع داوری به مخاطب می گوید : این حرف ها را من نمی گویم٬ بلکه داوری ای می گوید که« فضیل» و «دانشمند» والبته «فروتن» است. این موضوع نه تنها سالبه تاثیر گذاری بیشتر مطالب او بر مخاطب است بلکه گواهی بر آن است که گوینده داوری چندان هم به خودش مطمئن نیست و لازم است در پشت سوابق خود گارد بگیرد. سوابقی که متاسفانه برخی از آنها نیز ساختگی و غیرواقعی است .
ثانیا: چنانچه مخاطب با اظهارات او مخالف باشد٬ با اظهارات شخصیتی مخالفت ورزیده است که نه تنها فضیل٬ دانشمند و البته فروتن است بلکه انسانی برخوردار از مناسبات نزدیک با رهبر٬ دکتر احمدی نژاد و مهندس مشایی است٬ لذا مخالفت با چنین فردی در پارادایم «بی فضیلتی و بی دانشی » و یا «مخالفت با رهبری و گفتمان احمدی نژاد و مهندس مشایی» قابل تعریف است.

برهمین اساس تصمیم گرفتم تا به منظور تنویرافکار عمومی و نیز پیشگیری از این عادت ناپسند که افراد تریبون های عمومی را در خدمت شخصی بگیرند و با تظاهر به «فروتنی»٬ به «خودستایی» بپردازند٬ همچنین با توجه به شناخت نسبتا کاملی که از پیشینه عملکرد جناب آقای عبدالرضا داوری برخوردار هستم٬ نکاتی را درباره این مصاحبه عنوان کنم تا ان شاء الله ایشان نیز به اصلاح این رویه همت گمارند:

۱. برخلاف ادعا به انصراف از دانشگاه تربیت مدرس٬ ایشان از این دانشگاه « حکم اخراج» دریافت کرده اند.

۲ . اخذ مدرک دکترای اقتصاد ایشان از دانشگاه کارلینس نه محصول آموزش از راه دور بلکه از جمله مدارک پولی است که ایشان در زمان مدیر عاملی «صندوق بازنشستگان شرکت مس» دریافت کرده اند.

۳. اطلاق داوری به عبارت « جایگاه خاصی برای خود قائل نبوده ام»‌ ٬ توصیف دقیق و واقعی از شخصیت عبدالرضا داوری ارائه نمی دهد. دلیل انفکاک داوری از خبرگزاری ایسنا در سال ۷۹ آن بود که داوری معتقد بود: « ابوالفضل فاتح» به افراد «پست» می دهد اما «اختیارات» مربوط به آن پست را نمی دهد.

۴. درخصوص ارتباطات مستمر ایشان با بیت رهبری بهتر است که صحت موضوع از طریق جناب آقای مهندس سید علی مقدم پی گیری شود. میل « دست بوسی » ایشان با مقامات البته مسبوق به سابقه است اما جلسات خصوصی با رهبری….. باید بگویم که در اولین سال تاسیس ایسنا یک بار پرسنل برای اقامه نماز ظهر در بیت هماهنگ شدند که آقای داوری نیامدند. میدانم که بعدها ۲بار در ایام محرم که مشارکت عمومی مردم در عزاداری بیت رهبری امکانپذیر است٬ ایشان به بیت رفته اند چون معتقدند «قرمه سبزی های» آقا خوردن دارد.

۵. «من در یک خانواده سیاسی به دنیا آمدم و بزرگ شدم»…. فقط یک کلمه: این ادعا «محیرالعقول» است.
این ادعای کذب قدری هم خاصیت توهین آمیز دارد. اول ـ به خود آقای داوری :چراکه «خودساخته بودن » خود را در میان خانواده ای که درکل آن -بجز آقای داوری - فعال سیاسی دیگری وجود ندارد٬ امحا نموده است. دوم: متاسفانه به خانواده ایشان: چراکه سیاسی نبودن یک خانواده دلیل موجهی برای احساس سرافکندگی اعضای آن محسوب نمی شود. لذا اساسا نیازی نبوده است که آقای داوری با منطق «گوبلزی» اعضای خانواده یا بستگان خود را به احزاب و تشکل های سیاسی منتسب نمایند. ثالثا: متاسفانه به مخاطبان: چرا که در شرایطی که خانواده ایشان البته به جز دو موردی که نام برده اند زنده و حاضر هستند و اطلاع یافتن از صحت و سقم ادعای ایشان براحتی برای مخاطبان میسر است٬ اما آقای داوری به خود مجوز داده اند تا با دادن اطلاعات غلط به خواننده٬ اذهان مخاطبان خود را منحرف نمایند که متاسفانه اقدامی غیراخلاقی به شمار می آید.
مرحوم پدربزرگ ایشان واقعا در روزنامه تجدد ایران فعالیت داشته اند و بی آنکه نیازمند آن باشد که آقای داوری شخصیت ایشان را با خلق حماسه آفرینی ها ی خود بالا ببرند٬ حقیقتا فردی مؤمن و محترم بوده اند. ایشان روزنامه نگار و انسانی زحمت کش بوده اند و دانستن این موضوع که برخلاف ادعای آقای داوری٬ چیزی به نام «خاطرات منتشر نشده » یا«صدای ضبط شده ای» از ایشان وجود خارجی ندارد٬ اساسا از شخصیت آن مرحوم نمی کاهد. همشیره ایشان نیز ظاهرا در رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل می کنند. این همه ی ظرفیت خانواده ایشان در عرصه سیاسی است و بقیه اعضای خانواده و بستگان ـ بی آنکه قصد ارزشگذاری مطرح باشد ـ نه در سابق و نه اینک در هیچ حزب یا تشکل سیاسی فعالیت نداشته اند. گرچه ممکن است در اوایل انقلاب - همانطور که آقای داوری نیز بدرستی اشاره می کنند- بدلیل روحیه خاص حاکم بر جامعه از علائق حزبی برخوردار شده و در محافل خانوادگی راجع به آنها صحبت می کرده اند.
نمیدانم در شرایطی که همگان نیک واقفند که نام اعضای حزب ها و تشکل های رسمی کشور ثبت شده و قابل پیگیری هستند٬ ایشان چگونه از عضویت پدرشان در حزب جمهوری اسلامی سخن می گویند؟ درباره سایر اعضای خانواده ایشان نیز همین نکته مصداق دارد؛ مگر آنکه آقای داوری در حرکت متحیرالعقول دیگری مدعی خویشاوندی با اعضای واقعی احزابی که نام برده اند٬ بشوند.
جالب آنجاست که آقای داوری در محافل خصوصی خود ـ که شخصا در یکی از آنها حضورداشته ام ـ از تمایل قلبی خود نسبت به فرزند «پدری سیاسی»‌ بودن سخن می گویند با این استدلال که چنین پدری «باعث پیشرفت انسان می شود» و الگوی مورد نظرشان هم -به گفته خودشان- آقای «بهزاد نبوی » است. یعنی در جلسه یادشده عنوان کردند که خیلی دوست داشتند که فرزند « بهزاد نبوی » باشند. لازم به توضیح است که پدر ایشان در «شرکت آب و فاضلاب استان تهران» اشتغال داشته است .

۶. «شما قیافه تان به ریاست جمهوری نمی خورد » :‌ داوری می گوید: خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد پرسید: « شما قیافه تان به ریاست جمهوری نمی خورد». دکتر احمدی نژاد هم بلافاصله جواب داده بود: «قیافه ام به نوکری مردم که می خورد». در همان موقع فهمیدم جنس این شخص با بقیه متفاوت است….. جالب است که این خاطره را «محمدرضا شریفی نیا » از هنرمندان کشور٬ چند سال قبل در حمایت از احمدی نژاد مطرح نموده -که سابقه خبری آن با یک جست و جوی ساده در گوگل قابل دسترسی است- و جای شگفتی و تاسف است که آقای داوری حتی از مصادره خاطرات افراد به نام خویش هم ابائی ندارند.

۷. نقد هاشمی رفسنجانی: به نظر می رسد که منطق آقای داوری در موضعگیری نسبت به هاشمی رفسنجانی از منحنی سینوسی تبعیت می کند. ایشان درحالی خود را متاثر از فضای انتقادی در دانشگاه٬ منتقد هاشمی معرفی می کند که در اوایل دهه ۸۰ از مدافعان سرسخت هاشمی رفسنجانی بود و در دانشگاه شهید عباسپور٬ نشریه ای به نام «رصد» را در حمایت از هاشمی منتشر ساخت.

۸. بهترین و بدترین خاطره از دوران احمدی نژاد: با آنکه تعداد ملاقات های حضوری داوری با دکتر محمود احمدی نژاد کمتر از تعداد انگشتان دو دست است٬ ایشان با بیان خاطراتی اینطور وانمود می کنند که گویا در سفرهای استانی٬ احمدی نژاد را همراهی می کرده است یا آنکه پس از ماجرای عزل وزیر اطلاعات٬ ایشان نیز در هیئت دولت حاضر بوده است٬ در حالیکه چنین ادعایی صحت ندارد. داوری اواخر دولت دهم در جلسات شورای اطلاع رسانی دولت شرکت می کرد که این جلسات نیز عمدتا توسط مهندس«اسفندیاررحیم مشایی» سرپرستی می شد٬ نه «محمود احمدی نژاد».

۹. به نظر می رسد که داوری تنها در قسمت پایانی مطلب که به تعریف افراد در یک جمله می پردازد٬ قدری صداقت به خرج داده است. البته چنانچه درمورد تعریفی که او از «حسین شریعتمداری» ارائه داده است٬ به حافظه تاریخی خود مراجعه نکنیم و به یاد نیاوریم که در سال ۸۵ او در وبلاگ خود نوشته بود: « … افتخار می کنم که سرباز کوچک آقای حسین شریعتمداری هستم.» البته دیری نپایید که با حذف عبدالرضا داوری از روزنامه کیهان٬ این عبارت نیز از وبلاگ او حذف شد.

۱۰. برای آنکه میزان خلوص عبدالرضا داوری در دفاع از عملکرد دولت نهم و دهم مشخص بشود٬ کافی است که تیترهای روزنامه «شهروند» به مدیرمسئولی وی در فاصله انتخاب «حسن روحانی» به عنوان رئیس جمهوری تا زمان برکناری داوری از روزنامه شهروند مورد بازنگری قرار گیرد. تیترهایی نظیر:«سمفونی اعتدال ایرانی بر صحنه جهانی»٬ «سخن اعتدال به دل نشست: جهان علیه خشونت و افراطی گری»٬ «دلار نباید ارزان شود - به قلم عبدالرضا داوری» و ……
به عبارت دیگر می توان این طور نتیجه گیری کرد که بازگشت داوری به مقام سخنگویی جریان دولت دهم ٬ محصول کنارگذاشته شدن وی توسط دولت یازدهم بوده است. برهمین اساس٬ با خواندن گزارش مبسوط و مداهنه آمیز آقای داوری در هشت صبح٬ می توان پیش بینی کرد که جریان احمدی نژاد این روزها در حال تجهیز خود برای ورود مجدد به عرصه سیاسی کشور است. زیرا اولا: داوری ثابت کرده است که قلم خودش را حساب شده خرج جریانها می کند و ثانیا: اشاره ظریف و هوشمندانه او که در ابتدای گزارش تاکید می کند : ‪ ‬….داوری با آنکه «تنها هفت ماه» به عنوان مشاور وزیر کشور و رئیس مرکز مطالعات راهبردی و آموزش این وزارتخانه فعالیت کرده «اما» دفاعیات صریحی از دکتر احمدی نژاد و انتقاد صریحی از عملکرد اصولگرایان دارد‪ ‬ ٬ نه نشانه «فروتنی» و نه مبین « خلوص نیت » اوست ؛ بلکه تنها بیانگر «سهم خواهی» عبدالرضا داوری از «قدرت احتمالی» جریان احمدی نژاد٬ درآینده ای نزدیک٬ به شمار می آید. 

۱۱. آقای داوری در فراز پایانی گزارش خود نوشته اند که «حتی پرونده هسته ای با مدیریت احمدی نژاد می توانست به مسیر بهتری برود». از آنجا که اینجانب از مدافعان عمکرد دولت نهم و دهم در عرصه سیاست خارجی هستم و مایل نیستم که با دفاع گاهاً نامناسب شرایطی فراهم شود که افرادی بتوانند موافقان دیپلماسی هسته ای احمدی نژاد و مخالفان دیپلماسی دولت یازدهم را « کم سواد»‌بنامند٬ لذا به آقای داوری درکمال احترام یادآوری می کنم که تمام تلاش دکتر محمود احمدی نژاد در موضوع فناوری هسته ای صلح آمیز ایران آن بود که به غرب اعلام نمایند که «فعالیت های هسته ای» کشورمان «برنامه ای» عادی است٬ نه «پرونده ای سیاسی»… حال آنکه شما در یک عبارت کوتاه و به ظاهر مدافعانه٬ دیپلماسی هسته ای دکتر احمدی نژاد را به چالش کشیده اید.


امیر ناصری
| 1392/11/22 - 18:37 |     10     2    
پاسخ: همه این نقدهایی که نوشتی پشیزی ارزش نداره. بجای اینکه صحبت های اصلی مصاحبه رو بخونی رفتی به مدرک و عکس و واکمن گیر دادی که چی بشه!!!! یعنی کاملا نشون دادی که مصداق اتم و اکمل کم سواد هستی که از یک جای خاص تغذیه میشی تا توی سایت ها کامنت بذاری...
البته ما می دونیم کجا می سوزه...
این مصاحبه تا فیها خالدون بعضی هارو سوزوند

راحیل
| 1392/11/23 - 01:39 |     7     1    
پاسخ: شریفی نیا گفت اگه من قبل از انتخابات اون جمله رو میشنیدم بهش رای میدادم نه اون جمله ای که داوری گفت!!
بعد هم مگر فقط یه نفر حق داره نسبت به اون جمله احساساتی بشه!!؟؟؟ خب منم خیلی خوشم اومد!!
اگه بقیه ادعاتون هم از این جنس باشه باید بگم وقتم رو تلف کردم بابات خوندن کامنتت

امیر
| 1392/11/25 - 18:20 |     4     0    
پاسخ: من فکر کردم یکی پیدا شده که واقعا حرفهای آقای داوری نقد کرده. کلی کار داشتم ولی سعی کردم همه رو بخونم آخرش دیدم فقط به مسائل شخصی و حاشیه پرداخته شده. واقعا نقد کردن گفتار جناب داوری جرات و دانش میخواهد نه حسادت!

حسینی
| 1392/11/23 - 03:39 |     8     2    
معلومه دکتر داوری درست زده به هدف که میان اینهمه وقت میذارن مصاحبه اش را نقدکنن و به اسم نقد کردم کلی افترا به دکتر داوری بزنن. اگه راست میگین برین حرفاشو نقد کنین چرا اتهام میزنین. از دکتر داوری عزیزمان هم میخولهیم که با این فشارها صحنه رو خالی نکنه

sarshar
| 1392/11/24 - 11:29 |     7     2    
• اگر آقای مشائی مکتب ایرانی مطرح میکند نه برای انحراف حزب اللهی است بلکه برای جذب اکثریت ایرانیان جهان وطنی است که نه اسلام را قبول دارند نه ایران را به کتاب جوانی پر رنج نوشته دکتر صاحب الزمانی برنده جایزه سلطنتی رجوع شود که ایرانیان را وطن فروش ترین معرفی کرده که میگویند چو ایران نباشد به ....نباد ، اگر رهبری از ایران میگوید ، ایا وی ناسیونالیست است ،نمی داند که ان اکرمکم عند الله اتقی کم است نه ایرانیکم؟
• اگر ما ایران را کمرنگ کنیم نژادپرستی و قوم‌گرایی محلی را تقویت کرده‌ایم و این سبب می‌شود اقوام مختلف پیش از این‌که بگویند ما ایرانی هستیم بگویند ما بلوچ یا عرب یا آذری یا کرد یا ترکمن هستیم . آنهایی که می‌گویند ایران را برجسته نکنید نمی‌دانند چه بلایی بر سر ایران می‌آورند.


امیر
| 1392/11/25 - 18:23 |     4     0    
پاسخ: آفرین به این تکته سنجی شما

ناشناس
| 1392/11/24 - 23:53 |     1     3    
سلام.گویا : ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگاشو زده . یکم-نویسنده نقد باهوش و پرکار هستند اما با حوصله نیستند وبیحوصلگی بیحوصلگی خواهد آورد و در صورت صحت بررسی! ما آنقدر گرفتار ماست میشویم که پیچش مو را نخواهیم دیدوصد البته ماست خوش رنگ وخوش مزه است وکسی که آنقدر باهوش است که می خواهد مو را از ماست بیرون بکشد...شود آنچه که در نقد ایشان خواندیم.برای من مهم نیست که شکل محل شیوه ابزار یا... هر چیز دیگر در متن داوری چه یا کجا یا...بوده است -البته برای شما مهم باشد-به دنبالش باشید -بجویید بیابید -برگزینید -البته که بسیار عالی خواهد بود -بله به هر نتیجه ای که برسید مهم نیست -شاید هم باشد-به هر صورت من سعی میکنم از غافله عقب نمانم.یعنی مشایی و احمدی نژاد وداوری گولتان نزنند .من از هر سه نفرشان متنفرم... بین خودمان باشد،اما من کمی حسودم .طرفه آنکه چند سوال و توضیح دارم .......داوری میگوید:-نقل به مضمون- درشرایطی خاص موضوعی خاص از جانب مجموعه ای خاص به طرزی بسیار خاص ؟ خاص شد!.ومیرفتیم که داشته باشیم عمومی شدن این خاص را .وصد البته بهره برداریه خاصان درآنسوی مرزهارا از این خاص عام شده را و ...این بهره برداری زمان و فرصت کشور را به هدر میداد --پایان برداشت اینجانب از مضمون آن قول--/حاشیه آنکه:باراول است داوری این بحث را مطرح میکند؟ با یک گوگل ساده میتوان به جواب رسید.تنها مشایی این موضوع را مطرح کرده؟ بایک گوگل ساده...! آیا این موضوع تنها از جانب مشایی مطرح شده؟ با قاطعیت عرض میکنم خیر ! وخواهش میکنم کسی بدون یک تحقیق ساده این موضوع را رد نکند که اگر باعث آبرو ریزیاش نشود بهسادهلوهخواندنش یعنی بیصوادیاش خواهیم رسید. .
منظور مشایی داوری ودیگر بزرگان و راهنمایانی که این موضوع را مطرح کردند چه بود؟کسی دنبال آن نگشت !چرا ؟چون کسی آنرا نفهمید!چرا چون امثال من تنها تا نوک بینییمان را می بینیم .چرا داوری دوباره الهفنتش یاد ایندیانا کرده ودوباره این موضوع را مطرح میکند؟شاید از بیکار ی باشد و یاخواسته خوش را مطرح کند!شاید هم خواسته حواسمان را پرت کند تا یک کارهایی که میخواهد بکند را ما متوجه نشویم؟هان ؟ودهها شاید دیگر...از داوری همه چیز بر میآید داوری ... مشایی و ....والبته جریان انحرافی را باید بیشتر شناخت استاد در انحراف هستند .برای اینکه اینها را بشناسید به مصاحبه ها و نقد های طرفداران شرمگینشان آقایانی که دارای دلنشی و زیبایی ویژه یی در کلام شان است یاآنان که میگویند حمله به ...فظیلت نیست مراجعه کنیم آنانی که اثرات استراتژیک وضرورتهای تاکتیکی بسیاری از اقدامات را میدانند اما صلاح در سکوت دارند/پایان حاشیه. میخواهم به دنبال معنی ژئوپلیتیک باشم به دنبال واژه گلوبالیزیشن بدنبال جایگاه فرهنگ بومی در قرن 21 باشم...بدنبال آنکه از چه راهی /این گروه انحرافی/میخواهند پیشنهاد بدهند که فرهنگ کشور حفظ شود تا بتوان در دراز مدت ... من هم با داوری مشکل دارم .نه فقط با این نوشته اش تحقیقا با تمام نوشته هایش .چرا تنها تنها وتنها کسی بود که آمدن جناب آقای روحانی را پیش بینی کرد؟جایی که بسیاری از استخوان خورد کرده های عالم سیاست پاسخی نداشتندچرا و چطور داوری برخی مفاهیم راپیش بینی کرد؟حالا هم فکر میکنم یک چیزهایی میداند و به ما نمیگوید وپای بیچاره هابر ماست را پیش میکشد .آقای داوری من شما را نمیشناسم --برخلاف اقای منتقد هوشمندمان که مو را از ماست بیرون میکشد-و نمیخواهم که بشناسم -میترسم بدنبال مو در ماست اگرنه خفه حداقل غرق شوم -اما اگر چیزی میدانی بگو کم فروشی نکن .اگر واقعا معتقدی برای حفظ برخی مفاهیم در دراز مدت باید از امروز مواظب بعضی چیزها بود تا چیزهایی گم نشود،...این را مشخص بگو .اگر فکر میکنی نقشه جهان و خاورمیانه در حال تغییر است و ما با ید هویت خود رادرشرایط نو کار آمد کنیم و لازمه این موضوع نگاه انتقادی اصلاحی به برخی روشهاست ،خوب این را هم بگو .!اگر فکر میکنی دشمن قدیمی با رقبا روی هم ریخته وقرار است امروز به ما لبخند بزند تا فردا آنها آنجا جایی به فرهنگ ما ندهند این را هم بگو .وحتما بگو در قانون اساسی به فرهنگ چه بهایی داده شده و با نگاه کلان منطقه گرایی به این موضوع چه با ید بشود و تو به چه فکر کرده ای که در این بزنگاه ویژه بیاد مکتب ایرانی افتاده ای؟البته میدانم فقط تو به این فکر نیستی ----------به آقای منتقد هوشمند بگو این سرتیتر را جستجو کند قلمرو ایران بزرگ، زمینه‌‌ساز یک نظام منطقه‌ای وفضولی ما را ببخشد. ضمنا یک مطلب خارج از موضوع ....احمدی نژاد بیش از 7میلیون خانه ساخت !یعنی حداقل 14 میلیون نفر را صاحب خانه کرد .بدم نمی آید یکنفر یک نقد مرد افکن علمی /مثل تمام نقد های علمی علیه احمدی نژاد/ فحاشی توهین لودگی متلک وکلام بی پشتوانه نه!نقد علمی /در این مورد ارایه دهد تا شاید ....تاشاید دیگر یالمان راحت شود .خدا رحمتش کند در آن فیلمنامه نوشت ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگاشو زده خدا پدرانتان را بیامرزد .کلاه کلمنتس کلاه کلمنتس و کارهای احمدی نژاد وگروهش مثل هم نیستند؟

ساعت زنگ زده
| 1392/11/25 - 00:01 |     6     1    
عبدالرضا داوری گفت: کار به جایی رسیده است که برای همفکری با مشایی نیازمند جگر شیر باشیم چون علی الظاهر برای بیان نظرات حمایتی خود از دیدگاههای مهندس مشایی لازم است قبلا وصیت نامه مان را بنویسیم. http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=105533&Rate=0

ساعت زنگ زده
| 1392/11/25 - 00:12 |     5     0    
«نظریه مکتب ایران مشایی امنیت آفرین است» http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=105353&Rate=0 این موضوع باید باز شود چون دارای خصلتی ژئواستراتژیک است و ایشان در ححظه ی مهمی از تاریخ خاور میانه دوباره به طرح موضوع پرداخته اند.

ساعت زنگ زده
| 1392/11/25 - 00:18 |     5     0    
«نظریه مکتب ایران مشایی امنیت آفرین است» http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=105353&Rate=0 باز گویی این نظر ،طرح مجدد آن دارای ارزشی خاص است .ما نمیتوانیم جدا از تضاد های جهانی حرکت کنیم .توجه جهان به سمت آسیای میانه خواهد رفت .جایگاه این مبحث در آن منطقه باید شکافته شده و توضیح داده شود.این یعنی آینده نگری وفهم لحظات وعناصر تعیین کننده استراتژی و تاکتیک در وسعتی منطقه ای.

ناشناس
| 1392/11/25 - 00:20 |     3     0    
«نظریه مکتب ایران مشایی امنیت آفرین است» http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=105353&Rate=0 منتقدان عزیز و دلسوز بحث مشایی را از این زاویه نیز ببینید:ژئوکالچر ژئوکالچر و ژئوکالچر

ساعت زنگ زده
| 1392/11/25 - 00:26 |     2     0    
نظریه «مکتب ایران»جنابآقای مهندس مشایی را باید شکافت و شعور را باید فرا تر از شعاع دید برد .ضرورت این موضوع در آن تاریخی که مطرح شد امروز موجود نیست .کاربست ان را در شرایت فعلی منطقه ای و جهانی باید باز شناخت .نمیدانم چرا جناب آقای داوری این را صریحا نمیگویند.

ناشناس
| 1392/11/25 - 00:38 |     3     0    
پرسشی دارم ز مسئولان این سایت بازپرس لطفا از ارسال واژه ها و عبارات توهین آمیز ، مطالب دارای... منظور چیست؟ آیا میتوان از واژهها و عباراتی که در طول چند سال بخصوص دو سال آخر ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در سایت های رسمی جریانات مختلف در باره ایشان بکار رفت استفاده کرد؟

ساعت زنگ زده
| 1392/11/25 - 01:05 |     1     0    
هژمونی نکته ی دیگریست که با ید در این بحث مورد توجه قرار گیرد.

عباس محمدی
| 1392/11/25 - 02:28 |     2     6    
با اینکه میدونم منتشر نمیکنید . اما وظیفه شرعی ما حکمی دیگر دارد .

جناب دکتر نظریه ای هم ارائه بفرمایند که چرا رهبر معظم انقلاب با مکتب ایرانی مشایی مخالف بودند و در سفر قم هم اشاره ای به این موضوع داشتند .

شما بین نظریه هابر ماس و رهبر انقلاب به کدام یک تمکین میکنید ؟

ناشناس
| 1392/11/25 - 09:54 |     5     1    
پاسخ: در ماجرای ” مکتب ایران” و سخنانی که مشایی در این خصوص گفت البته نوع برخورد اعضای حبهه پایداری و سایر حضرات اصولگرا بسیار جالب توجه بود. آنها هم به همراه سایر مخالفان احمدی نژاد این مساله را نشانه انحرافی عمیق و طابق النعل شعار” جمهوری ایرانی” فتنه گران ۸۸ اعلام کردند. چیزی که باید به آن دقت داشت این است که اعضای این گروه هیچ گاه اراده ای برای شنیدن یا خواندن اصل سخنان مشایی نشان ندادند و صرفا بر اساس همین عنوان ، آنهم بر اساس سوء ظنی که خودشان نسبت به کلمه ایران داشتتند و دارند قضاوت کردند. والا می شنیدند که مشایی به هیچ وجه مکتب ایران به عنوان تقابل با اسلام مطرح نکرد بلکه گفت :” برداشت ما از حقیقت اسلام و حقیقت ایران مکتب ایران است”. کاملا واضح است که چنین مکتبی در مقبل سایر برداشتها از اسلام مانند مکتب اخوانی، مکتب سلفی، مکتب ترکی و… است نه خود اسلام. جالب اینکه در همان سخنان مشایی این مکتب را مساوی مکتب علی و مکتب پهلوانی نامید و البته اعضای جبهه پایداری حتی زحمت شنیدن یا خواندن بقیه آن را به خود ندادند. حال آنکه اگر کسی اصل این حرفها را می شنید به هیچ وجه به نتایجی که اعضای این گروه یا شیخشان آقای مصباح رسیدند نمی رسد:

http://leylan.blogfa.com/post-306.aspx

بگذریم که دیگر بعد از آن همین حرف را با اسامی دیگری نظیر مکتب انسان کامل، مکتب فطرت و… به کاربرد و البته دیگر مورد عنایت اعضای جبهه پایداری واقع نشد. اگر این دوستان به راستی به ادعای اخلاق خود پایدار بودند با این گونه نقد می کردند که آقایی مشایی! حرفهایتان می تواند باعث سوء برداشت شود. از این ادبیات استفاده نکنید. اما چنین نکردند . بلافاصله حکم دادند که تو الا و ولا منظورت ضدیت با اسلام است! دین نداری! ماسون هستی و…. آیا اخلاق در قاموس جبهه جایی دارد؟ مساله بسیار شبیه شد به ماجرای ادعای آقای مصباح در اینکه منظور سخنان دکتر شریعتی انکار خاتمیت است! در حالی که همان زمان امثال شهید بهشتی چنین برداشتی را انکار کردند و به طلاب در مورد رفتار لجوجانه و بی منطق داشتن هشدار دادند. البته نتیجه سخنان شهید بهشتی هم شد جدایی آقای مصباح از مدرسه حقانی و تاسیس موسسه در راه حق و الباقی ماجراها…

ماجرای دیگر مساله کوروش و نوروز و آمدن ریچاد فرای و… بود. همه چیزهایی که با نهایت سوء ظن و برخورد های اعضای جبهه پایداری به ضدیت با اسلام تعبیر شد. چرا که گویا از نظر اعضای این جبهه اسلام و ایران دو قطب متضاد هستند- دقیقا مشابه تعلیمات سلسله پهلوی- و باید در مقابل قطب اسلام از قطب ایران محافظت کرد. از نظر اعضای این جبهه سخن گفتن از گذشته ایران و مخصوصا افتخارات ایران قبل از اسلام نوعی دشمنی با اسلام تلقی می شود. بشدت غیر اخلاقی و شرم آور است که برای مقاصد سیاسی ، هر نوع اتهامی را حتی به کوروشی که قرنها است مرده بزنیم. البته اگر کوروش در بیابانهای عربستان بدنیا آمده بود و در اسمش “ح” و “ع” و حروف حلقی دیگر وجود داشت امروز اینهمه فحش نمی خورد . جرم کوروش این است که پهلوی رذل مدعی بوده طرفدار او است دقیقا همین طور که امروز وهابیها مدعی تبعیت از محمد رسول هدا صلی الله علیه و آله هستند و همانطور که موسوی و خاتمی مدعی پیروی از خط امام خمینی هستند!!!! بیچاره ها خیال کرده اند چون اسم کوروش ایرانی است اگر سخنی از کارهای نیک او گفته شود مبارزه با اسلام است!!! و ندیدند خود پیامبر و اهل بیت بارها از کافری و عرب جاهلی نظیر حاتم طایی تمجید کردند و حتی در احادیث آمده که او در جهنم نخواهد سوخت به خاطر چه؟ به خاطر سخاوتش. پیامبر فرمود ” انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق”. ایا سخاوت مکارم اخلاقی نیست؟ البته که هست. این عرب جاهلی در خط رسول الله بوده ولو اینکه پیش از تولد پیامبر وفات کرده است. حتی می گویند انوشیروان به خاطر عدالتش مورد تمجید پیامبر بوده است خودم این مساله را قبول ندارم اما می خواهم بگویم کسی با ذکر مناقب انوشیروان مخالفت نکرده است . آیا اینکه گفته شود در کتیبه کوروش چه نوشته خلاف اسلام است یا در جهت اسلام؟ در زمانی یهودیان به کشتار سگ و گربه شهر اریحا افتخار می کردند و آشور نصیر بانی پالها و سانتروک ناخونته ها تعداد کشته هایشان را فخر می دانستند، در زمانی که داریوش با افتخار در کتیبه بیستون از سه سال کشتار مخالفانش یاد می کند، پادشاهی پیدا شده که می گوید” کسی کشته نشود، خانه ای غارت نشود، به ناموسی تعرض نشود، کسی به بردگی گرفته نشود، بردگان را آزاد کنید..” آیا این محبت نیست؟ ولو اینکه کوروش اینها را سر عوامفریبی هم نوشته باشد، نشان می دهد شاهی بوده که نمی خواسته با کشتار شناخته شود. آیا این مکارم اخلاقی نیست؟ خجالت بکشید. کوروش پادشاهی بود که نه ارتش دائمی داشت و نه کاخ و قصری که بماند. آیا جرم این کسی که علامه طباطبایی احتمال داده ذی القرنین باشد این است که اسمش عرب نیست. اصلا ذی القرنین که هیچ ، گیریم که یک گبر و کافر بوده است، آْیا معرفی کردن این روحیه عالی نوعدوستی در یک ملت ، در شرایطی که همه دارند ایران را به عنوان تروریست جنایتکار معرفی می کنند کار غلطی است؟ چرا باید چنین پهلوانی را به صهیونیستها هدیه کنید؟

البته این همان چیزی است که کاملا در مسیر تعلیمات اسلام واقعی قرار دارد و درست نقطه مقابل مکاتب دیگری است که خود را اسلام می نامند. این همان مکتب ایران است که البته امثال ریجارد فرای و مستشرقینی که سعی کردند بر خلاف همپالگیهایشان با احترام و ادب نسبت به ملتهای غیر اروپایی برخورد کنند را شیفته خود کرده است. اما نهایت بی انصافی است که گمان کنیم چون پهلوی خود را طرفدار ایران و ایرانی و کوروش و.. معرفی کرده است پس ایران و اسلام دو قطب متضاد هستند و یکی حق است و یکی باطل. نتیجه صحبتهای آقای مصباح عملا با جریاناتی که که تضاد دروغین را ایجاد کردند مطابقت دارد. ما خیلی باید کار کنیم تا این شبهه که اسلام دشمن ملیت ایرانی است را از از اذهان جوانان بزداییم.

برای همین رهبری به علمای قم توضیح دادند اصلا چنان برداشتی را از کارهای دولت ندارند که قصدشان ترویج ناسیونالیسم – همان قراردادن ایران در برابر اسلام و ستایش از ایرانی نه به خاطر فضایل انسانی بلکه به خاطر و خون و نژاد و تخمه و سایر افتخارات شرم آور جاهلی- باشد. متاسفانه این سخنان رهبری هرگز به جد گرفته نشد و البته وجود آثار تبلیغات منفی طولانی مدت پهلویها و سپس کم کاری های بعد از انقلاب این فعالیت اساسی دولت را به عملیاتی پرهزینه و سخت تبدیل مرد که رهبری هم راضی به آن نبود. بنابر این از دولت خواستند که بر ایران بعد از اسلام بیشتر تکیه کنند چرا که برای مردم – و مخصوصا علما -آشناتر است اما چه سود که باز هم برخورد های افراطی را حتی در مورد فردوسی هم شاهد بودیم. واقعا معلوم نیست چه زمانی آثار تبلیغات زهراگین پهلوی ها از روی از اذهان توده مردم و حوزویان محو خواهد شد.

نکته جالب اینکه تازه نحوه انتقاد رهبری از دولت از این ماجرا با نوع برخوردهای جبهه پایداری چقدر متفاوت است. با همه اینها این تازه می گوید ” من هم خیلی از این همه اصرار روی ایران خوشم نمی آید” و دلیلش را در دیدار با اعضای دولت توضیح می دهد” اگر می خواهید به ایران بپردازید به ایران بعد از اسلام بپردازید چرا که روشنتر است. بر زبان فارسی تاکید کنید”. آری. تاریخ موجود در در ادوار متاخر بعد از اسلام مدون تر و روشنتر است. قطعا مراجعه به آن برای حوزویان هم راحت تر است. اما اعضای جبهه پایداری تازه این حرف را تعبیر کردند به اینکه رهبری معتقد است ایرانیان قبل از اسلام افتخار قابل توجهی نداشته اند و ارزش ندارد به آنها بپردازیم!. که این نشانه نهایت بی اخلاقی و تحریف سخنان کسی است که آنها ادعای اطاعت از او را دارند.

مساله دیگری هم که در کنار خود اخلاق در رابطه با این موضوع مطرح می شود سخنان خود رهبری – که اینان مدعی اطاعت از او هستند- در مورد ایران باستان است. سخنان خود رهبری در وقت سفر به استان فارس و بازدید از تخت جمشید بسیار جالب توجه است:
«من همین جا اشاره بکنم به این بناهای باستانی مربوط به قبل از اسلام، تخت جمشید و بقیه چیزهایی که در این استان هست، انسان از دو نظر ممکن است به این مراکز باستانی نگاه کند، اینها را باید از هم تفکیک کرد. یک نگاه این است که اینها متعلق به جباران تاریخ بوده، هر کدامی که نگاه می کنیم به یک نحوی به یکی از جباران تاریخی و طاغوتهای بشری ارتباط پیدا می کند، بله، از این جهت نگاه منفی به اینها هست. غالب متدینین و انسان هایی که نفرت طبیعی از استبداد و از جباریت دارند با این دید وقتی به این بناهای باستانی نگاه می کنند طبعاً برای آنها جاذبه ای ندارد. لیکن یک جنبه دیگر هم وجود دارد و آن این است که این بناها محصول سرپنجه هنرمند ایرانی است، محصول فکر راقی و روشن بین ایرانی است در سال ها و قرن ها پیش از این، این جنبه مثبت قضیه است درست است که جباران استفاده کردند، اما خالق و آفریننده این مجموعه ها کیست؟ ذهن ایرانی است، سرانگشت هنرمند ایرانی است، روحیه بلندنظر ایرانی است، ابتکار و ذوق ایرانی است، این برای یک ملت افتخار است.»

رهبر انقلاب در ادامه این سخنان فرمودند:

«در دنیا از چیزهایی که جنبه افتخارآمیز هم خیلی ندارد، گاهی اوقات به عنوان مفاخر تاریخی استفاده می کنند، آن کسانی که مفاخر تاریخی را ندارند برای خودشان خلق می کنند، ما این همه مفاخر تاریخی داریم، این همه چیزهایی که مایه تفاخر تاریخی ملت ایران است، اعتماد به نفس ملت ایران است، چرا اینها را نشان ندهیم؟ یک نفر برای من نقل می کرد، می گفت رفته بودیم یونان، ما را به مراکز گردشگری گوناگون می بردند و آنها را به ما نشان می دادند، از جمله به نقطه ای بردند، گفتند اینجا همانجایی است که سپاهیان ایرانی آمدند اینجا از ما شکست خوردند، مردم را به بیابان خالی می برند و نشان می دهند که اینجا آنجایی است که ایرانی ها در آن دوره لشکرکشی کردند و در اینجا شکست خوردند. یک فضای خالی را نشان می دهند، یک ماده های تاریخی را با یک فضای خالی اثبات می کنند، خوب اینجا نزدیکی کارون، آنطور که شنیدیم مجسمه والرین است، امپراتور روم که زانوزده در مقابل پادشاه ایران، خیلی خوب، اینجا را بروید نشان بدهید، این به آن در!»

۱۳۸۷/۰۲/۱۸

http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=3847

اما حتی جالب اینکه ماجرای پرداختن به ایران بعد از اسلام و افتخار عظیمی مانند فردوسی که مانع از تبدیل اسلام به دین عرب و و تنزل آن از دین جهانی به یک دیک قوم خاص مانند یهودیت شد. چرا که مسلمان تا اقیانوس اطلس هم که پیش رفتند مردم را یکسره عرب زبان کردن. چون مصریان و شامیان و بربرها فردوسی نداشتند! . اما براستی آیا نوع برخورد تند و شدید اللحن اعضای جبهه پایداری حتی با این افتخار بعد از اسلام چه چیزی را نشان می دهد؟ آیا براستی اخلاق یا ولایتمداری می توانند جایی در رفتارهای اعضای این گروه داشته باشند؟

ناشناس
| 1392/11/25 - 20:55 |     2     0    
پاسخ: ناشناس سوئدی فک کنم شما عباس محمدی رو نمیشناسی ایشون از طرفداران فرزندان انقلاب هستن ضمن اینکه معتقدن در هستی هیچ چیزی در مورد مشایی نیست که ندونه حتی ذهنش رو هم میتونه بخونه ایشون ید طولایی در بصیرت افزایی دارن ولی گویا نمیدونن ما اینجا 90 درصدمون درجه انحرامون اینقدر زیاده که اصلاح شدنی نیستیم و اصولا غیر منحرفین به ممد بصریت افزا هایی مثل ایشون اصلا این طرفا نمیان که حالا این اقا بخواد به جهت منحرف نشدن اونا تقبل زحمت بفرماین و کامنت گذاری کنن
این اقا معمولا به دنبال جواب نیست و با توهین و القاب انحرافی و خائن و ...نوازشتون خواهد کرد
وقت عزیزه . تلف این ادما نکن- البته خوب میدونم اگر اینا رو ببینه میگه شما انحرافی ها هیچ وقت جواب ندارید و .....- نقطه چین ها رو خودم گذاشتم


shahab
| 1392/11/25 - 03:04 |     5     0    
برای همفکری با مشایی نیازمند جگر شیر نیستم چون بهار هوای ما را دارد و آنها را فلتر میکند!

sarshar
| 1392/11/25 - 03:21 |     1     1    
خداوند است که مشائی مومن را عزیز// و شکست ناپذیر میکند و این نور را نمی توانند با دهانشان خاموش کنند که ریشه اشان بسوزد.

رفوزکان افولگرا و فتنه گران در باطلاق تا توبه نستوح نکنند نجاتی برایشان نیست. توبه آنها فقط با خورد کردن خود در مقابل مشائی که ظاهرا خوردش کردند حاصل میشود .

• طغیان و استکبار جائی در دلها برای قبول حق و توبه باقی نمیگذارد

• توبه فاعلیت را میرساند نه قابلیت را،یعنی هر کسی قابلیت توبه کردن را ندارد

اگرولایت الله را نپذیری خدا ولایت شیطان را برتوخواهد گمارد

• فرق ولی مومن و منافق در آنست که انتخاب ولی الهی مومن اختیاری ناپایدار و ولی شیطانی منافق تحمیلی است و پایدار

• احزاب 72و73 ما امانت خلیفه،صاحب اختیاری،صاحب اراده خدا را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سر باز زدند استعداد همه اسماء را نداشتند و از آن هراسناک شدند و لى انسان آن را برداشت راستى او ظَلُومً جَهُول بی حد حدنشناس بود- آرى چنین است تا خدا مردان و زنان منافق کارگزار شیطان و مردان و زنان مشرک صاحب اراده خدا و کارگزار شیطان را عذاب کند و توبه مردان و زنان با ایمان صاحب اراده خدا را بپذیرد و خدا همواره آمرزنده مهربان است

دولت بهار اگر فیلتر کنی اشکالی ندارد ،ما تکلیفمان انجام میدهیم و از مظلوم باید دفاع کنیم

دولت بهار: دولت مستقر جمهوری اسلامی را دولت فتنه ننامید فیلتر نمیشوید.

امیر
| 1392/11/25 - 18:43 |     3     1    
آقای عباس محمدی اشتباه کردید رهبر معظم مخالف مکتب ایران نبودند بلکه به دیگرانی که متوجه نبودند یادآوری کردند که این مکتب در مقابل اسلام نیست. متاسفانه هنوز هستند کسانی که ارشادات رهبری را نادیده گرفته و زیر پا میگزارند و بر جهل خود پا فشاری کرده و مکتب ایران را مقابل اسلام میگیرند. این قبیل افراد نه تنها مشایی که اسلام را هم به درستی نشناخته اند.

عباس محمدی
| 1392/11/26 - 04:54 |     1     3    
پاسخ: متاسفانه شما تصریح رهبری انقلاب در مورد قبول نداشتن موضوع مکتب ایرانی را فراموش کردید ولی انونجایی را که فرمودند مکتب ایرانی در برابر اسلام نیست.... را برجسته میکنید .
البته عملکرد غلط برخی افراد را در برخورد با موضوع مکتب ایرانی ملاک حرف خودتون قرار دادید .

این نحوه برداشت نشان میدهد شما فقط تاییدات رهبری انقلاب را قبول دارید . ولی اگر انتقادی کرده باشند و یا موضوعی را که مشایی گفته قبول نداشته باشند . اصلا ملاک قرار نمی دهید .

همینطور که اقای دکتر در این مقاله بدون در نظر گرفتن نظر صریح رهبر انقلاب سعی داشتند به واسطه نظریه هابر ماس گفته مشایی را اثبات کنند .
مشخص است که ادعای زندگی در سایه ولایت فقیه تمرین زندگی در دوران امام زمان .... دروغی بیش نبوده .

ناشناس
| 1392/11/27 - 03:52 |     1     1    
پاسخ: شما هم ثابت کردی که فقط بعد انتقادات رو میبینید نه تاییدات رو
خوبه که قبول داری رهبر گفته مقابل اسلام نیست پس چرا همفکرانتون سعی دارن اونو مقابل اسلام نشون بدن؟ اصلا تمام مخالفت ها با مشایی از همین جاها شروع شد که اون مخالف اسلامه

بهار
| 1392/11/27 - 21:34 |     2     0    
پاسخ: اقای عباس محمدی نکنه حضرت آقا هم با بیان الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت که ایران را براسلام مقدم داشتند منحرف هستند زبانم لال!

امیر
| 1392/11/26 - 17:52 |     2     1    
آقای محمدی مدام بدون مدرک میگویید رهبری صریحا با مکتب ایران مخالفت کرده اند. لطفا برداشت خود را مانند خودعلامه پندارها به پای رهبری ننویسید.

ساعت زنگ زده
| 1392/11/26 - 23:15 |     0     1    
سلام داوری سعی نداشته به واسطه نظریه هابر ماست گفته های مشایی را اثبات کند چون اثبات اثبات است و ابزارها و روشهای خود را دارد .داوری از ارجاع برای تفهیم با نیم نگاهی به تعمیم برای آینده نگری استفاده کرده.ما داوری رانمیشناسیم باید سرچ کنیم و بشناسیمش .داوری آینده شناسی میکند اما گاهی یواشکی .باید به دنبال علت طرح دوباره مطلب پس از حدود یک سال و نیم گشت .مطلب برای داوری از مسیر داور و داوری عبور کرده وقطعا برای مشایی.نوشته داوری را داوری نکنید فایده ندارد چون اثبات شده است .همان روزها که برای اولین بار مطرح و چاپ شد آنچه گفتند گفتند وآنچه باید میشد شد.نکته سنجی اینها باعث طرح مجدد آن شده است وخواهیم دید که بجا بوده است.داوری استراتژیست است باید باشد اگر نبود نمیماند داوری میگوید باید برای آینده نزدیک برنامه تازه شده به روز شده داشت میگوید نگاه کنید فلانی هم همین رامیگوید .چرا به فلانی اشاره میکند چون بسیاری از نظریه های بسیاری از آدمها ارجا به امثال فلانی یعنی هابر ماست دارد.نه تنها جرات و شهامت بلکه سواد دید سنجیدگی میخواهد تا فرد گروه مجموعه یا بتواند در زمانه گیجی و ندانم کاری تئوریک به یک نظریه درونی داخلی کشوری یا هراسم دیگری که روی آن بگذارید اشاره کند .داوری میگوید اگر قرار است فردا در فلان کشور برنامه یی برای مردم داشت مثلا تاتر فیلم یا هر چیز فرهنگی یا هنری یا گردشگری باید با نگاهی عام تر حرکت کرد . اصلا من از داوری خوشم نمی آید خوشحال میشوم یکنفر یا یک نگاه و نظر کارشناسانه و مستدل نظرش را منکوب کند آنوقت است که طرفدارانش دیگر جرات نمی کنند اسم او را بیاورند .البته باید مواضب بود چون داوری مختصر مینویسد کوتاه ومستدل موته اسفانه هر چه نقد بر او مشایی و احمدی نژاد مینویسند با کمی تفکر خواننده به بی پایه بودن نقد ها میرسد . میگویم نقدی جانانه بنویسید تا اعصاب من هم راحت شود.حاشیه دوستی هم عالمی دارد وآن اینکه احمدی نژاد غیر از 7میلیون خانه وآن حداقل 14 میلیون صاحب خانه اولین رییس جمهوری بود که در سیما و گفتگویی که داشت از موسیقی و کار های خوبی که برای آن انجام گرفته حرف زد.کلاه کلمنتس سلام میرساند کلاه کلمنتس.

ساعت زنگ زده
| 1392/11/26 - 23:19 |     0     0    
خیلی دلم میخواهد نقد جانانه ای علیه داوری بنویسم باید نشانه شناسی بخوانم نشانه شناسی کمی هم آینده شناسی کمی هم مختصر نویسی مختصر نویسی اسم دیگرش پنبه زنی است شاید چون با کوتاه ترین کلمات اساسیترین مطالب منتقل شده و پنبه پرت گویان زده میشود


ساعت زنگ زده
| 1392/11/26 - 23:35 |     0     1    
من هم گفته ام ایران یک مکتب است ، یک فرهنگ متعالی و فراتر از جغرافیا و نژاد http://old.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsId=1132128 ساعت های زنگ زده زنگهاشون رو زدن دیگه اگر هم زنگی میزنند زنگ نیست ! پس چیست؟ این جمله چه معنی میدهد بجز درکی راهبردی از آینده منطقه خاورمیانه ؟ راستی کسی معنی هژمون و هژمونی را اگر فهمید راز گروه انحرافی و بطریق اوولا داوری را خواهد فهمید .جای منتقد بسیار گو ی مو ماست خالیست .رمزهای اینها را پیدا کنید و به ما بگویید.

ساعت زنگ زده
| 1392/11/26 - 23:55 |     1     0    
آفتاب آمد دلیل آفتاب .چقدر ما مخالفان داوری و مشایی و احمدی نژاد بد شانسیم ! دایره نفوذ اردوغان به افغانستان و پاکستان رسید http://www.dolatebahar.com/view/6275/ خدا پدرانتان را بیامرزد موتهعسفانه طرفداران مکتب ایرانی از این موضوع برای ضرورت بحث خود استفاده خواهند کرد حالا از ما گفتن .اگر راز این ارتباط را کشف کنید داوری را کشف میکنید .جهت اطلاع منتقدین دانا عرض کردم

مهران
| 1392/11/27 - 00:19 |     2     0    
با وجود احترامی که برای دکتر داوری قائلم اما متاسفانه در این زمینه به بیراهه رفتند وبه اصطلاح آمدند ابرو را درست کنند چشمش را کور کردند منظور مشایی از طرح مکتب ایرانی اسلام ناب و مکتب اهل بیت است که در نظام ومردم ایران متبلور گشته هرگونه نفسیری غیر از این انحرافی است

ساعت زنگ زده
| 1392/11/27 - 00:57 |     0     0    
.فصلنامه راهبرد سال بیستم شماره61 زمستان 1390 صص112-191 . پژوهشی تحت عنوان جایگاه قدرت نرم در قدرت ملی با تاکید بر جمهوری اسلامی ایران . این پژوهش ربطی به مکتب ایرانی دارد؟

ساعت زنگ زده
| 1392/11/27 - 01:02 |     0     0    
ماهنامه گزارش شماره 66 مرداد75 معادلات جدید جهانی و منطقه ای پرسشی دارم ز منتاقد دم در باز پرس ----این نوشته به داوری و مکتب هابرماست ربطی دارد ؟اگر بله چرا آن نقد نمی شود .

ساعت زنگ زده
| 1392/11/27 - 20:06 |     0     0    
خوب دیگه بد شانسی پشت بد شانسیه .یک روزنامه غیر ورزشی در شماره دیروز /شنبه /خودعکسی را چاپ کرد مربوط به نخستین قهرمانی...درتاریخ فوتبال ایران چرا این روزنامه غیر ورزشی ودر حقیقت اقتصادی یک حرکت ورزشی میکند چرا یک دفعه ما را شرمنده اخلاق ورزشی خودش میکند؟اگر دارای بارحقوقی و پیگیری قضایی نباشد باید بگویم چون میداند وباید بداند در این شرایط اواخر قرن 18 و نوزدهمی که جهان و بخصوص منطقه خاور میانه در گیر آنست حفظ وحدت ملی موضوعی استراتژیک است .یعنی ناخواسته و شاید هم خواسته بفهمی نفهمی مضمون مبحث مکتب ایرانی را درک کرده.خصلت ژئوکالچریستیک ورزش اقوام ایران و ضرورت انسجام هر چه بیشترشان را در شرایط فعلی خوب فهمیده است ومیداند باید باید و باید برعمومی ترین عام ترین و اساسی ترین ویژگی های کشوراشاره کرد آنها را تقویت کرد تاشود آنچه باید بشود یعنی نشود آنچه نمی خواهیم.حالا اگر قرار است نفد داوری ادامه پیدا کند یکنفر زحمت کشیده نقدی هم بر چاپ عکس صفحه اول روزنامه شنبه دنیای... بنویسد

ساعت زنگ زده
| 1392/11/27 - 20:28 |     0     0    
اگر بار نداشته باشد باید عرضکنم دیروز /شنبه /یک هفته نامه اقتصادی که بیشتر از نامش پیداست به امور فردا و تجارت و اقتصاد میپردازد از فوتبال و قهرمانی واولین بار و امثالهم چیزی روی جلد نداشت .خوب پس چه چیزی داشت؟ از یک سناریو میگفت میان ... و ... برای تامین مالی تولید تقسیم کار جدیدی ایجاد میکنیم متوجه شدید؟تامین مالی تولید و تقسیم کار جدید!چرا به تامین مالی نیاز داریم ؟چرا باید تقسیم کار جدید صورت بگیرد؟چون منطقه خاورمیانه شدیدا درگیر این موضوع است چون تمام جهان در گیر این موضوعات است.خوب چرا امروز ؟این توان در همین یکی دو ماه اخیر کسب شده است؟چه جریانی چه کارهایی کرد که شما میتوانید با این توان در کشور و حتما در منطقه به کار جدید دست بزنید؟اگر تفکر و عملکرد مکتب ایرانی نبود این توان امروز بود؟به نظرم برای نقد مکتب ایرانی نباید فقط به مشایی حمله کرد.مبانی عملکرد های اقتصایی 8سال گذشته نیز باید نقد شود چون اگر عملکرد آن 8سال نبود توان امروز هم نبود.البته من زیاد نمیدانم باید از کسانی بپرسیم که دارای کلامی زیبا هستند و آنان که میدانندحمله به ...فضیلت نیست.


 
 
متن کامل ارزیابی تحلیلی دکتر احمدی نژاد از وضعیت دستگاه قضایی + پیام ویدئویی
متن کامل ارزیابی تحلیلی دکتر احمدی نژاد از وضعیت دستگاه قضایی + پیام ویدئویی
 
نامه دکتر احمدى نژاد به محضر مقام معظم رهبرى درباره شرایط کشور، توطئه دشمنان، عملکرد مسئولین و خواست و نظرات مردم
نامه دکتر احمدى نژاد به محضر مقام معظم رهبرى درباره شرایط کشور، توطئه دشمنان، عملکرد مسئولین و خواست و نظرات مردم
 
متن کامل نامه مهم دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب / انتظار این است که حضرتعالی ورود کنید و با برخورد قاطع از اجحاف و ظلم جلوگیری و از مظلومین احقاق حق فرمایید
متن کامل نامه مهم دکتر احمدی نژاد به رهبر معظم انقلاب / انتظار این است که حضرتعالی ورود کنید و با برخورد قاطع از اجحاف و ظلم جلوگیری و از مظلومین احقاق حق فرمایید
درخواست هفت تن از مقامات دولت دکتر احمدی نژاد از وزارت کشور برای برگزاری تجمع اعتراضی مردمی
درخواست هفت تن از مقامات دولت دکتر احمدی نژاد از وزارت کشور برای برگزاری تجمع اعتراضی مردمی
 
دکتر احمدی نژاد:  هر کسی در هر مقام و منصبی باشد اگر ملت او را نخواهد، غاصب است/ دولت با درآمد فعلی هدفمندی یارانه ها می تواند به ۷۵ میلیون ایرانی نفری ۷۵ هزار تومان بدهد + فیلم
دکتر احمدی نژاد: هر کسی در هر مقام و منصبی باشد اگر ملت او را نخواهد، غاصب است/ دولت با درآمد فعلی هدفمندی یارانه ها می تواند به ۷۵ میلیون ایرانی نفری ۷۵ هزار تومان بدهد + فیلم
 
پیام تصویری دکتر احمدی نژاد در خصوص عملکرد ۸ ساله رئیس قوه قضائیه/ پیشنهاد اول: آملی لاریجانی استعفا دهد
پیام تصویری دکتر احمدی نژاد در خصوص عملکرد ۸ ساله رئیس قوه قضائیه/ پیشنهاد اول: آملی لاریجانی استعفا دهد
بخشی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع دانشجویان/ اینها باید تشریف ببرند و ان شاء الله بزودی خواهند برد + فیلم
بخشی از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در جمع دانشجویان/ اینها باید تشریف ببرند و ان شاء الله بزودی خواهند برد + فیلم
 
پاسخ دکتر احمدی نژاد به نامه عضو مجلس خبرگان رهبری/ مقامات معادل نظام نیستند
پاسخ دکتر احمدی نژاد به نامه عضو مجلس خبرگان رهبری/ مقامات معادل نظام نیستند
 
دکتر احمدی نژاد: صهیونیسم بین الملل در چهره طاغوت ها و خودپرستانِ خودبرتربین در برابر جامعه انسانی صف آراسته است
دکتر احمدی نژاد: صهیونیسم بین الملل در چهره طاغوت ها و خودپرستانِ خودبرتربین در برابر جامعه انسانی صف آراسته است
 
 
::  پخش زنده ::  خانه ::  تماس با ما ::  RSS
© دولت بهار
[email protected]
پشتیبانی توسط: خبرافزار