دولت بهار (سايت قديم) : متن كامل نامه تاريخي دكتر احمدي نژاد خطاب به رهبر كاتوليك هاي جهان
یکشنبه، 7 اردیبهشت 1399 - 08:49 کد خبر:488339
دولت بهار: دكتر احمدي‌نژاد در نامه‌اي بسيار مهم و روشنگرانه كه به مناسبت آغاز سال نو ميلادي خطاب به پاپ فرانسيس آقاي خورخه ماريو برگوليون رهبر مسيحيان كاتوليك جهان فرستاد، مسئوليت خطير الهي و انساني ايشان و ديگر رهبران ديني را به انجام اصلاحات بنيادين در مناسبات ظالمانه حاكم بر جهان خاطرنشان كرد.


به گزارش دولت بهار، دكتر احمدي‌نژاد در نامه‌اي مهم Ùˆ روشنگرانه كه به مناسبت آغاز سال نو ميلادي خطاب به پاپ فرانسيس آقاي خورخه ماريو برگوليون رهبر مسيحيان كاتوليك جهان فرستاد، مسئوليت خطير الهي Ùˆ انساني ايشان Ùˆ ديگر رهبران ديني را به انجام اصلاحات بنيادين در مناسبات ظالمانه حاكم بر جهان خاطرنشان كرد.

گفتني است پاپ فرانسيس يك شهروند آرژانتيني و زبان مادري ايشان اسپانيولي است. از اين رو يك نسخه از اين نامه به زبان اسپانيولي تقديم سفارت واتيكان در تهران شده است.

ضمن تبريك آغاز ماه مبارك رمضان و آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم ايران در ماه صيام و استمداد متضرعانه از خداوند متعال براي ريشه كن شدن ويروس كرونا، متن كامل نامه تاريخي و بسيار مهم دكتر احمدي نژاد به پاپ فرانسيس را به شرح زير منتشر مي گردد:

بسم الله الرحمن الرحيم

عالي جناب پاپ فرانسيس

آقاي خورخه ماريو برگوليون

رهبر مسيحيان كاتوليك جهان

با سلام و تحيت، پيش از هر چيز سالروز ميلاد مسعود حضرت مسيح(ع)، پيام آور بزرگ مهر و رحمت را به طور خاص به جناب عالي، قاطبه علماء مسيحي، شخصيت هاي پيشرو در همه اديان و مذاهب، انديشمندان و فرهيختگان صميمانه تبريك و تهنيت عرض مي كنم. خاصه به مبارزان و مجاهداني كه در تبعيت از طريق رحماني، سيره پاك و نوراني و شيوه حكيمانه و دلسوزانه الهي- انساني آن حضرت و همه پيام آوران و مناديان آسماني، تلاش مي كنند و مي كوشند تا با توسعه دانش و بينش، بساط جهل و سياهي را برچينند و با ترويج و تحكيم صلح، ثبات و آرامش، عفريت خشونت و خصومت را به زانو در آورده و نابود سازند، شادباش مي گويم.

با اغتنام فرصت و با شادماني و سرور باطني تمام، به همراه تبريكات وافر، عالي ترين و عميق ترين احساسات قلبي و عشق خود را به جامعه جهاني، جميع ملت ها، نوع انسان و به محضر شريف بندگان خداي يكتا و آحاد بشر در سراسر جهان، فارغ از تفاوت در سرزمين، قوم، قبيله، نژاد، رنگ، زبان، دين، مذهب، آداب و رسوم و سنت ها تقديم مي دارم.

عاليجناب!

مستحضريد كه پيشرفت علم و فناوري كه مقتضاي ظرفيت هاي نوراني جهان آفرينش و وديعه حكيمانه خداوند در انسان و طبيعت است، با سرعتي فزاينده، بيش از هر زمان ديگر، تاريخ را در آستانه تحقق جامعه واحد جهاني قرار داده و ملاقات مطلق و يكجاي نوع انسان با جميع همنوعان خود را به لحظه بي نظير، زيبا، شوق انگيز و با شكوهش بسيار نزديك ساخته است.

بدين ترتيب، زمانِ بزرگترين زايش و طلوع سپيده روزگار يعني تولد انسان جهاني، قريب الوقوع گرديده و آسمان، خود را براي رونمايي از اين برترين و شريف ترين مخلوقات خدا آماده مي سازد.

در اين هنگامه با شكوه، مي بايست زمين و زمان، براي تدارك سطح شايسته اي از زندگي اين انسانهاي جهاني كه "همه، يكي" و "يكي، همه اند"، مهيا شوند و تمام امكانات بايد براي تسريع و تسهيلِ آغاز دوره شيرين و درخشان زندگي بشري به خدمت گرفته شود.

به دنبال تغيير نگاه بنياني به فلسفه وجودي و سير تكامل تاريخي انسان و جهان بويژه درك جديد انسان از حقيقت وجود جهاني خود، مناسبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي به كلي متفاوت و متحول است. اين مناسبات متحول، با توجه به درك متعالي جامعه جهاني قريب الظهور، در پايه گذاري روابط نوين بين انساني و نيز بين انسان و جهان، شاخصه هاي شگرفي از يك نظام سترگ را در زندگي فردي و اجتماعي بشر به نمايش مي گذارد.

بي شك ارتقاء در معرفت نفس Ùˆ آگاهي از شخصيت جهاني خويشتن كه به طور گريز ناپذيري متضمن به رسميت شناختن همه آحاد بشر –بدون استثناء- است، موجبات فهم قرابت ذاتي Ùˆ پيوستگي وجودي افراد، گروهها Ùˆ جوامع را چنان فراهم مي كند كه ريشه هاي خصومت Ùˆ منازعه مي خشكد Ùˆ برد نگاه Ùˆ رويكرد "گذر منافع فرد از منافع جمع" كه مورد تاييد عقل، علم Ùˆ تجربه است، با افزايش دامنه Ùˆ عمق عواطف، علقه ها، انس ها، الفت ها، نازها Ùˆ نيازهاي متقابل بشري به استحكام حداكثري خواهد رسيد.

بدين ترتيب تفاوت ها در افراد و گروههاي بشري نه تنها به ابزار دست شيطان براي كاشتن بذر نفاق و دشمني بين انسانها تبديل نمي شود، بلكه در اين نظام برتر، تفاوت در هر زمينه اي به مثابه دارايي هاي جديد و متنوع، سفره فرهنگ و اجتماع را رنگين مي كند و بر زيبايي ها و جاذبه هاي زندگي جمعي جهاني مي افزايد و كيفيت برخورداري آدمي از جلوه هاي گوناگون حيات را ارتقاء مي دهد.

در اين نظام، با ملاحظه افزايش ظرفيت ها و توانمندي هاي آحاد بشر جهاني، تعاون بر مبناي دارايي ها و ظرفيت هاي متنوع مي تواند شكوفايي گسترده تري را به همراه آورد.

 Ø¯Ø± كنار اين ها، با توجه به اصل تنوع در سليقه ها Ùˆ گرايش ها Ùˆ تفاوت در توانمندي ها Ùˆ قابليت هاي افراد، گروهها Ùˆ جوامع، ضمن پذيرش حقوق همه جانبه افراد در انتخاب آزادانه در چارچوب زندگي مسالمت آميز Ùˆ برادرانه ØŒ به استقرار نظامي در مناسبات بين افراد، گروهها Ùˆ جوامع همت مي شود كه در آن بر اساس عدل Ùˆ انصاف Ùˆ قسط، سهم يكسان آحاد بشر در ثروت عمومي به موازات فرصت هاي برابر براي شكوفايي استعدادها Ùˆ ظرفيت ها، تضمين شده Ùˆ تحقق مي يابد.

 Ø¯Ø± اين شرايط، قدرت انتخاب Ùˆ آزادي عمل در كنار دانش، تجربه، جسارت Ùˆ توانمندي اجرايي Ùˆ مديريتي، به موازات نظارت بر اساس استانداردهاي محلي Ùˆ جهاني، فرصت هاي انتخاب، تصميم گيري Ùˆ اجراي درست Ùˆ اصولي را به مراتب افزايش مي دهد.

بديهي است در اين شرايط، از آنجا كه سهم همگان به طور متساوي در ثروت عمومي ملحوظ و محفوظ است و در بهره برداري از منابع مادي و معنوي هيچگونه تبعيضي وجود ندارد، لذا ايده ها و طرح ها بر مبناي كار علمي و پژوهشي ومطالعات كارشناسانه و نه رانت و سودجويي هاي ناعادلانه، استوار بوده و زمينه موفقيت آنها از پيش قابل ارزيابي خواهد بود. بدين ترتيب طرحها و پروژه ها، قرين موفقيت و شكوفايي و موجب افزايش ثروت همه آحاد و ارتقاء رفاه و آسايش همگان مي شود.

اين امر با ايجاد زمينه هاي رقابتي كاملا سالم، جامعه و عوامل انساني را پويا، فعال و رشيد مي كند.

 Ø¨Ø¯ÙŠÙ‡ÙŠ است اين روند، با نگاه متعالي به شخصيت جهاني انسان، كار را از اين سطح فراتر برده Ùˆ با ريشه كني فقر Ùˆ تامين نيازمندي هاي عمومي زندگي Ùˆ با ارتقاء شاخص هاي ارزشي جامعه جهاني، افق نگاه نيروي انساني را از سطح يك رقابت سالم منفعت طلبانه عادلانه، به سطح برتر رقابت همبسته دلسوزانه بلكه فداكارانه براي ارائه خدمات بيشتر Ùˆ كيفي تر به جامعه Ùˆ افزايش سطح رفاه، آسايش Ùˆ نيز آرامش افراد بالاتر مي برد.

روشن است كه در اين صورت، سيستم مديريت جمعي حاكم به نمايندگي از افراد جامعه، به روشهاي مختلف ممكن، متناسب با ارزشمداري اجتماعي و فرهنگي، قدرشناسي لازم را به عمل آورده و در منظر افكار عمومي موجبات تشويق و تكريم آنان را، به گونه اي درس آموز و الگوساز، فراهم خواهد ساخت.

درك بشر ازسطح جهاني شخصيت خود و الزامات بديهي وطبيعي آن، همچنين موجب ارتقاي اساسي در مناسبات انسان با جهان يعني با طبيعت و محيط زيست مي شود.

افزايش آگاهي ها از ظرفيت هاي طبيعي Ùˆ نعمت هاي خدادادي، بالا رفتن حس تعلق Ùˆ تملك فردي – جمعي (كه در رابطه بين انساني از آن ياد شد)ØŒ سهم مساوي يكايك افراد از نعمت هاي خداوند، بيشتر شدن دقت Ùˆ حساسيت آحاد انسان ها در بهره برداري بهينه از آن نعمت ها، مشاركت موثر همگاني در روند اتخاذ تصميم ها، بالا رفتن سطح دانش در تضمين استانداردهاي برتر جهاني Ùˆ نهايتا افزايش امكان تصميم گيري هاي اجرايي Ùˆ مديريتي قاطع Ùˆ موثر، رابطه بين انسان Ùˆ جهان را در وضعيت تعادلي پايدار قرار مي دهد.

عاليجناب!

 Ø´Ù…ا به خوبي واقفيد  ÙƒÙ‡ حكمت الهي، سير كمالي بشر را تضمين كرده است. حركت رو به رشد جامعه بشري در تعالي آرمان هاي انساني Ùˆ آنچه در موضوع ارتقاي سطح شخصيت جهاني انسان بدان اشاره شد، اين معنا را به روشني تصوير كرده است Ùˆ ترديدي در تحقق دوره درخشان زندگي بشري وجود ندارد.

 Ù†Ø§Ù…وس خلقت، از وعده انبياي الهي مبني بر استقرار صلاح Ùˆ فلاح در جهان Ùˆ تحقق حاكميت عموم انسان ها، در مسير نيل به مقصود ØŒ آشكارا حمايت Ùˆ پشتيباني كرده Ùˆ مي‌كند. چنانكه هم اكنون حقوق بشر كه در ذات خود، تساوي آحاد بشر Ùˆ همبستگي انسان را تعقيب مي‌كند به عنوان مهم‌ترين فلسفه لازم الاتباع زندگي جمعي جهاني، برجستگي يافته است. 

فارغ از اختلاف نظرهايي كه وجود آن در بين انديشمندان حوزه‌هاي فكري، حكمي، حقوقي، روانشناختي Ùˆ جامعه شناختي امري طبيعي است، توسعه دامنه اين حقوق كه در نسل جديد آن متبلور است Ùˆ افزايش برد آن كه در تلاش مشترك جهاني براي تحقق حوزه نفوذش خودنمايي مي‌كند، نشان مي‌دهد كه خودآگاهي روز افزون فردي - جمعي بشر نسبت به شان حقيقي Ùˆ متعالي نوع انسان، در كنار درك فزاينده او از توسعه كمي Ùˆ كيفي شئون مختلف زندگي، تصوير بسيار شور انگيزي از زندگي جمعي جهاني را در برابر چشمان مشتاقش قرار مي دهد.

تصوير زيبا، خيره كننده و دل انگيزي كه گذر ايام، با سرعت، وضوح و شفافيت، به چشمان انسان بالنده زمان هديه كرده و از او دل مي برد و توقع وصالش را، به موازات بالا رفتن توان ديدن و فهميدن، به مراتب افزايش مي دهد.

پروردگار جهانيان با قرار دادن ظرفيت هاي باشكوه، حيرت انگيز Ùˆ بي پايان در طبيعت انسان Ùˆ جهان كه جلوه هاي جذاب آن نو به نو Ùˆ بي وقفه، با طراوت Ùˆ زيبايي Ùˆ تازگي به ظهور مي‌رسند، نگاه انسان را از گذشته Ùˆ احياناً Ø®Ø§Ø·Ø±Ø§Øª تلخ سردي ها، سياهي ها، تباهي ها، غفلت ها Ùˆ جهالت ها به آينده گرم يگانگي، سپيدي، روشني، دانش، زايش، رويش Ùˆ درك لذت هاي تمام نشدني معطوف مي سازد.

اين انعطاف در بشر كه او را از سردي به گرمي، از جمود Ùˆ خمود به جوشش Ùˆ خروش، از تاريكي به روشنايي، از جهل به علم، از جدايي به وصال Ùˆ از غفلت به هشياري متمايل كرده است، بستر آفرينش جنس وجود اوست كه در خلق Ø¨Ø¯Ø§Ù† سرشته است.

اين قابليت كه در طبيعت انسان Ùˆ جهان Ùˆ اين فاعليت كه در انسان متجلي است، مسير تحول جهان را چنان رقم زده است كه حق بر باطل، علم بر جهل، صداقت بر نفاق، روشني بر تاريكي، دوستي بر دشمني Ùˆ عشق بر نفرت پيروز خواهد بود Ùˆ حقيقت وعده الهي كه سرانجام ØµÙ„اح Ùˆ فلاح عالمگير مي‌شود، در عمل واقعيت خواهد يافت.

عاليجناب!

نيك مي‌دانيد كه اراده الهي، تحقق آينده روشن بشر را به حكمت بالغه اش قطعيت داده است Ùˆ روند سير كمالي، چنانكه ذكر شد، كاروان حيات بشري را بدان منزل رهنمون است.

آنچه كه اينك محل بحث است، نقش و مسئوليت مهم و بزرگي است كه آحاد بشر در همراهي با اين روند و در تسريع اين سير برعهده دارند كه البته حسب وسعت امكانات و توانايي هاي مادي و معنوي آنان، متفاوت است.

موضوعيت اين بحث ناظر بر كيفيت اين روند Ùˆ چگونگي اين سير كمالي Ø§Ø³Øª كه مي تواند بهينه Ùˆ با عافيت حداكثري Ùˆ يا با چالش هاي فراوان Ùˆ بسيار پر هزينه باشد.

گرايش باطني عالم و انسان به تحقق بهترين ها و زيباترين ها، در سايه حاكميت عدالت همه جانبه و هم افزايي همگاني حداكثري ميسر است و در نبود اين حاكميت و متناسب با ميزان كاستي در آن، اهداف ، سياست ها، طرحها و برنامه هاي متعارض با حكمت الهي و جريان عمومي خلقت، به حكم عقل و شهادت تاريخ، محكوم به شكست بوده و هزينه هاي بسياري را به بشريت تحميل مي كند.

جهل، توهم، ترس، خشم، طمع ورزي، فقر و... عواملي هستند كه نفس را تحت اغواي ابليس به دام انداخته و به همكاري ناآگاهانه - در اكثر موارد - و يا آگاهانه در پاره اي ديگر، با شياطين كشانده است و از اين رهگذر، موجبات فساد و تباهي بسياري را در طول تاريخ فراهم آورده است.

ابليس براي تحقق انتقام تاريخي خود از انسان با گشودن دو جبهه "انسان در برابر خدا يا خدا در برابر انسان" Ùˆ نيز "انسان در برابر انسان" Ùˆ همچنين با طرح تخالف "دوگانه علم Ùˆ ايمان"ØŒ يك جنگ نرم، فرسايشي، تاريخي Ùˆ بزرگ را پيش روي بشر گشود كه از بستر آن عميق ترين خصومت ها، خشن ترين جنگ ها Ùˆ هولناك ترين Ø¬Ù†Ø§ÙŠØª ها روي داده Ùˆ خيل عظيمي از بندگان خدا در اين وقايع شوم تاريخ، قرباني شده اند.

در اين رهگذر، گروه بسيار بزرگتري نيز در سايه حاكميت ظلم Ùˆ بي عدالتي، از حق خود براي بهره‌مندي از نعمت‌هاي الهي Ùˆ رسيدن به كمال محروم شدند Ùˆ في الجمله خسارات سنگيني متوجه جامعه بشري شده است.

آنچه بيش از هر چيز ديگر مايه تاسف عميق است اين است كه حجم عظيمي از اين جنايات در طول تاريخ به نام خدا و به نام حفاظت از دين و ميراث انبياي خدا به مردم تحميل شده است. عجيب آنكه بسياري از انبياء الهي به حكم اولياي اديان پيشين و به اتهام كفر و خروج از دين، به بدترين شكل ها مجازات و شكنجه شده و يا به شهادت رسيدند كه حضرت مسيح(ع) خود از برجسته ترين مصاديق آن هاست.

با آنكه هرگز هيچ تفريقي بين انبياء و رسل الهي نبوده است، تزوير ابليس و فريب نفس تا بدانجا پيش رفت كه مصاف هاي باطل بين پيروان اديان مختلف، كه همگي مدعي اصلاح دين مردم بودند، بوقوع پيوسته و صدمات دهشتناك و جبران ناپذيري را متوجه مردم بيچاره كرده است. مردمي كه يا از روي ناچاري و يا به خيال انجام تكليفي الهي، هستي خود را تقديم ارباب اديان كردند تا آنان با تحميل دين خود به ديگران در ظاهر از خشنودي خدا، خشنود باشند و در خفا جهل مردمان را به سخره گرفته و سرانجام به خلوت رفته و آن كار ديگر كنند.

اين نسخه، البته با توجه به فطرت الهي عموم انسانها و گرايش باطني آنها به دين و ذات اقدس خدا از يكسو و نبود آگاهي در تشخيص مصالح و حق انتخاب آزاد در تعيين سرنوشت از ديگر سو، آنچنان كارآمد و موثر بود كه حكمرانان و فرمانرواياني كه اساساً به هيچ ديني پايبند نبوده و جرثومه هاي كفر و فسادي بيش نبودند نيز از سياست سوء استفاده از دين براي بقا و گسترش قلمرو فرمانروايي خود، بهره ها برده اند.

آنها تحت همين لوا، جنگها به راه انداخته Ùˆ به قيمت جان، مال Ùˆ نواميس توده هاي بيشمار مردم، به تحكيم قدرت خود پرداخته Ùˆ بساط عيش Ùˆ نوش گسترده‌تر را درانداختند. دامنه نفوذ اديان در جهان امروز، اغلب يادگار لشكركشي هاي صاحبان قدرتي است كه به زور شمشير Ùˆ نفر جنگي، در توسعه جغرافياي منافع خود كوشيدند. اساساً به شهادت تاريخ، نفوذ اديان در سرزمين ها بر پايه منطقي توسعه معرفت ديني Ùˆ سيراب شدن انسانها از باورهاي ناب Ùˆ متقن كه خواست انبياي الهي است صورت نپذيرفته، بلكه عمدتاً بر اساس اقتضائات تحميلي ناشي از اعمال اراده Ùˆ قدرت حاكمان وقت در مناطق مختلف بوده است. قتل عام هاي فراوان Ùˆ نسل كشي هاي بسيار در تاريخ، گواه اين واقعيت تلخ Ùˆ جانفرساست.

بديهي است كه در طول حيات نسل ها، البته وراثت Ùˆ خون Ùˆ اعمال اين Ø§Ù…تيازات Ùˆ مشوقات Ùˆ يا موازنه منفي با اعمال محدوديت Ùˆ مضيقات در ابعاد اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي Ùˆ حتي امنيتي، بيشترين سهم را در تركيب ديني جمعيت ها Ùˆ ملت ها داشته است.

متاسفانه عليرغم گذشت زمان و روشن شدن بسياري از حقايق، هنوز تعصبات شديد ديني و مذهبي كه بعضاً با مسائل قومي و نژادي به شدت در هم آميخته، منشا نزاع هاي جمعي خونين است.

آنچه اين تاسف را به مراتب عميق تر مي كند، نقش عوامل فراقومي Ùˆ فرامذهبي خارجي است كه بر پايه منافع اقتصادي Ùˆ يا سياسي، شرافت انساني را زير پا گذاشته Ùˆ با دخالت هاي پنهان Ùˆ تحريكات حسابشده Ùˆ با سوء استفاده از جهالت Ùˆ محروميت برخي افراد در بعضي جوامع، اين جنايات را پايه‌گذاري Ùˆ مديريت مي كنند. يا اينكه با آموزش، تجهيز Ùˆ سازماندهي افراد مستعد Ùˆ زمينه دار Ùˆ يا استخدام عناصر مزدور، از آنان در انجام عمليات تروريستي، قتل Ùˆ كشتار Ùˆ يا ايجاد رعب Ùˆ وحشت استفاده مي كنند. آنان كساني اند كه با ظواهر آراسته Ùˆ ادبيات مزورانه، همه اصول انساني را نقض Ùˆ از ترور Ùˆ كشتار براي رسيدن به مقاصد شوم خود بهره مي برند.

عاليجناب!

 Ø¬Ù†Ø§Ø¨Ø¹Ø§Ù„ÙŠ استحضار داريد كه اساس دين، باورهاي عميق Ùˆ روشن نسبت به حقيقت عالم، انسان Ùˆ خداست. حقيقتي كه با گشودن باب مفاهمه Ùˆ هم افزايي فكري در آن باره مي توان به دستاوردهاي رهگشايي در باب زندگي فردي Ùˆ اجتماعي Ùˆ غني سازي آن ها دست يافت Ùˆ از اين رهگذر ضمن كمك  به اقناع فكري، افزايش آرامش باطني Ùˆ تعميق باور قلبي افراد، موجبات نزديكي پيروان اديان مختلف را آنچنان كه پيامبرانشان در جستجوي آن بودند، فراهم كرد.

لكن ارباب اديان Ùˆ علماي دين در سراسر جهان، عمدتاً به جاي اين امر مهم، در پي ترويج آيين Ùˆ رسوم ديني بوده Ùˆ مي كوشند تا از اين طريق ضمن تثبيت پايبندي پيروان به تبعيت از احكام ولو در ظاهر، با تبليغ دين براي جذب افراد جديد، بر عدد پيروان خود بيافزايند. 

روح نگاه اول، آوردن همگان بر Ø³Ø± يك سفره Ùˆ ايجاد اتحاد Ùˆ انسجام در كل پيروان اديان است، اما در روال جاري، تفاوت Ùˆ فرق بين اديان Ùˆ در نتيجه بين پيروان، به عنوان فلسفه وجودي دستگاه هاي ديني فهم مي شود. در بطن نگاه اول، همگرايي (اتحاد) Ùˆ در نگاه دوم واگرايي (افتراق) نمود مي يابد. بدين ترتيب هر قدر پيروان اديان مودب تر به آداب ديني Ùˆ در پايبندي به آيين Ùˆ رسوم Ùˆ احكام آن جدي تر باشند، در فاصله بيشتري با پيروان اديان ديگر قرار مي گيرند. اين امر اكنون چنان است كه دست اندركاران اين امور در دستگاه هاي ديني، گويي متاعي را به رقابت در بازار مي فروشند Ùˆ موفقيت يكي قرين عدم توفيق ديگران است. اين امر با روح تعاليم جمله انبياء الهي در تعارض جدي است. روح استقلال گرايانه Ùˆ در موارد زيادي انحصارگرايانه عوامل تبليغي دستگاه هاي ديني به گونه اي است كه گويا افزايش عدد پيروان يك دين، امتيازي براي كل پيروان آن دين Ùˆ يا عوامل موثر در اين افزايش به حساب مي آيد. هنوز براي افراد در جوامع مختلف عليرغم Ú¯Ø±Ø¯Ø´ آزاد اطلاعات، سهم انتخاب آزادانه Ùˆ آگاهانه يعني انتخاب پژوهش مدار Ùˆ از روي ميل Ùˆ رغبت خالصانه در پذيرش يك دين نسبت به كل آن بسيار ناچيز است Ùˆ انتساب يك دين به يك فرد يا يك جمعيت، به مفهوم يك انتخاب، آنچنان كه حق انتخاب اقتضا مي‌كند، نيست. حتي در برخي جوامع به دليل مشكلات ناشي از انتخاب ديني غير از دين رايج جامعه محلي Ùˆ خانواده، شايد حتي شرايط حداقلي هم براي يك انتخاب آگاهانه وجود Ù†Ø¯Ø§Ø´ØªÙ‡ باشد. جنابعالي تصديق مي‌فرماييد كه تغيير دين هم با مشكلات مشابه Ùˆ بلكه جدي تري مواجه است.

عاليجناب!

اكنون سوال اين است كه اساساً ماموريت اديان چيست ØŸ آيا مي توان فرض كرد ماموريت اديان مختلف كه علي القاعده بايد نشر تعاليم آسماني Ùˆ حفظ ميراث انبياي الهي باشد، در تعارض با يكديگر قرار داشته Ùˆ به تزاحم Ùˆ بلكه تخاصم بين پيروان بيانجامد؟ از آنجا كه تاريخ، اين مزاحمات Ùˆ مخاصمات را به كرات Ùˆ فراوان ثبت نموده Ùˆ ثمرات شوم Ùˆ پليد آن را ضبط كرده است Ùˆ نسل هاي دوران معاصر به عينه خود شاهد خونبارترين، هولناك ترين Ùˆ خشونت بارترين جنايات بوده اند، Ù†Ù…ÙŠ‌توان از اين پرسش ها چشم پوشيد. هم اكنون نيز پاي دين Ùˆ مذهب در بزرگترين Ùˆ بيشترين منازعات خونين جاري در جاي جاي جهان، بويژه در مناطقي كه عمده پيامبران از آنجا برخاسته Ùˆ مردم را به رفق Ùˆ مدارا، اتحاد Ùˆ دوستي Ùˆ صلح Ùˆ سلم دعوت كرده‌اند، قابل مشاهده است. اين مقاتله ها Ùˆ كشتار ها ØªØ­Øª رايت ها Ùˆ زير عَلَم هايي انجام مي‌شود كه آشكارا، بي‌محابا Ùˆ جسورانه، فلسفه سياسي اين مصاف ها را، مستقيماً محصول آموزه‌هاي همان انبياي عظام معرفي مي كنند.

عجيب تر آنكه، گاه هر دو يا چند سوي جنگ، متفقاً Ø§Ù†Ú¯Ø´Øª اشاره خود را به سوي محضر شريف يك مقام رفيع نبوت گرفته Ùˆ خشنودي خاطر مبارك ايشان را كه خداوند وي را رحمت براي همه جهانيان معرفي كرده است، به قلع Ùˆ قمع Ùˆ نابودي ديگر پيروانشان منوط Ùˆ مشروط معرفي كرده Ùˆ مي‌كنند.

گويي تاريخ تكرار شده Ùˆ ديده مي‌شود كه چگونه در منطقه ديگري از زمين Ùˆ به نام پيام ‌آوري ديگر از خداي واحد كه مظهر صلح، دوستي، سماحت، رفق Ùˆ مدارا بوده است، سده ها جنگ Ùˆ خونريزي Ùˆ قتل عام، نَفَس بشريت را بريده Ùˆ هستي ميليون‌ها نفر را از آنان گرفته Ùˆ كار كاروان بشر را در سير Ùˆ سفر تكاملي خود، با كندي، هزينه ها، مشكلات Ùˆ گرفتاري ها مواجه كرده است.

عاليجناب!

خداي واحد به لطف خود، علاوه بر اعطاي عقل و فطرت براي هدايت راهبردي، ذاتي و باطني، پيامبران بسياري را در مقاطع مختلف زماني، براي راهنمايي و راهبري انسان برانگيخت. پيامبران شريف، كريم، عليم، حليم، بصير، رئوف و رفيق كه با دادن ميثاق غليظ به خدا، همه هم و غم خود را مصروف گشايش و تسهيل در رشد و كمال بشر به سوي خدا كرده و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نكردند.

اكنون در اين ميان، Ú†Ù‡ كساني را بايد از بابت اين ناكامي ها Ùˆ تلخكامي ها، مسئول پاسخگويي به خدا، تاريخ Ùˆ انسان دانست؟ اگرچه در سير تحول رابطه قدرت Ùˆ مذهب، فراز Ùˆ نشيب‌هايي اتفاق افتاده است اما نمي‌توان نقش بي‌بديل نهادهاي ديني را در شكل‌گيري Ùˆ بقاي ساختارهاي قدرت، ناچيز شمرد. در پيشينه وميانه راه تاريخ، دستگاه هاي ديني Ùˆ مذهبي يا به نحو مستقيم Ùˆ منحصر، بساط قدرت را در دست داشته اند Ùˆ يا در شراكتي قاطع Ùˆ موثر، بساط امپراتوري خود را از طريق قدرتمندان حاكم، گسترانده Ùˆ اشرافيت خود را فوق طبقه اشراف اقتصادي Ùˆ سياسي تعريف كرده اند.

 Ø§ÙŠÙ† رابطه سرنوشت‌ ساز، هر چند با تفاوت‌هايي، متناسب با تحولات دستگاههاي قدرت در عرصه هاي ملي Ùˆ بين المللي، در دوره معاصر نيز مطرح بوده است.

كاملا بديهي است كه مسئوليت دستگاههاي ديني در پاسخگويي به سوالات پيش گفته، در هر دو صورت فوق يعني دخالت مستقيم يا غير مستقيم در قدرت، به طور كاملاً جدي برقرار است.

روشن است كه مسئوليت عواقب Ùˆ آثار تقابل هاي خسارت بار Ùˆ سنگين مذكور درتمام طول تاريخ، بر عهده كساني است كه يا مستقيماً Ùˆ مباشرا در طراحي Ùˆ اجراي نقشه‌هاي شوم Ùˆ پليد شيطاني براي به تقابل رساندن گروه ها Ùˆ جمعيت هاي بشري نقش داشته اند Ùˆ يا در مقام كمك به مجريان Ùˆ اقدام كنندگان جنگ افروز به نحوي آتش بيار معركه بوده اند.

اذعان مي فرماييد كه پاسخ گويي به خدا، پيامبران و به وجدان بشري، حتي براي رضايت دادن صرف به اين جنايات، ناشدني است.

البته مسئوليت دستگاه هاي ديني به اين حدود، محدود نيست، Ú†Ù‡ در پاره‌اي موارد ديگر، عدم دخالت مستقيم Ùˆ يا غير مستقيم Ùˆ يا حتي عدم رضايت متوليان دستگاههاي ديني نسبت به جنگ هايي كه به نام Ùˆ يا به بهانه اقامه دين خدا صورت بگيرد، مسئوليت آنها را منتفي نمي سازد. Ú†Ù‡ بسا نوع قرائت آنان از دين Ùˆ ماموريت انبياء Ùˆ مواضع عمومي دستگاه‌هاي سياست‌گذار Ùˆ تبليغي ديني، پتانسيل لازم در طبقات مختلف جامعه پيرو را به گونه‌اي فراهم مي آورد كه انگيزه هاي توجيه كننده، تمهيد شده Ùˆ آتش‌هاي زير خاكستر جنگ، تنها بهانه هايي را براي شعله ور شدن Ùˆ زبانه كشيدن، به انتظار بنشيند. اين مسئوليت هرگز دامن اهلش را رها نمي كند حتي اگر نتوان در زمان، چندان به آن استناد كرد!

مسئله ديگر چگونگي اقدامات و سهم مشاركتي است كه بايد متوليان دستگاههاي مذكور در پيشگيري از اين تقابل و وقوع حوادث ناشي از آن به عهده بگيرند. اين مسئله ناظر به تغيير در برخي رفتارها و اصلاح در بعضي رويكردهاست كه بخش اعظم فلسفه وجودي اين نامه را تشكيل مي دهد و در ابتدا و انتها به آن اشاره شده است.

اما در مقام آسيب شناسي وقايع تلخ تاريخي مورد نظر بايد گفت كه سكوت نه از آن بابت كه ممكن است به رضا معنا شود، بلكه از آن جهت كه واگذاشتن Ùˆ گذشتن از يك مسئوليت بزرگ به حساب مي آيد، مستوجب توبيخ جدي Ùˆ عقوبت است كه دستگاه آفرينش از كنار آن بي تفاوت عبور نمي‌كند. هر كدام از اين فروض اگرچه مراتب متفاوتي از مسئوليت را بيان مي كنند، در عين حال جملگي تاكيد دارند كه چنين مسئوليت بزرگي تحت هيچ شرايطي قابل چشم پوشي نيست.

درباره ورود براي حل مناقشات مورد اشاره و جلوگيري از بروز يا توسعه درگيري ها نيز بايد كاملاً مسئولانه عمل كرد و براي اين كار نمي توان به صرف اظهار تاسف و يا درخواست از اطراف مناقشه براي پايان دادن به درگيري ها بسنده كرد. در عين حال بايد توجه داشت كه مواضع دستگاه هاي ديني در اعتراض به ستم هاي وارده به پيروان دين متبوع را نبايد به حساب ايفاي كافي نقش مسئولانه در موضوع گذاشت و نيز بايد مراقبت كرد كه در جانبداري هاي صرف، ولو آنكه در حمايت از مظلوم صورت گيرد، اصل حل و فصل بنيادين و پايدار مناقشه از مظان پيگيري و از دستور كار خارج نشود. البته بايد مراقب بود كه ورودهاي يكجانبه گرا نيز، موجب تحريك اطراف درگيري و مالا افزايش بحران نگردد.

دستگاههاي ديني بايد بلافاصله Ùˆ بي‌درنگ با اتخاذ مواضع آشكار در برابر افكار عمومي Ùˆ با نشان دادن رويه اصلاحي، تغيير رويكرد براي اولويت دادن به باورهاي مشترك الهي در همه پيروان اديان در سراسر جهان Ùˆ كاهش حساسيت هاي آييني، پيروان خود را به افزايش ظرفيت براي پذيرش همنوعان خود از ديگر كيش ها دعوت نمايند تا بدين ترتيب از پتانسيل پيش‌گفته براي تقابل Ùˆ درگيري كاسته شود Ùˆ در پرتو تعاليم وحدت بخش Ùˆ يگانه همه انبياء، زندگي مشترك بشري در مقياس جهاني، در فضاي سلم Ùˆ صلح Ùˆ بلكه عشق، دوستي Ùˆ برادري تسهيل گشته Ùˆ به طور همه جانبه توسعه يابد.

اين امر مي تواند به اعتماد متقابل دستگاه هاي ديني به يكديگر و نيز پيروان اديان به دستگاههاي مذكور و ديگر پيروان در جهان بيانجامد و البته اين سياست راهبردي "فراآييني" چنانچه در عمل و در صحنه، به درستي اعمال شود، علاوه بر اين اعتماد، مي تواند بركات عظيمي را براي بشريت به ارمغان آورد.

عاليجناب!

مسئوليت جنابعالي، علماي اديان Ùˆ دستگاه هاي ديني به آنچه تاكنون ذكر شد، محدود نمي شود. اهميت نقش دين در زندگي فردي Ùˆ اجتماعي بشر Ùˆ تاثير پذيري قشر كثيري از مردم جهان از دستگاه هاي ديني، مسئوليت اين دستگاه ها را از حل مناقشات مذهبي Ùˆ يا اساساً فعاليت‌هاي مذهبي پيروان فراتر مي برد. چرا كه بر اساس ادعاي دستگاههاي مذكور نسبت به ميراث داري از انبياء، تلاش در جهت فراهم شدن شرايط دستيابي آحاد بشر به كمال، برداشته شدن موانع از سر راه رشد Ùˆ رستگاري Ùˆ هدايت جوامع Ùˆ افراد براي تاسي به اسوه هاي كمال يعني انبياء Ùˆ اوليا، تخلق به اخلاق الهي، افزايش معرفت، بهره برداري همگاني Ùˆ بهينه از نعمت هاي خدادادي Ùˆ ترويج روحيه شكر Ùˆ سپاس از خداي بزرگ، اصل ماموريت انبياء الهي است. همچنين افزايش دانش Ùˆ بينش در تنظيم مناسبات همه‌ جانبه با طبيعت Ùˆ محيط زيست Ùˆ نيز با همنوعان خود در سراسر جهان بر اساس صلح، رفق Ùˆ همزيستي مسالمت آميز با افراد Ùˆ جوامع Ùˆ سرانجام تحقق زندگي شرافتمندانه براي همگان كه موجبات رضايت سه جانبه پروردگار Ùˆ بندگان از هم، گردد، اصل Ùˆ حقيقت تعليمات انبياء الهي است .به طور خلاصه تحقق آنچه كه رسولان الهي در پي آن برانگيخته شده Ùˆ همه هستي خود را بر سر آن گذاشتند، وظايفي است كه بايد آنها را بر عهده دستگاه هاي مدعي ميراث داري انبياء فرض Ùˆ واجب دانست.

از بحث ميراث خواران فاسدي كه دست در دست ابليس Ùˆ شياطين Ùˆ همگام با شيطان صفتان Ùˆ حكمرانان Ùˆ فرمانروايان جابري كه راه خدا Ø±Ø§ سد كرده، مانع از رشد توده هاي عظيم بشري Ùˆ رادع Ø§Ø² شكوفايي استعدادهاي بي انتهاي بشريت در تاريخ شدند، Ùˆ مصائب فراواني را بر جامعه انساني تحميل كردند Ùˆ با اخلال در حركت كاروان بشري، بر هزينه‌هاي آن افزوده Ùˆ از سرعت حركت تاريخي آن كاستند، عبور مي كنم. اما ميراث داران امروز براي اثبات صدق ادعاي خود در تداوم بخشيدن راه انبيا Ùˆ اوليا Ùˆ حفاظت از دستاوردهاي شريف آنان، با تاكيد بر استقرار عدالت در همه شئون زندگي بشر، دفاع از حقوق نوع انسان Ùˆ برقراري قسط در بهره برداري از امكانات، نعمتها Ùˆ فرصت‌ها، نبايد از هيچ كوششي فروگذار كنند. اينان بايد بر شرافت Ùˆ كرامت ذاتي آدمي تاكيد كرده Ùˆ بر نفي Ùˆ رد Ùˆ بطلان Ù‡Ù…Ù‡ مظاهر نقض آن تصريح كنند Ùˆ با باور عميق به تقدم آزادي، آن را ملازم قطعي راه ظهور Ùˆ شكوفايي شرافت Ùˆ كرامت انسان در پهنه انفس Ùˆ سپس آفاق بدانند.

آنان بايد از روي معرفت عقلي Ùˆ قلبي اذعان داشته باشند كه در صورت سلب آزادي از انسان، امكان صلاح، فلاح Ùˆ رستگاري آدمي ممتنع خواهد بود. آنان بايد تحقق كمال در زندگي بشر را جز از طريق انتخاب آزادانه Ùˆ آگاهانه ممكن ندانند. از اين رو او را محرم راز دانسته Ùˆ بستن راه دانستن بر او را از جمله بزرگترين گناه ها بخوانند Ùˆ با پذيرش اصل تنوع در رنگ، زبان، نژاد Ùˆ سرزمين Ùˆ... Ùˆ طرد نگاه ارزشي Ùˆ تبعيض آلود به برخي از اين ويژگي‌ها، واحد بودن نوع بشر را به رسميت بشناسند. آنان بايد در دفاع از كرامت ذاتي، احقاق حقوق فردي Ùˆ اجتماعي، بويژه حق حاكميت انسان بر خودش Ùˆ حق تعيين سرنوشت فردي Ùˆ اجتماعي او از طريق انتخاب آزادانه Ùˆ براي استقرار قسط Ùˆ عدل كه لازمه تحقق كمال فردي Ùˆ جمعي بشراست، مبارزه Ùˆ مجاهده كرده Ùˆ آمادگي داشته باشند تا در صورت لزوم چون پيامبران الهي، جان خود را بر سر اين پيمان شريف بگذارند.

عاليجناب!

دامنه مسئوليت دستگاه هاي ديني Ùˆ علماي اديان اقتضا مي كند كه آنان با رصد تحولات در سراسر جهان Ùˆ ارزيابي صحيح از مهمترين وقايع جاري، سياست‌هاي اعمالي در حوزه هاي مختلف در عرصه هاي ملي Ùˆ بين المللي را مورد توجه قرار دهند. بايد به جاي بسنده كردن به اشتغالات درون آييني Ùˆ احياناً هدف قرار دادن افزايش عدد پيروان Ùˆ يا توسعه حوزه نفوذ سرزميني كه علي القاعده به مفهوم كاهش Ùˆ كوچك شدن آن ها براي دين يا اديان ديگر است، با بلند كردن افق نگاه Ùˆ ديدن توانمندي ها، آنگاه به مسئوليت بزرگتر نجات جمعيت ميلياردي انسانها از اسارت Ùˆ بردگي عفريت جهل، فقر Ùˆ جنگ Ùˆ رفع محروميت صدها ميليون انسان از حقوق Ùˆ امكانات حداقلي براي حيات Ùˆ بقا، به نقش تاريخي Ùˆ الهي - انساني خود عمل كنند. ايفاي مسئوليت ديني آنان ايجاب مي نمايد كه  Ø¨Ø§ كمك به رفع ستم Ùˆ ظلم، در تحقق دنياي بهتري براي عموم انسانها مشاركت جدي Ùˆ موثر داشته باشند.

 Ø¨ÙŠ ترديد جناب عالي از نقش مراكز Ùˆ محافل سياسي- اقتصادي استعماري در ايجاد Ùˆ استمرار ظلم Ùˆ بي عدالتي كه فلاكت Ùˆ بدبختي را بر بيش از نيمي از جهان تحميل كرده Ùˆ با پايمال كردن حقوق حقه اكثريت قاطع مردم جهان، آنان را از داشتن سطح بالاتر Ùˆ بهتري از زندگي محروم كرده اند، مستحضريد. مراكز Ùˆ محافلي كه با به راه انداختن جنگ هاي ويرانگر Ùˆ كشتار هاي بسيار، سياست هاي ضد انساني Ùˆ ضد الهي خود را به پيش مي برند Ùˆ دستگاه ها Ùˆ سازمان هاي بين المللي مسئول، در سايه حاكميت قدرت Ùˆ ثروت استعمارگران، نه تنها قادر به جلوگيري از توسعه نظام سلطه Ùˆ حمايت از محرومان Ùˆ مظلومان نيستند، بلكه گاه به ابزاري براي تحقق منويات قدرت هاي بزرگ Ùˆ اعمال سياست هاي سلطه طلبانه آنان در سركوب، تحريم Ùˆ ارعاب ملت ‌ها تبديل مي‌شوند.

عاليجناب!

در شرايطي كه بخش وسيعي از اين كره خاكي در شرايط جنگي قرار دارد Ùˆ مناطق بسياري از آن، فاقد زيرساخت اوليه براي يك زندگي حداقلي است Ùˆ در هنگامي كه صدها ميليون انسان بزرگ Ùˆ كوچك Ùˆ زن Ùˆ مرد از شدت فقر با مرگ دست Ùˆ پنجه نرم مي كنند، Ú†Ù‡ تفاوت مي كند كه جمعيت پيروان Ú†Ù‡ ديني بيشتر است؟ در حالي كه هنوز در غيبت عدل Ùˆ قسط Ùˆ در حاكميت ظلم Ùˆ جور، انسان از آزادي Ùˆ از حق انتخاب محروم است، Ú†Ù‡ تفاوت دارد نام دين او Ú†Ù‡ باشد؟ آنگاه كه انساني Ø¨Ù‡ دليل محروميت از حقوق Ùˆ امكانات اوليه، اساساً قدرت Ùˆ فرصت فكر كردن را هم از دست داده باشد، چگونه مي توان با او از انديشه هاي برتر الهي سخن گفت ØŸ

مگر خدا پرستان عالم مسئول نيستند؟ مگر مدعيان دين نبايد به خود آمده Ùˆ همتي تاريخي از خود نشان داده Ùˆ به مسئوليت خود عمل كنند؟ عمده ÙŠ انبياي الهي به دليل مخالفت با ظلم Ùˆ دعوت مردم به اقامه عدل Ùˆ داد، مورد خشم Ùˆ غضب قدرت هاي ديني، اقتصادي Ùˆ سياسي زمان خود قرار گرفتند Ùˆ بسياري از آنان دستگير، محبوس، تبعيد Ùˆ يا شكنجه شده Ùˆ به قتل رسيدند.اگر آنان در شرايط سخت Ùˆ با امكانات محدود، دست از مبارزه Ùˆ آگاهي بخشي توده ها بر نداشته Ùˆ جان خود را بر سر اين راه گذاشتند، امروز در سايه توسعه Ùˆ پيشرفت علم Ùˆ فناوري Ùˆ شبكه‌هاي اجتماعي ملي Ùˆ جهاني شرايط براي مبارزه با ظلم، استبداد Ùˆ استعمار به مراتب آماده‌تر است. سرعت گردش اطلاعات Ùˆ افزايش آگاهي هاي عمومي Ùˆ ميل گسترده به همبستگي جهاني براي دفع ظلم Ùˆ ستم Ùˆ رفع فقر Ùˆ جهل، راه را براي موفقيت آزاديخواهان Ùˆ شكست زورگويان Ùˆ ستمگران، به طور روز افزوني هموارتر Ùˆ گشوده تر مي كند. در اين شرايط مسئوليت همگان افزايش يافته است Ùˆ آنان كه از موقعيت هاي خاص Ùˆ برتر در بسيج جوامع Ùˆ ملت‌ها برخوردارند با مسئوليتي به مراتب بيشتر Ùˆ سنگين تر مواجهند.

عاليجناب!

جناب عالي در مواضع خود نشان داده ايد كه به دنبال ايجاد اصلاحات بنيادين در مناسبات ظالمانه حاكم بر جهان امروز هستيد و همين امر انتظار از شما را مضاعف ساخته و اينجانب را به يادآوري ضرورت ايفاي مسئوليت خطير الهي و انساني ترغيب كرده است.

شما به عنوان عالي ترين مقام بزرگترين دستگاه ديني جهان، بيش از همه مسئوليت داريد تا در يك همفكري و سپس همكاري بزرگ و تاريخي براي بهبود زخم هايي كه بر چهره زمين نشسته و لكه هاي زشتي كه چهره بشريت را مخدوش كرده است، در يك جريان هماهنگ و جهاني با مقامات ديني و مذهبي در سراسر جهان و با يك اقدام جمعي جهاني در برابر ظلم، ستم، تبعيض، فقر، جهل، نفرت، فساد، تباهي، جنگ، ويراني، استعمار و استبداد قيام كنيد.

اطمينان دارم در اين صورت خيل عظيمي از انديشمندان و آزاديخواهان جهان در حمايت از اين اقدام برخواهند خاست و توده هاي ميلياردي مردم در سراسر جهان، از اين امر استقبال كرده و بدان خواهند پيوست.

در چنين صورتي شخصا آماده ام تا به همراه دوستان سرشناس مبارز Ùˆ آزاديخواهم در مناطق مختلف جهان، براي خشنودي خدا Ùˆ رهايي بشر، همه هستي خود را در اين امر خطير Ùˆ سرنوشت ساز فدا كنم. يقين دارم كه با همكاري سازمان ملل متحد Ùˆ ديگر سازمانهاي بين المللي كه دستاوردهاي بزرگ بشري هستند Ùˆ نيز ميليون‌ها سازمان مردم نهاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، هنري Ùˆ ورزشي در يك همكاري جهاني مي توان امواج خروشاني را به راه انداخت كه ناپاكي ها Ùˆ بدي ها را با خود برده Ùˆ چهره زيباي جهان بشري را از قيد نقاب هاي دروغين Ùˆ تحميلي آزاد كرده Ùˆ ديدگان آحاد بشر را روشن سازد. اين امر بي‌ترديد، موجب خشنودي پروردگار Ùˆ رضايت جمله انبيا Ùˆ اولياي الهي خواهد بود.

عاليجناب!

سخن آخر اينكه اينجانب همچنان كه در پيام تبريك سال گذشته و در بخش ابتدايي اين مرقومه بر آغاز دوره درخشان زندگي انسان جهاني در سايه عدالت فراگير و همگاني و برپايه انديشه ها و تعاليم انسان كامل و پيام آوران الهي، در آينده اي نزديك تاكيد و تصريح كرده ام ، اكنون به نام نامي حضرت انسان كامل و حضرت مسيح كه درود خدا بر آنان و مادران عفيفه آنان باد، آغاز دوره بيداري و خيزش عمومي بشر عليه ظلم، فساد، فقر و تباهي براي نيل به آزادي و رهايي از ظلم و استقرار عدالت و كرامت انساني را به شما بشارت مي دهم. در اين دوره براي به اهتزاز در آمدن پرچم كرامت انسان به عنوان اشرف مخلوقات پروردگار جهان و به اقتضاي ضروري و ذاتي عدالت و كرامت، قيام بشريت در نفي حاكميت افراد، گروهها و طبقات اشرافي كه خود را بالاتر از مردم دانسته و با تحميل آراء و اراده هاي خود بر آنان، حق حاكميت و حق تعيين سرنوشت آنان را به هر عنوان و بهانه اي نقض كرده اند، به مثابه طوفاني سهمگين، دستگاهها و كاخ هاي افراد و نظام هاي جابر و غاصب را در سراسر جهان به چالشي سنگين خواهد كشيد و به محاق خواهد برد.

پيشگامي در اين امر مهم و همگامي با عزم همگاني و حكم عقل يك توفيق بزرگ است. به علاوه كمك به بندگان خدا براي رفع ستم و استيفاي حقوق مظلومين، محرومين و مستضعفين يك تكليف بزرگ و مرضي رضاي خدا، انسان كامل و انبياء عظام است. صد البته كه عدم ايفاي اين تعهد بزرگ در تاريخ ماندگار خواهد شد و نيز مستوجب عقوبتي سنگين و دشوار در پيشگاه الهي خواهد بود.

در پايان ضمن سپاسگزاري از پيام محبت آميز و دعاي شما در حق اينجانب، مايلم متقابلا بهترين تبريكات خود را به همراه دعا براي سلامتي و بهروزي به محضر جناب عالي تقديم نمايم.

محمود احمدي نژاد

رئيس جمهور سابق ايران

12 بهمن 1398