تلکس دولت بهار (سايت قديم): حاتمي كيا: رأس هرم اجرائي كشور نسبتي با هنر و فرهنگ ندارد
سه شنبه، 11 اسفند 1394 - 18:28     کد خبر: 226906

دولت بهار: ديروز مصاحبه تازه‌اي از ابراهيم حاتمي‌كيا در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» منتشر شده است. اينجا هم كارگردان «باديگارد» از دنيايي فراتر از متن فيلمهايش حرف مي‌زند از نقد به سياست‌هاي فرهنگي دولت يازدهم تا جنگجوياني كه فراتر از ديوار قلعه ايران مي‌جنگند.

به گزارش دولت بهار به نقل از تسنيم، ابراهيم حاتمي‌كيا كارگردان سينماي ايران، خوش صحبت است. دوستان و حتي كساني كه فكر دشمني با او را دارند، با حرفهايش غافلگير مي‌شوند. كاريزماي حاتمي‌كيا هر چقدر براي رسانه‌ها و مردم مطلوب باشد براي دولت‌ها دردسر ساز بوده است. قامت اعتراضيش وجهي از كاريزماي او را شكل مي‌دهد و اين را هميشه و در هر دوره اي مي توان در حرفهايش شنيد. سال 87 بود و در روزگاري كه او سريال درون‌گراي «حلقه سبز» را ساخت بود مصاحبه اي با محمد قوچاني كرده بود. در همان سالهاي ابتدايي دولت احمدي‌نژاد هم همين وجه اعتراضي آقا ابراهيم مشهود بود. آنجايي كه رو به مصاحبه كننده‌ي زيرك مي‌كند و مي‌گويد:باور كنيد دلم مي‌گيرد. آن همه حرف‌هاي گفتني و داستان‌هاي شنيدني در اين گنجينه‌ي سينماي جنگ هست كه مي‌شود گفت. اما چه كنم كه نگهبان‌هاي تنگ نظري وجود دارند كه نمي‌گذارند كارم را بكنم. اين شهر خفه‌ام كرده. ديگر خسته شده‌ام از فيلم ساختن در اين چهار ديواري ‌هاي تنگ. مي‌خواهم بزنم بيرون. نگاه من افق‌هاي باز بود. به دشت و حالا گرفتار شده‌ام به هيچ عنوان هم دوست ندارم نگاه غمگسارانه‌ي بي معني به گذشته داشته باشم. حرف روز دارم. اما چه كنم كه نقل اين داستان‌ها توپ و تفنگ و تق و توق مي‌خواهد، و اين‌ها همه دست كساني‌است كه با امثال من مثل يك سرباز رفتار مي‌كنند.»

ديروز مصاحبه تازه‌اي از ابراهيم حاتمي‌كيا در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» منتشر شده است.اوضاع انگار كمي متفاوت شده است. اينجا هم كارگردان «باديگارد» از دنيايي فراتر از متن فيلمهايش حرف مي‌زند. حاتمي‌كيا باز هم از آرزوهاي فيلمسازيش گفته است: يك روزي آرزويم اين بود كه فيلم چمران را بسازم و مي‌گفتم اگر مُردم هم ديگر اشكالي ندارد، فقط چمران را بسازم. الان باز دلم چيزهاي ديگري مي‌خواهد. از يك قله رد شدم و دلم قله‌هاي ديگري مي‌خواهد.

دوست دارم از مروت پهلواني قاسم سليماني بگويم

در اينجاي بحث مصاحبه كننده مي‌پرسد: ‌الان چه قله‌اي مانده؟ و حاتمي‌كيا نامي به زبان مي‌آورد كه در اين چندسال، بارها از او به حسرت ياد كرده است. او مي‌گويد: در كوباني كه در منطقه كردستان عراق واقع شده، پ‌ك‌ك حضور قوي دارد. نيروهاي پ‌ك‌ك كلي از بچه‌ها و سربازهاي ما را ناغافل در پادگان‌ها و پاسگاه‌ها زده و شهيد كرده‌اند. وقتي قضيه كوباني پيش آمد، مروت پهلواني قاسم سليماني به نحوي بود كه اصلا نيامد بگويد كه بگذار همه آنها به خاطر ظلم‌هايي كه در حمله‌هايشان به سربازان ما روا داشتند، تقاص پس بدهند! بلكه با نيروهايش بلند شد و رفت و كوباني را نجات داد و نگذاشت شهر به دست داعش بيفتد. دوست دارم از اين مروت‌ها بگويم. دوست دارم بچه‌هايي را كه در گوشه‌اند و ديده نمي‌شوند و به چشم نمي‌آيند، در فيلم‌هايم روايت كنم و به جامعه‌ام بگويم اينها را بيشتر بشناسيد!

سربازان امروز ايران در «بَرَز» مي‌ايستند، پاي ديوار قلعه نمي‌ايستند مبادا قلعه دچار ضربه شود

كارگردان «از كرخه تا راين» در مورد اينكه جنگ هنوز برايش زنده است و در مورد سربازان امروز ايران اسلامي گفته است: درست است كه سي‌وچند سال از انقلاب مي‌گذرد، ولي اتفاقاتي كه امروز در منطقه مي‌افتد، نشان مي‌دهد كه جنگ هنوز ادامه دارد! گاهي در تلگرام مي‌بينم بچه‌ها مي‌گويند ايران يك قلعه است! قلعه‌ها هم يك محدوده بيرون از خود دارند كه به آن «بَرَز» مي‌گويند. سرباز آنجا مي‌ايستد، پاي ديوار قلعه نمي‌ايستد كه مبادا قلعه دچار ضربه شود. امروز بچه‌هاي ما دارند جلوتر از قلعه مي‌جنگند والا داعش الان پشت دروازه ما و در حال توآمدن بود. براي همين بحث جنگ زنده و خيلي هم جدي است. هر وقت هم كه بحث جدي‌تر شده و خبر از قصرشيرين آمده كه ممكن است از آنجا وارد شوند، همه‌مان ديديم كه خوف برمان داشته. جنگ برايم هنوز زنده است. قاسم سليماني زنده است و مسير، مسيري است كه هنوز ادامه دارد. يك وقتي فكر مي‌كرديم يك روز كه جنگ تمام شد، اين عده برمي‌گردند به پادگان‌ها و سر زندگي‌شان مي‌نشينند، اما مي‌بينيد كه چنين خبري نشد. جنگ هنوز ادامه دارد و هيچ كاري هم نمي‌شود كرد و به بدترين شكلش هم دارد اتفاق مي‌افتد.

رأس هرم اجرائي كشور برخلاف لباسي كه بر تن دارند، هيچ نسبتي با هنر و فرهنگ ندارد

كارگردان باديگارد در بخش ديگري از اين مصاحبه باز هم با همان اصطلاح ديپلمات‌هاي فرهنگي نسبت به مديريت فرهنگي كشور معترض شده است و در جايي مي‌گويد: مسئولان كنوني جز اظهار عجز و ناتواني از بودجه حتي تشويق‌گر اين موضوع هم نيستند. مي‌گويند كه پول نداريم و فقط مي‌توانيم تشويق‌تان كنيم. زمان ساخت فيلم «خاكستر سبز»، آقاي لاريجاني وزير ارشاد وقت، مرا در دفترش خواسته و گفت كه حاضر است كمك كند تا من بروم بوسني و تحقيق كنم؛ يعني مدير فرهنگي افقي را مي‌بيند و براساس آن فيلم‌ساز را تشويق مي‌كند كه اگر از سوژه‌اي فيلم بسازي كه دغدغه نظام است، موظفم كمكت كنم. اين‌طور مي‌شود كه فيلم‌ها رنگ همسوي سياست‌هاي نظام مي‌گيرند و اراده نظام در فيلم‌ها ديده مي‌شود؛ اما درباره اين جشنواره چه بايد بگويم؟ اثر مديران فرهنگي بعد از آرامش‌دادن چيست؟ مثلا فيلم‌سازي كه مي‌خواهد براي جشنواره برلين فيلم بفرستد، مي‌داند اين جشنواره چه مانيفستي دارد كه براساس آن اگر فيلمي درباره علايق آنها بسازد و حتي در طول فيلم‌برداري يا مونتاژ نماينده‌اش به فيلم سركشي كند، مي‌توان آن را در جشنواره ديد؛ اما آقاي ايوبي شما جداي از شعار چه خواستيد و چه شد؟ البته انتقاد صرفا به ايوبي و جنتي برنمي‌گردد. متأسفانه رأس هرم اجرائي كشور برخلاف لباسي كه بر تن دارند، هيچ نسبتي با هنر و فرهنگ ندارد و در اين آشفته‌بازار وقتي زيردستان نيز از سربازاني انتخاب شوند كه دغدغه اين بحث را ندارند و اگر لازم به ايستادن پاي اصولي باشد؛ چون خصلت ايستادگي نياموخته‌اند، با هر باد موافق و مخالفي جا‌به‌جا مي‌شوند و رفتارشان پر از تناقض‌هاي مديريتي است.

ايوبي و جنتي هر دو از عالم ديپلماسي به عالم فرهنگ آمده‌اند

حاتمي‌كيا در پاسخ به چرايي عدم حمايت مديران فعلي سينمايي از مجوزهايي كه خودشان صادر مي‌كنند و همچنين دلايل توقيف فيلمها گفت:  به دليل اينكه آقاي ايوبي و جنتي هر دو از عالم ديپلماسي به عالم فرهنگ آمده‌اند. عالم ديپلماسي با عالم فرهنگ فاصله‌اي به تناسب وسط تنور و بيرون از تنور دارد. ظاهرشان خيلي به هم شبيه است؛ كت و شلواري هستيم، خيلي تيپ‌هايمان ‌تر‌و‌تميز و مرتب است، مثل هم لباس مي‌پوشيم؛ ولي عميق كه شويم، ديپلمات‌هايي كه به فرهنگ آمده‌اند، مرد مبارزه و ايستادگي در جايگاه‌هايي كه بايد باشند، نيستند؛ چون چشمشان به تلكس رمزي شده است و نه اجتهاد شخصي.

مرد فرهنگي اگر بداند در جايگاهي كه اشغال كرده، مؤثر نيست استعفا مي‌دهد؛ ولي اينها اينطور نيستند!

او در اينجاي بحث نظر جالبي در مورد وجه ايستادگي مديران قبلي فرهنگي بيان مي‌كند. او از خاتمي‌،مهاجراني و لاريجاني نام مي‌برد و در مورد تفاوتشان با مديران فعلي فرهنگ كشور مي‌گويد: اول خاتمي و بعدا مهاجراني و بعدا تا حدودي لاريجاني واجد اين ويژگي ايستادگي و مبارزه بودند. مهاجراني وزيري بود كه كاراكتر داشت و در جايگاهي كه داشت، مؤثر عمل مي‌كرد. حالا اينكه موافق ديدگاه و مواضعش هستيم يا نه، به جاي خود؛ ولي او براي حفظ منافع اهالي فرهنگ مبارزه مي‌كرد. مطمئن هستم كه آقاي ايوبي در طول صدارتش يك‌بار هم با روحاني ديدار و تقاضاي كمك به سينما نداشته؛ حتي آقاي جنتي هم همين‌طور، ولي ببينيد در دوران مرحوم سيف‌الله داد يا همين شمقدري چقدر از رئيس‌جمهور وقت فرصت گرفتند و پول و امكانات به سينما تزريق كردند. مرد فرهنگي اگر بداند در جايگاهي كه اشغال كرده، مؤثر نيست استعفا مي‌دهد؛ ولي چون اين دوستان قرار نيست در حوزه فرهنگ بمانند و اينجا منصبي است براي ارتقا به جاهاي ديگر پس هيچ‌وقت چنين اتفاقي نخواهد افتاد؛ مگر آنكه‌ آن‌قدر شور شود كه به نوعي عذرش را بخواهند.

حاتمي‌كيا البته در جايي از مصاحبه به احوالات  «حاج حيدر» ‌و «باديگارد» و نزديكي آن به  مختصات سياسي - اجتماعي‌ فعلي كشور مي‌گويد كه تصميم قهرمان فيلم آن هم در دوران رياست‌جمهوري روحاني براي اينكه باديگارد چهره‌هاي سياسي نباشد، ارجاع سياسي ندارد ولي تاكيد مي‌كند: نه لزوما به يك فرد خاص و به اين مقطع! اصلا تعارف ندارم، من اگر مي‌خواستم چنين حرفي بزنم، خيلي صريح مي‌گفتم. اشاراتي به جهان سياست دارم؛ اما اشاراتم به سياست دوران روحاني نيست.

كاگردان «آژانس شيشه اي» در بخش ديگري از مصاحبه و در پاسخ به سوال حاشيه اي ديگري كه آيا از اينكه به روحاني رأي داديد، پشيمان هستيد يا نه؟ مي‌گويد: نمي‌دانم چه بايد بگويم. اگر درد شترهاي خودمان در حوزه فرهنگ باشد كه سخت پشيمانم، ولي وقتي كليت نظام را تحليل مي‌كنم، حضورش را مؤثر مي‌دانم.

«گزارش يك جشن» را نقد ٨٨ مي‌دانم و اي كاش زمان خودش پخش مي‌شد

حاتمي‌كيا در اين مصاحبه در پاسخ به سوالي در مورد سرنوشت نمايش «گزارش يك جشن» گفته است كه هيچ پيگيري براي نمايش آن ندارد ولي حرفهايي هم در مورد موافقان و مخالفان اين فيلم بيان مي‌كند: «گزارش يك جشن» فيلمي است كه من ساخته‌ام و بسيار آن را دوست دارم. يادم هست كه منتقدان خيلي روي خوش به اين فيلم نشان ندادند؛ ولي مردم بسيار بسيار در سالن‌هاي سينماها تشويقم كردند. مي‌دانم كه اين فيلم موافق و مخالفاني دارد. عده‌اي آن را طرفداري از جريان ٨٨ مي‌دانند و عده‌اي آن را در كارنامه من انحراف از اصول ارزشي. همه اينها هم به سكانس پاياني فيلم برمي‌گردد كه به سبك دوربين موبايلي فيلم‌برداري شده است. من «گزارش يك جشن» را نقد ٨٨ مي‌دانم و معتقدم ‌اي كاش در زمان خودش آن را پخش مي‌كرديم. شجاعتي كه در شمقدري ديدم و در دولت قبلي نديدم. اطمينان دارم كه هيچ فيلمي در محاق توقيف نخواهد ماند؛ همان‌طور‌كه به رنگ ارغوان در دولت خاتمي توقيف شد و در دولت احمدي‌نژاد آزاد؛ اين فيلم نيز بالاخره روي پرده را خواهد ديد. من همچنان مشتاقم كه فيلمم اكران شود؛ ولي نه به تشويق كساني كه چهره‌اي دوگانه و به روايتي منافقانه دارند و قصدشان از اكران، تحليل فيلم نيست؛ چرا‌كه در همان زماني هم كه ساخته شد، دغدغه‌شان مفهوم فيلم نبود، الان نيز همين دغدغه را دارند و بيشتر بازي سياسي است. من هيچ ميلي براي بازي در اين ميدان نفساني ندارم و همچنان صبور خواهم ماند.

 

مصاحبه كننده در اين گفت‌وگو بحث را به سمت ديگري مي‌كشاند و از حاتمي‌كيا در مورد افرادي كه اصطلاحا دلواپس مي نامدشان سوال مي‌كند. حاتمي‌كيا هم در مورد اين سوال با زيركي جواب داده است و گفته است : دلواپسان كه دارند كارشان را مي‌كنند! از دولتمردان هم بايد خواست پاي وظايفشان بايستند! اگر دل‌هاي يك عده‌اي براي يك‌سري اتفاقات واپس است كه الحمدلله با ايمان كامل دارند كارشان را مي‌كنند، اين طرف دل مسئولاني كه فاقد اين ايستادگي و ايمان هستند بايد واپس باشد تا بلكه كاري كنند!

هيأت دولت گاهي در موضع اپوزيسيون مي‌ايستد

در جايي از مصاحبه از حاتمي‌كيا درمورد اتفاقاتي حاشيه اي فيلم «رستاخيز» يا حواشي سفر معتمداريا به كاشان سوال مي‌شود و كارگردان «باديگارد» باز هم با انتقاد از نقش منفعل دولت مي‌گويد: حيرت‌آور است وقتي مي‌بينيم اين اتفاق افتاده كه هيأت دولت هم گاهي در موضع اپوزيسيون مي‌ايستد و حرفش را مي‌زند؛ يعني خودش را از آنچه به‌عنوان ساختار سيستم مطرح است، جدا مي‌كند. مي‌گويند «ببينيد اين اتفاقات كه مي‌افتد، كار ما نيست، كار آنهاست!» به نظر من اين غم‌انگيز است و نبايد چنين نگاهي حاكم باشد. الان آقاي ايوبي و آقاي جنتي و تشكيلات ارشاد كه جزء ساختار نظام هستند، نمي‌شود صرفا در برابر اين اتفاقات، در مقام اپوزيسيون ظاهر شوند و نقد كنند! بايد بروند و اين مسائل را با ايستادگي و پايمردي حل كنند. نه اينكه فقط در لفظ، منتقد اين اتفاقات باشند و برايش كاري نكنند.

كاگردان «به رنگ ارغوان» حتي در مورد عدم حضور رئيس جمهوري در شوراي عالي سينما انتقاد كرده است و گفت: مقام معظم رهبري جايگاه فرهنگ را اين‌گونه تعريف كرده‌اند كه «فرهنگ را ذيل سياست جا ندهيد» و از اهالي فرهنگ خواسته‌اند كه در جايگاهي بالاتر بايستند. وقتي مي‌بينم آقاي روحاني يك‌ بار هم در جلسات «شوراي‌عالي سينما» كه با چه مصيبتي شكل گرفت، شركت نمي‌كند تا لااقل در جريان يك بخشي از مسائل قرار بگيرد، ديگر چه مي‌توانم بگويم؟ اصلا ايشان به‌عنوان رئيس شوراي‌عالي، اين شورا را كنار گذاشتند و برايشان جزء بحث‌هاي حاشيه‌اي شده.

يا اينجا نمي‌آمدي يا بابت اين صندلي‌اي كه رويش نشسته‌اي، بايد براي سينما بجنگي

در اين جاي بحث مصاحبه كننده به حمايت از مواضع دولت مي‌گويد: ‌البته چاله‌هاي زيادي از دولت قبل مانده بود كه مشغول پر كردنش بودند و هستند، از جمله مناقشه هسته‌اي و مذاكرات بين‌المللي... . حاتمي‌كيا هم جوابش را صريح مي دهد:اينها حرف و بازي است. هر چيزي به جاي خود. مي‌خواهم بگويم اگر از اين به بعد به فرهنگ و سينما توجهي ويژه نداشته باشند، سهمي از اين دستاورد رفع تحريم‌ها نصيب سينما نمي‌شود. مسئولان جوري از بي‌بودجگي خزانه فرهنگ حرف مي‌زنند، كه انگار مي‌خواهند مسئوليت از گردنشان برداشته شود. بايد به ايشان گفت آقا يا اينجا نمي‌آمدي به‌عنوان مسئول بنشيني يا بابت اين صندلي‌اي كه رويش نشسته‌اي، بايد براي بچه‌هاي هنر و سينما بجنگي، خون ‌دل بخوري و پايشان بايستي تا اين مسائل حل شود. اما من مي‌بينم اين اتفاق نمي‌افتد. چرا نمي‌افتد؟ چون مسئولان فعلي، جنگاوران حوزه فرهنگ نيستند؛ متخصصان حوزه سياست و ديپلماسي‌اند. ديپلماسي قواعد متفاوتي دارد. ديپلمات امروز يك چيز مي‌گويد، فردا حرفش را عوض مي‌كند. امروز مي‌گويد من مخالف يك چيزي هستم و شب تلكسي مي‌آيد و پيامي مي‌گيرد، فردا مي‌شود موافق همان چيز! احتياجي هم ندارد وارد بحثي شود؛ او براي حرفش نمي‌جنگد.

كاهاني، فرهادي و كيميايي براي من تحسين برانگيزند

حاتمي‌كيا معتقد است هنوز جنگجو است و از ايستادن پاي اصول، حمايت مي‌كند. او درجايي از كاهاني و فرهادي و كيميايي به عنوان كارگردانهايي كه پاي اصولشان ايستاده اند با احترام ياد مي‌كند و مي‌گويد:  آنچه ممكن است براي يك كارگردان در فيلم‌سازي و در جشنواره رخ ‌دهد، به من و جهان من هيچ ربطي ندارد. حتي ممكن است با همان كارگردان خارج از اين فضا، يك جاي ديگر شاخ به شاخ همديگر بايستيم و اصلا همديگر را تحمل هم نكنيم. اما به‌عنوان فيلم‌سازي كه پاي آنچه مي‌گويد، ايستاده و اگر قدم‌هاي بعدي‌اش را هم دنبال كنيد، مي‌بينيد دارد همان را مي‌گويد و دنبال مي‌كند، اين ستايش‌برانگيز است. مثلا سينماي كاهاني هيچ ربطي به سينماي من ندارد اما كاهاني براي من محترم است. چون پاي آنچه مي‌گويد مي‌ايستد و مسيرش هم مشخص است و مي‌داند دارد چه‌كار مي‌كند. حتي آقاياني مثل فرهادي، آقاي كيميايي و... هم مسير و جايگاهشان مشخص است و دارند راه خودشان را مي‌روند و اين براي من تحسين‌برانگيز است. اما در اين بين بعضي‌ها هم هستند كه فيلم مي‌سازند، يك‌ بار اين‌وري و يك‌بار آن‌وري مي‌روند و اصلا نمي‌فهمي رنگشان چيست؟ قلمشان چيست؟ خطشان چيست؟ هيچ‌چيزشان را نمي‌توان فهميد چون اينها موج‌سوارانند!

با فيلمسازي كه هويت ندارد مخالفم/ شيوه مرده شوري در فيلمسازي را دوست ندارم

كارگردان«ديده بان» مي‌گويد با فيلمسازي كه هويت ندارد مخالف است و در مورد اينكه چگونه هويت يك فيلمساز شكل مي‌گيرد مي‌گويد: با اصراركردن بر جايگاه خود، بابت آن صبوري‌كردن، اصرارورزيدن براي بيان حرف خود، تحمل‌كردن دشواري‌ها و كوتاه‌نيامدن. متأسفانه در اين چند سال در سينماي ما، به اين بحث چندان وقعي نگذاشته‌اند. مثلا من الان سه دهه است كه فيلم مي‌سازم و مي‌توانيد از هر فيلم من، مرا دنبال كنيد. بگوييد اين مسيرش اين است و افت‌وخيزهايش هم اين است. چند فيلم‌ساز را مي‌توانيد اين‌طوري تعقيب كنيد؟ چقدر از فيلم‌سازهاي ما اين‌طوري كار مي‌كنند؟ يك مرده‌شورهايي هستند كه هر مرده‌اي را به آنها بدهند مي‌شورند و هيچ مسئله‌اي هم برايشان مهم نيست. من اين شيوه مرده‌شوري را دوست ندارم. براي همين فيلم‌سازي كه مشي دارد و مرده‌شور نيست، حتي اگر زمين تا آسمان نظرات و نگاهمان با هم متفاوت باشد، برايش ارزش قائلم، محترم مي‌شمارمش و مي‌گويم بارك‌الله، آفرين!

كارگردان «باديگارد» در اين مصاحبه كه گويا براي پيش از ايام انتخابات مجلس صورت گرفته است، در خصوص نگاه و نظر نمايندگان مجلس قبلي به موضوع فرهنگ و هنر گفته است: راستش تا به‌ حال خيلي به مجلس توجهي نداشتم، ولي وقتي فريادهاي اصولي آرمانگرايان را مي‌بينم كه هيچ فريادرسي از دولت برنمي‌خيزد، تازه به جايگاه مجلس و كميسيون فرهنگي فكر مي‌كنم. خدا كند در مجلس آينده كساني در كميسيون فرهنگي بنشينند كه درك آرماني از فرهنگ داشته باشند، والا همين صدا نيز خاموش خواهد شد.

به شبكه هاي اجتماعي خوش بين نيستم، آدرس غلط مي‌دهند

در بخش ديگري از اين مصاحبه، حاتمي‌كيا از عدم علاقه اش به شبكه هاي اجتماعي و رسانه‌هاي مجازي مي‌گويد. مصاحبه كننده از او مي‌پرسد: ‌پس چطور جوان‌ها را مي‌شناسيد و از دنياي جوان‌ها باخبر مي‌شويد؟ و حاتمي‌كيا جواب مي‌دهد:مگر جوان‌ها فقط در همين محيط‌هاي مجازي هستند؟ من خيلي خوشبين به اين فضاها نيستم و حتي معتقدم آدرس غلط مي‌دهند. كساني كه به اين فضا دل خوش مي‌كنند، عملا از جامعه عقب مي‌افتند. اين محيط‌ها حضورشان به اندازه يك فشار دگمه به خاموش‌كردن دستگاه اينترنت است و من در فيلم «چ» كاملا فهميدم كه اين فضا اصلا قابل‌اعتماد نيست و نبايد دل به آن سپرد. اما براي ارتباط با جوان‌ها، راه‌هاي حضوري و چشم‌درچشم هست كه من به حد خودم در آن حضور دارم. ادعاي بزرگي هم ندارم، دو پسر جوان دارم كه با آنها زندگي مي‌كنم. به اندازه خودم جوان‌ها را درك مي‌كنم؛ به اندازه معاشرت يك مرد ٥٤ساله، با نسل جديد ارتباط دارم. هرچه از جوان‌ها مي‌دانم از زاويه پدر و پدربزرگي است كه نوه دارد. البته به‌گواه دوستان جواني كه با من هم‌قدم مي‌شوند، روحم به‌شدت جوان است و اهل مبارزه.


برگشت به تلکس خبرها